گفتگوى «کیهان لایف» با سیاوش اجلالى، برنده‌ جایزه‌ جهانی عکاسی سونی

- سیاوش اجلالی، عکاس ایرانی ساکن کرج، با اثر مفهومی «امیدِ از دست رفته» در میان بیش از ۴۳۰ هزار عکس ارسالی از بیش از ۲۰۰ کشور، برنده‌ی بخش «خلاقیت» در جوایز جهانی عکاسی سونی ۲۰۲۶ شد.
- اجلالى، همزمان در فهرست نهایی ١٠ عکاس نامزد «عکاس برگزیده‌ی سال» در بخش آزاد نیز حضور داشت. جایزه‌ای که اوایل همین ماه اهدا شد.
- اثر برنده‌ی او با عنوان «امیدِ از‌دست‌ رفته»، ادای دِینی است به زنان ایرانی. تصویری که از میان بیش از ۴۳۰ هزار عکس ارسالی از سوی عکاسان بیش از ۲۰۰ کشور به بخش آزاد برگزیده شد.
- عکس «امیدِ از‌دست‌ رفته» تصویری نمادین است که فشارهای اجتماعی و روانی، و نیز بار عاطفی تحمیل‌ شده بر زنان ایرانی در سال‌های اخیر را بازتاب می‌دهد.
- سیاوش اجلالى: کار من درباره‌ی وضعیت معاصر زنان در ایران همگام با تحولات گسترده اجتماعی شکل می‌گرفت. آگاهانه سعى مى‌كردم این دگرگونی‌ها را بصورت مرحله‌اى و مفهومى به تصوير بكشم. من تحت تأثير این تحولات گریزناپذیر قرار گرفتم و سخت تلاش کردم آن را با زبان تصویر نشان دهم.
- عکاسی می‌تواند به سکویی برای اثرگذاری اجتماعی بدل شود. جایی که هنر نه صرفا محصولی زیباشناختی، بلکه ابزاری برای آگاهی‌بخشی، برانگیختن حساسیت‌ها و ارتقای نگرش جامعه عمل مى‌كند.

چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۲۹ آپریل ۲۰۲۶


کتی بیگلرى سیاوش اجلالی، عکاس ایرانی ساکن کرج، با اثر مفهومی «امیدِ از دست رفته» در میان بیش از ۴۳۰ هزار عکس ارسالی از بیش از ۲۰۰ کشور، برندهی بخش «خلاقیت» در جوایز جهانی عکاسی سونی ۲۰۲۶ شد؛ موفقیتی که نه‌تنها یک افتخار هنری برای ایران، بلکه بازتابی جهانی از روایت زنان ایرانی و رنج‌ها، مقاومت‌ها و امیدهای زخمی آنان است. اجلالی در گفتگویی با کیهان لایف، این تصویر را نمادی از فشارهای اجتماعی، محدودیت هویت فردی و بهای سنگینی دانست که زنان ایران برای کرامت و آزادی پرداخته‌اند.

در این عکس، پلاستیک سیاه پوشاننده‌ی چهره زن، نشانه‌ی «افکار تیره و تحمیل باورها» دانسته شده و بادکنک سرخی که به زمین سقوط می‌کند، می‌تواند «امیدِ از‌ دست رفته» او باشد. پس‌ زمینه، یادآور جامعه‌ی شهری ایران است. صحنه‌ای که اعتراضات اخیر زنان در آن شکل گرفته و «لباس و لب‌های سرخ»، بهای خونینی را تداعی می‌کند که زنان پرداخته‌اند.<br>© سیاوش اجلالى، ایران، برنده‌ی بخش خلاقیت، مسابقه آزاد، جوایز جهانی عکاسی سونی ۲۰۲۶
در این عکس، پلاستیک سیاه پوشاننده‌ی چهره زن، نشانه‌ی «افکار تیره و تحمیل باورها» دانسته شده و بادکنک سرخی که به زمین سقوط می‌کند، می‌تواند «امیدِ از‌ دست رفته» او باشد. پس‌ زمینه، یادآور جامعه‌ی شهری ایران است. صحنه‌ای که اعتراضات اخیر زنان در آن شکل گرفته و «لباس و لب‌های سرخ»، بهای خونینی را تداعی می‌کند که زنان پرداخته‌اند.
© سیاوش اجلالى، ایران، برنده‌ی بخش خلاقیت، مسابقه آزاد، جوایز جهانی عکاسی سونی ۲۰۲۶

وی که در کرج ، زندگی و کار می‌کند، یکی از برندگان امسال «جایزه‌ی جهانی عکاسی سونی» است. مجموعه‌ای معتبر از جوایز، که روایت‌های روزگار ما را در کانون توجه قرار می‌دهد.

