کتایون حلاجان – مرجان ساتراپی نویسنده، نقاش و فیلمساز ایرانی در تاریخ ۴ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس چشم از جهان فروبست. مرجان ساتراپی یکی از هنرمندان ایرانی بود که به شهرتی بینالمللی دست پیدا کرد. او با نوشتن رمان مصور «پرسپولیس» پنجرهای کوچک به روی ایران گشود. رمان «پرسپولیس» که زندگینامه خود او محسوب میشود، روایتی کودکانه، شفاف و شیوا از دوران پادشاهی پهلوی تا وحشتِ زندگی در دوران پس از انقلاب اسلامی است.

مرجان ساتراپی در خانوادهای با بستری سیاسی چشم به جهان گشود و از کودکی ناخواسته درگیر مسائل سیاسی شد. بعدها که به سنین نوجوانی رسید خود از نزدیک شاهد ظلم و جنایات جمهوری اسلامی بود و روح سرکش و آزادیخواهش مانند هزاران جوان دیگر او را در شرایطی خطرناک قرار داد. اما او این شانس را داشت که برای دومین بار و اینبار ایران را برای همیشه ترک کند و در فرانسه اقامت گزیند. کشوری که امکاناتی را در اختیار او قرار داد تا تواناییهای خود را باز شناسد و تبدیل به هنرمندی سرشناس شود. مرجان ساتراپی روایت ایران و انسانهایی را که در ظلم و ستم زندگی میکنند در چمدان خود به کشور جدید آورد و زمانی که دست به قلم شد، پردهای کوچک از جنایات بزرگ جمهوری اسلامی برداشت. موفقیت او، در همهگیر شدن رمان «پرسپولیس» و بعدها اقتباس سینمایی آن در میان هنرمندان و جامعه غرب بود. فیلم «پرسپولیس» روایتی تکاندهنده برای جامعه غرب بود و چشم آنان را تا حدودی به اتفاقاتی که در داخل ایرانِ تحت حکومت جمهوری اسلامی میافتد گشود.
مرجان ساتراپی با این فیلم به موفقیت بینالمللی دست یافت، دو جایزه سزار و همچنین جایزه هیئت داوران جشنواره کن را در سال ۲۰۰۷ از آن خود کرد و به چهرهای جهانی تبدیل شد. او شهرت خود را در خدمت عشق به سرزمین مادری به کار گرفت و صدای جوانان ایران شد. مرجان ساتراپی بارها و بارها جنایات جمهوری اسلامی را در گوش جهانیان فریاد زد و مسئولیت خویش را به سرزمینی که درآن دیرزمانی زیسته بود فراموش نکرد.
در سال ۲۰۲۵ مرجان ساتراپی توسط وزارت فرهنگ فرانسه شایستهی دریافت نشان لژیون دونور (بالاترین نشان افتخار فرانسه) تشخیص داده شد. اما او با انتشار نامهای خطاب به وزیر فرهنگ فرانسه اعلام کرد که به دلیل اصول و پیوندهایی که با کشور محل تولدش دارد، تصمیم گرفته تا از دریافت نشان دولتی فرانسه امتناع کند. مرجان ساتراپی رفتار پاریس در قبال تهران را ریاکارانه دانست و نشان لژیون دونور را نپذیرفت. او همچنین در صفحه اینستاگرامش نوشت: «من دیگر نمیتوانم فرزندان الیگارشهای ایرانی را ببینم که برای گذراندن تعطیلات به فرانسه میآیند و حتی تابعیت این کشور را دریافت میکنند، در حالی که مخالفان رژیم که در خطر هستند امکان دریافت ویزای توریستی را نیز ندارند.»
مرجان ساتراپی فرزند ایران و از نسل سرکوب شده پس از انقلاب ۵۷ بود. او در پاریس تمام امکانات را در اختیار داشت تا با فراموش کردن گذشته به زندگی و هنر خود ادامه دهد، اما لحظهای از ایران غافل نشد و انتخاب کرد تا صدای مردمِ در رنج سرزمیناش باشد.
مرجان ساتراپی در سال ۱۹۹۶ با ماتیاس ریپا، تهیهکننده، فیلمساز و بازیگر سوئدیتبار ازدواج کرد.
این زوج ۳۰ سال در کنار هم عاشقانه زندگی کردند تا در سال ۲۰۲۵ ماتیاس ریپا پس از یک دوره بیماری در پاریس درگذشت. مرجان ساتراپی عشق، همسر و شریک زندگیاش را از دست داد و از زندگی اجتماعی تا حدودی کناره گرفت و دیگر نتوانست به زندگی عادی بازگردد. به گفته نزدیکان مرجان ساتراپی، او پس از مرگ شریک زندگیاش دچار افسردگی شدید شد و در طول یک سال راههایی زیادی را برای چیره شدن بر این بیماری و بازگشت به زندگی امتحان کرد، اما پیروز نشد و سرانجام در ۴ ژوئن ۲۰۲۶ در اندوه به زندگی خود پایان داد.
مراسم خاکسپاری مرجان ساتراپی در روز جمعه ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ در آرامستان پرلاشز با حضور هنرمندان و بازیگران سرشناس ایرانی و فرانسوی و جمعیت زیادی از دوستداران این هنرمند که فارغ از گرایشهای سیاسی در کنار هم جمع شده بودند برگزار شد. پیکر مرجان ساتراپی در کنار همسر و عشق زندگیاش ماتیاس ریپا، در مزاری که از پیش نام او بر آن حک شده بود به خاک سپرده شد.
مرجان ساتراپی پیش از مرگ بنیاد سینمایی ماتیاس و مرجان ریپاـ ساتراپی را در سال ۲۰۲۶ تاسیس کرد. هدف این بنیاد حمایت از دانشجویان خارجی است که قصد تحصیل در رشته سینما در پاریس را دارند. این بنیاد، با همکاری موسسات و مراکزی که با حوزه سینما در ارتباط هستند، از طریق اعطای بورسیه تحصیلی، دو دانشجوی خارجی را در طول یک سال دانشگاهی همراهی و پشتیبانی خواهد کرد.




