میدان جنگِ واشنگتن و تهران برای «تفاهم»!

- اهمیت «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» نه در دشواری تفسیر یا ناممکن بودن اجرای آن، بلکه در ناتوانی از اعلام رسمی پایان آن است زیرا جایگزین آن کاملاً روشن است: بازگشت به رویارویی آشکار. این گزینه است که همه را نگران کرده؛ حتی خود ایالات متحده را که توانایی تحمیل آن را دارد، اما ظاهراً هنوز برای پذیرش هزینه‌های استراتژیک و پیامدهای منطقه‌ای آن آماده نیست.
- جمهوری اسلامی اما بر فرسایش زمان برای به تأخیر انداختن نتایج، حساب باز کرده تا فرصت یابد شوک اولیه را پشت سر بگذارد و آرایش سیاسی و استراتژیک خود را بازسازی کند؛ فرصتی که «یادداشت تفاهم»، هرچند موقت، برایش فراهم ساخت. با اینهمه مشکل تهران این است که در ارزیابی دستاورد خود دچار زیاده‌روی شد و کوشید مفاد «یادداشت تفاهم» را به امتیازهای سیاسی برای خود تبدیل کند.
- در حالی که میانجی‌ها، به‌ ویژه پاکستان، همچنان بر ادامه مأموریت خود پافشاری کرده و کشورهای همسایه نیز از تلاش‌های آنان حمایت می‌کنند، دو طرف اختلاف در دورترین نقطه ممکن از یکدیگر بر سر میز مذاکره ایستاده‌اند و میدان واقعی مدیریت این بحران، بیش از هر چیز، عرصه‌ی جنگ به نظر می‌رسد تا تفاهم و توافق.
- شکست «یادداشت تفاهم» بار دیگر نشان داد که جنگ‌های بزرگ معمولاً پیش از رسیدن به نقطه تعیین‌کننده پایان نمی‌یابند. همچنین روشن ساخت که الگوی «بُرد- بُرد» در این منازعه کارآیی ندارد و منطقه، به احتمال زیاد، به‌ سوی معادله‌ای سخت‌تر در حرکت است؛ معادله‌ای که در آن یک برنده آشکار و یک بازنده آشکارتر وجود خواهد داشت.

دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ اوت ۲۰۲۶


مصطفی فحص (الشرق الاوسط) – از یادداشت تفاهم بین رژیم ایران و ایالات متحده آمریکا، که مهلت ۶۰ روزه‌ی آن در ۱۸ اوت ۲۰۲۶ به پایان می‌رسد، به قول معروف تنها «نخ معاویه»* باقی مانده است؛ تعبیری که از دیپلماسی دوران خلافت اُمَوی باقی مانده است. این «نخ» امروز در قالب مذاکرات غیرمستقیم میان واشنگتن و تهران نمود یافته؛ مذاکراتی که میانجی‌ها با وجود کاهش چشمگیر امید به احیا یا موفقیت آن، همچنان بر ادامه‌اش اصرار دارند.

طرح از کیهان لندن KayhanLondon©

پیش از پایان مهلت شصت‌ روزه‌ای که برای دستیابی به توافقی جامع در نظر گرفته شده بود، هر دو طرف، بطور مستقیم یا غیرمستقیم، شکست «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» را اعلام کرده بودند، اما از صدور بیانیه‌ای مشترک درباره کنار گذاشتن آن خودداری کردند. اهمیت این یادداشت جنجالی نه در دشواری تفسیر یا ناممکن بودن اجرای آن، بلکه در ناتوانی از اعلام رسمی پایان آن است زیرا جایگزین آن کاملاً روشن است: بازگشت به رویارویی آشکار. این گزینه است که همه را نگران کرده؛ حتی خود ایالات متحده را که توانایی تحمیل آن را دارد، اما ظاهراً هنوز برای پذیرش هزینه‌های استراتژیک و پیامدهای منطقه‌ای آن آماده نیست.

واشنگتن همراه با تنها متحد خود در منطقه، یعنی اسرائیل، با این امید وارد جنگ با تهران شد که بیش از خود جنگ، بر نتایج پس از آن تکیه کند. اما به‌ سرعت از برخی مواضعی که همزمان با آغاز عملیات نظامی اعلام کرده بود، عقب نشست و اسیر عامل زمان شد: میان شتاب برای دستیابی به نتیجه [توافق نهایی] و بهره‌برداری از دستاوردهای آن. در مقابل اما جمهوری اسلامی بر فرسایش زمان برای به تأخیر انداختن نتایج، حساب باز کرده تا فرصت یابد شوک اولیه را پشت سر بگذارد و آرایش سیاسی و استراتژیک خود را بازسازی کند؛ فرصتی که «یادداشت تفاهم»، هرچند موقت، برایش فراهم ساخت.