اثر برنده‌ی او با عنوان «امیدِ از‌دست‌ رفته»، ادای دِینی است به زنان ایرانی. تصویری که از میان بیش از ۴۳۰ هزار عکس ارسالی از سوی عکاسان بیش از ۲۰۰ کشور به بخش آزاد (که شرکت در آن رایگان است) برگزیده شد. این اثر در میان ده برنده‌ی دسته‌‌بندى‌هاى مختلف قرار گرفت و جایزه‌ی نخست بخش «خلاقیت» را از آن خود کرد.

اجلالى، همزمان در فهرست نهایی ١٠ عکاس نامزد «عکاس برگزیده‌ی سال» در بخش آزاد نیز حضور داشت. جایزه‌ای که اوایل همین ماه اهدا شد. این عکاس در گفتگویى با «کیهان لایف» به پرسش‌ها، پاسخ داده است.

-در مورد اثر «امیدِ از دست رفته» توضیح دهید و بفرمایید چه مفهومی را در آن دنبال کرده‌اید؟

عکس «امیدِ از‌دست‌ رفته» تصویری نمادین است که فشارهای اجتماعی و روانی، و نیز بار عاطفی تحمیل‌ شده بر زنان ایرانی در سال‌های اخیر را بازتاب می‌دهد. پلاستیک سیاه که بخش عمده‌ای از چهره را می‌پوشاند، نمادی است از افکار تاریک و تحمیل باورها و روایت‌های غالب که هویت و آزادی فردی را محدود می‌سازند. بادکنک سرخی که در حال به زمین افتادن است، نشانه‌ی امیدی شکننده است که به‌تدریج از دست می‌رود.

پس‌ زمینه شهری به جامعه‌ی معاصر ایران اشاره دارد. همان فضایی که زنان در آن برای دیده‌شدن، کرامت و حقوق متناسب، صدای خود را بلند کرده‌اند. پوشش سرخ رنگ و لب‌هاى قرمز نیز یادآور بهای سنگینی است که زنان در این مسیر پرداخته‌اند. در نهایت، این تصویر به پرتره نسلی بدل می‌شود که امکان بهبود، تغییر و امید را هرچه دورتر و کم‌رنگ‌تر می‌بیند. حالتی از سکون خاموش در آن موج می‌زند. گویی سوژه در جای خود ایستاده و گذر زمان و جریان زندگی را تماشا می‌کند، بی‌آنکه در شکل‌‌دادن آن نقشی داشته باشد.

-علاقه شما به عکاسی از چه زمانی آغاز شد؟ نخستین دوربین‌‌تان چه بود و چگونه صاحب آن شدید؟
علاقه‌ام به عکاسی از سال‌های نوجوانی آغاز شد. در دوران راهنمایی بودم که والدینم یک دوربین آنالوگ «زنیت»، مشابه زنیت مدل ۱۲۲ به من هدیه دادند. در آن زمان نورسنجی برایم بسیار دشوار بود و ناگزیر به جدول‌های چاپی نوردهی اتکا می‌کردم تا تنظیمات را دستی انجام دهم. به یاد دارم از مناظر، اعضای خانواده و گل‌های حیاط‌مان عکس می‌گرفتم.

در همان سال‌ها، از طریق یکی از دوستان خانوادگی، با استاد نصرالله کسرائیان، عکاس پیشکسوت آشنا شدم و افتخار میزبانی ایشان را در خانه داشتیم. او سه کتاب به من هدیه داد: یکی از عکس‌هایش از دماوند، دیگری درباره‌ی عشایر ایران و سومی «عکاسى کامل» اثر آندریاس فاینینگر که خود استاد ترجمه کرده بود. این کتاب‌ها الهام‌بخش من شدند، هرچند پیچیدگی مفاهیم فنی فاینینگر مدتی مرا از عکاسی دور کرد.

این دوره پیش از ورودم به دانشگاه و همزمان با ورود دوربین‌های دیجیتال به ایران، در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ بود. چند سال بعد، خانواده‌ام یک دوربین نیمه‌حرفه‌اى «بریج» بعنوان هدیه تولد برایم خریدند، اما متأسفانه کوله‌‌پشتى حاوی آن از صندوق عقب ماشینم به سرقت رفت و وقفه‌ای دیگر در کارم پدید آمد.

در سال ٢٠١٠ با پس‌انداز شخصى و حمایت خانواده، یک دوربین «کَنون اى او اس ۶٠٠  دى اس ال آر» که به «کیس اِکس ۵» هم معروف است خریدم و این نقطه آغاز جدى مسیر عکاسى من بود. سپس در سال ٢٠١۶ با کوشش فراوان یک پله بالاتر رفتم و یک دوربین «نیکون دى ٧۵٠» خریدارى کردم. اخیرا هم یک «نیکون زد ۶ دوم، بدون آینه تهیه کرده‌ام.

