آمریکا می‌بایست با شاهزاده رضا پهلوی وارد گفتگو شود

- نادیده گرفتن پتانسیل پهلوی نشان می‌دهد که واشنگتن آماده است تا اشتباهی را که پیشتر در عراق و افغانستان مرتکب شده، برای سومین بار تکرار کند.
- از آنجا که اکنون جمهوری اسلامی هم بیش از پیش مشروعیت خود را از دست می‌دهد و هم رهبر دیکتاتور آن، علی خامنه‌ای ۸۵ ساله خواه ناخواه با مرگ روبروست، واشنگتن باید در مورد پهلوی تجدید نظر کند. او فقط یک چهره سیاسی تبعیدی نیست. در داخل ایران، معترضان با وجود خطراتی که هرگونه نافرمانی در مقابل رژیمی‌ که حتی منتقدان خود  را به شدت مجازات می‌کند، در تظاهرات نام او را در خیابان‌ها سر می‌دهند. آنها در تهران، اصفهان، شیراز و مشهد نام او را در کنار شعارهایی علیه کل نظام جمهوری اسلامی از جمله اصلاح‌طلبانش صدا می‌زنند. در میان شعارهایی که در ستایش پهلوی‌‌ها در کشور سر داده می‌شود، ایرانیان فریاد می‌زنند: «ولیعهد کجایی؟ به داد ما بیایی؟!»
- دیدار و گفتگو با پهلوی در سطح مقامات ارشد کشورهای غربی، مشروعیت او را به رسمیت می‌شناسد و با وادار کردن تهران به درک این موضوع که واشنگتن دیگر آماده‌ی پذیرفتن تبلیغات ضد پهلوی نیست، ترس را در صفوف رژیم نیز ایجاد می‌کند. مراوده با پهلوی نشان‌دهنده این است که ایالات متحده از آرمان‌های مردم ایران برای تعیین سرنوشت و استقرار یک حکومت دموکراتیک در کشورشان حمایت می‌کند.
- رئیس جمهور دونالد ترامپ و مارکو روبیو وزیر امور خارجه باید با رضا پهلوی دیدار و گفتگو کنند. ناتوانی در به رسمیت شناختن نقش وحدت‌بخش او به یک فرصت از دست رفته خواهد انجامید که آمریکا هرگز نخواهد توانست آن را جبران کند.

دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳ برابر با ۲۴ فوریه ۲۰۲۵


آیدین پناهی (میدل ایست فوروم) – پسر شاه فقید می‌تواند ائتلاف‌ساز باشد زیرا بسیاری از ایرانیان دوران پادشاهی کشور را به عنوان عصر طلایی ایران ارزیابی می‌کنند. در طول چندین دهه، ایالات متحده برای اجرای یک سیاست موثر در قبال حکومت ایران تلاش کرده است. مذاکرات با جمهوری اسلامی در پایان دادن به حمایت از تروریسم یا برنامه هسته‌ای تهران شکست خورده است. اگرچه مقامات رده پایین وزارت امور خارجه و یا فعالان جامعه مدنی ممکن است با مخالفان حکومت ملاقات کنند اما هر دو دولت دموکرات و جمهوریخواه از اینکه آغوش خود را به روی اپوزیسیون بیشتر بگشایند، خودداری می‌کنند. این سیاست باید تغییر کند.

شاهزاده رضا پهلوی در در هفدهمین اجلاس ژنو برای حقوق بشر و دموکراسی / سه‌شنبه ۱۸ فوریه ۲۰۲۵/ ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ / عکس از @sna_rzi  sina.rzee

دولت‌های قبلی آمریکا به دو دلیل مخالفت می‌کردند. یکی اینکه آنها اصولا ارتباط با رهبران اپوزیسیون در خارج کشور را به پرسش می‌کشیدند. و دیگر اینکه دیپلمات‌ها استدلال می‌کردند که گفتگوهایی در سطح بالا با یک رهبر اپوزیسیون، سبب توقع دیگر مدعیان رهبری می‌شود و  ایالات متحده نمی‌تواند یکی را بر دیگری ترجیح دهد.

هر دو دلیل اما اشتباه است. ایرانیان پس از چهار دهه حکومت آخوندی سرخورده شده‌اند. اصلاحات تدریجی غیرممکن است زیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مانند گارد نگهبان رهبری جمهوری اسلامی عمل می‌کند. همچنین به دلیل سرکوب در داخل کشور، مباحثات پر تحرک در خارج از کشور جریان دارد.

