با افزایش بارندگیها در بهار امسال، ذخایر برخی از سدهای تأمینکننده آب پایتخت از جمله سد کرج، افزایش یافته اما کارشناسان معتقدند بحران کمبود آب همچنان پابرجاست.

آمارها نشان میدهد که تا ۲۶ اردیبهشتماه، موجودی مخزن سد امیرکبیر یا همان سد کرج با ۵۹ درصد پرشدگی به ۱۰۶ میلیون مترمکعب رسیده است.
داوود نجفیان، مدیرعامل شرکت آب منطقهای استان البرز، نیز گفته «با افزایش ورودیهایی که در کرج و طالقان داشتیم، امسال حجم سد کرج از کل ظرفیت که ۱۷۹ میلیون مترمکعب است، به ۱۳۳ میلیون مترمکعب رسیده، یعنی نزدیک به ۷۴ درصد حجم سد کرج پر است.»
استان تهران ناپایدارترین وضعیت منابع آب برای تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی در سال جدید را داشت، با اینهمه کارشناسان معتقدند افزایش ذخائر آب این استان به معنای عبور از بحران کمبود آب نیست.
کارشناسان تأکید دارند بحران آب در ایران صرفا ناشی از کمبود بارش در یک یا دو سال نیست، بلکه ریشه در ناهماهنگی بلندمدت میان ظرفیت طبیعی سرزمین و الگوی توسعه اقتصادی و جمعیتی دارد.
وبسایت «تجارت نیوز» با اشاره به ریشههای بحران کمبود آب در کشور نوشته «طی دهههای گذشته فعالیتهایی گسترش یافتهاند که وابستگی شدیدی به آب دارند. از جمله میتوان به کشاورزی آببر، استقرار صنایع پرمصرف و تمرکز جمعیت در کلانشهرهایی مانند تهران اشاره کرد. این روند باعث شده است که تقاضای آب از ظرفیت طبیعی منطقه فراتر برود.»
«تجارت نیوز» تأکید کرده توسعه نامتناسب با اقلیم و اضافهبرداشت از آبهای زیرزمینی مانع از حل بحران آب در تهران میشود.
محمدابراهیم رئیسی، کارشناس انرژی، در گفتوگو با «تجارتنیوز» گفته «در ساختار طراحیشده در تأمین آب بدینگونه بود که حدود ۷۰ درصد از آب از منابع سطحی و ۳۰ درصد از آب از منابع زیرزمینی باید تامین شود، چراکه آب زیرزمینی نوعی پسانداز است که باید در وقت خود از آن استفاده کرد. اما اکنون اوضاع تغییر کرده است. در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد از آب تهران از آبهای زیرزمینی و چاههای حفرشده داخل شهر تهران استفاده میشود.»
در گزارش «تجارت نیوز» آمده تمرکز شدید جمعیت و فعالیتهای اقتصادی در تهران نیز فشار مضاعفی بر منابع آب وارد میکند. هرچه جمعیت افزایش یابد، نیاز به آب شرب، خدمات شهری، تولید انرژی و فعالیتهای صنعتی بیشتر میشود. اگر این رشد با ظرفیت اکولوژیک منطقه همخوانی نداشته باشد، حتی سالهای پربارش نیز تنها بحران را به تعویق میاندازند و آن را حل نمیکنند. این همان اتفاقی است که در سالیان گذشته در جریان بوده است.
از سوی دیگر کارشناسان سوءمدیریت دولتهای مختلف جمهوری اسلامی را مهمترین سهم در بروز بحران کمبود آب ایران ارزیابی میکنند.
در همین رابطه احمدرضا لاهیجانزاده معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست هفته گذشته با تأکید بر اینکه بخش عمده بحرانهای محیطزیستی کشور نتیجه مدیریت نادرست منابع آب است، گفت: تنها ۱۸ درصد کاهش منابع آب ناشی از تغییر اقلیم است، در حالی که حدود ۸۰ درصد این بحرانها به فعالیتهای انسانساخت و مداخلات مدیریتی بازمیگردد.
احمدرضا لاهیجانزاده با بیان اینکه طبیعت در برابر اقدامات نابخردانه واکنش نشان میدهد، گفته «بحران گردوغبار، فرونشست زمین و خشک شدن تالابها نتیجه مستقیم نادیده گرفتن ملاحظات زیستمحیطی در مدیریت منابع طبیعی است.»
معاون سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به وضعیت منابع آب کشور افزوده «تعداد چاههای آب از حدود ۱۵ هزار حلقه در اوایل دهه ۱۳۵۰ به نزدیک یک میلیون حلقه رسیده که تعداد زیادی از آنها غیرمجاز هستند؛ موضوعی که نشاندهنده ضعف جدی در حکمرانی آب است.»
او برای نمونه به وضعیت تالاب جازموریان اشاره کرده و گفته «در حوزه آبریز این تالاب حدود ۲۲ هزار حلقه چاه وجود دارد که نزدیک به ۱۱ هزار حلقه آن غیرمجاز است و بخش قابل توجهی از فشار وارد شده به منابع آبی منطقه ناشی از همین برداشتهای بیرویه است.»
اینهمه کلانشهرهای ایران از جمله تهران را با بحران جدی کمبود منابع آب برای تأمین آب آشامیدنی روبرو کرده است. بحران آب در تهران دیگر فقط به کاهش بارندگی یا خالی شدن سدها محدود نیست؛ کارشناسان حالا از ورود پایتخت به مرحلهای عمیقتر با عنوان «خشکسالی هیدرولوژیک» سخن میگویند؛ وضعیتی که در آن حتی بارشهای مقطعی هم دیگر توان احیای منابع زیرزمینی را ندارند.
مهدی زارع، پژوهشگر و استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی، پیشتر در گفتوگو با وبسایت «خبرآنلاین» هشدار داده که سامانه آبی تهران وارد «شدیدترین فاز خشکسالی هیدرولوژیک» شده است؛ مرحلهای که در آن حتی بارندگیهای نسبتاً مناسب سال آبی ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نیز نتوانسته وضعیت آبخوانها را ترمیم کند.
به گفته او، در شرق تهران بهویژه در دشت هومند-آبسرد و مناطق دماوند، افت سطح آبهای زیرزمینی در برخی نقاط به ۴۰ تا بیش از ۶۰ متر رسیده است و این منطقه اکنون به یک «دشت بحرانی و ممنوعه» تبدیل شده و توازن هیدرولوژیکی آن بر اثر حفر هزاران چاه غیرمجاز و توسعه بیرویه ویلاها از بین رفته است.
زارع درباره لواسانات و حوضه سد لتیان نیز گفته ساختوساز گسترده در شیبها، حفر چاههای عمیق برای باغویلاها و نبود شبکه فاضلاب یکپارچه، هم باعث افت شدید سطح آب و هم آلودگی نیتراتی منابع زیرزمینی شده است.
این استاد دانشگاه تأکید کرده که توسعه شتابزده پروژههای مسکن و بارگذاری جمعیتی چندصد هزار نفری روی سازندهای سخت و کمظرفیت پردیس و رودهن، وابستگی منطقه به آب سد لار و چاههای محلی را به شدت افزایش داده است.