حالا که به گذشته نگاه مى‌کنم، همان دزدیده‌شدن دوربین «بریج» تأثیری انکارناپذیر بر مسیر حرفه‌ای من گذاشت. خلأ ایجاد شده، اشتیاقم را بیشتر کرد و خرید دوربین حرفه‌ای مرا واداشت تا عکاسی را بصورت سیستماتیک یاد بگیرم. به کلاس‌ها و کارگاه‌ها رفتم و کتاب‌های تخصصی بسیاری را با ولع مطالعه کردم.

-نخستین موفقیت مهم حرفه‌ای شما چه بود؟

احتمالا مدال طلای کمال‌الملک در چهارمین جشنواره بین‌المللی عکس خیام در سال ۲۰۱۷ که نخستین ارایه عمومی آثارم نیز محسوب می‌شد.

حضور در نمایشگاه‌های گروهی، چه رسد به برگزاری نمایشگاه انفرادی، همواره با دشواری همراه بوده است. دلیل آن، عبور نکردن بسیاری از آثارم از لایه‌های متعدد مجوزهاست. بعنوان نمونه، چند سال پیش ناچار شدم ۱۴ عکس ارایه کنم تا شاید یکی برای نمایشگاه گروهی تأیید شود. تصاویر از نظر پوشش مشکلی نداشتند، اما از حیث محتوا ایراد گرفته شد. هنوز عین کلمات سانسورچى در خاطرم هست: «عکس‌هایی که کاملا درباره‌ی میدان آزادی باشند، رد خواهند شد.»
رؤیای من برگزاری یک نمایشگاه انفرادی، در داخل یا خارج از ایران است.

-کدامیک از جوایز شما بیشترین تأثیر را بر مسیر حرفه‌ای‌تان داشته است؟

سه جایزه تأثیر قابل‌ توجهى داشتند. اندکی پس از جشنواره خیام، نخستین جایزه‌ی نقدی مهم خود را که هزار دلار بود در جشنواره «آربل ترکیه» دریافت کردم. در سال ۲۰۲۲، راه‌ یافتن به فهرست نهایی بخش پرتره در جوایز سونی از نظر اعتبار حرفه‌ای اهمیت داشت. در سال ۲۰۲۴ نیز انتشار مقاله‌ای درباره‌ی آثارم در «مجله آرت مارکت» برایم بیش از یک جایزه، دستاوردی معنوی بود. مقاله‌ای که مسیر عکاسی من در بازنمایی نقش نسل نوین زنان ایرانی در جنبش‌های اجتماعی را تحلیل می‌کرد.

-در آغاز از اعضای خانواده‌تان عکاسی می‌کردید. اکنون سوژه‌های خود را چگونه انتخاب می‌کنید؟

در نیمه دوم سال ۲۰۱۹ تمرکز کارم به‌ سوى نسل جوان زنان ایرانی تغییر یافت. ابتدا از دوستان و آشنایان استفاده می‌کردم، سپس به سراغ مدل‌های غیرحرفه‌ای و گاه حرفه‌ای رفتم. تصاویر گروه نخست واقع‌گراتر و به سلیقه‌ام نیز نزدیک‌‌تر بود.

به‌ مرور زمان معیار انتخابم از ظاهر فیزیکی به ذهنیت، نگاه و سبک زندگی سوژه‌ها تغییر کرد. برای ارتباط، بیشتر از اینستاگرام استفاده می‌کنم.

مدل عکس «امیدِ از‌دست‌ رفته»، «انیس» بود. دانشجوی کارشناسی‌ ارشد طراحی صنعتی دانشگاه تهران. دختری باهوش و آگاه به مسائل روز، که انتخابی مناسب برای اجرای این پروژه بود.

-جنبش «زن، زندگی، آزادی» چه تأثیری بر کار شما گذاشت و چطور دیدگاه شما را تغییر داد؟

کار من درباره‌ی وضعیت معاصر زنان در ایران همگام با تحولات گسترده اجتماعی شکل می‌گرفت. آگاهانه سعى مى‌کردم این دگرگونی‌ها را بصورت مرحله‌اى و مفهومى به تصویر بکشم. من تحت تأثیر این تحولات گریزناپذیر قرار گرفتم و سخت تلاش کردم آن را با زبان تصویر نشان دهم.

