اقتصاد ایران در گرداب رکود تورمی گرفتار شده است؛ بازارهای مختلف به صورت روزانه رکوردهای قیمتی جدیدی را ثبت میکنند و در آنسو شهروندان هر هفته و هر روز، بیش از پیش، به قعر خط فقر رانده میشوند.

آمارها تکاندهنده هستند؛ نرخ رسمی تورم عمومی اقتصاد بیش از ۷۰ درصد اعلام، و تورم موادغذایی با عبور از مرز ۱۰۰ درصد سه رقمی شده است. اخراج نیرو در بخشهای مختلف صنعتی، تولیدی، کشاورزی و خدماتی، بیکاری را میان اقشار مختلف «اپیدمی» کرده است. شاخص فلاکت در اقتصاد ایران قله تاریخی ۷۴/۲ درصد را فتح کرده، و چشمانداز اقتصادی ایران با تهدیدهایی جدی روبرو است. پیامدهای وضعیت بحرانی اقتصاد ایران تنها اعداد در شاخصها را تغییر نمیدهد بلکه سرمایه انسانی را با تنشهای در هم تنیدهی فرهنگی، اجتماعی و روانی آمیخته است.
جنگ ۴۰ روزه دستاویزی برای مقامات مسئول و تحلیلگران حکومتی شده تا با توسل به شرایط جنگی و «دشمن» بر روی حقیقت خاک بپاشند و پنهان کنند که اقتصاد ایران ظرفیت بسیار بزرگی دارد و بروکراسی فشل و زنگزده از یکسو، و مافیای چمبرهزده بر روی گلوگاهها و منابع حیاتی کشور از سوی دیگر، نفس زندگی یک ملت را به شماره انداخته است!
در حقیقت عامل گرفتار شدن اقتصاد ایران در تله کُشندهی رکود تورمی، همان فساد سیستماتیک و ناکارآمدی ساختاریست؛ ساختاری که مدعی بود خلاف مکتبهای اقتصادی موجود، در پی ایجاد اقتصاد اسلامیست که در آن رفاه و تولید گسترده و فقر ریشهکن، و کوخنشینان سعادتمند خواهند شد. اما نتیجه انقلاب۵۷ جانمایی شبکهای الیگاریشی در اقتصاد ایران شد که کارکردش دستبرد به «منابع ملت» توسط «خودی»ها و مصرف کردن بودجه کشور برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک از جمله صدور انقلاب و ویران کردن کاخ امید و رویاهای شیرین چندین نسل است.
مسئولان اقتصادی که امروز «دشمن» و «جنگ» را در سیبل فرافکنیهایشان قرار دادهاند، پنهان میکنند که انزوای اقتصاد ایران در دهههای گذشته محصول ماجراجویی ایدئولوژیک حکومت بوده است. آنها در حالیکه همواره بر تبل «خسارت ناشی از تحریم» کوبیدهاند که تحریم، نتیجهی سازماندهی شبکهای فاسد و رانتی در منطقه و جهان بوده که جمهوری اسلامی برای تأمین مالی نیروهای نیابتیاش به آن نیازمند و وابسته بوده است.
حکومتیها و وابستگانشان به «مافیاهای حاکم بر اقتصاد کشور» اشاره نمیکنند که چگونه دههها درآمدهای ارزی، و دیگر منابع کشور را به جیب زدند و آنچنان فربه شدهاند که حتی در زدوخوردها و تسویه حسابهای بینجناحی هم «توپ غضب قوه قضاییه» تکانشان نمیدهد. همچنین سانسور میکنند که رکود خزندهای که تاروپود اقتصاد ایران را فرسوده ناشی از عدم سرمایهگذاری در بخشهای مولد، از بین بردن زیرساختهای تولید ثروت، و از نتایج هزینههای سنگین تنشزایی بینالمللی است.
عملکرد چنین ساختاری، تورم فزاینده ماههای گذشته را نیز رقم زد. تورم کنونی ریشه در اجرای بدموقع و نسنجیده طرح اصلاحات ارزی توسط تیم اقتصادی دولت پزشکیان از ابتدای زمستان دارد؛ طرحی که با ایجاد شوک قیمتی در بازار ارز، زمینهساز سقوط تاریخی ارزش پول ملی، ایجاد موجی از گرانی، و البته بروز اعتراضات دی۴۰۴ شد.
در آنسو، راهکار دولت برای جبران کسری بودجه فرمول خسارتزای همیشگی بود؛ چاپ پول و افزایش نقدینگی که محرک اصلی افزایش تورم اقتصاد ایران است.
«خودتحریمی»های حکومت و قطع سراسری اینترنت نیز موجی از بیکاری ایجاد کرده و بر اساس آخرین آمارها اشتغال ۱۰ میلیون نفر را متأثر کرده است. مردم ایران در نتیجهی عملکرد اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی در گرداب تورم و گرانی تقلا میکنند، و در این میان میلیونها نفر قربانی موج اخراج نیروی کار شده، و بیدرآمد و بیپول زیر خط فقر غوطه میخورند.
روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|




