از بغداد تا بیروت؛ سفر قالیباف به عراق برای تداوم محاصره دو کشور با سلاح شبه‌نظامیان

- در این سفر، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و یکی از مذاکره‌کنندگان ارشد نظام بار دیگر به نخبگان سیاسی حاکم عراق یادآوری کرد که اصول ثابت رابطه میان عراق و حکومت ایران چیست، یا به بیان دیگر، تهران چه نوع رابطه‌ای با بغداد می‌خواهد و چه انتظاراتی از آن دارد. او همچنین مدعی شد که تجربه عراق از مرزهای دو کشور فراتر رفته و به نیرویی تأثیرگذار در سطوح منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است!
- آنچه تهران می‌کوشد بر دولت عراق تحمیل کند، دولت لبنان نیز با آن مواجه است؛ و آنچه لبنان نتوانسته اجرا کند، عراق نیز عملاً نمی‌تواند اجرا کند. بر اساس برداشت قالیباف از نظام منطقه‌ای، که در عین جدید بودن، ریشه‌هایی قدیمی دارد، اولویت در عراق و لبنان نه دولت است، نه کمک به نظام سیاسی عراق برای عبور از بحران‌هایش و نه کاهش فاجعه‌ای که بر مردم جنوب لبنان تحمیل شده است؛ بلکه ادامه رویارویی علیه اسرائیل با توسل به ایده «مقاومت دائمی» است.
- در عراق آزمونی واقعی میان دولت و ساختارهای فراتر از دولت آغاز می‌شود؛ میان سلاحی که از دولت حفاظت می‌کند و سلاحی که از ماهیت نظام سیاسی (تفکر شیعه) محافظت می‌کند! همین صحنه با عنوانی متفاوت در لبنان جریان دارد.
- میان قالیباف و دولت‌های بغداد و بیروت، تعهدات، موعدها و مرزهایی در مجاورت میدان رویارویی وجود دارد؛ از «تنگه هرمز» تا «تپه علی الطاهر».  اینها رویارویی‌هایی هستند که در آنها کنار گذاشتن سلاح دشوار است، هرچند پافشاری بر آن می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۳ اوت ۲۰۲۶


مصطفی فحص (الشرق الاوسط) – رژیم تهران به جغرافیای نفوذ نزدیک خود یعنی مناطقی که در مجاورت عراق قرار دارند، و همچنین به جغرافیای نفوذ دورتر خود، یعنی مناطقی که در جنوب لبنان با دولت اسرائیل هم‌مرز هستند، توجه و حساسیت ویژه‌ای نشان می‌دهد. تهران در داخل مرزهای ملی دو کشور عراق و لبنان، مرزی برای نفوذ خود قائل است؛ مرزی که از مفهوم همسایگی نزدیک یا دور، منافع مشترک، پیوندهای اجتماعی و معنوی و حتی منافع ملی داخلی فراتر می‌رود و همه این موارد را در خدمت نظام جمهوری اسلامی و منافع منطقه‌ای خود قرار می‌دهد.

محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی

در بغداد، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و یکی از مذاکره‌کنندگان ارشد نظام بار دیگر به نخبگان سیاسی حاکم عراق یادآوری کرد که اصول ثابت رابطه میان عراق و حکومت ایران چیست، یا به بیان دیگر، تهران چه نوع رابطه‌ای با بغداد می‌خواهد و چه انتظاراتی از آن دارد.

قالیباف از دریچه سلاح و تحت عنوان مبهم «مقاومت» وارد این موضوع شد و در آغاز مهم‌ترین سفر خود به عراق، از نظر شرایط داخلی و خارجی، گفت: «مقاومت در عراق به یکی از عناصر اساسی قدرت جهانی تبدیل شده است.»

او همچنین مدعی شد که تجربه عراق از مرزهای دو کشور فراتر رفته و به نیرویی تأثیرگذار در سطوح منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است!

در چارچوب آنچه قالیباف درباره تولد یک نظام منطقه‌ای جدید به جهان نوید داد، چند روز پیش از این اظهارات نیز در بغداد سخنانی مطرح شده بود که از نظر حساسیت جغرافیایی و استراتژیک هم‌سنگ اظهارات او در سفر به عراق بود. او حدود یک هفته پیش اعلام کرده بود که خودش «ارتباط مستقیم با رزمندگان حزب‌الله در خطوط مقدم» دارد. منظور از «خطوط مقدم» در عمل، همان مرز عملیاتی میان تهران و تل‌آویو است؛ جایی که رویارویی مستقیم میان جمهوری اسلامی و اسرائیل در داخل خاک لبنان و فارغ از اراده‌ لبنان، چه به‌ عنوان دولت و چه به‌ عنوان ملت، به‌ ویژه مردم جنوب این کشور، از ۸ اکتبر ۲۰۲۳ در جریان است.

از بغداد تا بیروت، از سلاح گروه‌های مسلح عراقی که شعار «مقاومت» سر می‌دهند تا سلاح «حزب‌الله» و شعار «مقاومت» آن، تهران از طریق قالیباف، اسماعیل قاآنی و دیگر مقاماتی که با جغرافیای منافع جمهوری اسلامی آشنایی دارند، پیوسته در پی «انسداد و اختلال در تصمیم‌گیری دو کشور برای در اختیار گرفتن سلاح» است، نه اینکه سلاح در خدمت تصمیم دولت باشد.

