وقتی هوش مصنوعی «عدد ثبت‌شده» را با «واقعیت» اشتباه می‌گیرد!

- «دفاتر مرگ آشویتس» نشان می‌دهند که ۵۵ درصد اسامی ثبت‌شده مسیحی و ۴۲٫۸ درصد یهودی بوده‌اند، اما این آمار به‌دلیل ثبت نشدن اکثریت قربانیانی که مستقیماً به اتاق‌های گاز فرستاده شدند، به هیچ‌وجه بیانگر ترکیب واقعی قربانیان آشویتس نیست.
-در مورد کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز باید میان «تعداد تأییدشده» و «برآورد کل» تفاوت گذاشت؛ عدد رسمی ۳٬۱۱۷ نفر و حتی اسامی ثبت‌شده قربانیان، لزوماً به معنای مشخص شدن تعداد واقعی کشته‌شدگان نیست.
-گزارش‌های مختلف از جمله برآوردهای ۱۲ تا ۲۰ هزار، بیش از ۳۰ هزار و حتی ارقام بالاتر، نشان می‌دهند که تعیین رقم نهایی قربانیان اعتراضات بدون دسترسی مستقل به بیمارستان‌ها، پزشکی قانونی، گورستان‌ها، خانواده‌ها و اسناد حکومتی ممکن نیست.
-هوش مصنوعی نیز از خطای «عدد ثبت‌شده» در برابر «واقعیت» مصون نیست؛ اگر داده‌های رسمی و موارد تک‌تک تأییدشده را با کل جمعیت قربانیان یکی بگیرد، ممکن است فقدان اطلاعات را به اشتباه فقدان واقعه تلقی کند.
-«ثبت نشدن یک انسان، دلیل بر وجود نداشتن او نیست»؛ همان‌گونه که وجود ۶۹ هزار نام در دفاتر مرگ آشویتس به معنای وجود تنها ۶۹ هزار قربانی نبود، دقیق بودن یک عدد نیز الزاما به معنای درست بودن تصویری نیست که از واقعیت می‌سازد.

شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۹ اوت ۲۰۲۶


دکتر مهدی میرسعیدی – چند روز پیش تصویری دیدم که در نگاه اول می‌توانست یک ادعای تاریخی تکان‌دهنده را ثابت کند. تصویر به «دفاتر مرگ آشویتس» (Auschwitz Death Books) استناد می‌کرد و نشان می‌داد که در این اسناد، ۴۶٫۸ درصد قربانیان کاتولیک، ۳٫۴ درصد پروتستان، ۳٫۶ درصد ارتدوکس یونانی و ۱٫۶ درصد یونانی‌کاتولیک بوده‌اند؛ در مجموع حدود ۵۵ درصد مسیحی، در برابر ۴۲٫۸ درصد یهودی. خود موزه آشویتس نیز این اعداد را تأیید می‌کند. پس آیا باید نتیجه گرفت که اکثریت قربانیان آشویتس مسیحی بوده‌اند؟

جواب ساده و‌کوبنده است: نه!

و دقیقا همین «نه» درس مهمی درباره آمار، تاریخ و حتی هوش مصنوعی به ما می‌دهد.

واقعیت اینست که اصلا مشکل این نیست که اعداد Death Books جعلی‌اند. مشکل این است که آنها پاسخ پرسش دیگری را می‌دهند. این ۴۶ جلد کتاب زندان فقط مرگ نزدیک به ۶۹ هزار زندانی ثبت‌شده را در فاصله ژانویه ۱۹۴۱ تا دسامبر ۱۹۴۳ را در بر می‌گیرد. خود موزه آشویتس صریحا هشدار می‌دهد که اکثریت عظیم قربانیان، که عمدتا یهودی بودند، پس از رسیدن مستقیما به اتاق‌های گاز فرستاده شدند، اصلا به‌عنوان زندانی ثبت نشدند و نامشان وارد این دفاتر نشد. حتی در سال ۱۹۴۳ برای بسیاری از زندانیان یهودی نیز گواهی مرگ صادر نمی‌شد.

