س.روزبه – در سیاست و تاریخ، گلوله فقط بدن را نمیزند؛ روایت را هم هدف میگیرد. واژهها مثل سنگنوشتهاند: یا نام انسان را به آگهی تبلیغاتی تبدیل میکنند، یا او را به جایگاه انسانیاش برمیگردانند. امروز در جامعه میبینیم کسانی که جانشان را در راه آزادی میهن عزیز ایران دادهاند، با واژههایی تازه و ملی نامیده میشوند: «فرزند ایران»، «جانفدای میهن» و «جاویدنام». این انتخاب، یک تصمیم زبانی برای بازپسگیری شأن، سوگ و معنای مرگ از دست زبان رسمی و مصادرهگر است.
همزمان، شکل سوگواری هم از قالبهای حکومتی فاصله گرفته: رقص سوگ، نواهای محلی، شاهنامهخوانی و شعارهای حماسی، جای مداحیهای مرسوم را گرفتهاند.
و درست در همین نقطه، ترس حکومت عریان میشود: حکومت نه فقط از خیابان، که از سنگ قبر هم میترسد. گزارش شده نیروهای حکومتی اجازه درج واژه «جاویدنام» یا نشانههای مربوط به جانباختگان را روی سنگ مزار نمیدهند و در مواردی از شکستن شبانه سنگها هم گفته شده است.
سه پرسش
۱) چرا جامعه به جای «شهید» که بار دینی و حکومتی پیدا کرده، به سمت واژههای ملی و فراگیر رفته است؟
۲) این سه واژه از نظر ادبی و معنایی چه میکنند که «روایت» را از «برچسب» جدا میسازند؟
۳) چرا حکومت از همین واژهها میهراسد و حتی پس از دفن، نوشتهی روی سنگ قبر را به مسئله امنیتی تبدیل میکند؟
«فرزند ایران» یعنی نسبت انسانی، نه برچسب ایدئولوژیک
نکته اصلی اینجاست: «فرزند» رابطه میسازد، نه پرونده. وقتی گفته میشود «فرزند ایران»، درد از چارچوب خانه بیرون میآید و به سطح یک نسبت ملی میرسد. این واژه، خانواده را تنها نمیگذارد: جامعه را شریک میکند، نه تماشاگر.
از نظر ادبی، «فرزند ایران» ایران را از نقشه سرد به «خانه» بدل میکند؛ خانهای که در آن، از دست رفتن یک نفر فقط یک خبر نیست، شکستن یک شاخه از درخت ملی است. از نظر سیاسی هم، این تعبیر یک مزیت روشن دارد: فراگیر است. برای هر باور، هر سبک زندگی، هر گرایش. معیار را «عضویت در ملت» میگذارد، نه همعقیده بودن.
«جانفدای میهن» یعنی ارزش کنش و هزینه، بدون اجازه گرفتن از قدرت
«جانفدای میهن» مرگ را تقدیس نمیکند؛ هزینه را معنا میکند. این واژه میگوید آزادی و کرامت ملی آنقدر وزن دارد که انسان به بهای جان هم پای آن میایستد. «میهن» در اینجا فقط خاک نیست؛ آینده است، زندگی ممکن است، فردای قابل زیستن است.
پشتوانه ادبی این نگاه در شاهنامه آشکار است؛ همان اخلاقی که «نام» را بر «ماندن با تحقیر» ترجیح میدهد:
«چنین گفت کامروز مردن به نام
به از زنده دشمن بدو شادکام»
این بیت، ستون عاطفی و معنایی «جانفدای میهن» است: مرگی که از سر درماندگی نیست؛ مرگی که با رد تحقیر و نپذیرفتن شادی دشمن معنا پیدا میکند. «به نام» یعنی با شأن.
«جاویدنام» یعنی حفظ انسان در برابر آمار و فراموشی
قدرتها مرگ را به «عدد» تبدیل میکنند تا وجدان جمعی خسته شود. «جاویدنام» دقیقا ضد عدد است: آمار را دوباره «نام» میکند. این واژه به جامعه میگوید: انسان حذفشدنی نیست؛ نامش باید بماند، چون نام، حافظه است و حافظه، سد فراموشی.
سعدی برای «جاویدنام» یک معیار اخلاقی میگذارد؛ جاودانگی نام، محصول عدالت و پاکدامنی است نه محصول قدرت:
«پسندیده کاران جاوید نام
تطاول نکردند بر مال عام»
و در جای دیگری، اصل ماندگاری را مثل حکم روی سنگ مینویسد:
«نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زرنگار»
حافظ هم همین منطق را به زبان دیگری میگوید: آنچه میماند، نکویی است، نه هیاهوی قدرت:
«بر این رواق زبرجد نوشتهاند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند»
و حتی وقتی بحث «نام» را به سطح اجتماعی میآورد، جایگاه نام نیک را یادآوری میکند:
«نام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود
تویی امروز در این شهر که نامی داری»
اینها فقط شعر نیستند؛ ستونهای یک فرهنگاند. «جاویدنام» دقیقا روی همین ستونها میایستد: ماندگاری از مسیر اخلاق.
چرا حکومت از نوشته روی قبر میترسد؟
چون سنگ قبر رسانهای است که فیلتر نمیشود. پست را میشود حذف کرد، اینترنت را میشود قطع کرد، اما سنگ میماند و جغرافیا میسازد. هر مزار نشانهدار، یک نقطه حافظه میشود؛ یک آدرس برای یاد، همدلی، دادخواهی. برای همین هم گزارش شده که اجازه درج واژه «جاویدنام» را نمیدهند و حتی از تخریب سنگها صحبت شده است.
جمعبندی
«فرزند ایران»، «جانفدای میهن» و «جاویدنام» انتخاب احساسی گذرا نیست؛ انقلاب واژههاست. واژههایی که سوگ را از تریبونها جدا میکنند و به دل مردم بازمیگردانند. این سهگانه، هم ملی است، هم فراگیر، هم ریشهدار در سنت ادبی فارسی: از «مردن به نام» فردوسی تا «جاویدنام» و «نام نیکو» سعدی، و تا حکم حافظ که بر رواق زمان نوشتهاند: جز نکویی نخواهد ماند.
و نشان میدهد آنان که جان خود را برای رهایی میهن عزیز و انقلاب شیر و خورشید فدا کردند، به شخص یا گروهی خاص تعلق ندارند؛ آنان فرزندان همه ایرانیاناند و اندوهشان اندوه همه ایرانیان است.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




