شیرین عبادی حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل در گفتگو با روزنامه ایتالیایی «رپوبلیکا» درباره جنگ جاری میان اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی تأکید کرده «این جنگ میان رژیم ایران، آمریکا و اسرائیل در سال ۱۹۷۹ و با تأسیس جمهوری اسلامی آغاز شد؛ نظامی که سیاست خارجیاش آشکارا بر نابودی اسرائیل و بیرون راندن آمریکاییها از خاورمیانه بنا شده است.»

متن کامل این گفتگو را در ادامه میخوانید:
پرسش :خانم دکتر عبادی، پس به نظر شما بمبهای آمریکا و اسرائیل سرانجام دموکراسی را به ایران خواهند آورد؟
نه، دموکراسی فقط با انتخابات آزاد به دست میآید اما وقتی بمبها دستگاه سرکوب رژیم را نابود کنند و این رژیم دیگر سلاحی برای جنگیدن نداشته باشد، مجبور خواهد شد تسلیم مطالبات مردم شود ، قدرت را ترک کند و به انتخابات آزاد تن بدهد. اگر چنین «کمکی» به مقاومت مردم ایتالیا نشده بود، کشور شما هرگز آزادی را به دست نمیآورد.
پرسش: اما آن زمان متفقین مقاومت و پارتیزانهای ایتالیایی را علیه نازیفاشیستها مسلح کردند. آیا آمریکاییها باید همین کار را با مخالفان ایرانی انجام دهند؟
ما در دهمین روز حملات و بمبارانهای گسترده در ایران هستیم؛ فاجعهای برای مردم.
اما اگر این حملات بتوانند نیروی سرکوبگر آیتاللهها را از بین ببرند، فکر میکنم مخالفان و فعالان دموکراتیک قدرت لازم برای سرنگونی رژیم را خواهند داشت.»
پرسش: اما بمباران برای همه یک فاجعه است.
و همین هم یکی از دلایلی است که مردم اکنون میترسند برای اعتراض به خیابان بیایند؛ چون شب و روز حملات هوایی وجود دارد و بسیار خطرناک است. اما اگر ایالات متحده، اسرائیل یا هر کشور دیگری بتواند ماشین جنگی رژیم ایران را نابود کند، مطمئنم اکثریت ایرانیان از آن استقبال خواهند کرد.
پرسش: با این حال رژیم مقاومت میکند؛ حتی بیش از پیش رادیکال شده است: حمله به کشورهای همسایه، بستن تنگه هرمز و انتخاب پسر خامنهای به عنوان رهبر جدید.
این مسئله مرا بسیار میترساند، زیرا وقتی رژیم در شرایط بسیار دشوار قرار میگیرد، همیشه با سرکوب، قتل و خشونت بیشتر واکنش نشان میدهد.
پرسش: و اگر جمهوری اسلامی پس از این جنگ همچنان پابرجا بماند؟
امیدوارم پیش از آن سقوط کند. این رؤیای ما ایرانیان است. پس از ده روز حملات و قطع اینترنت، وضعیت همچنان بسیار وخیم است. اما ما هرگز امید خود را از دست ندادهایم.
پرسش: اما آیا واقعاً فکر میکنید ترامپ به آزادی و دموکراسی ایرانیان اهمیت میدهد؟
نمیدانم. آمریکاییها به ترامپ رأی دادند، نه ما ایرانیها. و ایالات متحده هم به ایران حمله نکرد تا دموکراسی را به ایران صادر کند، بلکه برای نابود کردن سایت های هستهای غنیسازی اورانیوم که تهدیدی برای اسرائیل بودند. بیایید صادق باشیم: این جنگ میان رژیم ایران، آمریکا و اسرائیل در سال ۱۹۷۹ و با تأسیس جمهوری اسلامی آغاز شد؛ نظامی که سیاست خارجیاش آشکارا بر نابودی اسرائیل و بیرون راندن آمریکاییها از خاورمیانه بنا شده است. راهبردی دیوانهوار که مردم را به ورطه نابودی کشانده است: امروز ۷۰ درصد ایرانیان زیر خط فقر زندگی میکنند.
پرسش: از نظر شما این جنگ چگونه پایان خواهد یافت؟
قابل پیش بینی نیست. به عوامل بسیاری بستگی دارد. آیا رژیم همچنان مقاومت خواهد کرد؟ واکنش کشورهای همسایه چه خواهد بود؟
اما میدانم که در ۴۷ سال گذشته مردم ایران بارها بهطور مسالمتآمیز به خیابانها آمدهاند و هر بار با سرکوبی خشونت آمیزتر مواجه شدهاند. این لحظهای سرنوشتساز برای آینده ایران است.
پرسش: و شما خوشبین هستید؟
متأسفانه در این جنگ تاکنون قربانیان غیرنظامی زیادی وجود داشتهاند، از جمله کودکان بسیاری. در عین حال، قدرت نظامی رژیم ایران در حال کاهش است، موشکها و سلاحها رو به پایاناند و جمهوری اسلامی در منطقه دوستی ندارند که بتوانند بیشتر از او کمک بگیرند، روسیه هم در اوکراین درگیر است. پایان خوش غیرممکن نیست.
پرسش: چه پایانی؟
رژیمی که از پا افتاده و به اراده مردم تن دهد، قدرت را رها میکند و سپس همهپرسیای با نظارت سازمان ملل برگزار میشود تا قانون اساسی تعیین شود. تنها در آن زمان شما ایرانی بسیار متفاوت را خواهید دید؛ کشوری که نیازی به غنیسازی اورانیوم یا حمله به دیگر کشورها ندارد. و سرانجام میتوان در صلح زندگی کرد.

