رهبر مقوایی، فرماندهی پنهان و لرزش در بدنه‌ی سرکوب

دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ مارس ۲۰۲۶


 س. روزبه – گاهی برای فهمیدن فروپاشی یک ساختار بزرگ، لازم نیست سراغ پیچیده‌ترین نظریه‌های سیاسی رفت. کافی است یک جابجایی ساده را در زندگی عادی تصور کنیم. حتی عوض کردن یک خانه، اگر ناگهانی و زیر فشار باشد، برای مدتی همه چیز را به هم می‌ریزد. حالا اگر همین منطق را به یک ساختار نظامی و امنیتی تعمیم بدهیم که همزمان زیر بمباران، حذف فرماندهان و بحران رهبری قرار گرفته‌است، دیگر با یک اختلال موقت روبرو نیستیم؛ ما با نوعی «آنتروپی ساختاری» طرفیم؛ یعنی وضعیتی که در آن سیستم بیش از آنکه انرژی‌اش را صرف مقابله با دشمن کند، صرف بقای فیزیکی و جلوگیری از متلاشی شدن درونی می‌کند.

۱. رهبر مقوایی و خلأ نمادین

در علوم سیاسی، رهبر فقط صادرکننده‌ی دستور نیست، بلکه نقطه‌ی ثقل روانی یک نظام است. وقتی در اوج بحران، از رأس قدرت فقط یک متن بی‌روح و بدون تصویر و صدا صادر می‌شود، اصطلاح «رهبر مقوایی» جان می‌گیرد. این نه لزوما به معنای غیبت فیزیکی، بلکه به معنای غیبت کارکردی است. در روزهایی که پیام منتسب به مجتبی خامنه‌ای به شکل مکتوب منتشر شد، همزمان هیچ تصویر تازه یا نشانه‌ی روشنی از وضعیت جسمی و حضور علنی او ارائه نشد و همین، پرسش‌ها را بیشتر کرد : آیا او هنوز زنده است، یا با نوعی عملیات فریب روبرو هستیم؟ امروز همه چیز در این باره در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

تفاوت امروز با سال ۱۳۶۷ در همین‌جاست. روح‌الله خمینی با نوشیدن «جام زهر»، مسئولیت شکست را بر عهده گرفت و مرکزیت نظام را حفظ کرد. اما امروز، سکوت و پنهان‌کاری این پرسش را در بدنه‌ی نظام ایجاد کرده است که آیا کسی هست که در لحظه‌ی آخر مسئولیت تصمیم‌های سخت را بپذیرد؟

غیبت تصویر، در چنین وضعی، فقط یک مسئله‌ی رسانه‌ای نیست؛ نشانه‌ای است از غیبت مسئولیت‌پذیری. و وقتی بدنه‌ی اجرایی و نظامی چنین احساسی پیدا کند، خود را در میانه‌ی میدان رهاشده می‌بیند. ادامه‌ی این روند می‌تواند موجب تردید در میان بدنه و فرماندهان شود و این نگرانی را افزایش دهد که در نهایت خود آنان به دادگاه‌های عدالت سپرده شوند و سرنوشت خانواده‌هایشان چه خواهد شد؛ وضعیتی که به تشدید بحران و گسترش ترس می‌انجامد.

۲. پناهگاه‌های زیرزمینی و فرماندهان غایب

گزارش‌ها و نشانه‌ها حاکی از آن است که بخشی از فرماندهی و مدیریت بحران از سطح زمین به فضاهای امن‌تر و پنهان‌تر منتقل شده است. وقتی فرماندهان و مسئولان رده‌‌بالا ناچار می‌شوند به زیرزمین‌ها، اتاق‌های امن یا تونل‌های حفاظتی پناه ببرند، نخستین قربانی، زنجیره‌ی فرماندهی است. خبرگزاری رویترز نیز از شکاف در رأس ساختار قدرت و افزایش نقش سپاه در تصمیم‌گیری‌های جنگی در پی ضربات اخیر نوشته است.

اختلال در لجستیک، نخستین پیامد این وضعیت است. مدیریت جنگ یا حتی اداره‌ی یک شهر از درون فضاهای بسته و پنهان، با محدودیت شدید ارتباطی و کاهش سرعت انتقال تصمیم روبرو می‌شود. در کنار آن، شکاف میان «ستاد» و «صف» عمیق‌تر می‌شود. فرماندهی که از دل خیابان و پادگان جدا شده و در عمق پناهگاه قرار گرفته، دیگر نبض لحظه را مثل گذشته حس نمی‌کند. فشار از بالا، در چنین وضعی، در پایین‌دست به ترس و بی‌اعتمادی تبدیل می‌شود.

۳. بدنه‌ی سرکوب: از اقتدار خیابانی تا غریزه‌ی بقا

شاید جدی‌ترین نشانه‌ی فرسایش، وضعیتی باشد که گریبان‌گیر نیروی انتظامی، بسیج و یگان‌های ویژه شده است. این نیروها سال‌ها با اتکا به سایه‌ی سنگین قدرت در خیابان‌ها حکمرانی می‌کردند. اما وقتی فرماندهی پنهان می‌شود و نیروی میدانی زیر خطر مستقیم باقی می‌ماند، اقتدار خیابانی به‌تدریج جای خود را به غریزه‌ی بقا می‌دهد.

