نامه سرگشاده به رهبران سازمان‌ها و احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی

چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ مارس ۲۰۲۶


با احترام،

گسترش لمپنیسم سیاسی در میان نیروهای مخالف، صرفاً یک انحراف رفتاری نیست، بلکه نشانه‌ای از فرسایش سرمایه روانی و اخلاقی جنبش است. در چارچوب روان‌شناسی سیاسی، رواج ادبیات تحقیرآمیز، برچسب‌زنی و پرخاشگری کلامی اغلب بازتاب اضطراب جمعی، احساس بی‌قدرتی و رقابت‌های هویتی حل‌نشده است. با این حال، اگر این روند مهار نشود به‌سرعت می‌تواند به هنجار غالب تبدیل شود.

سکوت در برابر این وضعیت، به معنای عادی‌سازی آن است. هنگامی که رفتارهای لمپنی، چه از طریق جلب توجه رسانه‌ای و چه با بسیج هیجانی، پاداش می‌گیرند، چرخه‌ای معیوب شکل می‌گیرد. چرخه‌ای که در آن عقلانیت، گفت‌وگو و اعتماد جای خود را به هیجان‌زدگی و طرد می‌دهند. پیامد چنین روندی، کاهش ظرفیت همکاری و افزایش گسست هم در میان نیروهایی است که در زمینه‌هایی دارای هدفی مشترک هستند، هم در میان دوستان و آشنایان.

افزون بر این، عدم موضع‌گیری صریح و مسئولانه در برابر این پدیده، عملاً به نفع حکومت اسلامی تمام می‌شود. زیرا این سکوت، نه‌تنها به تداوم و تشدید این الگوهای مخرب کمک می‌کند، بلکه از منظر بین‌المللی نیز این پیام را منتقل می‌سازد که نیروهای مخالف فاقد انسجام، اراده و بلوغ لازم برای مدیریت اختلافات درونی هستند. در چنین شرایطی، مخالفان به‌تدریج مشروعیت خود را برای ایفای نقش رهبری و جلب حمایت جهانی از دست می‌دهند و این خلأ، به‌طور طبیعی به تقویت موقعیت حکومت موجود می‌انجامد.

انتظار می‌رود با درک این پویایی‌ها، فارغ از تفاوت‌های سیاسی، به‌طور مشترک موضعی روشن و عملی اتخاذ کنید. موضعی که شامل تعیین مرزهای رفتاری، تقویت هنجارهای گفت‌وگوی محترمانه و پرهیز از مشروعیت‌بخشی به ادبیات و رفتارهای مخرب باشد. جنبشی که مدعی دموکراسی است، باید تمرین آن را از درون آغاز کند. یعنی تحمل اختلاف، مدیریت تعارض و پایبندی به کرامت انسانی، حتی در نقد و رقابت.

همچنین تأکید بر جهان‌وطنی و انسانیت می‌تواند از منظر روانی به کاهش دوقطبی‌سازی و تعصب گروهی کمک کند. در مقابل، ملی‌گرایی افراطی و فرقه‌گرایی، با تقویت مرزهای «ما» و «دیگران»، سوگیری‌های شناختی را تشدید کرده و بستر بی‌اعتمادی و دشمنی را فراهم می‌سازد. چنین فضایی، بیش از آنکه به انسجام بینجامد، مستعد فروپاشی است.

اختلاف نظر امری طبیعی و حتی ضروری است، اما هنگامی که به نزاع‌های هویتی و تخریب متقابل تبدیل شود، به فرسودگی جمعی می‌انجامد. وضعیتی که در آن انرژی نیروها به‌جای پیشبرد اهداف، صرف مقابله با یکدیگر می‌شود. این روند سرمایه اجتماعی جنبش را تحلیل برده و آن را در برابر فشارهای بیرونی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

بی‌توجهی به این مسئله، به نهادینه شدن بی‌اعتمادی، کاهش مشارکت، از دست رفتن فرصت‌های تاریخی و حتی بازتولید الگوهای اقتدارگرایانه در آینده می‌انجامد. فرهنگ سیاسی هر جنبش، پیش‌درآمد کیفیت حکمرانی آن است.

امید است با رویکردی آگاهانه و مسئولانه، در مسیر ارتقای بلوغ سیاسی، بازسازی اعتماد و تقویت همبستگی گام بردارید، چرا که بدون این زیرساخت روانی و اخلاقی، هیچ تحول پایداری شکل نخواهد گرفت.

 

با احترام
دکتر علی سرکوهی، روانشناس

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۹ / معدل امتیاز: ۳٫۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=399342