نازنین نوری – زیبا اردلان، بنیانگذار بنیاد هنر معاصر،«پاراسول یونیت» که در فاصلهی سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۰ نمایشگاههایی نوآورانه را در فضای اختصاصی خود در لندن برگزار میکرد، در ماه مه بار دیگر به بیناله هنر ونیز بازمیگردد تا نمایشگاهی را با گردآوری خود ارایه دهد که آثار ۱۱ بانوی هنرمند برجسته از آسیای مرکزی و گسترهای وسیعتر از شرق را در بر میگیرد.
این نمایشگاه با عنوان «توراندوت: به دختران شرق»، که در چارچوب برنامهی «رویدادهای جانبی» بیناله هنر ونیز برگزار میشود، از سوی بنیاد پاراسول یونیت برای هنر معاصر در بنای تاریخی «پالاتزو فرانچتی» در ونیز، از ۹ مه تا ۳۱ اکتبر برپا خواهد بود.
در این مجموعه، ویدئوی آثاری از لیدا عبدل (افغانستان)، هِرا بویوک تاشچیان (ترکیه)، داریا کیم (ازبکستان) و طلا مدنی (ایران) به نمایش درمیآید. همچنین این نمایشگاه شامل کارهایی از افروز امیغی (ایران)، سعادت اسماعیلوا (ازبکستان) و نظیرا کریما (تاجیکستان) است.
مجسمههایی از هما بهابها (پاکستان) و مونا حاطوم (لبنان) و آثاری در قالب نقاشی، ویدئو و گفتار از فریده لاشایی (ایران) و نیز کارهایی در حوزهی منسوجات و صدا از مدینه جولدیبک (قزاقستان) ارایه میشود.
دکتر زیبا اردلان در سال ۲۰۰۴ «پاراسول یونیت» را در منطقهی ایزلینگتونِ لندن بنیان نهاد و طی ۱۶ سال، بیش از ۵۰ نمایشگاه را گردآوری و برگزار کرد. این مؤسسه به فضایی برای کشف و نمایش هنرمندان از سراسر جهان بدل شد و نقشی مؤثر در تقویت مسیر حرفهای برخی از نامدارترین هنرمندان معاصر ایفا کرد. از جمله میتوان به مونا حاطوم، هنرمند فلسطینیتبار، اشاره کرد که نمایشگاه انفرادیاش در موزهی« تیت مدرن» نزدیک به یک دهه پس از حضورش در پاراسول، برگزار شد و نیز عادل عبدالصمد، هنرمند فرانسوی-الجزایری، که بعدها آثارش در مرکز پمپیدو پاریس به نمایش درآمد.
در سال ۲۰۱۹، به مناسبت پانزدهمین سالگرد تأسیس پاراسول، دکتر اردلان نمایشگاهی شاخص از هنر معاصر ایران را در «بیناله هنر ونیز» برپا کرد. این نمایشگاه با عنوان «جرقه تو هستی» از پاراسول یونیت در ونیز آثاری از ۹ هنرمند، از جمله ی.ز. کامی و سیا ارمجانی، را در بر میگرفت. بخش دوم این نمایشگاه نیز در لندن، در مقر پاراسول، برگزار شد.
پاراسول در ژوئیه ۲۰۲۰ گالری خود در لندن را تعطیل کرد و فعالیتهایش را با رویکردی بینالمللی تغییر داد. اکنون، پس از یک وقفهی دوساله، با راهاندازی این رویداد جانبی در بیناله هنر ونیز، بار دیگر به صحنه بازمیگردد.
دکتر زیبا اردلان پیش از این در زوریخ مستقر بود. جایی که به تدریس هنر مشغول بود و بعنوان مشاور هنری فعالیت داشت. او فارغالتحصیل رشته تاریخ هنر از دانشگاه کلمبیاست و پیش از آن که بعنوان نخستین مدیر و موزهدار «مؤسسه سوئیسی» در نیویورک منصوب شود، در موزهی هنر آمریکایی ویتنی در نیویورک بعنوان موزهدار مهمان، فعالیت کرده بود. وی همچنین دارای درجهی دکتری در رشتهی شیمی فیزیک است.

