اعتراضات کارگران نفت و بازنشستگان و فرهنگیان علیه شرایط موجود در حالیست که تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، از یکسو مردم را به خرید شتابزدهی مواد غذایی و سوخت واداشته و از سوی دیگر، حکومت هیچ توان و ارادهای برای کنترل اوضاع ندارد.
آغاز تشدید تحریمهای آمریکا در کنار ازهمپاشیدگی جمهوری اسلامی و ناکارآمدی در تأمین سوخت و کنترل تورم، مردم را به سوی تلاش طبیعی و منطقی برای بقاء در شرایط سخت با خرید شتابزدهی مواد غذایی و سوخت واداشته است. اعتراضات کارگران نفت، بازنشستگان و معلمان که موج دیگری از آن دوباره به راه افتاده، نشان میدهد فشارهای معیشتی روزانه در حالی رو به افزایش است که جمهوری اسلامی و دستگاه فربهِ اجرایی آن، یعنی دولت و ادارات و سازمانهای مربوطه، عملا هیچ توان و ارادهای برای کنترل اوضاع ندارند.

با اعلام آغاز فشارهای اقتصادی از سوی ایالات متحده در هفته جاری، فشارهای اقتصادی فزاینده در گوشه و کنار کشور بیش از پیش آشکار شده است. قحطی بنزین که ابتدا در نواحی مرزی آغاز شده بود، اینک در تهران و کل کشور گسترش یافته و مردم در صفهای طولانی بنزین در جایگاههای سوخت که اعلام میکنند «موجود نیست» منتظر میمانند.
خبرگزاری والاستریت در همین زمینه گزارش داده است، صفهای چند کیلومتری برای حداقل چند لیتر بنزین، همراه با هجوم و نگرانی از کمبود مواد غذایی و کالاهای اساسی، بعداز اعلام تشدید تحریمها افزایش یافته است. این گزارش میافزاید، مردم نه تنها سوخت بلکه مواد غذایی را هم شتابزده تهیه میکنند که نشانهای از بدترشدن سطح زندگی و ترس از اختلال در عرضهی اقلام ضروریست که پیامد آن عدم دسترسی به نیازمندیهای روزانه است.
گزارشهای همزمان از تهران و شهرهای دیگر مانند مشهد و کرمان این تصویر را تائید میکنند. صف ماشینها در شرق و جنوب پایتخت که با جایگاههای تعطیل یا اختلال در عرضهی سوخت مواجه هستند، طولانی شده است. توزیع بنزین در تهران، فقط در یک روز به بیش از ۲۶ میلیون لیتر رسید؛ رقمی بیسابقه در سال جاری که حدود ۳۰ درصد فراتر از حد معمول است.
شرکت پخش فرآوردههای نفتی، در حالی که کمبود روزانهی پانزده میلیون لیتر بنزین نسبت به تقاضای کشور گزارش شده، این افزایش را عمدتا ناشی از خرید هیجانی و شایعهی کمبود دانسته و ادعا کرده است که زنجیرهی تامین سوخت، عادی و «پایدار» است.
دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان هنوز بطور واضح از افزایش سراسری قیمت بنزین سخن نگفته اما مقامات از «اصلاحات ساختاری» و احتمال کاهش سهمیه بنزین و افزایش نرخ سوخت غیرسهمیهای صحبت میکنند. تجربهی افزایش ناگهانی قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ و اعتراضهای خونین آن سال، هرگونه تغییر را در این حوزه حساس کرده است.
همزمان با صفهای بنزین، اعتراضهای صنفی دوباره در نقاط مختلف کشور گزارش شده است. وال استریت ژورنال نیز تاکید میکند که این تجمعات که در جریان حملات هوایی انجام نمیشدند، اکنون بار دیگر در حال شکل گرفتن هستند. کارگران نفت، بازنشستگان و معلمان به کاهش ارزش ریال و افزایش هزینهی زندگی اعتراض دارند.
اهمیت این تجمعات در این است که در جنبشهای اعتراضی مانند جویبارهای کوچک عمل میکنند و یکباره، از بهم پیوستن آنان رودخانهی اعتراضی یک ملت به حرکت درمیآید.
بازنشستگان تامین اجتماعی، مخابرات و صنعت نفت در هفتههای اخیر در تهران، اهواز، اصفهان، شوش، کرمانشاهان، شیراز و شهرهای گیلان تجمع کردهاند. شعارهایی که آنها تکرار میکنند، حول ناکافیبودن مستمری نسبت به سبد معیشت، بیمهی درمانی ناکارآمد و اجرایینشدن مادهی ۹۶ قانون تامین اجتماعی میچرخد.
ریشهی این فشارها، در بحرانهای چندلایهی اقتصاد رانتی- باندی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی پیش از هر تحریم یا جنگی، همواره در حال فشار علیه جامعه به دلیل سوء مدیریت و ناکارآمدی، و در نتیجه، اقتصاد پریشان و تورم بوده و حالا مانند همیشه این ناتوانی را به عوامل خارجی و شرایط جنگی و تحریمی که خود عامل آن است ربط میدهد.
خیزش گستردهی دیماه که از بازار تهران آغاز شد و در نهایت با کشتار دهها هزار شهروند سرکوب شد، در حافظهی جمعی ملت ایران حک شده است. بقایای جمهوری اسلامی به شدت نگرانند که تشدید درد اقتصادی بار دیگر به شکل نارضایتی عمومی، انقلاب شیروخورشید را که چون آتشفشان در زیر پوست جامعه غلیان دارد، دوباره فعال سازد.
آنچه والاستریت ژورنال «فشار فزاینده» نامیده، ترکیبی از کمبود مزمن و ملموس در زندگی روزانه، بیاعتمادی به پایداری نظام و بازگشت اعتراضهای خیابانی است. صفهای بنزین و خرید شتابزدهی مواد غذایی نشانهای از تپش نبض اجتماع و نگاه شهروندان نسبت به آینده است.
آغاز اعتراضات صنفی که به روشنی با شعارهای سیاسی نیز همراه هستند، پس از چند ماه انتظار و سرکوب بعد از کشتار دیماه و همزمان با اعدامهای کنونی، نشان میدهد که جامعه در حال گردآوری و سنجش ظرفیتهای بیپایان خود و آماده شدن برای تکمیل نبرد علیه رژیمی است که نزدیک به نیم قرن یک زندگی عادی را به کام آنان تلخ و خونین کرده است.

