گفتگو با آزاد عندلیبی؛ از استقامت در برابر سانسور تا خواست احیای دولت ملی

- آزاد عندلیبی، سردبیر «مجله بارو»، ویراستار، نویسنده، مترجم و از یکی از بنیانگذاران و مدیران مجموعه « کتابخانه بابل» است که در زمینه نقد و بررسی کتاب در ایران فعال است.
- «مجله بارو» به سردبیری آزاد عندلیبی از سال ۲۰۲۱ کار خود را آغاز کرد. تا کنون چهارده دفتر از آن منتشر شده است. در «بارو»، مقاله، داستان کوتاه، ترجمه شعر، جستار، مصاحبه، نقد هنری و کتاب بدون سانسور و آنلاین و منتشر می‌شود. و نسخه چاپی مجله بارو نیز به شکل زیرزمینی در ایران به دست خوانندگان می‌رسد. به گفته سردبیر، چند نسل از نویسندگان ایران تا به امروز در زمینه‌های گوناگون در بارو نوشته‌اند.
- آزاد عندلیبی حدود ۷ ماه پیش پس از یورش ماموران وزارت اطلاعات به منزلش و در پی خطرات فوری که جان و سلامتی‌اش را تهدید می‌کرد به تبعید آمد. او حدود سه ماه است که ساکن فرانسه است.
- آزاد عندلیبی: شاید این روزها از دور همه‌چیز برای کسانی که دور از ایران‌اند ناامیدکننده به نظر برسد. غشایی خاکستری از بیم و تردید در میان است. اما من تردیدی ندارم که زیر این غشا، زندگی و مقاومت در تمام ساحات ادامه دارد و ذره‌ای رنگ نباخته، همچنان که در این نیم‌قرن آزگار تداوم داشته و بالیده است.

پنج شنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶


خواست‌هایی که ریشه در سپیده‌دمان مشروطه دارد

 

کتایون حلاجان – آزاد عندلیبی، سردبیر «مجله بارو»، ویراستار، نویسنده، مترجم و از یکی از بنیانگذاران و مدیران مجموعه « کتابخانه بابل» است که در زمینه نقد و بررسی کتاب در ایران فعال است.

«مجله بارو» به سردبیری آزاد عندلیبی از سال ۲۰۲۱ کار خود را آغاز کرد. تا کنون چهارده دفتر از آن منتشر شده است. در «بارو»، مقاله، داستان کوتاه، ترجمه شعر، جستار، مصاحبه، نقد هنری و کتاب بدون سانسور و آنلاین و منتشر می‌شود. و نسخه چاپی مجله بارو نیز به شکل زیرزمینی در ایران به دست خوانندگان می‌رسد. به گفته سردبیر، چند نسل از نویسندگان ایران تا به امروز در زمینه‌های گوناگون در بارو نوشته‌اند.

آزاد عندلیبی حدود ۷ ماه پیش پس از یورش ماموران وزارت اطلاعات به منزلش و در پی خطرات فوری که جان و سلامتی‌اش را تهدید می‌کرد به تبعید آمد. او حدود سه ماه است که ساکن فرانسه است.

آزاد عندلیبی در گفتگو با «کیهان لندن» در مورد دستگاه سانسور و مهندسی امنیتی‌فرهنگی جمهوری اسلامی و مقاومت نویسندگان در برابر آن پرداخته است.

کتایون حلاجان: سانسور حکومتی در ایران سنتی دیرینه دارد، تفاوت دستگاه سانسور جمهوری اسلامی با حکومت‌های گذشته در چیست؟  

آزاد عندلیبی: سانسور پیش از انقلاب و پس از آن قیاس یک دستگاه ابتدایی با یک دستگاه بسیار پیشرفته است. پیش از انقلاب نویسندگان حدود واضح و مشخصی داشتند. یک سری کلمات و کدها ممنوع بود؛ مانند جنگل یا سیاهی یا کلماتی که معمولا نویسندگان چپ به کار می‌بردند و در متون ایشان معنا و کارکرد رادیکال سیاسی داشت. نویسنده در گذشته می‌دانست خط‌قرمزها کجاست. سطح سانسور پیش از انقلاب قابل قیاس با امروز نیست. پس از انقلاب ۵۷ هرچه پیش‌تر آمدیم فروتر رفتیم و پیچیدگی سانسور  بیشتر شد.