«کیهان لایف» به تازگی با دکتر اردلان، دربارهی نمایشگاه پیشِ روی او، به گفتگو نشسته است:
-انگیزهی اصلی شما از شکلگیری نمایشگاه «توراندوت: به دختران شرق» بعنوان یکی از رویدادهای جانبی شصت و یکمین بیناله ونیز چه بود؟
الهام اصلی، بازگشت به امری شگفتانگیز بود که در طی زمان، بهآرامی و در سکوت بالیده و پخته شده بود؛ چیزی که بتواند بهگونهای شاعرانه، بخشی از پیوندهای تاریخی میان شرق و غرب را آشکار سازد. این ایده در زمانی به ذهن آمد که کشورهای آسیای مرکزی بهتدریج بیش از پیش در دسترس بازدیدکنندگان قرار میگرفتند. در هر گام، نه تنها از آنان میآموزیم، بلکه افقهای تازهای نیز کشف می کنیم.
-این سومین بار است که شما در قالب «رویدادهای جانبی» در بیناله هنر ونیز حضور دارید. این تجربه را چگونه ارزیابی میکنید و نمایشگاه «توراندوت» در قیاس با نمایشگاههای پیشین شما در ونیز چه تفاوتی دارد؟
مایه افتخار بزرگی است که سه نمایشگاه از «پاراسول یونیت» بعنوان رویدادهای جانبی «بیناله ونیز» برگزیده شدهاند. بیتردید هر نمایشگاه تاریخچه و تجربه خاص خود را دارد.
در سال ۲۰۱۹، نمایشگاه «جرقه تویی» که در دو بخش و بطور همزمان در لندن و ونیز برگزار شد، به بررسی هنر هنرمندان معاصر ایرانی از دریچه شعر فارسی میپرداخت. نمایشگاه سال ۲۰۲۶ بیش از پیش به اهمیت شعر و ادبیات در فرهنگ ایرانی میپردازد. در این میان، نقاط مشترکی وجود دارد و نیز بُعدی آموزشی در تلاقی شرق و غرب در شهر باشکوه و تاریخی ونیز دیده میشود. شهری که همواره نقشی میانجیگر میان این دو فرهنگ ایفا کرده است.
در سال ۲۰۲۲ نیز نمایشگاه گروهی بینالمللی «آشفته، پیشبینیناپذیر، رها» را ارایه کردیم که به بررسی جنبههایی از آنتروپی در جهان امروز میپرداخت. از اینکه فرصت مدیریت این نمایشگاههای بسیار متنوع را در ونیز داشتهام، بسیار سپاسگزارم.
-شما در این نمایشگاه، آثار یازده هنرمند زن برجسته از آسیای مرکزی و بخش وسیعتری از «شرق» را عرضه کردهاید. چه عاملی شما را به تمرکز بر این بخش از جهان سوق داده است؟
داستان «توراندوت» انگیزه و محرک نمایشگاه، در جغرافیایی ریشه دارد که فراتر از پنج کشور کنونی آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) امتداد دارد. بنا بر روایت فردوسی (حدود ۹۴۰ تا ۱۰۲۰ میلادی)، که از او بعنوان «پدر شعر فارسی» یاد میشود، سرزمین «توران» همواره در پیوندی تاریخی و فرهنگی با ایران قرار داشته و در گذر سدهها، این قلمرو در دورانی بخشهایی از افغانستان، پاکستان، ایران و ترکیه امروزی را نیز دربر میگرفته است.
تنها هنرمندی از «شرق» که خاستگاهش آسیای مرکزی نیست، مونا هاتوم است. اثر او با عنوان Hot Spot III ، ۲۰۰۹، افزودهای مهم به این نمایشگاه بهشمار میآید و همچنان از منظر ژئوپولیتیکی، پیوندی عمیق با وضعیت کنونی جهان دارد.
این مجموعه، در کل، گفتگویی چندلایه و غنی را رقم میزند و در عین حال یادآور این واقعیت است که در گذشته، مرزهای سیاسی به شکل امروزی و به گونهای مصنوعی ترسیم نشده بودند. پنج کشور کنونی آسیای مرکزی تنها در فاصلهی سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۶ و در چارچوب فرایند «تعیین حدود ملی- سرزمینی» اتحاد جماهیر شوروی، صاحب مرزهای رسمی شدند. پیش از آن، شهرهای واقع در مسیرهای تجاری جاده ابریشم، هر یک بطور مستقل از اهمیت و نفوذی چشمگیر برخوردار بودند.
