جمهوری اسلامی در آستانه بازگشت تحریمهای بینالمللی که پس از فعال شدن «مکانیسم ماشه» از سوی سه کشور اروپائی فرانسه، آلمان و بریتانیا، که از امضاکنندگان توافق هستهای موسوم به برجام هستند، بار دیگر نگاه خود را متوجه «شرق» کرده است.
سفر اخیر مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم به جمهوری خلق چین برای شرکت در نشست کشورهای عضو «شورای همکاری شانگهای» با دستور اکید علی خامنهای مبنی بر جلب حمایت پکن و مسکو در شرایط بحرانی کنونی از این نظر میتواند حائز اهمیت باشد؛ اگرچه بسیاری بر این نظر هستند که این حمایت در سطح لفظی و بیانیهای باقی خواهد ماند و جنبههای عملی چشمگیری نخواهد داشت.
آنچه را در نشست «تیانجین» شاهد بودیم، میتوان در سخنان کایا کالاس مقام ارشد سیاست خارجی و امنیت اتحادیه اروپا خلاصه کرد. کایا کالاس حضور رهبران چین، روسیه،کره شمالی و جمهوری اسلامی را در یک رژه نظامی در پکن نماد تشکیل یک «ائتلاف استبدادی» با هدف «به چالش کشیدن نظم بینالمللی مبتنی بر قانون» خواند. از دید مقام ارشد سیاست خارجی و امنیت اتحادیه اروپا این حضور را نمیتوان تنها «نمادین» دانست، بلکه «واقعیتی است که کشورهای غربی باید با آن روبرو شوند.»
مهمترین نشست شانگهای
بدون شک حضور رهبران ده کشور عضو «پیمان همکاری شانگهای» و ده کشور دیگر در تیانجین را که یا مانند ترکیه و پادشاهی سعودی خواهان پیوستن به این گروه هستند یا به عنوان ناظر در آن شرکت داشتند، میتوان مهمترین نشست این گروه از بدو تاسیس به حساب آورد. «پیمان همکاری شانگهای» در سال ۲۰۰۱ میلادی توسط کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان به وجود آمد. در سالهای بعد جمهوری اسلامی، بلاروس، پاکستان و هند نیز به آن پیوستند. در این نشست بسیاری اصرار داشتند که روند پیوستن ترکیه به عنوان عضو ناتو و پادشاهی عربستان سعودی به عنوان یک قدرت مسلماننشین در منطقه خاورمیانه تسریع شود زیرا با پیوستن این دو کشور موقعیت سیاسی، اقتصادی و ژئوپولیتیک این پیمان ارتقاء یافته و خواهد توانست نقش مهمتری در صحنه جهانی به عهده گیرد.
پیمانی با دو و نیم میلیارد جمعیت و سهم۴۰ درصدی در اقتصاد جهان
این پیمان در شکل کنونیاش با دو و نیم میلیارد جمعیت و ۳۰ تریلیارد دلار تولید اقتصادی که برابر با ۴۰ درصد از اقتصاد جهانی است، واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. البته سهم جمهوری اسلامی در مبادلات اقتصادی با دیگر کشورهای عضو بسیار ناچیر است آنهم در حالی که خود چین مشتری اصلی و تقریبا منحصر به فرد نفت ایران در شرایط کنونی است. البته نفتی که بهای آن را در پیامد تحریمهای آمریکا با تخفیفی بین ۶ تا ۱۲ دلار برای هر بشکه از جمهوری اسلامی خریداری میکند. با احتساب صادرات حدود یک میلیون و چهارصد هزار بشکه در روز، این تخفیف بین ۸.۴ تا ۱۶.۸ میلیون دلار در روز است و به این ترتیب در طول یک سال بیش از ۶ میلیارد دلار کمتر وارد خزانه دولتی در ایران میشود. رقمی بسیار بالا برای اقتصاد نحیف جمهوری اسلامی، اگرچه با توجه به ابعاد اقتصادی چین، برای این کشور رقم بسیار بالائی نیست. دقیقا به همین خاطر برخی از کارشناسان معتقدند که با بازگشت تحریمهای بینالمللی، در صورتی که واقعا نظارتی صورت گیرد، چین به آسانی میتواند جایگزینی برای نفت وارداتی از ایران پیدا کند، در حالی که برای جمهوری اسلامی یافتن مشتری جانشین تقریبا غیرممکن خواهد بود.
