دکتر بهزاد معصومی*- گسترش حملات به بندر انزلی یک خطای راهبردی خطرناک است. بندر انزلی صرفا یک نقطه روی نقشه نیست؛ این بندر یکی از مهمترین بندرهای تجاری ایران در دریای خزر و بخشی از شریان بازرگانی و ترانزیتی کشور است و این بندر محل جابجایی کالا و فعالیتهای گمرکی و شرکتهای کشتیرانی تجاری و تبادل بار در دریای خزر است. وقتی چنین زیرساختی هدف قرار میگیرد فشار اصلی نه بر مراکز تصمیمگیری و سپاه یا حکومت پلید جمهوری اسلامی بلکه بر مردم عادی و زنجیرهی تأمین معیشت محلی و امنیت اقتصادی غیرنظامیان وارد میشود.
حتی اگر در منطقهی انزلی حضور نظامی هم وجود داشته باشد که این حضور بیشتر نمادین است و هیچ خطری برای اسراییل و یا ارتش آمریکا تولید نمیکند و این واقعیت تغییری در یک نکتهی اساسی نمیدهد: بندر انزلی در ماهیت خود بیش از آنکه یک هدف تمامعیار نظامی باشد یک بندر اقتصادی و لجستیکی مهم است. ناوگان نیروی دریایی ارتش ایران در انزلی وجود دارد اما بندر انزلی در دریای خزر بعنوان فضایی با کارکرد دوگانه میباشد نه یک پایگاه صرفا جنگی و همانطور که قبلا گفتم بیشتر جنبهی نمادین دارد و شاید چندین ناوچهی کوچک سپاه در آن جای داده شده باشد که بنده با چشمان خودم دیدهام ولی هیچ کدام خطری برای اسراییل و آمریکا در جنگ فعلی ایجاد نمیکردند. بنابراین حمله به چنین نقطهای ریسک ضربهزدن به تأسیسات غیرنظامی و تشدید بحران انسانی را بهشدت بالا میبرد.
از منظر ژئوپلیتیک حمله به شمال ایران بازی با آتش است. خزر برای روسیه، ایران و دیگر کشورهای ساحلی فقط یک پهنهی آبی معمولی نیست !! این دریا هم ارزش راهبردی دارد هم اقتصادی. کنوانسیون ۲۰۱۸ خزر اساسا حضور نظامی را به دولتهای ساحلی محدود میکند و به همین دلیل هرگونه حمله به زیرساختهای مهم یک دولت ساحلی در این حوضه حساسیت مضاعف ایجاد میکند. در کنار آن تهران و مسکو در ۲۰۲۵ یک توافق راهبردی ۲۰ ساله تصویب کردند که همکاری امنیتی و نظامی و فنی را تعمیق میکند هرچند بند دفاع متقابل اتوماتیک ندارد. به بیان روشنتر شاید این پیمان الزام حقوقی برای ورود فوری روسیه به جنگ ایجاد نکند اما هر حملهای که دامنهی جنگ را به خزر بکشاند هزینهی سیاسی و خطر محاسبهی غلط را بالا میبرد.
باید این نکته را هم دقیق بگویم که من شواهد معتبری ندیدم که ادعای حضور زیردریاییهای روسیه در خزر را تأیید کند اما در خزر زیر دریایهای روسی وجود دارند . و حتی روسیه دارای شناورهای سطحی موشکاندازها و مینروبها و یگانهای آبی-خاکی و سامانههای دفاع ساحلی متمرکز است. همین هم برای خطرناک بودن وضعیت کافی است مسئله اصلی لزوما «زیردریایی» نیست بلکه این است که انتقال درگیری به خزر میتواند روسیه را از سطح اعتراض سیاسی و حمایت غیرمستقیم به سمت واکنشهای سختتر اطلاعاتی و نظامی و فنی یا بازدارنده سوق دهد.
در بعد انسانی ادامهی حملات به شمال ایران از نظر اخلاقی و عملی غیرقابل دفاع است. سازمانهای بینالمللی و رسانهها گزارش دادهاند که میلیونها نفر در داخل ایران بطور موقت آواره شدهاند و بسیاری از آنان از تهران و شهرهای بزرگ به مناطق شمالی و روستاییتر رفتهاند. همزمان گزارشها از فشار شدید اقتصادی و جهش قیمت غذا و اختلال در زندگی روزمره حکایت دارد. در چنین وضعی کشاندن حملات به مناطقی که برای بخشی از مردم حکم پناه موقت پیدا کردهاند صرفا دامنهی رنج غیرنظامیان را گسترش میدهد. درباره عدد مشخص «ده میلیون نفر» من تأیید مستقلی ندیدم اما اصل جابجایی گستردهی داخلی و فشار انسانی کاملا مستند است.
اگر هدف، تضعیف توان نظامی ایران است حمله به بندر انزلی انتخابی است که بیش از آنکه یک دستاورد روشن نظامی تولید کند میتواند یک بحران بزرگتر انسانی، اقتصادی و ژئوپلیتیک بسازد. این مسیر نهتنها خطر گسترش جنگ را بالا میبرد صد البته میتواند درک عمومی را نیز علیه آمریکا و اسراییل برگرداند! چون ضربه به بندر تجاری گمرک و شرکتهای کشتیرانی و مناطق پشتیبان غیرنظامی بهسادگی در چشم افکار عمومی بعنوان فشار بر مردم دیده میشود نه یک عملیات محدود و دقیق نظامی.
بنابراین پیام باید روشن باشد: حمله به مناطق شمالی ایران بویژه نقاط نزدیک به فضای راهبردی خزر باید هرچه سریعتر متوقف شود. این حملات هم از نظر انسانی خسارتبارند و هم از نظر اقتصادی مخرب و هم از نظر راهبردی میتوانند سطح بحران را از یک جنگ منطقهای به رویارویی خطرناکتری با پیامدهای بینالمللی سوق دهند. توقف فوری حملات به زیرساختهای بندری و مناطق پناهگرفتهشده غیرنظامیان نه نشانهی ضعف بلکه تنها تصمیم عاقلانه برای جلوگیری از یک اشتباه تاریخی بزرگتر است.
*دکتر بهزاد معصومی، خلبان جنگندهی اف-۱۴ اسبق
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