-چگونه به این ایده رسیدید که اپرای مشهور «توراندوت» اثر پوچینی را بعنوان درون مایهی اصلی نمایشگاه خود برگزینید؟
شخصیت خیالی «توراندوت» یکی از الهامبخشترین عناصر در شکلگیری این نمایشگاه بود. بیتردید اپرای همنامِ جاکومو پوچینی چنان شناخته شده است که نمیتوان به آن فکر کرد بیآنکه این پرسش در ذهن شکل نگیرد که چه عاملی توجه او را به خود جلب کرده است.
سرگذشت «توراندوت» ریشه در خیال خلاق نظامی گنجوی، شاعر ایرانی سدهی دوازدهم، دارد. او در سال ۱۱۹۷ میلادی منظومهی عاشقانهی «هفت پیکر» را سرود که بخشی از آن به دیدار بهرامگورِ پیش از اسلام با یکی از هفت شاهزاده از اقلیمهای گوناگون میپردازد. این شاهزاده، «نسریننوش»، زنی زیبا و هوشمند، اما به ظاهر سرد دل، از سرزمینی دور بود.
در دوران روشنگریِ قرن هجدهم، فرانسوا پتی دو لا کروآ (۱۶۵۳–۱۷۱۳) این روایت را ترجمه کرد و نسخهای تازه از آن بوجود آورد که در آن نام «نسریننوش» را به «توراندوت» تغییر داد و شخصیت را چینی معرفی کرد.
الهام دیگر از سرزمین کوچ نشین «توران» و پیوند سه هزار سالهی آن با ایرانِ همسایه سرچشمه میگیرد. حتی پیش از اپرای اوایل قرن بیستمِ پوچینی، نویسندگان اروپایی دیگری چون کارلو گوتسی، فریدریش شیلر و یوهان ولفگانگ فون گوته نیز هر یک روایت و اقتباس خاص خود از «توراندوت» را به صحنه آورده بودند.
عنوان اپرا از نام فارسی «توراندخت» به معنای «دختر توران»گرفته شده است. نامی رایج برای دختران در ایران. توران، که در گذشته بخشی جداییناپذیر از قلمرو ایران به شمار میرفت، ناحیهای در شمالشرقی ایرانِ امروز بود که بخشهایی از جمهوریهای آسیای مرکزی و نیز نواحی شمالی افغانستان، پاکستان و ترکیه کنونی را دربر میگرفت. هنرمندانی که برای این نمایشگاه برگزیدهاید، از همین گستره جغرافیاییاند. چرا تصمیم گرفتید به هنرمندان زن این منطقه ادای احترام کنید؟
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، پنج کشور قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان به استقلال رسیدند، اما در مسیر شکل دادن به آیندهی خود از پشتیبانی و راهنمایی چندانی برخوردار نبودند. آن دوران، زمانهای دشوار برای بازتعریف هویت فردی و ملی بود. با اینهمه، زنان این «توراندختهای» روزگار ما، بیتردید نقشی حیاتی و تعیین کننده ایفا کردند.
بسیاری از ایدههای نهفته در این نمایشگاه، نه معطوف به سیاست، بلکه ناظر بر هنر، شعر، فرهنگ و آموزش است. اطمینان دارم بازدیدکنندگان، زیباییِ سیر تحول «توراندوت» و پیوندهای میان شرق و غرب را به خوبی درک خواهند کرد. همچنین هنرمندان این منطقه تنها در سالهای اخیر توجهی که شایستهی آن هستند، پیدا کردهاند، و خوشحالم که من سهمی کوچک در این روند داشتهام.
-آیا از پیش با هنرمندان برگزیده و آثارشان آشنایی داشتهاید؟ آیا میان آثار آنها، وجه مشترکی وجود دارد؟
همانطور که در هر نمایشگاه گروهی معمول است، بخشی از هنرمندان کسانیاند که گرداننده نمایشگاه، از پیش با آثارشان آشنایی دارد و گروهی دیگر در جریان پژوهش و جستجو شناخته میشوند. برخی از هنرمندان حاضر در این نمایشگاه چهرههایی تثبیت شدهاند که پیشتر نیز با آنان همکاری داشتهام. در حالیکه برخی دیگر بسیار جواناند. همین فرایند انتخاب است که نمایشگاه را جالب و گفتگو را هیجانانگیز میکند.