اکنون نویسنده نمی‌داند مطلبی که می‌نویسد در محدوده وسیع خط‌قرمزهای رژیم هست یا نه، نمی‌داند متنش چه سرنوشتی پیدا می‌کند. این ابهام خودسانسوری را عمیق‌تر می‌کند. سانسور در دوره رژیم فعلی دست‌کم دو وجه پیدا کرده: وجه نهادی و وجه فردی. وجه نهادی حدود وسیعی را در بر می‌گیرد که نویسنده نمی‌تواند درون آن بنویسد. این پهنه تقریبا همه پهنه‌های اندیشه را شامل می‌شود؛ از حوزه دین و سیاست گرفته تا فرگشت و اروتیسم. وجه دوم را افراد پیش می‌برند. نفر به نفر و با پنداشت‌ها و عقده‌ها و سلایق خود.

مثلاً اثری ممکن است پس از بارها «ممیزی» به‌نحوی از سد سانسور بگذرد و چاپ شود و به دست خوانندگان برسد اما بسیار پیش می‌آید که فلان شخص یا مسئول فلان نهاد کتاب را بخواند و خوشش نیاید و گزارش کند که این اثر باید سانسور می‌شد و نشده. در پی این گزارش‌های دائمی، نهاد سانسور می‌گوید یا باید اصلاحات انجام دهید یا کتاب جمع می‌شود. یعنی شخص سانسورچی  که خودش شخصا مرزهای سانسور را جلو برده نیز خود در معرض نظارت دائمی است. این روند سانسور را مدام تشدید می‌کند. آن را از یک مرحله مقطعی به یک وضعیت دائمی تبدیل می‌کند که صرفا تابع قواعد و حدود مشخص نیست. این روند پیچیده و چندلایه سانسور قابل‌قیاس با پیش از انقلاب و حتی با بسیاری از دولت‌های توتالیتر نیست، زیرا هم سویه سیاسی دارد، هم اروتیک،  هم دینی، هم علمی، هم سبک زندگی. تقریبا تمام عرصه‌های فکر و تخیل آدمی در این فرایند در معرض سانسور قرار دارد. یک‌جور سانسور تمام‌عیار. این مهیب ترین شکلی‌ست که یک دستگاه سانسور می‌تواند به خود بگیرد. و گرفته است و به هر ترتیبی که شده کار می‌کند.

وانگهی، مهم این است که ما دستگاه سانسور را مینیاتوری نبینیم. فکر نکنیم که یک عده آدم مبتدی با ریش و پیراهن یقه‌بسته نشسته‌اند و هر را از بر تشخیص نمی‌دهند. رژیم به‌واسطه پول، فرصت و حمایت‌هایی که ارائه می‌کند موفق شده شماری از افراد تحصیلکرده را هم به خدمت بگیرد. کسی که اثر ادبی شما را سانسور می‌کند ای‌بسا دکتری ادبیات داشته باشد و در فلان دانشگاه عضو هیات علمی باشد. اثر پژوهشی شما را ممکن است کسانی سانسور کنند که گاهی با آنها در میز گردی شرکت داشته‌اید یا در دانشکده گپ‌وگفت کرده‌اید. خادمان سانسور در اطراف ما هستند. نخست باید این دستگاه را درست و دقیق بشناسی تا بتوانی با آن مبارزه کنی با شعار دادن و نه به سانسور نمی شود.

کتایون حلاجان: ناشران و نویسندگان معمولا در برابر این دستگاه چه می‌کنند؟

آزاد عندلیبی: شماری از ناشران معتبر و نیز بسیاری از نویسندگان شرایط تحمیل ‌شده را عینا نمی‌پذیرند. آنها در جدالی همیشگی با سانسور به سر می‌برند و این‌گونه نیست که هرچه آنها می‌گویند  را بپذیرند. نباید این نکته نادیده گرفته شود. سانسور و مقاومت علیه سانسور پا‌ به ‌پای هم جلو می‌روند. هرچه سانسور پیش‌تر رفته شیوه‌های مقاومت و استقامت و دور زدن آن به‌دست نویسندگان و ناشران هم پیش‌تر رفته است. از نظر من، در یک نگاه کلی، دستگاه سانسور رژیم مانند دستگاه سرکوبش گسترش پیدا کرده و  چندلایه‌تر و مجهزتر شده؛ از آن‌سو، مقاومت مردم نیز در برابر رژیم رشد کرده و آبدیده‌تر شده. بخشی از نویسندگان در این گسترس مقاومت اجتماعی و سیاسی سهیم بوده‌اند و توانسته‌اند تا سرحد توان در برابر سانسور بایستند. دستگاه سانسور همان‌قدر که توانایی ایجاد و گسترش اختناق دارد، همان‌قدر هم کور است. می‌دانید که دستگاه‌های اطلاعاتی دوست دارند بگویند «ما همه‌چیز را می‌دانیم و همه‌چیز را می‌بینیم». این واقعیت ندارد. نویسندگان ایرانی موفق شده‌اند آنچه را که می‌خواهند بنویسند طوری بنویسند که از حفره‌های درون این دستگاه جهنمی گذر کند و به دست خوانندگان برسانند.