بر پایه‌ی برخی ویدئوهای منتشرشده در رسانه‌ها، از جمله گزارش‌ها و تصاویر پخش‌شده از ایران اینترنشنال، نشانه‌هایی از استقرار یا پناه‌گیری نیروها در نقاطی چون تونل‌ها، زیرگذرها و فضاهای شهری امن‌تر دیده شده است. حتی اگر این وضعیت هنوز همه‌جا یکسان نباشد، منطق آن روشن است: نیرویی که دیروز ابزار سرکوب خیابان بود، امروز خود می‌کوشد از آسمان و زمین در امان بماند. این جابجایی روانی، کوچک نیست. وقتی پلیس یا نیروی عملیاتی احساس کند بیش از آنکه پشتیبانی شود، در معرض قربانی‌شدن قرار گرفته، نخستین واکنش او نه حمله، بلکه پنهان شدن، تعلل یا ترک فعل خواهد بود.

۴. فرسایش شبکه‌ی ارتباطی و «یتیمی استراتژیک»

هر توان نظامی، از جمله موشک و پهپاد، یک سقف جایگزینی دارد. اما خطرناک‌تر از اتمام مهمات، اتمام اراده‌ی عملیاتی است. وقتی یک پادگان، انبار، مرکز ارتباط یا قرارگاه زیر فشار قرار می‌گیرد، فقط ساختمان از بین نمی‌رود؛ روش کار و اعتماد متقابل هم آسیب می‌بیند. گزارش‌های تحلیلی غربی هم به هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های نظامی و امنیت داخلی ایران در روزهای اخیر اشاره کرده‌اند.

بدنه‌ای که نداند فردا چه کسی قرار است کشته یا جایگزین شود، به نوعی «یتیمی استراتژیک» دچار می‌شود. این نیروها شاید هنوز لباس فرم به تن داشته باشند، اما از نظر روانی، دیگر بخشی از یک ماشین جنگی منسجم نیستند. آنها به افرادی پراکنده تبدیل می‌شوند که مهم‌ترین دغدغه‌شان، زنده ماندن تا پایان شیفت است. نظامی که بدنه‌اش به این نقطه برسد، از بیرون شاید هنوز پر سر و صدا باشد، اما از درون دیگر یکپارچه نیست.

۵. بُعد اجتماعی و اقتصادی: تیر خلاص

سیستم در حالی وارد این فاز از فرسایش شده که پشتوانه‌ی اجتماعی‌اش از پیش تضعیف شده بود. فشار معیشتی، بی‌اعتمادی عمومی، سرکوب‌های گذشته و فرسودگی روانی جامعه، پیش از این جنگ نیز وجود داشت. اکنون هزینه‌های پنهان‌کاری، جابجایی‌های نظامی، اختلال در اداره‌ی شهرها و فشار مضاعف امنیتی، بار تازه‌ای بر دوش جامعه گذاشته است.

در کنار آن، شکست روایت‌ها نیز به چشم می‌آید. رجزخوانی‌های صدا‌و‌سیما وقتی با تصویر فرماندهی پنهان، رهبر غایب و پیام‌های مکتوب مقایسه می‌شود، گاه اثر معکوس می‌گذارد. مردم نه فقط به متن، بلکه به خلأ پشت متن نگاه می‌کنند. تهدید وقتی با نمایش اقتدار همراه نباشد، به جای ترساندن، اضطراب را آشکار می‌کند.

نتیجه در دل واقعیت

فروپاشی لزوما یک انفجار بزرگ در یک روز معین نیست. فروپاشی می‌تواند همین وضعیتی باشد که امروز نشانه‌هایش دیده می‌شود: ترک برداشتن ستون رهبری با غیبت و پیام‌های مکتوب، فرو ریختن تدریجی ستون فرماندهی با پناه گرفتن در زیرزمین، و ذوب شدن ستون ترس، آنجا که بدنه‌ی سرکوب دیگر بیش از مأموریت، به حفظ جان خود فکر می‌کند.

در ظاهر شاید بنا هنوز ایستاده باشد. اما وقتی ستون رهبری ترک برمی‌دارد، فرماندهی به زیرزمین می‌خزد و بدنه‌ی سرکوب بیش از آنکه به اجرای مأموریت فکر کند به حفظ جان خود می‌اندیشد، دیگر مسئله فقط دوام یک حکومت نیست؛ مسئله فرسایش نظمی است که سال‌ها بر ترس، تبلیغات و فرمان‌پذیری بنا شده بود. اینکه این لرزش‌ها مقدمه‌ی یک بازسازی موقت است یا نشانه‌ی ورود به مرحله‌ی پایانی، داوری‌ای است که نه با رجزخوانی رسمی، بلکه با روند وقایع، نگاه مردم و حرکت نهایی مردم تحت رهبر دوران گذار شاهزاده رضا پهلوی روشن خواهد شد.

 

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=398874