بیژن نامدار – یکی از پر تکرارترین سؤالاتی که در مکالمات روزمره ی ایرانیان مطرح می شود این است که: نهایتا چه زمانی رژیم اسلامی سقوط میکند؟
اگر در یک جمله بخواهیم سریع به آن پاسخ دهیم باید بگوییم: جمهوری اسلامی سقوط کرده است.
حال به توضیح مسئله می پردازم:
بر اساس نظریهی مشهور انحصار مشروع زور (Monopoly of Legitimate Violence) که توسط ماکس وبر مطرح شده است، دولت نهادی است که در یک قلمرو جغرافیایی مشخص، انحصار مشروع استفاده از زور فیزیکی را در اختیار دارد. به عبارت بهتر :دولت تنها نهادی است که بصورت قانونی و مشروع میتواند از زور (مانند ارتش، پلیس یا نیروهای امنیتی) برای حفظ نظم و اجرای قانون استفاده کند.
این نظریه سه عنصر اصلی دارد: ۱- قلمرو ۲- انحصار استفاده از زور ۳- مشروعیت (Legitimacy).
حال توجه کنید که رژیم اسلامی در قلمرو ایران باید مشروعیت انحصار استفاده از زور را بهمنظور اعمال حاکمیت داشته باشد. اگر هر کدام از این عناصر زایل بشود حکومت دیگر قادر به حفظ خودش نیست و به نحوی ساقط میگردد.
پس از شروع اعتراضات ۱۴۰۴ که منتج به انقلاب شیر و خورشید در ۱۸ و ۱۹ دیماه گردید، رژیم به وضوح عنصر مشروعیت را از دست داد کما اینکه به نظر نگارنده در ۱۹ دیماه و بهدنبال حضور میلیونی مردم در حمایت از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی عملا اختیار بسیاری از شهرها و مناطق در اقصی نقاط کشور از دست حاکمیت خارج و به دست انقلابیون افتاد و در این هنگام که رژیم سیاسی عملا سقوط کرد، سپاه پاسداران با یک کودتای نظامی و با کشتار بی سابقهی مردم، توانست قدرت را در کشور به دست بگیرد. از آن روز به بعد تمام اتفاقات ماحصل ارادهی شورای رهبری کودتاست. کما اینکه ارادهی ایشان در به رهبری نشاندن مجتبیخامنهای هم بهوضوح همین امر را نشان میدهد. لذا وفق نظریهی مذکور، که اعمال زور برای اجرای قوانین و مقررات مشروط به مشروعیت شده است ، و این مشروعیت از خواست شهروندان برای اعمال آن اعتبار میگیرد، میبینیم که از دو وجه، این حکومت با کشتار بیسابقهی مردم و هم مردم با کنشگریهای اجتماعیشان از رژیم مشروعیتزدایی کردهاند.
از سوی دیگر امروز رژیم پاسداران در حالی در حدود مرزهای ایران ادعای حاکمیت دارد که وقتی بهمیدان واقعیت نظری میافکنیم مشاهده میکنیم این ادعا هفتهها است که محلی از اعراب ندارد. چرا که پس از عملیات ویژهی نظامی اسرائیل و آمریکا و کشته شدن رهبر و سران نظامی و امنیتی، رژیم عملا توان استقرار نیرو به منظور اعمال زور برای اجرای قوانینش را بهخصوص در روزهای اخیر از دست دادهاست، چرا که به محض تجمع در فضای باز با ریزپرندهها مورد حمله قرار میگیرد و به نوعی زیست تونلی روی آورده است. نیک میبینیم، رژیمی که رهبر قبلیاش در تونلها میزیست، اکنون کلیت دستگاه اعمال زورش تنها میتواند شب هنگام در تونلها ایست و بازرسی مستقر کند. پر واضح است در صورت صدور فراخوان نهایی شاهزاده رضا پهلوی برای حضور مردم در خیابانها، اعمال زور تنها در تونلها نمیتواند مانع تکمیل پروسهی گذار گردد.
در مقولهی انحصار استفاده از زور هم که عملا آنچه در زمین پیکار با تهماندهی رژیم مشاهده میگردد تنها حرکات بینتیجه برای اعادهی این امر را نشان میدهد که فاقد هرگونه نشانهی قطعی بر بازیابی این توان است.
اکنون رژیم کودتایی جمهوری اسلامی نه بر قلمرو خود حاکمیت کامل دارد، نه انحصار استفاده از زور را دارد، چرا که نیروهای ارتش امریکا و اسراییل بر علیه آنها اقدام به عملیات کردهاند و نه مشروعیت استفاده از تهماندهی این زور را دارد چون مردم این مشروعیت را به نیروهای نظامی اسراییل و آمریکا دادهاند.
با حملاتی که ارتشهای اسراییل و آمریکا علیه رژیم انجام دادهاند و میدهند، ظرفیت دولت (State Capacity) یعنی:
۱- کنترل و مدیریت نیروهای امنیتی ۲- اجرای قانون در سراسر قلمرو و ۳- سیستم فرماندهی و کنترل و در آخر ۴- سازماندهی لجستیک و منابع، همه و همه از دست رژیم خارج شده و به همین دلایل متقن است که میگویم جمهوری اسلامی سقوط کرده است و آن چیزی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم بخش سختی از بدنهی وفاداران رژیم سابق هستند که مانند گروهکهای بیسر، بدون رهبری مشخص و منسجم، تنها واکنشهای عصبی نشان میدهند. خیلی زود این واکنشها هم فروکش خواهد کرد و فضا برای حضور مردم در خیابان و بازپسگیری ایران عزیز و حضور رهبر مقتدر انقلاب شیر و خورشید در نخستین شهر آزاد شده، همانطور که خود ایشان اعلام کردند مهیا خواهد شد.
به امید آزادی ایران
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.