دکتر آیدین پناهی

در عین حال، نیروهای مختلف اپوزیسیون یا فعالان جامعه مدنی ایرانی از  اقبال برابر برخوردار نیستند. ایرانی‌ها مجاهدین خلق را به عنوان فرقه‌ای که به مقامات سابق و حریص کشورهای غربی برای حمایت و تأیید آنها  پول می‌پردازد، منفور می‌دانند و  در  ایران طرفدار ندارد. همچنین رهبرانی که حول قوم‌گرایی سازماندهی و فعالیت می‌کنند، طرفداران سراسری در کشور ندارند.

رضا پهلوی فرزند شاه فقید یک شخصیت استثناء است. او در سراسر کشور به رسمیت شناخته شده و محبوبیت او گسترش می‌یابد.  ناکامی‌های جمهوری اسلامی باعث می‌شود که شهروندان ایران به دوران پادشاهی به عنوان عصر طلایی ایران نگاه کنند. برخی از ایرانیان بر اساس انتقاداتی که به پدر وی می‌شود سعی می‌کنند پهلوی را ناکار و حذف کنند. اما این عادلانه نیست. پهلوی با گذشته تفاوت دارد و نه تنها آگاهانه از رویداها درس گرفته بلکه بیشتر به عنوان یک نیروی ائتلاف‌ساز عمل می‌کند تا یک مدعی.

نادیده گرفتن پتانسیل پهلوی نشان می‌دهد که واشنگتن آماده است تا اشتباهی را که پیشتر در عراق و افغانستان مرتکب شده، برای سومین بار تکرار کند:

ملک حسن برادر ملک حسین فقید در اردن بیشتر دوران کودکی خود را در عراق گذراند. عراقی‌ها به دلیل شکاف‌های قومی و فرقه‌ای پس از سقوط صدام حسین الزاما به دنبال نظام پادشاهی نبودند اما معتقد بودند که ملک حسن می‌تواند در یک شورای انتقالی یا استقرار حاکمیت ملی نقشی ایفا کند. با این حال، به نظر می‌رسد ملک عبدالله دوم از تبدیل عمویش به یک رقیب نگرانی بود و علیه وی تحریک می‌شد.  زلمی‌ خلیل‌زاد دستیار شورای امنیت ملی در دوره جرج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریکا نیز خواهان نقش مهم‌تری برای خود بود و خوشحال بود که مانع ملک حسن شود. بقیه ماجرا را تاریخ نشان داده است: فقدان یک اقتدار یکپارچه و متحد در عراق و آشوب‌ها و خشونت‌های فرقه‌ای این کشور را به آستانه جنگ داخلی کشاند.

در مورد افغانستان نیز همینطور بود. در سال ۱۹۷۳ محمد داود خان پسرعموی ظاهرشاه، حکومت پادشاهی را به نفع یک جمهوری تحت حمایت شوروی در حالی سرنگون کرد که ظاهرشاه در سفر به ایتالیا بسر می‌برد. همانطور که افغان‌ها با مهاجمان خارجی می‌جنگیدند، در جنگ داخلی نیز به تفرقه بین فرماندهان مجاهدین دچار شدند و به دست حکومت طالبان گرفتار آمدند. پادشاه قانونی نیز در رم باقی ماند و شهرت او به عنوان یک حاکم ملی در مقایسه با کسانی که روی کار آمدند بیشتر شد. پس از ۱۱ سپتامبر و حمله ایالات متحده به افغانستان، باز هم افغان‌ها به بازگشت پادشاه امیدوار بودند. او در سن ۸۷ سالگی هیچ تهدید بلندمدتی به شمار نمی‌رفت اما  حامل یک وزن و سنگینی نمادین بسیار قوی بود و می‌توانست چهره‌ای متحدکننده باشد. افسوس که باز هم  خلیل‌زاد  وارد عمل شد تا جلوی ایفای هر نقشی را برای ظاهرشاه بگیرد. افغان‌ها گمان می‌کردند بالاترین مقام افغانستانی- آمریکایی از محبوبیت شاه ناراضی است و شاید خودش امیدوار است که به ر هبری این کشور برسد. در نهایت، پادشاه شش سال بعد درگذشت، ادامه تبعید او فرصتی از دست رفته برای متحد کردن کشور افغانستان شد.

