دکتر مهدی میرسعیدی – اعلام رسمی شهبانو فرح پهلوی در ۱۲ مارس ۲۰۲۶ مبنی بر اینکه آقای داریوش شفا، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و فرزند اندیشمند و نویسندهی نامدار دکتر شجاعالدین شفا به سمت رئیس دفتر مخصوص شهبانو منصوب شده است، برای بسیاری یادآور نقش مهم پدر ایشان در دفاع از فرهنگ و هویت ایرانی بود. این انتصاب بهانهای است تا نگاهی به زندگی، آثار و خدمات فرهنگی دکتر شجاعالدین شفا بیندازیم؛ چهرهای که تلاشهایش در عرصهی فرهنگ و تاریخ ایران هنوز برای نسلهای امروز الهامبخش است.
زندگینامه و تحصیلات
شجاعالدین شفا در ۱۳ آذر ۱۲۹۷ خورشیدی/۱۹۱۸ میلادی در قم به دنیا آمد. خانوادهاش از تبار پزشکان و درمانگران معروف «شفا» بودند؛ همین نام خانوادگی بعدها نامی ماندگار در فرهنگ ایران شد. او پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در قم و تهران، به دنیای ادب و فرهنگ روی آورد. نخستین ترجمههای او از اشعار لامارتین در هجدهمین سال زندگیاش منتشر شد و سبک نثر روان و فارسیاش مورد تحسین قرار گرفت.
پس از این موفقیتها، شفا برای ادامهی تحصیل عازم لبنان و فرانسه شد. در این دوران با زبانهای فرانسوی و آلمانی آشنا شد و بویژه در ادبیات کلاسیک اروپایی تبحر یافت. این دانش بعدها برای ترجمهی شاهکارهایی مانند «کمدی الهی اثر دانته» و «دیوان شرقی و غربی اثر گوته» به کار آمد. او تحصیلات عالی خود را در دانشگاههای بیروت و پاریس ادامه داد و در رشتهی ادبیات تطبیقی به درجهی دکترا دست یافت.
بازگشت به ایران و آغاز فعالیت سیاسی
اوایل دههی ۱۳۲۰ همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه، شفا به ایران بازگشت و بعنوان مترجم در ادارهی تبلیغات و رادیو استخدام شد . او در همین سالها به اتفاق چند تن از دوستان همفکر خود «حزب میهنپرستان» را بنیان گذاشت و روزنامهای به همین نام منتشر کرد؛ سرمقالههای روزنامه غالبا به قلم او بود. شعار اصلی حزب میهنپرستان بیزاری از وابستگی به بیگانگان و تقویت هویت ملی بود. این فعالیتها نشان میدهد که دغدغهی ملیگرایی و استقلال از همان آغاز در اندیشهی او حضور داشت.
از اوایل دههی ۱۳۳۰، با ورود حسین علاء به وزارت دربار، شجاعالدین شفا بعنوان سخنگوی رسمی دربار شاهنشاهی منصوب شد. بعدها او بعنوان مشاور و معاون فرهنگی دربار ارتقا یافت و این مقام، فرصتها و امکانات گستردهای برای تحقق آرمانهای فرهنگیاش فراهم کرد. در سال ۱۳۳۸، زمانی که مقام معاونت فرهنگی وزارت دربار به او سپرده شد، محور فعالیتهایش جمعآوری و ترویج میراث فرهنگی ایران بود. بویژه، با همکاری گسترده بسیاری از محققان و ایرانشناسان به بازسازی عظمت فرهنگ و تاریخ ایران همت گماشت .
نقش در جشنهای ۲۵۰۰ ساله و تقویم شاهنشاهی
همانگونه که در مقالهی منتشره در کیهان لندن در سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ در اهمیت ملیگرایی فرهنگی در گذشته و آیندهی ایران نوشتم، دکتر شفا نمونهی عالی گسترش این تفکر بوده و هنوز میباشد. یکی از مهمترین عرصههایی که نقش او در آن برجسته شد، برنامهریزی و طراحی جشنهای ۲۵۰۰ سالهی شاهنشاهی ایران بود. بسیاری از پژوهشگران تاریخ معاصر بر این باورند که او از چهرههای مؤثر در شکلگیری چارچوب فکری و فرهنگی این رویداد بهشمار میرفت؛ رویدادی که هدف آن یادآوری تداوم تاریخی دولت ایرانی از دوران هخامنشی تا عصر جدید و جلب توجه جهانیان به میراث تمدنی ایران بود.
این جشنها تنها به برگزاری مراسم محدود نمیشد بلکه تشویق محققان به تألیف ۲۵۰۰ کتاب و ۲۵۰۰ مقاله دربارهی تاریخ ایران را هدف گرفته بود . شفا باور داشت که بازگشت به ریشههای ایران باستان، اعتماد به نفس ملی را تقویت میکند و روحیهی ملیگرایی را در جامعه میدمد. آنچه که به باور بسیاری، در دوران بعد از جمهوری اسلامی نیز بسیار با اهمیت است.