نگاه علی خامنهای همچنان به شرق است
در آستانه سفر مسعود پزشکیان به چین، علی خامنهای با نوشتهای در حساب کاربری خود در شبکه «ایکس» آشکارا اهداف این سفر را مشخص کرد.

رهبر جمهوری اسلامی نوشت: «ایران و چین با سابقه کهن تمدنی در دو سوی آسیا، قدرت تحولآفرینی در صحنه منطقهای و جهانی را دارند. عملیاتی نمودن تمامی ابعاد توافق راهبردی، این راه را هموار میکند.» اشاره علی خامنهای به «توافق راهبردی ۲۵ ساله»ی جمهوری اسلامی با جمهوری خلق چین است که در فروردین ۱۴۰۰ در دولت حسن روحانی به امضا رسید. توافقی که مفاد آن از یکسو به «ایرانفروشی» معروف شد و از سوی دیگر پکن نه تنها به هیچکدام از سرمایهگذاریهائی که وعده داده بود عمل نکرد، بلکه بر عکس؛ پس از امضای این توافق و در پیامد تحریمهای آمریکا، حضور اقتصادی چین در ایران کاهش یافت.
پزشکیان دست خالی برگشت
با اینکه محسن قمی نماینده علی خامنهای در مراسم بدرقه مسعود پزشکیان استخاره کرده بود و بر مبنای آن قرار بود، رئیس جمهوری اسلامی با «دستان پر» به تهران بازگردد، واقعیت اما چیز دیگری میگوید. چین البته به جمهوری اسلامی وعده داده است که همراه با روسیه بر سر راه بازگشت تحریمهای بینالمللی سنگانداری کند، ولی هیچگونه تضمینی برای کمک به تهران برای دور زدن تحریمها و به ویژه برای همکاری تسلیحاتی نداده است. برعکس تقاضاهای جمهوری اسلامی برای دریافت کمکهای نظامی تا کنون بی پاسخ ماندهاند. دولت شی جینپینگ به صراحت به جمهوری اسلامی گفته است که حاضر به هیچگونه همکاری نظامی و تسلیحاتی که روابط این کشور را با اسرائیل و کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس به خطر بیاندازد نیست.
البته همکاری پکن و تهران در زمینه نظامی در دهه ۸۰ میلادی آغاز شد و هرگز هم متوقف نشد ولی همیشه محدود به فروش قطعاتی برای سامانههای هدایتکننده موشک و پهپاد بودند. در همین رابطه در بهار امسال خرانهداری آمریکا چند شرکت چینی را تحریم کرد. جمهوری اسلامی انتظار داشت بتواند سوخت جامد برای موشکهای خود را از چین وارد کند، که گویا پاسخ منفی گرفته است. نباید از نظر دور داشت که در جریان جنگ دوازده روزه، نه پکن و نه مسکو هیچکدام گامی فراتر از یک بیانیه در محکومیت حمله اسرائیل به نقاطی در ایران بر نداشتند و اگر جمهوری اسلامی همچنان نگاهش به شرق بود، ولی شرق نگاهش به اسرائیل و آنسوی خلیج فارس بود.
حمایت لفظی چین و روسیه
سیاست «نگاه به شرق» علی خامنهای نمیتواند پاسخ موثری به سیاست فشار حداکثری کشورهای غربی و به ویژه در صورت اجرای دوبارهی تحریمهای بینالمللی باشد. اجلاس اخیر تیانجین و دیدارهای مسعود پزشکیان با مقامات چینی و روسی نتوانست حمایتهای آنها را از سطع نمادین به حوزه عملی بکشاند، در صورتی که پکن و مسکو همچنان از کارت جمهوری اسلامی در روابط خود با جهان غرب به عنوان مترسک استفاده میکنند. مسعود پزشکیان در جریان این سفر حتی نتوانست تضمینی برای ادامه فروش نفت را با تخفیف بالا در صورت بازگشت تحریمهای بینالمللی دریافت کند. کشورهای عضو «شورای همکاری شانگهای» و به ویژه چین و روسیه به عنوان ارکان اصلی این نهاد البته خواهان ادامه حیات جمهوری اسلامی هستند، زیرا ایران به عنوان کشوری با اهمیت استراتژیک که میتواند نقش تعیینکننده در ژئوپلیتیک آسیا داشته باشد، با ادامه حیات جمهوری اسلامی نخواهد نتوانست نقشی بیش از دریوزگیِ حمایت توسط رژیم از این دو قدرت جهانی داشته باشند.





