اجرای حکم اعدام ابوالفضل سپاهیبادجانی و امیرحسین صفریحسینآبادی از بازداشتشدگان اعتراضات دی۴۰۴، در ملاء عام، بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی بطور سازمانیافته صدور و اجرای احکام اعدام علیه فعالان سیاسی و بازداشتشدگان اعتراضات سراسری را در دستور کار قرار داده تا شاید با تکرار فضای «دهه شصت» و هراسآفرینی، بقای نظام را تأمین کند!

از آغاز جنگ ۴۰ روزه اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ تا کنون، دستکم ۵۰ زندانی با اتهامات سیاسی و امنیتی اعدام شدند. دهها معترض زندانی نیز با اتهامات سنگین در معرض خطر اعدام قرار دارند.
سرکوب خونین و بیرحمانه شهروندان بیدفاع در اعتراضات دی۴۰۴، پروندهسازی با اتهامات سنگین و صدور احکام اعدام و حبس طولانی علیه شهروندان معترض، بازداشت هزاران تن از آغاز جنگ با اتهامات واهی امنیتی از جمله «جاسوسی» و «همکاری با دشمن»، و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی که پیشتر احکام آنها صادر شده بود، همگی از جمله اقدامات قهرآمیز حکومتی هستند که طی ماههای گذشته بطور سازمانیافته افزایش یافته است.
در شرایطی که جنگ و اعتراضات داخلی حکومت را در وضعیتی شکننده قرار داده و ساختار درونی رژیم نیز به دلیل حذف رهبری و زمامداران ارشد کشوری و لشکری در کنار اختلافات جدی بقایای نظام بیش از پیش آسیبپذیر شده، مثل همیشه تشدید سرکوب تنها «تاکتیک» جمهوری اسلامی برای «تضمین بقا» به شمار میرود.
در این میان قوانین کیفری نیز بطور هدفمند با اتهامات واهی علیه متهمان «امنیتی» و «سیاسی» همراه با اعترافگیری اجباری زیر شکنجه، امکان تنظیم کیفرخواستهای سنگین را فراهم کرده و در روندی ناعادلانه از جمله محرومیت متهمان از داشتن وکیل انتخابی، دست حاکمان شرع و دادگاههای انقلاب را برای صدور احکام اعدام باز گذاشته است.
جمهوری اسلامی، هم بلافاصله پس از پیروزی انقلاب ۵۷ و هم در دهه شصت، توانست با سرکوب و حذف مخالفان و منتقدان، پایههای خود را تثبیت کند. اکنون نیز به نظر میرسد بقایای نظام تلاش دارند با تکرار «دهه شصت» و به کمک بازداشتهای فلهای و اعدامهای متعدد، بار دیگر رژیم را از یک پیچ سخت تاریخی عبور دهند آنهم در حالی که حکومت همه پلهایی را که اندکی احتمال داشت آشتی مردم را با آن ممکن سازد، خراب کرده و جایی برای ترمیم فاصله عمیق میان «ملت» و «دولت» باقی نگذاشته است. مهمتر آنکه پیکره باقیمانده از نظام نیز همچون خانهای بر آب توان حفظ خود را ندارد.
از سوی دیگر، نادیده گرفتن تفاوتهای شرایط امروز جامعه با دهه شصت، یک اشتباه بزرگ محاسباتی است؛ زیرا سرکوب بیامان که زمانی ممکن بود «اثر بازدارندگی» داشته باشد، سالهاست نتیجهی عکس داده و سبب افزایش خشم و تقویت اراده اجتماعی برای عبور از حکومت شده است.
در چنین شرایطی، اگرچه شاید سرکوب و کشتار بتواند برای مدتی بروز اعتراضات بعدی را به تأخیر بیاندازد اما مطلقا استمرار و بقای نظام را تضمین نمیکند. بررسی اعتراضات دستکم یک دهه گذشته در ایران نشان میدهد جمعیت معترض هربار بیشتر و با ارادهای قویتر علیه جمهوری اسلامی به خیابان آمده است.
همین روند است که با گسترش خود، تاکتیک «سرکوب برای بقا» را بیاثر میکند و خشونتِ عریان و ضدبشری علیه هزاران هزار شهروند معترض، سرانجام خود حکومت را سریعتر به پرتگاه میراند.
روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|