مشکل تهران این است که در ارزیابی دستاورد خود دچار زیاده‌روی شد و کوشید مفاد «یادداشت تفاهم» را به امتیازهای سیاسی برای خود تبدیل کند. مهم‌تر از آن، به تحلیل آمریکا با همان نگاه سنتی گذشته پرداخت؛ درست همانگونه که اسرائیل را نیز با همان روش ارزیابی کرده و در نتیجه دچار خطای محاسباتی شد. اسرائیل از ۸ اکتبر ۲۰۲۳ [پس از حمله تروریستی و فجیع گروه حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر همان سال] درگیر جنگی پیوسته است، در حالی که دولت کنونی کاخ سفید در مدیریت این رویارویی، خود را آزادتر از گذشته و کمتر تحت فشارهای داخلی و خارجی می‌بیند.

هنگامی که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد توافق موقت یا همان «یادداشت تفاهم» عملاً پایان یافته و تهران نیز پاسخ داد که اساساً خواستار از سر گرفتن مذاکرات نبوده، آشکار شد که بازگشت به مسیر دیپلماسی بیش از پیش دشوار شده است. اکنون احیای «یادداشت تفاهم» تنها در صورت بازنگری اساسی در مفاد و ارائه تفسیری روشن و الزام‌آور از آن ممکن است؛ امری که در شرایط کنونی دور از دسترس به نظر می‌رسد. از این‌ رو، منطقه در آستانه مرحله‌ای قرار گرفته که می‌تواند با مخاطرات استراتژیک بزرگ، موازنه‌های آن را بار دیگر دگرگون کند.

در حالی که میانجی‌ها، به‌ ویژه پاکستان، همچنان بر ادامه مأموریت خود پافشاری کرده و کشورهای همسایه نیز از تلاش‌های آنان حمایت می‌کنند، دو طرف اختلاف در دورترین نقطه ممکن از یکدیگر بر سر میز مذاکره ایستاده‌اند و میدان واقعی مدیریت این بحران، بیش از هر چیز، عرصه‌ی جنگ به نظر می‌رسد تا تفاهم و توافق.

جبهه‌ی جنگ جمهوری اسلامی در عراق

از تنگه هرمز در خلیج فارس تا باب‌المندب در دریای سرخ، تهران از «جنگ گذرگاه‌های دریایی» سخن می‌گوید و به امکان مختل کردن اقتصاد جهانی از طریق حوثی‌ها، استفاده از خاک عراق برای اعمال فشار بر کشورهای همسایه و پیوند دوباره‌ی پرونده لبنان با استراتژی منطقه‌ای خود از مسیر تقابل اشاره می‌کند. رژیم ایران همه اهرم‌های فشار خود را به کار گرفته، زیرا این نبرد را تعیین‌کننده‌ی سرنوشت نظام جمهوری اسلامی می‌داند.

در مقابل، ایالات متحده ظاهراً به این جمع‌بندی رسیده که تعیین تکلیف این رویارویی دیگر گزینه‌ای قابل تعویق نیست، بلکه ضرورتی است که هم موازنه قدرت موجود و هم منافع جدید منطقه‌ای آن را ایجاب می‌کند؛ منافعی که امروز بیش از گذشته بر معادلات جنگ و صلح در خاورمیانه تأثیرگذار شده‌اند.

شکست «یادداشت تفاهم» بار دیگر نشان داد که جنگ‌های بزرگ معمولاً پیش از رسیدن به نقطه تعیین‌کننده پایان نمی‌یابند. همچنین روشن ساخت که الگوی «بُرد- بُرد» در این منازعه کارآیی ندارد و منطقه، به احتمال زیاد، به‌ سوی معادله‌ای سخت‌تر در حرکت است؛ معادله‌ای که در آن یک برنده آشکار و یک بازنده آشکارتر وجود خواهد داشت. در سایه خطای محاسباتی آمریکا از یکسو و اعتماد به‌ نفس بیش از اندازه‌ی رژیم ایران از سوی دیگر، خطر لغزش به سوی رویارویی گسترده‌تر، بیش از هر زمان دیگری واقعی به نظر می‌رسد.

*منبع: روزنامه الشرق الاوسط
*نویسنده : مصطفی فحص نویسنده و تحلیلگر لبنانی
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن


*«نخ معاویه» برگرفته از این جمله‌‌ است که به معاویه بن ابی‌سفیان و عمروعاص نسبت داده می‌شود که می‌گفتند «اگر به اندازه یک نخ بین من و دوستان یا دشمنان ارتباط باشد آن را آنقدر نمی‌کشم که پاره شود!» این اصطلاح کنایه از باز نگه داشتن روزنه‌ها برای حفظ ارتباطات ناپایدار و تساهل مصلحتی و نوعی عملگرایی بدون اخلاق است که به هر قیمتی به حفظ ارتباط برای منافع خود تلاش می‌کند.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=405944