جمهوری‌خواهی یا بازتولید جمهوری اسلامی؟ سقوط اخلاقی بخشی از اپوزیسیون در بزنگاه جنگ

دوشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۲۳ مارس ۲۰۲۶


عظیم بادام دوست – در سیاست، لحظاتی وجود دارد که همه‌ی نقاب‌ها فرو می‌افتد. جنگ، یکی از همان لحظات است. لحظه‌ای که دیگر نمی‌توان پشت شعارهای زیبا، واژگان پرطمطراق و ادعاهای دموکراتیک پنهان شد. هر جریان سیاسی، ناگزیر می‌شود نسبت خود را با «ملت»، «منافع ملی» و «دشمن واقعی» روشن کند.

در چنین بزنگاهی، آنچه از بخشی از جریان‌های موسوم به جمهوری‌خواه مشاهده می‌کنیم، نه‌تنها ناامیدکننده، بلکه عمیقا نگران‌کننده است. این گروه‌ها که سال‌ها خود را در صف مخالفان جمهوری اسلامی تعریف می‌کردند، با آغاز بحران و جنگ، بتدریج مواضعی اتخاذ کرده‌اند که به‌طرزی حیرت‌آور، با ادبیات و چارچوب تحلیلی جمهوری اسلامی و آنچه «محور مقاومت» نامیده می‌شود، هم‌پوشانی پیدا کرده است.

این یک تصادف نیست؛ این یک «لغزش زبانی» هم نیست. این یک نشانه است نشانه‌ای از یک خلأ نظری و یک انحراف راهبردی.

نمونه‌های این هم‌پوشانی، امروز دیگر پنهان نیست؛ از بیانیه‌هایی که بدون اشاره به نقش مستقیم جمهوری اسلامی در کشاندن ایران به بحران، صرفا «تجاوز خارجی» را محکوم می‌کنند، تا موضع‌گیری‌هایی که عملا همان ادبیات رسمی حکومت را بازتولید می‌کنند؛ ادبیاتی که هرگونه فشار بر جمهوری اسلامی را «جنگ علیه ملت ایران» معرفی می‌کند. در مواردی، حتی دیده شده که برخی از این جریان‌ها، حملات به زیرساخت‌های نظامی رژیم را «حمله به ایران» نامیده‌اند؛ همان واژگانی که سال‌هاست از تریبون‌های رسمی حکومت تکرار می‌شود.

بحران در تعریف دشمن

مسئله اصلی از جایی آغاز می‌شود که این جریان‌ها، به‌جای تمرکز بر ریشه‌ی بحران یعنی خود جمهوری اسلامی، شروع به جابجایی اولویت‌ها می‌کنند. ناگهان، «دشمن خارجی» برجسته می‌شود و «استبداد داخلی» به حاشیه می‌رود. ناگهان، زبان تحلیل از «آزادی ملت ایران» به «مبارزه با امپریالیسم» تغییر جهت می‌دهد.

این همان چارچوبی است که جمهوری اسلامی از ابتدای شکل‌گیری خود، با آن مشروعیت‌سازی کرده است.

پرسش ساده اما تعیین‌کننده این است: اگر در بزنگاه جنگ، شما در تحلیل و موضع‌گیری، به همان جایی می‌رسیدید که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایستاده‌است، پس تفاوت شما با آن چیست؟

برای نمونه، در هفته‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم که برخی چهره‌های این طیف، به‌جای تمرکز بر این واقعیت که سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی از دخالت در لبنان و سوریه تا حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی، ایران را در معرض خطر قرار داده‌است، تمام انرژی خود را صرف محکوم کردن «نظام بین‌الملل» و «قدرت‌های خارجی» کرده‌اند. در این روایت، گویی جمهوری اسلامی نه عامل بحران، بلکه صرفا «قربانی» آن است.

از جمهوری‌خواهی تا ایدئولوژی‌زدگی

جمهوری‌خواهی، در معنای اصیل خود، یک «فرم حکمرانی» است نه یک ایدئولوژی ضدملی. اما آنچه امروز از برخی مدعیان آن می‌بینیم، نه دفاع از جمهوریت، بلکه نوعی گرفتار شدن در کلیشه‌های کهنه‌ی ایدئولوژیک است؛ کلیشه‌هایی که ریشه در ادبیات چپِ جنگ سرد و گفتمان‌های ضدغربی دارد.

این جریان‌ها، بجای آنکه بر اصولی چون حاکمیت قانون، آزادی فردی و منافع ملی تأکید کنند، به بازتولید همان دوگانه‌های فرسوده‌ای می‌پردازند که نتیجه‌ای جز تقویت استبداد در داخل نداشته است.

