چگونه با مردم ایران تعامل برقرار کنیم؟

-اعتراضات در ایران اغلب با محرک‌های خاصی آغاز می‌شوند، چه مرگ مشکوک یک وکیل حقوق بشر مانند زنده یاد خسروعلیکردی باشد یا مواردی چون تورم سرسام‌آور، کمبود آب یا قتل‌های دولتی، اما همیشه به یک نقطه واحد ختم می‌شوند: مخالفت با حکومت فعلی و، به طور فزاینده، حمایت صریح از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نمادی از حکومت جایگزین. این شعارها محدود نیستند و نمایانگر انباشت شدن دهه‌ها نارضایتی، از سوءمدیریت اقتصادی تا سرکوب سیاسی هستند.
- زمان آن رسیده که جامعه جهانی تردید خود را کنار بگذارد. برای دهه‌‌ها، نگرانی‌ها در مورد تشدید درگیری، بازارهای انرژی یا ثبات منطقه‌ای منجر به پاسخ‌های ملایم شده و به طور مؤثر آرمان‌های مردم ایران را سانسور یا کم‌اهمیت جلوه داده است. این احتیاط اغلب در لفاظی که مطالبات معترضان را با روایت‌های رژیم برابر می‌کند، یا در عدم تمایل به پخش فیلم‌های بدون سانسور از اکانتهایی چون سفارت مجازی آمریکا، ظاهر شده است.

پنج شنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۱ ژانویه ۲۰۲۶


فرد صابری-  کمتر از یک ماه از مراسم یادبود خسرو علیکردی، وکیل برجسته حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق، در مشهد گذشته است؛ جایی که عزاداران در میان حضور سنگین نیروهای امنیتی، شجاعانه شعار «جاوید شاه» سر دادند. ویدیوهای این رویداد که در اواسط دسامبر ۲۰۲۵ برگزار شد، نشان‌دهنده برداشتن روسری توسط زنان داخل مسجد و تکرار شعارهای طرفدار پادشاهی توسط جمعیت بود، از جمله شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی. امروز، شاهد احیای همین شعارها چون «رضا شاه، روحت شاد»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده»  در اعتراضات تازه در سراسر ایران هستیم که نشان‌دهنده رشد احساسات برای بازگشت شاهزاده در تبعید و احیای میراث پهلوی است.

مقاومت یک شهروند در تهران مقابل نیروهای یگان ضدشوری که قصد حمله به معترضان را داشتند – هشتم دی‌ماه ۱۴۰۴

این تظاهرات که ابتدا با نارضایتی‌های اقتصادی مانند سقوط شدید ارزش ارز و اعتصابات بازار در تهران آغاز شد، به سرعت تغییر یافت. در شهرهایی مانند اصفهان و تهران، معترضان نارضایتی‌های خود را به شعارهای فراگیرتر برای براندازی رژیم تغییر دادند. شعارهایی در ستایش رضا شاه بزرگ و نوه‌اش، شاهزاده رضا پهلوی، برجسته شده‌اند که  نه تنها نوستالژی برای دوران پیش از ۱۳۵۷ و رد حکومت جمهوری اسلامی را بازتاب می‌دهند، بلکه یادآوری قویست که هیچ‌کس نمی‌تواند یک نظام اجتماعی-سیاسی را که هزاران سال طول کشیده تا ایجاد شود، مانند پادشاهی ایرانی را از بین ببرد. این امر بازتاب اظهارات تام باراک، فرستاده ویژه ایالات متحده برای سوریه، است که گفت «پادشاهی‌های خیرخواه» مؤثرترین شکل حکومت در خاورمیانه بوده‌اند.

درست است که بسیاری از ناظران خارجی و برخی صدای داخلی سعی می‌کنند مطالبات مردمی ایران را محدود و اغلب به مسائل حقوق زنان یا اجرای اجباری حجاب تقلیل دهند. در حالی که برابری جنسیتی و آزادی‌های شخصی همچنان جزوی حساس و کلیدی از خواسته‌های مردم هستند، واقعیت روی زمین پیچیده‌تر است. جمهوری اسلامی در عمل، درجات متفاوتی از سهلگیری در برخی مسائل اجتماعی نشان داده. مثلا مصرف الکل به طور پنهانی در کافه‌ها رخ می‌دهد و اعمال حجاب اجباری کاهش یافته. با این حال، این امتیازها به نارضایتی‌های عمیق‌تر سیستمی پاسخ نمی‌دهند و نارضایتی چون آتش زیر خاکستر است.

اعتراضات در ایران اغلب با محرک‌های خاصی آغاز می‌شوند، چه مرگ مشکوک یک وکیل حقوق بشر مانند زنده یاد خسروعلیکردی باشد یا مواردی چون تورم سرسام‌آور، کمبود آب یا قتل‌های دولتی، اما همیشه به یک نقطه واحد ختم می‌شوند: مخالفت با حکومت فعلی و، به طور فزاینده، حمایت صریح از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نمادی از حکومت جایگزین. این شعارها محدود نیستند و نمایانگر انباشت شدن دهه‌ها نارضایتی، از سوءمدیریت اقتصادی تا سرکوب سیاسی هستند.

به طور قابل توجه، این شعارهای طرفدار پادشاهی اکنون در محکم‌ترین پایگاه‌های محافظه‌کار ایران طنین‌انداز شده‌اند. مشهد، دومین شهر بزرگ کشور و پایگاه سنتی رژیم به دلیل اهمیت مذهبی‌اش، میزبان مراسم یادبود علیکردی بود که «جاوید شاه» داخل مساجد و خیابان‌ها طنین‌انداز شد. به طور مشابه، در اصفهان، شهری دیگر با پیوندهای عمیق تاریخی به نفوذ روحانیت، اعتصابات اخیر بازار و تجمعات با شعارهایی مانند «رضا شاه، روحت شاد» و تأیید مستقیم بازگشت خاندان پهلوی همراه بوده است. این مکان‌ها که زمانی پایگاه‌های نفوذناپذیر رژیم محسوب می‌شدند، نشان می‌دهند که ناامیدی حتی به جوامع مذهبی و متدین نفوذ کرده است.

