در روزهای گذشته چند زلزله کوچک در استانهای مختلف ایران از جمله اردبیل، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر و تهران رخ داده است. این زلزلههای پیاپی بار دیگر توجه به زلزلهخیز بودن کشور را برجسته کرد. سالهاست کارشناسان نسبت به احتمال بروز زلزلهای به بزرگی ۷ ریشتر در پایتخت و حومه با جمعیتی بیش از ۱۵ میلیون نفر هشدار میدهند و معتقدند همچنان زیرساختها و امکانات برای وقوع چنین حادثهای ناکافی هستند.

روز چهارشنبه ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵ زمینلرزهای به بزرگی ۴ ریشتر، حوالی پارس آباد استان اردبیل در شمال ایران را لرزاند. این زمین لرزه، ساعت ۳:۰۹ دقیقه بامداد و در عمق ده کیلومتری از سطح زمین رخ داد.
همزمان در روز چهارشنبه ساعت ۰۳:۲۲ بامداد، زمینلرزهای به بزرگی ۳/۶ ریشتر حوالی شهر «شنبه» در استان بوشهر در جنوب کشور را لرزاند.
همچنین چند زلزله کوچک نیز در استان کهگیلویه و بویراحمد رخ داد. به گزارش مرکز زلزلهنگاری مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران ساعت ۱۰:۶:۵۹ روز سهشنبه دهم شهریورماه زمینلرزهای به قدرت ۳/۹ درمقیاس ریشتر برای سومین بار یاسوج، سیسخت و مناطق اطراف را لرزاند. دو زلزله قبلی به بزرگی ۲/۵ و ۴ ریشتر بودند.
پیشتر حدود ساعت ۷:۲۰ بامداد روز دوشنبه نهم شهریورماه ۱۴۰۵ نیز زلزلهای به بزرگی ۳/۸ ریشتر در عمق ۸ کیلومتری زمین در شرق تهران، جنوب جاجرود و در محدوده شهرک پردیس رخ داده بود.
شرق تهران یکی از لرزهخیزترین پهنههای اطراف پایتخت است و در سالهای گذشته چندین زلزله در این منطقه رخ داده است.
مهدی زارع استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی درباره زلزله در شرق تهران گفته است: «زمینلرزه بامداد ۹ شهریور، نهمین زمینلرزه با بزرگای بیش از ۳ در مدت ۱۶۴ روز از ابتدای سال ۱۴۰۵ در شرق تهران محسوب میشود. فعالیتهای لرزهای در این منطقه، بهویژه در محدوده شهرهای پردیس، بومهن، رودهن و دماوند، طی سالهای اخیر قابل توجه بوده است.»
مهدی زارع افزوده، از جمله مهمترین زمینلرزههای شرق تهران ماههای گذشته در ۲۲ اردیبهشت با بزرگای ۴/۶ در پردیس بود که نشاندهنده فعال بودن پهنه لرزهای شرق پایتخت است.
اینهمه در حالیست که سالهاست کارشناسان درباره احتمال وقوع زلزلهی بزرگ ۷ ریشتری در تهران هشدار میدهند و آن را به عنوان یکی از مهمترین سناریوهای بحران در کشور مطرح میکنند.
کارشناسان پیشتر اعلام کردهاند، اگر زلزلهای با شدت ۷ ریشتر یا بیشتر در تهران رخ دهد، حدود ۱۰ میلیون نفر تحت تأثیر قرار میگیرند و احتمالا ۶ میلیون نفر کشته یا زخمی خواهند شد.
بر اساس مطالعات زمینشناسی و تحقیقات انجامشده، حدود ۳۰ سال از زمان مطالعات آمایش سرزمین در سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ گذشته است.
این تحقیقات نشان دادهاند که تهران از نظر زلزلهخیزی در شرایط خطرناکی قرار دارد و وقوع یک زمینلرزه شدید در آن کاملاً محتمل است. درواقع، دادههای تاریخی نشان میدهند که در ۱۵۸ سال گذشته، تهران هر ۱۵ سال یکبار شاهد یک زلزله بزرگ بوده است، اما اکنون بیش از ۳۰ سال از آخرین زمینلرزه مهم گذشته، به این معنا که احتمال وقوع زلزلهای بزرگتر در پایتخت، بیشتر از قبل شده است.