در عمل، این نوع جمهوری‌خواهی، نه‌تنها آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی نیست، بلکه آگاهانه یا ناآگاهانه به «تداوم ذهنی» آن کمک می‌کند.

برای مثال، وقتی در بیانیه‌ها یا مصاحبه‌ها، «ضدیت با آمریکا» یا «مبارزه با نظم جهانی» به اولویت تبدیل می‌شود، اما از ساختار سرکوب، فساد سیستماتیک و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی سخنی به میان نمی‌آید، این دیگر جمهوری‌خواهی نیست؛ این همان بازتولید یک جهان‌بینی ایدئولوژیک است که جمهوری اسلامی بر پایه آن بنا شده است.

مسئله‌ی واقعی؛ ناتوانی در فهم منافع ملی

در سیاست، معیار نهایی، «منافع ملی» است نه احساسات ایدئولوژیک، نه نفرت‌های تاریخی و نه عقده‌های سیاسی.

جریانی که در لحظه‌ی بحران، قادر به تشخیص این منافع نیست و بجای آن، در دام روایت‌های ساخته‌شده توسط خود حاکمیت می‌افتد، نمی‌تواند مدعی رهبری آینده‌ی کشور باشد.

ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند یک اپوزیسیون بالغ، واقع‌گرا و ملی‌گراست؛ اپوزیسیونی که بتواند میان «مبارزه با یک رژیم» و «همسویی با روایت‌های آن رژیم» تمایز قائل شود.

نمونه‌ی روشن این ناتوانی، آنجاست که برخی از این گروه‌ها، هرگونه فشار خارجی بر ساختار قدرت جمهوری اسلامی را اگر متوجه نهادهای نظامی و امنیتی باشد بعنوان «ضدیت با مردم ایران» معرفی می‌کنند. این دقیقا همان خط تحلیلی است که حکومت برای مصون‌سازی خود از هرگونه پاسخگویی بکار می‌گیرد، یکی‌سازی «رژیم» و «ملت».

خطای راهبردی در تقابل با پادشاهی‌خواهان

بخش قابل توجهی از این انحراف، ریشه در یک خطای دیگر نیز دارد؛  تعریف هویت سیاسی بر اساس «ضدیت با پادشاهی» بجای «مبارزه با جمهوری اسلامی».

در این چارچوب، هر نیرویی که با پادشاهی‌خواهی و بطور مشخص با چهره‌ای چون رضا شاه دوم همسو باشد، بعنوان رقیب اصلی تلقی می‌شود، حتی اگر در عمل، اصلی‌ترین نیروی مخالف جمهوری اسلامی باشد.

نتیجه‌ی این جابجایی خطرناک چیست؟

اینکه «رقیب درون اپوزیسیون» به دشمن اصلی تبدیل می‌شود و «دشمن واقعی» بتدریج از دایره‌ی تمرکز خارج می‌شود.

برای مثال، در حالی که جمهوری اسلامی درگیر بحران‌های داخلی و خارجی بی‌سابقه است، بخش‌هایی از این جریان‌ها بیش از آنکه انرژی خود را صرف افشای ساختار قدرت کنند، آن را صرف تخریب جریان پادشاهی‌خواه و حمله به شخصیت‌هایی چون رضا شاه پهلوی می‌کنند، گویی مسئله اصلی ایران، نه استبداد حاکم، بلکه رقابت‌های درون اپوزیسیون است.

اپوزیسیون یا بازوی ناخواسته؟

هیچ‌کس نمی‌گوید که این جریان‌ها عمدا در خدمت جمهوری اسلامی هستند. اما سیاست، حوزه‌ی «نتایج» است، نه «نیت‌ها».

وقتی خروجیِ تحلیل‌ها و مواضع یک جریان، در نهایت به تقویت همان روایتی منجر می‌شود که جمهوری اسلامی برای بقا به آن نیاز دارد، باید با صراحت پرسید: آیا این یک اپوزیسیون است یا یک بازوی ناخواسته؟

شواهد نشان می‌دهد که در بزنگاه‌های حساس، مرز میان «مخالفت با جمهوری اسلامی» و «همسویی ناخواسته با آن» برای این جریان‌ها بشدت کمرنگ شده است و این، خطری است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

ایران در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد. در چنین شرایطی، دیگر جایی برای ابهام، دوپهلوگویی و بازی‌های ایدئولوژیک نیست. هر جریان سیاسی، باید به‌روشنی نشان دهد که در کدام سوی این معادله ایستاده است؛ در سوی ملت ایران، منافع ملی و آزادی و یا در سوی روایت‌هایی که بصورت ناخواسته به تداوم استبداد کمک می‌کنند.تاریخ، در این‌گونه لحظات، بسیار بی‌رحم قضاوت می‌کند.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۹ / معدل امتیاز: ۳٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=399209