-وضعیت امروز عکاسان در ایران چگونه است و چه چالش‌هایی دارند؟ آیا مى توانید به آسانى سفر کنید و عکس بگیرید؟

وضعیتى ترکیبی از فرصت و محدودیت است. مهمترین نگرانی، فشار اقتصادی است. هزینه‌ی تجهیزات تابع نرخ دلار است. حال آنکه درآمد یک عکاس اگر از آن برخوردار باشد، به پول ملی دریافت می‌شود. این فشار برای عکاسان هنرهای زیبا که غالبا بازار تجاری پایداری ندارند، سنگین‌تر است.

در کنار مسائل اقتصادی، محدودیت‌ها و حساسیت‌هایی نیز در انتشار عکس‌ها وجود دارد. تصویر و موضوع باید در چارچوب‌های معینی بگنجد تا پیامدهای حقوقی در پی نداشته باشد. فضا نسبت به گذشته، اندکی ملایم‌تر شده، اما هنوز گاه شاهد تعلیق موقت صفحات همکاران در شبکه‌های اجتماعی هستیم.

عکاسی در فضاهای عمومی نیز بسته به موضوع و زمینه، با محدودیت‌هایی همراه است. با این همه، عکاسان معمولا راه‌هایی برای سازگاری و ادامه‌ی کار پیدا مى‌کنند. در مجموع، عکاسان ایرانی آموخته‌اند با انعطاف، خلاقیت و آگاهی از حساسیت‌های محیطی در این فضا فعالیت کنند.همین شرایط به نوعى به شکل‌گیری زبانی بصریِ استعاری‌تر و چندلایه‌تر انجامیده است.

-شما دارای مدرک کارشناسی‌ ارشد مدیریت نوآوری از دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستید. آیا در این حوزه فعالیت می‌کنید یا به تدریس و عکاسی مشغولید؟

دوره راهنمایی و دبیرستان را در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) در کرج گذراندم. در سال ۲۰۰۹ بعنوان یکی از نخستین ورودی‌های رشته‌ی مدیریت نوآوری و فناوری در دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران) پذیرفته شدم.

در حوزه‌ی مدیریت فناوری مشغول به کارم و در کنار آن، عکاسی را بصورت جدی دنبال می‌کنم. بخش عمده‌ی کارهای عکاسی‌ام، در تعطیلات آخر هفته یا تعطیلات عمومى انجام می‌شود.

در هفت سال گذشته، کانالی در تلگرام با بیش از ۴۶۰۰ عضو حرفه‌ای را مدیریت کرده‌ام که به جشنواره‌ها و مسابقات بین‌المللی عکاسی اختصاص دارد. در این بستر، فراخوان‌هاى عمومى منتشر می‌شود و آثار برگزیده از سوى منتقدان باتجربه از حیث ارزش‌هاى فنى و هنرى مورد بررسی و تحلیل قرار مى‌گیرد. این نقدها در قالب کتابچه به صورت «پى دى اف» گردآوری و منتشر می‌شود که تاکنون سه شماره از آن انتشار یافته و چهارمین شماره نیز در دست تهیه است.

همچنین به تدریس دوره‌های نورپردازی، عکاسی پرتره، ریتاچ، و کارگاه‌های عکاسی صحنه‌ پردازى شده، ایده‌پردازی و نوآوری مشغولم. در تمام این مسیر، حمایت خانواده‌ام نقشی بسیار مهم داشته است.

-در جهانی که شبکه‌های اجتماعی از تصویر انباشته شده‌اند، نقش عکاس چیست؟

در چنین جهانی، نقش عکاس حرفه‌ای فراتر از تولید یک تصویر زیباست. به باور من، عکاس زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که در یک ژانر یا زمینه‌ی خاص به تسلط فنی دست پیدا کند. اگر عکس را از منظر فرم و محتوا یا ایده و اجرا تجزیه و تحلیل کنیم، کیفیت، مهارت و توانایى خلق یک تصویرحرفه‌اى سنجیده و خوش ساخت، از اهمیت بالایى برخوردار است.

عکاسی می‌تواند به سکویی برای اثرگذاری اجتماعی بدل شود. جایی که هنر نه صرفا محصولی زیباشناختی، بلکه ابزاری برای آگاهی‌بخشی، برانگیختن حساسیت‌ها و ارتقای نگرش جامعه عمل مى‌کند. این باورى است که من پس از دوازده سال فعالیت در این حرفه‌ی پُربار به آن رسیده‌ام.

-اگر نکته‌ای برای افزودن دارید، بفرمایید.

مایلم از «کیهان لایف» و نیز استادان و همکارانی که در این مسیر پشتیبان من بوده‌اند سپاسگزاری کنم: علی سلمان، یاسر دلباز، نصار متراقى، محمدرضا رضانیا، رامیار منوچهرزاده و آزاده اخلاقی.

 

منبع: کیهان لایف
ترجمه: کیهان لندن

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401289