آنچه تهران می‌کوشد بر دولت عراق تحمیل کند، دولت لبنان نیز با آن مواجه است؛ و آنچه لبنان نتوانسته اجرا کند، عراق نیز عملاً نمی‌تواند اجرا کند. بر اساس برداشت قالیباف از نظام منطقه‌ای، که در عین جدید بودن، ریشه‌هایی قدیمی دارد، اولویت در عراق و لبنان نه دولت است، نه کمک به نظام سیاسی عراق برای عبور از بحران‌هایش و نه کاهش فاجعه‌ای که بر مردم جنوب لبنان تحمیل شده است؛ بلکه ادامه رویارویی علیه اسرائیل با توسل به ایده «مقاومت دائمی» است.

عراق با موضوع ۳۰ سپتامبر، یعنی موعد خروج کامل نیروهای آمریکایی و تحویل سلاح همه گروه‌های مسلح، روبروست؛ آنهم در شرایطی که درون ساختار سیاسی شیعه حاکم بر عراق، بر سر ضرورت سلاح، شعارهای مربوط به آن و نقش آن پس از خروج آخرین سرباز آمریکایی از این کشور، اختلافات شدیدی وجود دارد. در اینجا آزمونی واقعی میان دولت و ساختارهای فراتر از دولت آغاز می‌شود؛ میان سلاحی که از دولت حفاظت می‌کند و سلاحی که از ماهیت نظام سیاسی محافظت می‌کند.

همین صحنه در لبنان نیز تکرار می‌شود، اما عنوان آن اکنون رویارویی احتمالی در منطقه «تپه علی الطاهر» در تپه‌های استان نبطیه و برنامه‌ریزی اسرائیل برای تصرف آن است؛ اقدامی که به معنای اشغال شهر نبطیه و مناطق اطراف آن یا نابودی کامل آنها خواهد بود. در چنین شرایطی، دولت لبنان از جلوگیری از وقوع این فاجعه در جنوب و نبطیه ناتوان است.

اسرائیل بر کنترل این منطقه اصرار دارد و رژیم ایران نیز بر رویارویی پافشاری می‌کند؛ امری که باعث شکست یا ناکام گذاشتن تلاش‌ها برای واگذاری آن به ارتش لبنان شده است. از دید اسرائیل، این طرح پیشتر نیز در خارج کردن سلاح از مناطق جنوب رود لیتانی ناکام مانده است. در مقابل، جمهوری اسلامی بطور کامل با ایده عقب‌نشینی از «علی الطاهر» مخالفت کرده و برای تحویل سلاح «حزب‌الله» شروطی دشوار و غیرقابل‌قبول مطرح می‌کند.

از سوی دیگر، حکومت لبنان تلاش می‌کند حاکمیت خود را بر سرزمین‌اش اعمال کند، اما همزمان از رویارویی داخلی نیز پرهیز می‌کند؛ به‌ ویژه آنکه نه اسرائیل آماده اجرای تعهدات خود و عقب‌نشینی تدریجی است و نه حکومت ایران حاضر است عقب‌نشینی «حزب‌الله» یا کنار گذاشتن بخشی از سلاح‌هایش را بپذیرد. در نتیجه، تصمیم مربوط به امنیت و ثبات جنوب لبنان بار دیگر در دست مذاکره‌کننده‌ی تهران (قالیباف) قرار می‌گیرد.

میان قالیباف و دولت‌های بغداد و بیروت، تعهدات، موعدها و مرزهایی در مجاورت میدان رویارویی وجود دارد؛ از «تنگه هرمز» تا «تپه علی الطاهر».  اینها رویارویی‌هایی هستند که در آنها کنار گذاشتن سلاح دشوار است، هرچند پافشاری بر آن می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

در عراق، با توجه به شکاف‌های موجود در ساختار قدرت و تعهدات خارجی دولت، این وضعیت می‌تواند به بحران‌هایی بسیار خطرناک منجر شود که موجودیت نظامی را که از سال ۲۰۰۳ روی کار آمده تهدید کرده و به هرج‌ و مرج بیانجامد. لبنان نیز میان دو خطر قرار گرفته است: رویارویی منطقه «علی الطاهر» و پیامدهای پس از آن و رویارویی داخلی و پیامدهای بعدی آن.

از این رو، هر دو دولت بر این باورند که باید از هر رویارویی‌ که ممکن است به درگیری داخلی و هرج‌ و مرج منجر شود، اجتناب کرد. اما از آنجا که حامیان شبه‌نظامیان و آنان که بر حفظ سلاح این شبه‌نظامیان اصرار دارند، حتی حاضر به مانور سیاسی نیز نیستند. تهران رویارویی با اسرائیل در «علی الطاهر» را به واگذاری آن به ارتش لبنان، ترجیح می‌دهد، در حالی که گروه‌های مسلح عراقی ترجیح می‌دهند سلاح خود را پنهان کنند تا اینکه آن را در اختیار دولت قرار دهند. در چنین شرایطی روشن است که «محدود کردن سلاح و  انحصار آن در دست دولت» دشوار است؛ در حالی که واقعیت این است که این سلاح است که تصمیم‌گیری و حاکمیت دو کشور را در محاصره خود قرار داده است.

*منبع: الشرق الاوسط
*نویسنده: مصطفی فحص
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۲٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=407240