به عنوان تحلیلگران سیاسی، خبرنگاران و سیاستمداران خارجی، باید بی‌طرفی را حفظ کنیم. شکل نهایی حکومت آینده ایران، چه پادشاهی مشروطه پارلمانی، چه جمهوری، باید از طریق همه‌پرسی آزاد و عادلانه، بدون اجبار یا تحمیل خارجی، تعیین شود. تنها مردم ایران حق حاکمیت دارند تا سرنوشت خود را از طریق فرآیندهای دموکراتیک شکل دهند.

با این حال، جامعه بین‌المللی تعهد اخلاقی و استراتژیک دارد تا به صدای خیابان‌های ایران گوش دهد و به طور مناسب پاسخ دهد. در سال‌های اخیر، قدرت‌های جهانی تمایل نشان داده‌اند تا از چهره‌های مخالف در کشورهای استبدادی دیگر حمایت کنند. حمایت غرب از خوان گوایدو در ونزوئلا، به رسمیت شناختن او به عنوان رئیس‌جمهور موقت در میان انتخابات مورد مناقشه با نیکلاس مادورو، نمونه‌ای برجسته است. به طور مشابه، ماریا کورینا ماچادو حمایت گسترده بین‌المللی به عنوان رهبر دموکراتیک دریافت کرده است. ایالات متحده و متحدانش فشار حداکثری بر کاراکاس اعمال کردند و علناً برای تغییر رژیم بدون ابهام پافشاری کردند.

رویکرد مشابهی برای ایران نیز لازم است. شاهزاده رضا پهلوی به طور مداوم خود را به عنوان چهره‌ای خنثی و متحدکننده نشان داده، از بحث‌های تفرقه‌انگیز در مورد جمهوری‌ یا پادشاهی در این مرحله اجتناب کرده است. او همواره مردم را برای نافرمانی مدنی غیرخشونت‌آمیز، انسجام ملی و چارچوبی سکولار و دموکراتیک دعوت کرده است. جهان باید حمایت قاطع از او به عنوان رهبر دوره انتقالی ایران، مشابه چهره‌های انتقالی در دیگر کشورهای پسااقتدارگرا، نشان دهد.

علاوه بر این، رهبران جهان باید صریح در مورد نیاز به تغییر رژیم در تهران سخن بگویند و از گفتن عبارات دلسرد کننده چون «مذاکره با رژیم» دست بکشند، در حالی که «فشار حداکثری» پایدار اعمال میکنند  باید از خواست مردم ایران برای آزادی «حمایت حداکثری» نیز بعمل آورند. همان‌طور که مادورو با فشار جهانی برای کناره‌گیری از قدرت مواجه شده، چهره‌هایی مانند علی خامنه‌ای نیز باید از طریق کانال‌های دیپلماتیک، تحریم‌ها و اظهارات عمومی وادار و ترغیب به خروج شود و تحت فشار مشابه قرار گیرد.

زمان آن رسیده که جامعه جهانی تردید خود را کنار بگذارد. برای دهه‌‌ها، نگرانی‌ها در مورد تشدید درگیری، بازارهای انرژی یا ثبات منطقه‌ای منجر به پاسخ‌های ملایم شده و به طور مؤثر آرمان‌های مردم ایران را سانسور یا کم‌اهمیت جلوه داده است. این احتیاط اغلب در لفاظی که مطالبات معترضان را با روایت‌های رژیم برابر می‌کند، یا در عدم تمایل به پخش فیلم‌های بدون سانسور از اکانتهایی چون سفارت مجازی آمریکا، ظاهر شده است.

سیاست قاطعانه ضروری است: ترکیب «فشار حداکثری» بر رژیم، از طریق تحریم‌های هدفمند، انزوا و پاسخگویی برای نقض حقوق بشر، با «حمایت حداکثری» از مردم. این شامل تشویق روحی مردم از طریق کانالهای عمومی، حمایت سیاسی از رهبر مخالفان شاهزاده رضا پهلوی و کمک عملی برای جریان آزاد اطلاعات است. گسترش دسترسی به رسانه‌های آزاد، اینترنت ماهواره‌ای و اینترنت می‌تواند ایرانیان را برای سازماندهی و به اشتراک گذاشتن روایتشان بدون ترس کمک کند.

چنین تعامل دو طرفه سابقه تاریخی در گذارهای دموکراتیک موفق دارد. در مورد ایران، می‌تواند تغییر مسالمت‌آمیز را تسریع کند، آشفتگی را به حداقل برساند و چشم‌انداز ثبات را به حداکثر برساند. شعارهای «جاوید شاه» و نظیر آن برای بازگشت پهلوی نه تنها نوستالژی صرف نیستند؛ بلکه بازتاب تمایل مردم برای رهبریست که وطن‌پرست، سکولار و عاری از ایدئولوژیهای شورش ۱۳۵۷ چون آرمان فلسطین، کمونیسم اسلامی و افراطگرایی دینیست.

جهان دیگر نمی‌تواند این صداها را نادیده بگیرد. با شنیدن واضح آنها و اقدام قاطع، جامعه بین‌المللی می‌تواند به ایرانیان کمک کند تا آینده خود را بازپس گیرند، آینده‌ای ریشه‌دار در آزادی و سکولاریزم.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=393678