پیشنهاد تغییر تقویم به شاهنشاهی (که هرچند پس از فتنه ۵۷ برچیده شد) نماد تلاش او برای قطع وابستگی فرهنگی و گاهشماری از تقویم هجری خورشیدی بود .
سخنرانینویس و مشاور اصلی شاه فقید
شجاعالدین شفا بهتدریج به یکی از نزدیکترین همکاران فرهنگی محمدرضا شاه فقید بدل شد و در تدوین بسیاری از سخنرانیها و متون رسمی شاه نقش داشت. در آن دوره بخش قابل توجهی از سخنرانیهای مهم شاه، بویژه سخنرانیهایی که جنبههای تاریخی و فرهنگی داشتند، با همکاری یا مشارکت فکری او تهیه میشد. در این متون، موضوعاتی مانند جایگاه ایران در شکلگیری تمدن جهانی، سهم فرهنگ ایرانی در انتقال دانش به اروپا و پیوند تاریخی ایران با جهان مورد تأکید قرار میگرفت؛ مضامینی که بازتاب علاقه و تخصص شفا در حوزهی ایرانشناسی و تاریخ فرهنگ ایران بود.
در مراسم جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در پاسارگاد نیز نثر خطابهی تاریخی شاه، که با یادکردی از کوروش بزرگ همراه بود، بازتابی از همین رویکرد فرهنگی به تاریخ ایران محسوب میشد. برخی پژوهشگران بر این باورند که شفا در شکلگیری ادبی و مفهومی این متن سهم داشته است، هرچند دربارهی میزان دقیق نقش او در نگارش آن جملهی مشهور، «کوروش آسوده بخواب زیرا که ما بیداریم» میان منابع تاریخی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
تأسیس کتابخانهی ملی پهلوی
بزرگترین پروژهی فرهنگی شجاعالدین شفا طرح تأسیس کتابخانهی ملی پهلوی بود. او در مقام مدیرعامل کتابخانهی پهلوی، مأمور شد کتابخانهای عظیم در مرکز تهران طراحی و اجرا کند که بتواند هزاران نسخهی خطی، کتاب و سند مربوط به تاریخ و فرهنگ ایران را جمعآوری و برای پژوهشگران جهان مهیا کند. طرح اولیهی شفا به برگزاری مسابقهای جهانی برای انتخاب معماری ساختمان منتهی شد؛ بیش از ۶۰۰ دفتر معماری از سراسر جهان در آن شرکت کردند و یک شرکت آلمانی برنده شد، اما به دلیل تحولات سیاسی پروژه اجرا نشد . با این حال، مطالعات گستردهای که تیم او برای این کتابخانه انجام داد، بعدا به درخواست یونسکو برای ساخت کتابخانهی جدید اسکندریه در مصر ارائه شد. بهاینترتیب، میتوان گفت طراحی کتابخانهی پهلوی بهنوعی الگو برای احیای یکی از قدیمیترین مراکز دانش جهان شد.
فعالیت بعنوان «سفیر سیار» فرهنگی
شاه فقید با آگاهی از دانش و شور دکتر شفا در زمینهی فرهنگ و ایرانشناسی، لقب «سفیر سیار شاهنشاه آریامهر در امور فرهنگی» را به او اعطا کرد . شفا از این عنوان برای دعوت ایرانشناسان جهان به ایران، برگزاری همایشهای ایرانشناسی در تهران، رم، مسکو و لنینگراد استفاده کرد. او هزاران نسخهی خطی و سند تاریخی را از سراسر دنیا خریداری یا نسخهبرداری کرد و به ایران بازگرداند. در واقع، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که شکوفایی ایرانشناسی در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی تا حد زیادی مدیون فعالیتهای اوست.
خدمات در دفتر شهبانو
دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی، که پس از ساخت کاخ نیاوران در سال ۱۳۴۶ شکل گرفت، مسئول هماهنگی پروژههای فرهنگی، بهداشتی، آموزشی و رفاهی بود. عکسهای تاریخی نشان میدهد که شفا در برخی سفرهای خارجی و بازدیدها، شهبانو را همراهی میکرد. بنابر منابع درونسازمانی، دفتر شهبانو چهار بخش داشت: آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، رفاه اجتماعی و فرهنگ و هنر . از جمله پروژههای فرهنگی که تحت مدیریت شفا یا با مشارکت او انجام شد میتوان به برگزاری کنگرههای هنری و ایرانشناسی، حمایت از هنرمندان ایرانی و تأسیس مراکز فرهنگی در استانها اشاره کرد. نام او همچنین بعنوان یکی از مشاوران شهبانو در زمینهی سیاستهای فرهنگی و نشر آثار هنری مطرح میشود.
