کتایون حلاجان – دیوید هاکنی هنرمند نقاشِ انگلیسی و از پیشگامان «هنر پاپ» در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶ در لندن چشم از جهان فروبست. او یکی از چهرههای شناخته شده و تاثیرگذار «هنر پاپ» در دهه ۱۹۶۰ بود.

دیوید هاکنی جایی گفته بود «آنچه با چشمانم از طبیعت میبینم را نقاشی نمیکنم، احساسم از آنچه میبینم را به تصویر میکشم» رنگهای زنده و منحصر به فرد دیوید هاکنی امضای مشخص آثار اوست. شجاعت دیوید هاکنی در ابراز گرایش جنسیاش و جرمزدایی از همجنسگرایی در دهه ۶۰ نیز بر شهرت او افزود.
بنیاد لویی ویتون در سال ۲۰۲۵ نمایشگاه عظیمی از ۴۰۰ اثر او که بین سالهای ۱۹۵۵ تا ۲۰۲۵ کشیده شده بود را به نمایش گذاشت. این نمایشگاه «به یاد داشته باش، هیچکس نمیتواند جلوی آمدن بهار را بگیرد» نام داشت.
سحر دهقان طراح رقص، کارگردان و رقصنده ایرانی ساکن فرانسه برای همکاری به این مجموعه دعوت شد، تا رقصی را متناسب با آثار حاضر در نمایشگاه طراحی کند. او با الهام از نام این نمایشگاه طراحی ویژهای انجام داد.
سحر دهقان میگوید: «کلمه بهار را که شنیدم به یاد نوروز افتادم، جشنی که ایرانیان برای استقبال از بهار برپا میکنند و تا به امروز هیچ حکومتی در ایران نتوانسته این آیین کهن را از میان بردارد.
چگونه ممکن است من که ایرانیام و افتخار آن را دارم که با دیوید هاکنی همکاری کنم، از نام این نمایشگاه الهام نگیرم. زمانی که به نشست خصوصی رفتم تا از آثار دیدن کنم و بر اساس آن رقص را طراحی کنم. از آن همه رنگ شگفتزده شدم. تمام ۵ طبقه بنیاد لویی ویتون را قدم زدم و یکی یکی تابلوها را دیدم. بیشتر نقاشیهای او از طبیعت بود، و طبیعت برای من بسیار الهامبخش است. دیوید هاکنی بسیار بیمار بود و میدانستیم به زودی از میان ما میرود اما آنچه از یک هنرمند باقی میماند و او را جاودانه میکند آثارش است و این شد که من نماد مارپیچ را با تلفیقی از رقص ایرانی، باله و سماع، طراحی کردم. مارپیچ و ابدیت. نمادی از آنچه هرگز نمیمیرد، طبیعت و چرخهی جاودان زندگی…»

سحر دهقان اضافه میکند: «پیشنهاد این همکاری را پذیرفتم زیرا میدانستم که دیوید هاکنی یکی از چهرههای تأثیرگذار هنر مدرن است و هنرمندان بسیاری در ایران و دیگر نقاط جهان از او تأثیر گرفتهاند. چند روز پیش از افتتاحیه او را دیدم، خیلی مریض و ضعیف بود. واپسین روزهای زندگیاش را پشت سر میگذاشت. برای من همکاری با هنرمند برجستهای که شاید این آخرین نمایشگاه با حضور خودش باشد، افتخار بزرگی بود. در آن زمان در شرایط سختی از زندگیام قرار داشتم و تمام تلاشم را میکردم تا بتوانم کارم را به بهترین شکل ممکن اجرا کنم. به محض اینکه روی صحنه رفتم، با آن همه زیبایی و رنگ که با ویدئو پروژکتور روی بدن من و در فضا نقش بست، همه چیز را فراموش کردم و غرق در تصاویر درخشانِ دیوید هاکنی شدم که با موسیقی واگنر، موریس راول، ایگور استراوینسکی و جاکومو پوچینی همراه شده بود. چنان قدرت و انرژی گرفتم که یکی از بهترین اجراهایم را برای من رقم زد.
این نمایشگاه به مدت شش ماه در بنیاد لویس ویتون در پاریس برقرار بود و من در سه شب خاص با طراحی ویژهای که انجام شده بود چندینبار اجرا داشتم. بسیار خوشحالم که پیش از مرگ این هنرمند سرشناس افتخار همکاری با او را داشتم. ادای احترام میکنم به دیوید هاکنی، به همه آنچه که چشمهایش از آسمان دریافت کردند و او با نقاشیهایش آن را به ما هدیه داد. همانند درویشِ چرخانی که از آبیِ آسمان میگیرد و پس از عبور از قلبش، آن را به زمین میبخشد، چنانکه همهی درختان نیز چنین میکنند. دیوید هاکنی آثارش را برای ما به یادگار گذاشت. هنری که ما را به جانِ هستی و موجودات پیوند داد و از همین رو او را جاودانه ساخت. هنر، قدرتمند، تأثیرگذار و ماندگار است. امیدوارم روزی هنرمندان ایرانی نیز آزادی بیان داشته باشند و بتوانند آزادانه در کشور خودشان فعالیت کنند.»
این هنرمند تأکید کرده «نام آخرین نمایشگاه دیوید هاکنی بسیار عمیق امید بخش و تأملبرانگیز بود. جلوی آمدن بهار و چرخش طبیعت را نمیتوان گرفت. امیدوارم بهارِ آزادی ما هم در ایران به زودی از راه برسد.»