از آنجا که اکنون جمهوری اسلامی هم بیش از پیش مشروعیت خود را از دست می‌دهد و هم رهبر دیکتاتور آن، علی خامنه‌ای ۸۵ ساله خواه ناخواه با مرگ روبروست، واشنگتن باید در مورد پهلوی تجدید نظر کند. او فقط یک چهره سیاسی تبعیدی نیست. در داخل ایران، معترضان با وجود خطراتی که هرگونه نافرمانی در مقابل رژیمی‌ که حتی منتقدان خود  را به شدت مجازات می‌کند، در تظاهرات نام او را در خیابان‌ها سر می‌دهند. آنها در تهران، اصفهان، شیراز و مشهد نام او را در کنار شعارهایی علیه کل نظام جمهوری اسلامی از جمله اصلاح‌طلبانش صدا می‌زنند. در میان شعارهایی که در ستایش پهلوی‌‌ها در کشور سر داده می‌شود، ایرانیان فریاد می‌زنند: «ولیعهد کجایی؟ به داد ما بیایی؟!»

نظرسنجی اخیر «موسسه تحقیقات و پیش‌بینی تجربی» نشان داد که ۸۰ درصد از پاسخ‌دهندگان رضا پهلوی را بر دیگر چهره‌های سیاسی ایران ترجیح می‌دهند که خود چالشی مستقیم برای مشروعیت رژیم به شمار می‌رود. با وجود این، واشنگتن همچنان مردد است و از «بازگشت به سلطنت» می‌ترسد و تعهد اعلام شده خود به ایران سکولار و دموکراتیک را نادیده می‌گیرد.

درواقع پهلوی بر نیاز به یک برنامه گذار سازمانیافته از جمله برگزاری همه‌پرسی برای تعیین شکل نظام آینده توسط خود مردم ایران از طریق یک فرآیند قانونی و مشروع و فراگیر تأکید می‌کند. رویکرد او بر پنج حوزه کلیدی متمرکز است: حمایت حداکثری از مبارزات مردم در داخل ایران، اعمال فشار حداکثری بین‌المللی بر رژیم، بسیج و سازماندهی جامعه مهاجران ایرانی، تسهیل ریزش در صفوف رژیم، و ترسیم نقشه راه سیاسی و اقتصادی  برای شکوفایی ایران پس از رژیم. او مخالف تغییر رژیم با مداخلات غرب است اما به دنبال مشارکت کشورهای غربی برای حمایت از مردم ایران است.

دیدار و گفتگو با پهلوی در سطح مقامات ارشد کشورهای غربی، مشروعیت او را به رسمیت می‌شناسد و با وادار کردن تهران به درک این موضوع که واشنگتن دیگر آماده‌ی پذیرفتن تبلیغات ضد پهلوی نیست، ترس را در صفوف رژیم نیز ایجاد می‌کند. مراوده با پهلوی نشان‌دهنده این است که ایالات متحده از آرمان‌های مردم ایران برای تعیین سرنوشت و استقرار یک حکومت دموکراتیک در کشورشان حمایت می‌کند.

اغلب مقامات آمریکایی فاقد تصور از آینده ایران هستند. آنها جمهوری اسلامی را اوج طبیعی تکامل سیاسی ایران و سرنوشت آن می‌دانند و از درک ناهنجاری‌های این جمهوری ناتوان هستند آنهم در حالی که فروپاشی این نظام در ایران اجتناب‌ناپذیر است. ایران دموکراتیک و همسو با غرب، توازن استراتژیک خاورمیانه را نیز تغییر می‌دهد و شبکه تروریستی جمهوری اسلامی را از بین می‌برد و کشورهایی مانند لبنان، عراق و یمن را قادر می‌سازد تا به حالت عادی بازگردند.

با این حال، بهم زدن قطعات پازلی که حکومت فاسد آخوندی بیش از چهار دهه در ایران و منطقه چیده است آسان نخواهد بود. درست مانند آنچه طی سال‌های گذشته در عراق و افغانستان روی داد، در ایران نیز وقتی شهروندان درباره آینده خود گفتگو می‌کنند، می‌دانند که متحد کردن چهره‌ها بسیار مهم است.  رئیس جمهور دونالد ترامپ و مارکو روبیو وزیر امور خارجه باید با رضا پهلوی دیدار و گفتگو کنند. ناتوانی در به رسمیت شناختن نقش وحدت‌بخش او به یک فرصت از دست رفته خواهد انجامید که آمریکا هرگز نخواهد توانست آن را جبران کند.

*منبع: میدل ایست فوروم
*نویسنده: دکتر آیدین پناهی استاد پژوهشگر ایرانی- آمریکایی و متخصص انرژی است. او همچنین به عنوان فعال سیاسی و حقوق بشر فعالیت می‌کند.
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۱ / معدل امتیاز: ۴٫۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=370578