وبسایت «خبرآنلاین» در اینباره نوشته، آنچه میزان تلفات و خسارتهای ناشی از وقوع زلزلهای به بزرگی ۷ ریشتر در تهران را تعیین میکند، تنها بزرگای زلزله نیست بلکه نحوه مدیریت دقایق نخست پس از آن نیز نقشی تعیینکننده دارد.
بر اساس این گزارش، کارشناسان مدیریت بحران از نیمساعت ابتدایی پس از زمینلرزه به عنوان بخشی از «ساعت طلایی» یاد میکنند؛ بازهای که در آن باید پیش از فروپاشی کامل ارتباطات و گسترش آشفتگی شهری، تصمیمهای حیاتی اتخاذ شود.
مهدی زارع در گفتگو با «خبرآنلاین» گفته: «زلزلهای با بزرگای ۷ با کانونی فرضی در فاصله ۱۵ کیلومتری مرکز تهران کنونی و با حالت گسیختگی در امتداد گسل شمال تهران یا گسلهای ری و کهریزک، سناریوی فاجعهبار شدیدی را نشان میدهد.»
به گفته مهدی زارع، «به دلیل نزدیکی به کانون زلزله، هسته شهری کاملاً در منطقه کور برای ایستگاههای درونشهری سامانههای هشدار پیشهنگام زلزله قرار خواهد داشت. بنابراین ۳۰ دقیقه اول پس از زمینلرزه نمیتواند به تلهمتری میدانی در زمان واقعی برای چنین زلزلهای متکی باشد. در عوض، سامانه واکنش به فاجعه باید یک الگوریتم خودکار، از پیش محاسبه شده و دادهمحور را به کار گیرد.»
این کارشناس زلزلهشناس گفته: «مرحله اول از یک تا ۳ ثانیه پس از رویداد، شامل وارونگی کلانلرزهای با تشخیص پالس موج P از طریق انطباق با ماتریسهای از پیش محاسبه شده است. مرحله دوم در بازه ۳ تا ۶۰ ثانیه، ایزوله کردن شبکههای گاز، توقف خطوط مترو و قطع شبکههای برق باید رخ دهد. مرحله سوم در فاصله ۲ تا ۵ دقیقه، تخمین تلفات و شناخت مسیرهای دسترسی است. مرحله چهارم از ۵ تا ۱۵ دقیقه، مسیریابی پویا با آگاهی از منطقه تخریب، شناسایی راهروهای مسدود شده و انتخاب مسیرهای نجات را شامل میشود. و در نهایت مرحله پنجم از ۱۵ تا ۳۰ دقیقه، صدور اطلاعیههای خودکار رسانهای، انتشار نقشههای بقا، هشدارهای محلی و بهروزرسانیهای مداوم را در بر میگیرد.»
مهدی زارع توضیح داده: «۳۰ دقیقه ابتدایی پس از یک زمینلرزه با بزرگای ۷ در کلانشهری مانند تهران، بحرانیترین و حیاتیترین بازه زمانی برای نجات جان انسانها و جلوگیری از فروپاشی کامل نظم شهری است؛ زمان طلایی که در ادبیات مدیریت بحران به عنوان بخشی از ساعت طلایی (The Golden Hour) شناخته میشود.»
او افزوده «در این ۳۰ دقیقه، به دلیل قطع احتمالی گسترده شریانهای حیاتی و ارتباطی، تمرکز اصلی باید روی اقدامات خودکار، غیرمتمرکز و مبتنی بر پروتکلهای از پیش تعیینشده باشد، زیرا زمان برای تشکیل جلسات یا هماهنگیهای متمرکز وجود ندارد.»
اینهمه در حالیست که طی سالهای گذشته عملکرد نهادهای سهیم در مدیریت بحران در بروز هر حادثه و بحرانی در ایران مردود عمل کردهاند. اخبار سیل، زلزله و هر بحران دیگری همچنان با ناکارآمدی نهادهای حکومتی در مدیریت بحران همراه بوده است. در چنین شرایطی به نظر نمیرسد آنچه کارشناسان به عنوان حیاتی بودن هماهنگی و عملکرد به موقع نهادهای مسئول در زلزله احتمالی تهران مطرح میکنند توسط جمهوری اسلامی عملی باشد.




