مهدی نوذر – پس از اظهارات اخیر دونالد ترامپ دربارهی امکان تکرار مدل ونزوئلا در ایران، بحث دربارهی مسیر گذار از جمهوری اسلامی بار دیگر در میان تحلیلگران داغ شده است؛ بحثی که در آن بسیاری تأکید میکنند آیندهی ایران در نهایت به تصمیم مردم این کشور گره خورده است.
اخیرا ترامپ در یک کنفرانس خبری گفت مدل ونزوئلا میتواند الگوی مناسبی باشد؛ مدلی که در آن فردی از درون حاکمیت جایگزین رهبر فعلی میشود؛ در این راستا ذکر چند نکته را لازم میدانم. اساسا این مقایسه از بنیاد اشتباه است.
آنچه در ونزوئلا رخ داد یک قیام ملی فراگیر با اجماع اجتماعی کامل نبود و همچنین جامعهی ونزوئلا هرگز به شکل یکپارچه پشت آلترناتیو پس از براندازی نایستاد.
اما در ایران ما با چیزی کاملا متفاوت روبرو هستیم؛ یک خیزش ملی علیه یک ساختار حکومتی.
نکته مهم اینجاست که در مقطع فعلی منافع مردم ایران و منافع آمریکا در یک نقطه با یکدیگر همراستا شده است و آن سقوط جمهوری اسلامی است اما این به آن معنا نیست که سرنوشت ایران در واشنگتن تعیین میشود.تحولات ایران را در نهایت مردم ایران رقم خواهند زد.
در همین میان برخی تحلیل میکنند که ترامپ قصد دارد فردی از درون حاکمیت را جایگزین کند؛ مثلاً چهرهای مانند حسن روحانی یا فردی مشابه.اما این تحلیل یک خطای بزرگ دارد: مشکل ایران یک فرد خاص نیست.مشکل، ماهیت و ساختار این حکومت است؛ ساختاری که چهار دهه با سرکوب داخلی، بحرانسازی خارجی و نابودی اقتصاد کشور گره خورده است.
هیچ سیاستمدار عاقلی تصور نمیکند با عوض کردن یک چهره در رأس چنین ساختاری، مشکل حل خواهد شد.
اگر هم ترامپ گاهی از سناریوی «فردی از درون حاکمیت» صحبت میکند، بیش از آنکه یک طرح واقعی باشد، یک تاکتیک سیاسی است؛ تاکتیکی برای افزایش شکاف و اختلاف در درون حاکمیت.
در سیاست یک اصل ساده وجود دارد:
حکومتی که اختلافات درونیاش به حداکثر برسد، سقوطش بسیار سریعتر خواهد بود.
از سوی دیگر، اگر ترامپ امروز رسما از شاهزاده رضا پهلوی بعنوان رهبر آیندهی ایران نام ببرد، در داخل آمریکا با فشارهای سنگین سیاسی روبرو خواهد شد. منتقدان خواهند گفت هدف واقعی واشنگتن از ابتدا تغییر رژیم در ایران بوده و موضوع هستهای تنها بهانهای برای این سیاست بوده است.
علاوه بر این، چنین حمایتی میتواند دوباره روایتهای قدیمی و جنجالی دربارهی ۲۸ مرداد را زنده کند؛ روایتهایی که ممکن است در آینده برای ایجاد شکاف در جامعهی ایران مورد استفاده قرار بگیرند.
به همین دلیل ترامپ با احتیاط نامی نمیبرد.
اما یک واقعیت را همه میبینند:
در میان نامهایی که در خیابانها و در میان مردم شنیده میشود، نامی که بیش از همه تکرار میشود شاهزاده رضا پهلوی است.
و یک نکته دیگر هم باید صریح گفته شود:
ترامپ میلیاردها دلار هزینه نکرده و سالها فشار اقتصادی و سیاسی وارد نکرده است تا در نهایت همان ساختار جمهوری اسلامی حفظ شود و فقط یک چهره جای چهرهی دیگر را بگیرد.
چنین تصوری نه با منطق سیاست سازگار است و نه با واقعیتهای امروز ایران.
در نهایت یک اصل تغییر نمیکند:
پس از سقوط جمهوری اسلامی، این مردم ایران هستند که رهبر آینده و نظام سیاسی کشورشان را تعیین خواهند کرد: نه ترامپ، نه واشنگتن و نه هیچ قدرت خارجی دیگری؛ سرنوشت ایران را ملت ایران تعیین خواهد کرد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