وقتی مجموعه کامل‌تر اسناد، فهرست‌های انتقال، ظرفیت کشتار، اسناد نازی‌ها و پژوهش تاریخی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، تصویر کاملا عوض می‌شود. حدود ۱٫۳ میلیون نفر به آشویتس منتقل شدند، فقط حدود ۴۰۰ هزار نفر رسما به‌عنوان زندانی ثبت شدند و حدود ۹۰۰ هزار نفر، عمدتا یهودیان، بدون ورود به سیستم ثبت زندانیان در بدو ورود کشته شدند. برآورد تاریخی امروز حدود ۱٫۱ میلیون کشته است که نزدیک به یک میلیون نفرشان یهودی بودند؛ یعنی حدود ۹۱ درصد کل قربانیان.

بنابراین جمله «۵۵ درصد اسامی موجود در Death Books مسیحی‌اند» درست است، اما جمله «۵۵ درصد قربانیان آشویتس مسیحی بودند» غلط است. هیچ عددی جعل نشده؛ فقط مخرج محاسبه اشتباه انتخاب شده است. این شاید یکی از خطرناک‌ترین شکل‌های تحریف آماری باشد، زیرا ظاهری کاملا علمی و مستند دارد اما انحراف معنایی بزرگی را پدیدار می‌کند.

همین مسئله باعث شد دوباره به آمار کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران فکر کنم. حکومت جمهوری اسلامی در ۲۱ ژانویه تعداد کل کشته‌شدگان را ۳٬۱۱۷ نفر اعلام کرد. اگر تنها به این «عدد رسمی» یا حتی فقط به نامهایی که سازمان‌های حقوق بشری تا یک تاریخ مشخص توانسته‌اند تک‌تک تأیید کنند نگاه کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که تعداد قربانیان چند هزار نفر بوده است. اما همان‌طور که Death Books آشویتس تمام قربانیان آشویتس نبود، «افرادی که نام و مشخصاتشان تاکنون قابل تأیید بوده» نیز لزوما تمام کسانی نیستند که در یک سرکوب گسترده و زیر قطع اینترنت کشته شده‌اند. عفو بین‌الملل همان زمان تأکید کرد که قطع اینترنت، ترس خانواده‌ها از انتقام حکومت و دشواری دسترسی به بیمارستان‌ها و سردخانه‌ها تعیین تعداد واقعی قربانیان را بسیار مشکل کرده است. گزارشگر ویژه سازمان ملل در ۱۶ ژانویه با اعلام دست‌کم پنج هزار کشته، گفت: «اطلاعات پزشکی می‌تواند عدد را تا حدود بیست هزار نفر برساند.»

با گذشت زمان، فاصله میان «تعداد تأییدشده» و «برآورد کل» بیشتر آشکار شد. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تا ۲۷ ژانویه توانسته بود ۶٬۲۲۱ مرگ را بطور مشخص تأیید کند، اما همزمان ۱۷٬۰۹۱ مورد دیگر را در حال بررسی داشت. گزارش دولت بریتانیا که مجموعه‌ای از منابع را مرور کرده، برآوردهای موجود تا میانه ژانویه را حدود ۱۲ تا ۲۰ هزار کشته ذکر می‌کند.

گزارش‌های دیگری حتی از ارقام بسیار بالاتر سخن گفته‌اند. تایم (TIME) در ۲۵ ژانویه گزارش داد که دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران تعداد کشته‌شدگان تنها در روزهای ۸ و ۹ ژانویه را احتمالا تا حدود ۳۰ هزار نفر دانسته‌اند. گاردین شبکه‌ای متشکل از بیش از ۸۰ متخصص پزشکی در ۱۲ استان را توصیف کرد که بر اساس مشاهدات خود احتمال می‌دادند تعداد واقعی کشته‌شدگان از ۳۰ هزار نفر فراتر رفته باشد.  Sky News نیز نوشت که بر اساس داده‌های بیمارستانی، با تصحیح کم‌ثبت‌شدن، برآوردی حدود ۳۳٬۱۳۰ نفر مطرح شده است. ادعای حدود ۵۰ هزار کشته نیز مطرح شده است، اما Sky صریحا می‌گوید برای عدد ۵۰ هزار مدرک مستقلی ارائه نشده و آن را یک ادعای تأییدنشده می‌داند.

