سرمقاله؛ دریای کاسپین؛ منافع نظام آخرالزمانی با منافع ملت و میهن یکی نیست!

جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۴ اوت ۲۰۲۶


جمهوری اسلامی یک نظام ایدئولوژیک آخرالزمانی است که از بدو تأسیس، منافع ایران و مردم آن را فدای بقای خود، گسترش شیعه‌گری و ستیز با غرب و اسرائیل کرده است. برای چنین حکومتی، حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمینی کشور تا جایی معنا دارد که برای بقای نظام مؤثر باشد؛ بنابراین اگر اصرار بر منافع ملی یا پافشاری بر حفظ منافع مردم به دردسر و یا از دست رفتن سود نظام تبدیل شود، آن را قربانی می‌کند.

یکی از سواحل دریای کاسپین در استان مازندران / ژوئیه ۲۰۲۳/ رویترز

این واقعیت از یکسو نشان می‌دهد که منافع ملی و منافع نظام نه تنها بر هم منطبق نیستند بلکه در مواردی در مقابل یکدیگر قرار دارند؛ و از سوی دیگر، بیانگر اینست که زمامداران کنونی کشور سهم ایران از دریای کاسپین (مازندران/ خزر) را دقیقاً بر همین اساس برباد داده‌اند.

برای جمهوری اسلامی اصلاً سخت نیست بخشی از سرزمین اعم از آب و خاک و همچنین منابع فسیلی و طبیعی ایران را به بیگانگان واگذار کند. پذیرشِ «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر» نمونه‌ای شاخص از  اختلاف و تناقض بین منافع ملی و منافع نظام است.

بسیاری این قرارداد را خیانت‌بارتر از «معاهده ترکمانچای» می‌دانند و چنین استدلال می‌کنند که قاجار دست‌کم جنگیدند و بعد از شکست مجبور به پذیرش آن عهدنامه ننگین و واگذاری بخش‌هایی از خاک ایران شدند؛ اما جمهوری اسلامی سهم ایران از دریای کاسپین را داوطلبانه و دو دستی تقدیم روسیه و همسایه‌های شمالی کرده است. بذل و بخششی که به دلیل تکرار در اشکال گوناگون به «ایران‌فروشی» معروف شده است.

جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته، بارها و بارها چوب حراج بر منافع ملی زده است. قرارداد ۲۵ ساله با جمهوری خلق چین، نادیده گرفتن حقابه هیرمند در شرق کشور، و اشتباه محاسباتی در احداث دیوار مرزی با افغانستان در استان سیستان و بلوچستان که سبب شد بیش از ۲۵۰۰ هکتار از خاک ایران، شامل زمین‌ها و مزارع کشاورزان، آنسوی این دیوار مرزی قرار بگیرد. ملاها و پاسداران درواقع برای بقای خود به طالبان هم باج دادند.

همچنین مردم استان‌های شمال‌ غربی ایران نیز به چشم دیدند که عقب‌نشینی ملاها در مقابل ترکیه، پس از کاهش حقابه ایران از رود ارس به دلیل سدسازی‌های آن کشور در سرشاخه‌های این رودخانه‌ی مرزی، چگونه معیشت آنها را بر باد داد. صیادان استان‌های جنوبی ایران نیز شاهد بودند که چینی‌ها چگونه با صید ترال، خلیج فارس و دریای عمان را از ماهی خالی کردند. قطری‌ها نیز سهم ایران از میدان گازی «آرش» را غارت می‌کنند. و اینها تازه همه‌ی آنچیزی نیست که از ایران فروخته شده و می‌شود.

ارزان‌فروشی نفت به چین کمونیست، تهاتر منابع فسیلی بجای محصولات وارداتی بی‌کیفیت از چین و هند و سریلانکا و این اواخر احتمال واردات ذرت و سویا از آمریکا فقط برای اینکه حاکمان ضدایرانی در قدرت بمانند، تنها بخشی از ضرباتی است که جمهوری اسلامی بر منافع ملی وارد آورده و اتفاقاً از شرق تا غرب عالم همدستان دولتی و غیردولتی نیز داشته تا همان‌هایی که هنوز هم به بقای جمهوری اسلامی کمک می‌کنند، چند صباحی بیشتر سود ببرند.

امروز بسیاری از مردم می‌گویند زیرساخت‌هایی که در این جنگ فرسایشی آسیب دیده‌اند، قابل ترمیم و جایگزینی هستند؛ اما آنچه از دست رفته، از یکسو منابعی هستند که یا خرج منافع نظام در داخل و خارج شده و یا به امثال چین و روسیه واگذار شده؛ و از سوی دیگر، سرمایه‌ی انسانی که نابود می‌شود: همان مردمی که در خیابان‌ها، برای رهایی از این وضعیت نکبت‌بار، هربار بپا می‌خیزند ولی یا قتل‌ عام شده و یا اعدام می‌شوند.

به همین دلیل شاید بتوان سردار پاسدار قاسم سلیمانی را نماینده‌ی تمام‌عیار سیاسی- عقیدتی- نظامی جمهوری اسلامی دانست که در وصیت‌نامه‌اش واقعیت این نظام را که نه تنها ملت بلکه حتی «امت» خودش هم برایش اهمیتی ندارد، اعلام کرد: «قرارگاه حسین‌بن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند.»

ایران برای جمهوری اسلامی نه «خانه» و «وطن» و «میهن» بلکه یک «پایگاه نظامی» برای گسترش شیعه و اسلام سیاسی و صدور انقلاب اسلامی است. منافع ایران در «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر» فدای همین دیدگاه آخرالزمانی شده است.

حامد محمدی |ایکس| |اینستاگرام|

[کیهان لندن شماره ۵۷۵]

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406644