از زمانی که اینترنت توسعه پیدا کرد، کار نویسندگان هم از جهاتی راحت‌تر شد. پیش از آن اثری اگر اجازه انتشار رسمی نمی‌یافت به فراموشی سپرده می‌شد. مرز بسیار پررنگی بین نویسندگان داخل و خارج  از کشور بود. آثاری که در بیرون از ایران منتشر می‌شد به‌جز موارد استثنایی به دست مخاطب داخل ایران نمی‌رسید. ارتباط تقریبا قطع بود، یا بسیار کم‌رمق بود. این فضای خوشایندی را در اختیار ساختار و سازوکار فرهنگی‌امنیتی اصلاح‌طلبان قرار داده بود که آنچه می‌خواهند در میدانی بی‌رقیب و خالی از صداهای دیگر منتشر کنند و نامش را هم آزادی بیان و یا «بهار مطبوعات» بگذارند.

دست‌کم دو دهه توانستند بر فضای فرهنگی ایران تسلط نسبی پیدا کنند. پیداست که آن صحنه‌آرایی دروغین بود. نصب‌کردن برگ‌های سبزرنگ بر سراسر جنگل زمستان‌زده بود. طیف وسیعی از نویسندگان و متفکران نمی توانستند آنچه می‌خواهند را بنویسند مگر آنکه در چهارچوب‌های مورد تایید اصلاح‌طلبان نیز قرار بگیرند و با ایشان از در همکاری و هماهنگی درآیند.

با توسعه ناگزیر اینترنت فضایی پدید آمد که توانست سانسور را عقب بزند. معجزه‌وار بود. کمتر کسی تصور می‌کرد چنین جهانی گشوده شود. طیف وسیعی از نویسندگان و مترجمان و کنشگران فرهنگی که دهه‌ها نمی‌توانستند حرف بزنند، توانستند ارتباط مستقیم با خوانندگان برقرار کنند و صدایشان را بلند کنند و مخاطبان را بیابند و بسازند و درعین‌حال هزینه و خطرهایش را هم بپذیرند. این دستاورد یک ملت و نویسندگان و کنشگرانش است و بود که به ‌واسطه شجاعت، موقع‌شناسی، و استقامت محقق شد نه به ‌واسطه مرحمت اصلاح‌طلب‌ها یا عنایت فلان پیشانی‌سیاه نشسته بر مصدر و منبر.

کتایون حلاجان: شما به‌تازگی از ایران خارج شده‌اید. تحولات ایران را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

آزاد عندلیبی: اکنون در وضعیت تعلیق میان جنگ و ترک مخاصمه قرار داریم. به ‌واسطه این رژیم و عفونتی که به زیست‌جهان ما وارد کرده ممکن است هرگونه پایداری اجتماعی ملی از دور بعید و ناممکن به نظر برسد. اما واقعیت این است که ما به‌لحاظ اجتماعی در امیدوارکننده‌ترین شرایط تاریخ نیم‌قرن گذشته هستیم؛ به این دلیل که جامعه موفق شده در یک نبرد هرروزه، تاکید می‌کنم: در نبردی هرروزه، عرصه‌هایی را که نیم ‌قرن این رژیم توتالیتر مذهبی قبضه کرده بود باز پس بگیرد و او را قدم ‌به ‌قدم به عقب براند. رژیمی که تا اتاق ‌خواب مردم پیش آمده بود و مداخله می‌کرد و حدومرز معین می‌کرد، حالا دارد از یک‌یک عرصه‌هایی که هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد از دست بدهد عقب می‌نشیند و تنها به این دلخوش است که چنگ و دندان نشان بدهد مبادا که حامیان وفادارش احساس کنند بازی را باخته‌اند.

در چند سال اخیر اگر در خیابان‌های ایران قدم می‌زدید به‌ندرت نشانی از رژیم جمهوری اسلامی می‌دیدید. شهرها عرصه به عرصه رنگ مردم به خود می‌گرفت. این نتیجه اراده و استقامت مردم است نه اصلاح‌طلبان یا جریان‌هایی که حیاتشان در گرو فاند این و آن دولت بوده است. واقع امر این است که اصلاح‌طلبان به‌طرز فریبکارانه‌ای در برابر این حرکت تاریخی بوده‌اند. خون خواست‌ها و رؤیاهای ملت را مکیده‌اند و آن را هرگاه که توانسته‌اند از نا و نفس انداخته‌اند.