آثار ادبی و ترجمهها
ترجمهی شاهکارهای ادبی جهان به فارسی
دکتر شفا بیش از ۶۰ عنوان کتاب ترجمه و تألیف کرد . مهمترین ترجمهی او کمدی الهی نوشته دانته است؛ اثری که بعنوان یکی از دشوارترین متون ادبی جهان شناخته میشود و بسیاری از صاحبنظران، ترجمهی او را از زیباترین نثرهای فارسی میدانند. او همچنین بهشت گمشده نوشتهی جان میلتون، دیوان شرقی و غربی اثر گوته و نغمههای شاعرانه لامارتین و شاتوبریان را به فارسی برگرداند. این ترجمهها نهتنها زبان فارسی را غنیتر کردند بلکه آشنایی نسل جدید با ادبیات کلاسیک جهان را فراهم آوردند.
تألیفات و پژوهشهای تاریخی
در کنار ترجمهها، دکتر شفا خود نویسندهی پرتلاشی بود. پروژهی عظیم «جهان ایرانشناسی» که به دانشنامهی تمدن و فرهنگ ایران شهرت دارد، از مهمترین آثار اوست. این دانشنامه قرار بود در چندین جلد، تاریخ سههزارسالهی فرهنگ ایران و تأثیر آن بر جهان را تبیین کند. پنج جلد نخست این مجموعه در سال ۱۹۷۶/۲۵۳۵ شاهنشاهی در تهران منتشر شد، اما وقایع سیاسی سال ۱۳۵۷ ادامهی آن را متوقف کرد. بعدها یک جلد دیگر به زبان اسپانیایی با عنوان «ایران در اسپانیا: نقش ایران در تمدن و فرهنگ اسپانیای مسلمان» منتشر کرد که نقش فرهنگ ایران در شکلگیری تمدن اسپانیا را بررسی میکند .
او همچنین «دایره المعارف روابط فرهنگی ایران با کشورهای جهان از آغاز تا امروز» را تهیه کرد و دهها مقاله دربارهی نقش ایران در تبادل فرهنگی میان شرق و غرب نوشت. در دههی ۱۳۵۰ خورشیدی، ریاست کنگرهی جهانی ایرانشناسی در تهران، رم، مسکو و لنینگراد را بر عهده داشت. این کنگرهها پلی میان پژوهشگران ایرانی و خارجی بودند و موجب شدند مطالعات ایرانشناسی در سراسر جهان گسترش یابد.
کتابهای انتقادی دربارهی ادیان و ملیگرایی
پس از فتنه ۱۳۵۷، شفا به فرانسه مهاجرت کرد و در دورهای که دیگر وابستگی رسمی به دربار نداشت، قلمش تندتر و صریحتر شد. او اعتقاد داشت که «برای آزادی و سربلندی ایران تنها یک راه وجود دارد: روشنگری، روشنگری و باز هم روشنگری». وی در این دوره ۱۳ کتاب در ۱۸ جلد نوشت.
از نگاه من، مهمترین این آثار، کتاب تولدی دیگر است که بهمنزلهی بازخوانی تاریخ اسلام و نقد نظریههای سنتی نوشته شدهاست. این کتاب بر این باور استوار است که ادیان ابراهیمی از بیرون به ایران وارد شدهاند و باید میراث ایرانی پیش از اسلام را دوباره شناخت . از دیگر کتابهای برجستهی او میتوان به «پس از ۱۴۰۰ سال»، «در پیکار اهریمن»، «جنایت ومکافات»، «قانون بشر، قانون بیضه و بمب اتمی» اشاره کرد . این کتابها عموما با استقبال ایرانیان خارج از کشور و مقاومت نهادهای مذهبی داخل ایران مواجه شدند؛ با این حال، نقش مهمی در ترویج نقد دینی و احیای هویت ایرانی داشتند.
نقدها و دیدگاهها
برخی از پژوهشگران و نویسندگان فعال در حوزهی تاریخ و فرهنگ ایران در دورهی پهلوی، از جمله ایرانشناسان و متفکرانی مانند احسان یارشاطر، سید حسین نصر و ریچارد فرای، در آثار و گفتارهای خود به اهمیت توجه دوباره به میراث تاریخی و فرهنگی ایران در آن دوره اشاره کردهاند. در چنین فضایی، شجاعالدین شفا نیز از جمله چهرههایی بود که کوشید با بهرهگیری از امکانات و حمایتهای دولتی آن زمان، پروژههای فرهنگی گستردهای را سامان دهد و توجه عمومی و دانشگاهی را به تاریخ و هویت ایران جلب کند. اقداماتی مانند طرح تأسیس کتابخانهی ملی پهلوی، مشارکت در برنامهریزی جشنهای ۲۵۰۰ سالهی شاهنشاهی و حمایت از برگزاری کنگرههای ایرانشناسی را میتوان در چارچوب همین سیاست فرهنگی و تلاش برای تقویت مطالعات ایرانشناسی در آن دوره ارزیابی کرد.