بنابراین هنوز از نظر علمی نمی‌توان گفت «قطعا ۳۰ هزار» یا «قطعا ۵۰ هزار» و یا حتی «۱۰۰‌ هزار» نفر  (با در نظر گرفتن درگذشتگانی که بعدها بر اثر شدت جراحات و عدم درمان مناسب فوت کرده‌اند)  کشته شده‌اند. اما در سوی دیگر نیز دیگر نمی‌توان عدد ۳٬۱۱۷ را صرفا به این دلیل که «رسمی» به نظر می‌رسد، معادل تعداد واقعی قربانیان دانست. شواهد موجود دست‌کم این احتمال را بسیار جدی کرده‌اند که تعداد واقعی در مقیاس ده‌ها هزار نفر بوده باشد. تعیین رقم نهایی نیازمند دسترسی مستقل به بیمارستان‌ها، پزشکی قانونی، گورستان‌ها، خانواده‌ها و اسناد حکومتی است.

این ماجرا یک نکته دیگر هم برای من داشت: هوش مصنوعی نیز از این خطا مصون نیست.

وقتی ابتدا درباره تعداد کشته‌شدگان ایران با یک سیستم هوش مصنوعی بحث کردم، تمایل آن این بود که به اعداد رسمی یا اعدادی که «تک‌تک مواردشان تأیید شده» وزن بیشتری بدهد. از نگاه یک سیستم طراحی‌شده برای پرهیز از ادعاهای تأییدنشده، این رفتار در ظاهر منطقی است. عدد ۳٬۱۱۷ منبع رسمی دارد؛ عدد ۶٬۲۲۱ پرونده‌های مشخص و قابل تأیید دارد؛ در مقابل ۲۰ یا ۳۰ هزار نفر بر پایه شبکه‌های پزشکی، گزارش‌های ناقص و منابعی است که دسترسی کامل به آنها ممکن نیست.

اما همین احتیاط، اگر درست تفسیر نشود، می‌تواند خودش به خطا منجر شود. «۶٬۲۲۱ موردی که توانسته‌ایم تأیید کنیم» به معنای «۶٬۲۲۱ نفر کشته شده‌اند» نیست. اولی یک حداقل مستندشده است؛ دومی ادعایی درباره کل جمعیت قربانیان. درست همان‌طور که وجود ۶۹ هزار نام در Death Books آشویتس به معنای وجود تنها ۶۹ هزار قربانی نبود.

هوش مصنوعی نیز از همان جهانی تغذیه می‌کند که اسنادش را حکومت‌ها، رسانه‌ها، سازمان‌های حقوق بشری و انسان‌ها تولید کرده‌اند. اگر یک حکومت دسترسی به اطلاعات را ببندد، اگر خانواده‌ها از اعلام نام عزیزانشان بترسند، اگر اجساد مستقیما به سردخانه‌ها منتقل شوند، یا اگر بخش بزرگی از یک واقعه اصلا وارد «دیتابیس قابل جستجو» نشود، هوش مصنوعی نمی‌تواند غایبان را در داده‌هایش ببیند. و اگر صرفا به منابعی امتیاز بیشتری بدهد که دقیق‌تر، رسمی‌تر و قابل‌استنادتر به نظر می‌رسند، ممکن است ناخواسته فقدان اطلاعات را به فقدان واقعه تبدیل کند. این همان درسی است که Death Books آشویتس پس از هشتاد سال هنوز به ما می‌دهد:

ثبت نشدن یک انسان، دلیل بر وجود نداشتن او نیست.

نداشتن نام یک قربانی، دلیل بر کشته نشدن او نیست.

و دقیق بودن یک عدد، الزاما به معنای درست بودن تصویری نیست که آن عدد از واقعیت می‌سازد.

گاهی خطرناکترین اطلاعات غلط، عددی نیست که دروغ باشد؛ عددی است که کاملا درست است، اما ما فراموش کرده‌ایم بپرسیم چه کسانی در آن شمرده نشده‌اند.

 


*  دکتر مهدی میرسعیدی،  استاد و پژوهشگر فلسفه و علوم اجتماعی.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=407603