دکتر محمد طباطبایی* – در پی جنایات بیرحمانه این حکومت مافیایی که به گونهای وحشیانه و غیرقابلتصور و با اتکا به نیروهای سرکوبگر داخلی و وارداتی، مردم بیگناه را که چیزی جز بازپسگیری کرامت انسانی، آزادی و استقلال در سر نداشتند و خواستهای جز آن نداشتند، به گلوله بست، صفحهای تلخ و تراژیک در تاریخ ایران رقم خورد؛ رخدادی که از نظر خشونت و بیرحمی، در حافظه تاریخی ایرانیان یادآور دورههای تاریک و ویرانگر گذشته، همچون هولوکاست، است یا شاید بتوان آن را با رفتار وحشیانه مغول مقایسه کرد.
این رفتار وحشیانه و خشونتآمیز که بر پایه ترس، درماندگی و نگرانی از شورش و گسترش همبستگی و اعتراضات ملی شکل گرفت، کوشید با ایجاد رعب و وحشت، جامعه را به عقب براند و فضای عمومی را آکنده از اضطراب و هراس کند. این مکانیسم و سازوکار روانی، طی دهههای گذشته، همواره به عنوان یکی از ابزارهای اصلی کنترل اجتماعی توسط اتاق فکر و ساختارهای تصمیمگیر این حکومت مافیایی بکار گرفته شده است.
با این حال، در این شرایط کنونی، بخش بزرگی از جامعهی ایران خود را در مرحلهای از بیداری و گذار تاریخی – در دورهای رنسانسگونه – میبیند و در حال عبور از این دوران سیاه تاریخ ایران است؛ و هدف آن پایان دادن به این حکومت سرکوبگر مافیایی اسلامی است. دورهای که در آن خواست تغییر، عبور از سرکوب و حرکت به سوی نظمی مردممحور و مبتنی بر آزادی، به مطالبهای فراگیر بدل شده است. در مقابل، حاکمیت بقای خود را بیش از هر زمان دیگری در توسل به خشونت، سرکوب و گسترش فضای ترس جستوجو میکند.
پس از کشتار گسترده بیش از چهل هزار تن از پیر و جوان، مرد و زن، این رخداد از یک سو جامعه را به اندوهی عمیق، سوگواری و دلشکستگی کشانده است و از سوی دیگر، واکنش خانوادههای جانباختگان در هفتههای گذشته و در آستانه چهلمین روز قتلعام مردم نشان داده است که این اندوه به سکوت و انزوا ختم نشده و حتی بهگونهای غیرمعمول در فرهنگ جامعه، مراسم یادبود برگزار میشود.
به راستی، خشم و درد بازماندگان و خانوادههای این جاویدنامان و بخشهای وسیعی از جامعه، به نوعی معناگرایی و معنا بخشیدن به رنج تبدیل شده است؛ جامعهای که در این درد و رنج، «بیعدالتی و انسانستیزی» بیپایانی را تجربه کرده است؛ تلاشی برای تبدیل تجربه بیعدالتی و خشونت به آگاهی جمعی. اما این جامعه، در این درد و رنج، برخلاف انتظار این حکومت ضحاکصفت، درهم نشکسته، بلکه کوشیده است این رنج را به نیرویی جهتدهنده بدل کند؛ خشمی که به همبستگی، خودآگاهی جمعی، همدلی و احساس مسئولیت جمعی انجامیده است. نیرویی که با رهبری خردمندانه شاهزاده رضا پهلوی گره خورده است و این خشم جمعی جامعه را در مسیر آیندهای روشن، مبتنی بر آشتی ملی، آزادی و دموکراسی سوق میدهد.
این قتلعام وحشیانه حکومت دیکتاتوری، جامعه را با این درد و رنج از مرحله «ترس و نگرانی» به مرحلهای از خشم مشترک و مطالبهگری همسو، سازمانیافته و هدفمند سوق داده است؛ خشمی که در کنار اندوه، به شکلگیری «امید و احساس قدرت» و توان جمعی انجامیده است؛ جایی که اندوه و اعتراض درهم میآمیزند و به نمادی از پایداری تبدیل میشوند. این همان حرکتی است که در کنار آرامگاه این جاویدنامان، با حرکتی موزون و به رقص درآمده، خود را نمایان میکند. خشمی که نه موجب فرسودگی و درهم شکستن این دلشکستگان شده است، بلکه همچون نیرویی قدرتمند و استوار در مقابل این سرکوبگران صف کشیده است.
باورمندی آگاهانه، هوشمندانه و واقعبینانه جامعه ایران، این درد منسجم را به «خشمی انسانگرایانه» تبدیل کرده است؛ نیرویی که از منظر روانشناختی اجتماعی، نشانهای از شکلگیری خودباورمندی جمعی و امیدواری عملگراست. چنین تحولی میتواند به عنوان نقطهای مهم و ارزشمند در تاریخ ایران و در روند این دگرگونی اجتماعی تعبیر شود؛ خشمی که موجب رهایی از این دوران تاریک میگردد و در خود، خودباوری و انتظار «مرغ همای سعادت» را دربر دارد. حرکتی که در آن، رنج به انگیزهای برای بازسازی و گام نهادن به سوی آیندهای بهتر تبدیل میشود و خود را به صورت رقص در چهارگوشه ایران نمایان میسازد.
این خشم گرهخورده در امید و یقین به پیروزی، تلاشی است که با رهبری شاهزاده رضا پهلوی برای عبور از این رژیم اشغالگر شکل گرفته است.
از این رو، در چنین شرایطی اهمیت دارد که این خشم اجتماعی، در این واپسین لحظات پیش از پیروزی نهایی و آغاز پایان حکومت مافیای اسلامی، هدفمند و پایدار هدایت شود.
در این میان، همراهی ایرانیان خارج از کشور با جامعه داخل و حفظ پیوندهای همبستگی میتواند نقشی تعیینکننده در استمرار این مسیر ایفا کند؛ همانگونه که در فراخوان ۱۴ فوریه شاهزاده رضا پهلوی، ایرانیان به این «انقلاب شیر و خورشید» آری گفتند.
به یاد داشته باشیم: خشم ما هدیهای است برای پیروزی ما.
دکتر محمد طباطبایی، روانشناس، روانکاو و پژوهشگر
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