نقدهای مخالف
در برابر ستایشگران شفا، منتقدان او نیز کمشمار نبودند. در میان منتقدان غیرمذهبی چپگرا، ابراهیم گلستان (که پیشینهی عضویت در حزب توده را داشت) با لحنی بسیار تند، هم ترجمههای شفا و هم اعتبار ادبی او را زیر سؤال برد و حتی دربارهی انتساب برخی ترجمههای مشهورش تردید مطرح کرد. در سطحی دانشگاهی، احمد اشرف برداشتهای شفا دربارهی نسبت روحانیت شیعه و قدرتهای بزرگ را «تئوری توطئه» خواند، و هوشنگ شهابی نیز نوشتههای او، بویژه در باب تشیع، را نمونهای از تاریخنگاری اغراقآمیز و ایدئولوژیک دانست. از سوی دیگر، در جبههی مذهبی، روحالله خمینی تغییر مبدأ تاریخ رسمی کشور به تقویم شاهنشاهی را حمله به اسلام تلقی کرد و استعمال آن را حرام دانست؛ موضعی که نشان میدهد بخش مهمی از مخالفت مذهبی با شفا، نه فقط متوجه آثار متأخر او، بلکه متوجه همان پروژهی باستانگرایی و سیاست فرهنگیای بود که او یکی از چهرههای شاخصش بهشمار میرفت. در سالهای پس از انقلاب نیز در متون حوزوی و مذهبی، شفا غالبا بعنوان نویسندهای «دینستیز» و وابسته به دربار معرفی شد. با این همه، خود او در آثارش اصرار داشت که مقصودش نه جدال شخصی با دینداران، بلکه روشنگری تاریخی و دفاع از عقلانیت در جامعهی ایران است.
چرا یاد شفا هنوز مهم است؟
ایران امروز در شرایطی قرار دارد که بسیاری از جوانان به دنبال بازشناسی هویت تاریخی و فرهنگی خود هستند و از شعارهای ایدئولوژیک وارداتی خسته شدهاند. یادآوری اندیشمندانی چون دکتر شجاعالدین شفا که نهتنها در برابر تهاجم فرهنگی ایستادند بلکه با ترجمهی شاهکارهای جهانی و نگارش پژوهشهای گسترده، پلی میان فرهنگ ایران و جهان ساختند، از این جهت اهمیت دارد. او با استفاده از امکاناتی که با درایت خاندان پهلوی به او داده شد، پروژههایی را آغاز کرد که هدفش ارتقای فرهنگ، تاریخ و هویت ایرانی بود. اگرچه برخی سیاستها و همراهی او با دربار مورد نقد شدید مذهبیون قرار گرفت، بر هیچ میهندوستی پوشیده نیست که او نقشی تأثیرگذار در بازشناسی ایران باستان و تقویت حس میهندوستی داشته است.
امروز که تمایل عمومی به بازگشت به هویت ایرانی و فاصله گرفتن از ایدئولوژیهای بیگانه بیشتر شده است، بررسی میراث دکتر شفا میتواند به جامعه در یافتن مسیر آینده کمک کند. انتصاب داریوش شفا به ریاست دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی، این امید را تقویت میکند که راه و آرمانهای فرهنگی او همچنان ادامه خواهد داشت و برگ جدیدی در تاریخ میهندوستی و ملیگرایی فرهنگی ایران رقم خواهد خورد.
مایلم این یادنامه را با سخنان شهبانو فرح پهلوی در مراسم بزرگداشت دکتر شجاعالدین شفا در تاریخ ۱۳ ژوییه ۲۰۱۰ به پایان برسانم؛ سخنانی که شاید در کوتاهترین بیان، جایگاه او در فرهنگ معاصر ایران را بازتاب میدهد:
«واقعا احترام زیادی برای آقای شفا داشتم. همچنین اعلیحضرت فقید بسیار به ایشان اعتماد داشتند… او خدمات زیادی به فرهنگ و تاریخ ایران کردند.»
این چند جمله، بیش از هر توصیفی یادآور زندگی اندیشمندی است که بخش بزرگی از عمر خود را صرف پژوهش، ترجمه و روشنگری فرهنگی کرد. نام دکتر شجاعالدین شفا در کنار کوششهای او برای بازشناسی تاریخ و هویت ایران، همچنان در حافظهی فرهنگی ایرانیان باقی خواهد ماند.





