طرفداران رژیم باید به فکر چه باشند؟

سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ برابر با ۰۵ مه ۲۰۲۶


محمدعلی غیبی – فریادهای دلسوزان ملت ایران و همراهان از جنس کاوه‌ها و افریدونان، گویی نه تنها در اعدامگران رژیم ضحاک اثر نکرده بلکه محسنی اژه‌ای یا همان «کندرو»، یار مکار ضحاک را در کشتار جوانان ایران‌زمین جسورتر کرده‌است.

مردم ایران همگی دیدند که چند روز قبل این جنایتکار چگونه با دهان‌دریدگی، مخالفان اعدام را دشنام‌هایی متعدد داد. زیردستش یعنی دادستان تهران هم گستاخانه مدعی شده که «اموال خوبی را مصادره کرده‌ایم.» صرفنظر از اعلام جنایت و دزدی آشکار او و امثال محسنی اژه‌ای علیه ملت ایران، چه عاملی سبب نزول این بلای آسمانی بر سر ملت ایران شده‌است؟ چرا این طغیان‌کرده‌ها چنین فرصت طغیان یافته‌اند و ذره‌ای شرم و حیا نمی‌کنند؟

حتی اگر از بُعد فلسفه‌ی تاریخ اسلام به ماجرا نگاه کنیم، یعنی مسئله اختیار انسان در بحث جبر و اختیار، از بعد سنت‌های الهی ناخودآگاه به‌یاد « سنّت املاء » می‌افتیم. سنّت املاء یعنی خداوند جلوی کسی را باز می‌گذارد و او را تنبیه نمی‌کند، تا گناه بر گناه خود بیفزاید و مستحقّ عذاب بزرگتری شود. دوام حکومت این رژیم هم دقیقا چنین سناریویی را به ذهن می‌آورد. اما در این میان عامل اصلی این فجایع چه کسانی هستند و اصرار و سرسختی‌شان بر دوام رژیم چه بلایی بر سرشان خواهد آورد؟

شاید عده‌ای بگویند محسنی اژه‌ای و باقی‌مانده‌های لاریجانی‌ها و شمخانی‌ها و صدیقی‌ها و … بعد از سقوط رژیم باید اعدام شوند. اما آیا اعدام چند ده نفر یا چند صدنفر از سران رژیم ذره‌ای از دردها و زخم‌های این ملت را التیام می‌بخشد؟ آیا داغ ده‌ها و صدها هزار خانواده‌ی دادخواه و زندانی و میلیون‌ها جوان و پیر و مرد و زن ایرانی که یا عمری شرمنده‌ی زن‌وبچه‌ی خود شدند یا اصلا خانواده‌ای نتوانستند تشکیل دهند با اعدام محسنی اژه‌ای و دادستانی و چند طغیان کرده‌ی دیگر بهبود می‌یابد؟ آیا متهم این همه فجایع تنها سران رژیم‌اند؟

چند روز پیش از یک افسر سپاه که خیلی از گرفتاری‌های اقتصادی خود و خانواده‌اش شکایت می‌کرد پرسیدم برای چه به فرمان شاهزاده رضا پهلوی تن ننهادید و ترک خدمت نکردید؟ پاسخش تأمل‌برانگیز بود. گفت: «اگر ترک وفاداری می‌کردیم سرنوشت خودمان بعد از تغییر رژیم چه می‌شد؟»

دیدم فکر چند صباحی آویزان ماندن از رژیم و دریافت شندرغازی حقوق، که به‌گفته‌ی خودش تنها خرج چند روز اول ماه را کفایت می‌کرد، برایشان گواراتر از تبدیل شدن به یک ارتش ملی است. شاید نظام بعدی را که یک حکومت ملی خواهد‌بود به کیش خود می‌پندارند و گمان می‌کنند که همان بلایی که خودشان بر سر ارتش آوردند، بر سر خودشان خواهد آمد. اما غافل از آن‌اند که این رژیم ننگین خانواده‌کش، به‌زودی خواه‌ یا ناخواهشان سقوط خواهد کرد. حال یا با نیروی آمریکا و یا با نیروی ملت بزرگ ایران و با یاری خداوند.

درنتیجه آنچه تنها راه چاره‌شان است این است که در ترک وفاداری به این رژیم دزدسالار و تن دادن به خواست ملت ایران پیش‌قراول باشند. آنها باید بدانند که پیش‌قراولان وفاداری به نظام جایگزین، در حکومت جدید جایگاه بالایی خواهند داشت. چنانکه حتی خود جمهوری اسلامی هم آن ارتشیانی را که داوطلبانه به خدمت خمینی درآمدند را بسیار جاه و مقام داد.

اما آنهایی که از جان‌سختی خود دست برنمی‌دارند و تمام داشته‌های خود را نتیجه‌ی خدمات به اهریمنان و یافتن سوراخ‌های رانت از آنها می‌بینند، متهم ردیف اول کشتار ملت ایران و فساد و تضییع ثروت این مملکت‌اند. محسنی اژه‌ای چند نفر را اعدام نکرده‌است؛ بلکه ملتی را اعدام کرده و البته اعدام شخص او جبران مافات این ملت را حتی به‌اندازه‌ی «یک‌هزارم» نمی‌کند.

متهم ردیف اول این‌همه جنایت آنهایی‌ هستند که همچنان شب‌ها در کف خیابان در طرفداری از رژیم عربده می‌کشند و پرچم برمی‌دارند و نوحه می‌خوانند. به‌خاطر حمایت آنهاست که هر روز چند جوان شایسته و گاهی نوجوان معصوم اعدام می‌شوند؛ گرسنگی بیداد می‌کند. قیمت‌ها ترمز بریده‌اند و به‌جای خانواده‌ها، فساد و فحشاست که سکه‌ی هر بازار و هتل و مسافرخانه‌ای شده‌است. متهم ردیف اول این فسادها آنهایی‌اند که همچنان در طرفداری از این رژیم ننگین اصرار دارند و ترک خدمت نمی‌کنند.

هیچ رژیمی در آینده به سبک مغولان، یک مجرم با جرایم سنگین را با کل طایفه و اقوامش اعدام نخواهد کرد. اما طرفداران رژیم باید بدانند که جرمشان و جرم رهبرانشان به‌قدری سنگین است که جبران مافات آنها تنها با مجازات شدید و مصادره‌ی اموال رانتی سران رژیم جبران مافات نخواهد شد. بلکه مطمئن باشند که در محاکمه‌ی هر یک از سران طغیان‌کرده‌ی رژیم همچون محسنی اژه‌ای، حکم اعدام حداقل صدهزار نفر از بسیجیان و طرفداران ثابت‌قدم رژیم صادر خواهدشد. آنهایی که در مقابل فقر و فساد و فحشا و اعدام جوانان و نوجوانان معصوم و بی‌گناه خود را به نفهمی تمام زده‌اند. آنهایی که در مواجهه با انتقادات، ذلیلانه قیافه‌ای حق‌به‌جانب به‌خود می‌گیرند و با این فکر که «مخالفان رژیم همگی کافر و مهدورالدم و مردنی‌اند» خود را آسوده می‌کنند و سر بر بالش جهنمی خود می‌گذارند و به‌خوابی ننگین‌تر از مرگ فرو می‌روند.

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۷ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=401576