بعنوان وجه مشترک، امیدوارم بازدیدکنندگان در آثار «توراندوتهای» امروزی، حس نیرومند هدفمندی و باوری عمیق را پیدا کنند.
-مایلید بازدیدکنندگان چه پیامی از این نمایشگاه با خود ببرند؟
هر بازدیدکننده برداشت خاص خود را از نمایشگاه خواهد داشت، و برای من همین کافی است که اوقات خوب و پر باری را حس کنند. همچنین امیدوارم آثار ارایه شده، برایشان جذاب و تأمل برانگیز باشد و از برقراری پیوندهای تازه با تاریخ لذت ببرند.
-به چه نحو این نمایشگاه میتواند به گفتگوهای گستردهتر در هنر معاصر امروز یاری برساند؟
مسئله اصلی این است که از راه تجربه، نگاه فرهنگهای گوناگون به دنیا را درک کنیم و از آن بهره ببریم. برای نمونه، در کشورهای آسیای مرکزی از جمله ازبکستان، تحولات چشمگیری در جریان است. این کشورها درهای خود را به روی جهان گشودهاند، دوستداران هنر را از سراسر دنیا در نخستین «بینال» خود در بخارا دعوت میکنند و با راهاندازی نهادهای هنری نوین میکوشند وارد گفتگوی گستردهتر جهانی دربارهی هنر و فراتر از آن شوند. همهچیز بر محور غنا، تبادل و پیوند استوار است. امید آن است که انسانها راههای بهتری برای زندگی در این زمانهی مشترک و جهان واحد پیدا کنند.
-فضای هنری شما در لندن، «پاراسول یونیت»، شش سال پیش بسته شد و از آن پس به برگزاری نمایشگاهها و پروژهها در اروپا پرداختهاید. تجربهی این دوره پس از پاراسول چگونه بوده است؟
«توراندوت» همچنان نمایشگاهی از پاراسول یونیت است و اندیشه، خلاقیت و تلاش بسیاری صرف سازماندهی آن شده است. تنها تفاوت اکنون در این است که ما نمایشگاهها را صرفا زمانی برگزار میکنیم که احساس کنیم گفتگویی مشخص و ضروری باید شکل بگیرد.
من این بخت را داشتم که بهمدت ۱۶ سال هدایت این بنیاد را برعهده داشته باشم، اما مطمئنم شما هم با من موافق هستید که هر چیزی زمان خودش را دارد. اکنون با ریتمی متفاوت کار میکنم، زمان بیشتری را با خانوادهام میگذرانم و از سفر و کشف جهان در کنار نوههای بزرگ شدهام لذت میبرم. هر روز یاد میگیرم که جهان را از منظری دیگر و در زمانهای دیگر ببینم.
-برنامه ایدر آینده دارید؟
بله… در پایان ماه سپتامبر، نمایشگاهی را در آتن برگزار خواهیم کرد که بر آثار هنرمند سوئیسی، هایدی بوخر (۱۹۲۶–۱۹۹۳) متمرکز است.
«پاراسول یونیت» در سال ۲۰۱۸ نقش مهمی در معرفی و تقویت جایگاه بینالمللی بوخر ایفا کرد و حالا نیز با خرسندی به کاوش در سرچشمههای الهام و تأثیرات او ادامه میدهد. بوخر در تابستانهای ۱۹۶۰ و ۱۹۶۱ مدتی را در جزیره ی میکونوس گذراند. جزیرهای که در آن زمان هنوز از سادگی و آرامش زندگی بومی برخوردار بود. ماههایی که او در مجاورت دریا و طبیعت سپری کرد، تأثیری عمیق بر اندیشه و آثارش گذاشت.
در این رویداد، پاراسول یونیت، مفتخر است که دو نمایشگاه را همزمان به همین مناسبت برگزار میکند. نخستین نمایشگاه، کوچکتر و متمرکز بر آثاری از بوخر است که از دورهی اقامت وی در جزایر سیکلادیک الهام گرفتهاند. نمایشگاه دوم، که گستردهتر خواهد بود، دعوت از چهار هنرمند زن یونانی است تا با ایدههای هایدی بوخر دربارهی مفهوم خانه، دگردیسی، و البته آب و دریا وارد گفتگویی هنری شوند.
منبع: کیهان لایف
ترجمه: کیهان لندن