باری، در این سال‌ها فاصله بین بخشی از نویسنده‌ها و لایه‌های گوناگون مردم که تا مقطعی به دلیل تصویر و سابقه نویسندگان چپگرا و  ایدئولوژیست کمرنگ شده بود و به قهر و ستیز پهلو می‌زد، کمتر شد. هرچه گذشت، این طیف از نویسندگان (با گرایش‌های ملی گرایانه و لیبرال) پیوندشان با مردم قوی‌تر شد و توانستند تصویر پیشین نویسنده را در ذهنیت جامعه تا حدی تغییر دهند. این نویسندگان غیرایدئولوژیک همپای مردم پیش آمدند و توانستند عرصه‌های تصاحب‌شده به‌دست اصلاح‌طلبان را یکی‌یکی پس بگیرند.

کتایون حلاجان: آیا مجموع این روندها در عرصه‌های مختلف به دی‌ماه انجامید؟

آزاد عندلیبی: سخن از برآمدن و برخاستن یک ملت در خیزشی ملی است که در آن همه لایه‌ها هستند و درگیرند: کارگران، معلمان، بیکاران، زنان خانه‌دار، دانشجویان، خبرنگاران، مهندسان، پزشکان، پرستاران، پیشه‌وران، بازاریان و البته نویسندگان. به دی‌ماه خونین که نگاه کنید می‌بینید از هر صنفی جاویدنام و اسیر داریم. سخن از ده‌ها میلیون ایرانی‌ست که برای بازپس‌گیری کشور خیز برداشته‌اند. با خاطر آسوده و قلبی گرم می‌توانیم بگوییم ملتی هستیم که متحد ایستاده‌ایم برای احیای دولت ملی و باز پس‌گیری ایران.

کتایون حلاجان: آیا در این روزهای سخت هم این خواست و اراده زنده است؟

آزاد عندلیبی:‌ شاید این روزها از دور همه‌چیز برای کسانی که دور از ایران‌اند ناامیدکننده به نظر برسد. غشایی خاکستری از بیم و تردید در میان است. اما من تردیدی ندارم که زیر این غشا، زندگی و مقاومت در تمام ساحات ادامه دارد و ذره‌ای رنگ نباخته، همچنان که در این نیم‌قرن آزگار تداوم داشته و بالیده است.  ۱۸ و ۱۹ دی ماه بارقه‌ای خیره‌کننده از این مقاومت ملی – میهن‌دوستانه بود که نه بی‌پیشینه بود و نه بی‌آینده خواهد بود. جریانی نیرومند است و بوده است که مثل آب‌های زیرزمینی در ژرفای روح ملت ایران وجود داشته و حیات و بقایش را تضمین کرده است. ممکن است زمانی به یک چشم‌انداز نگاه کنید که ظاهرا خشک و بایر است و تنها یک‌دو درخت در آن به چشم می‌خورد. اما یک ناظر تیز‌بین و مجرب می‌داند که این درخت‌ها ریشه در جایی دارند و لامحاله به آبی زنده هستند. آبی که در سفره‌های زیرزمینی تاریخ و فرهنگ و جامعه ایران در جریان است یک چیز است: خواست مشروطه.

به معنای دقیق کلمه: خواست مشروطه: احیای دولت ملی، ادامه تجدد و نوسازی ملی نیم‌قرن نخست، رفاه، ویزا و پول معتبر، پیوستن به جامعه جهانی، سکولاریسم، بهروزی مادی، و البته آزادی. اینها همه بدون آزادی رویا و توهمی بیش نیست.

ناگفته پیداست که، به‌رغم انکار بدخواهان، خواست مشروطه از خواست آزادی جدا نیست. این خواست بنیادین در سخت‌ترین دوران تاریخ معاصر ما، در این نیم‌قرن دهشت‌انگیز، در ژرفای رویای ما وجود داشته و حالا بروز کرده است. از سال ۱۳۹۶ (یا ۹۵) تا به امروز ما یک روند پیوسته را می‌بینیم. این خیزش‌ها (از دی ۹۶ تا آبان ۹۸، از ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴) پرده‌هایی از یک جنبش بزرگ ملی و تاریخی‌اند که هرکدام در مقطعی و به دلیلی بروز کرده‌اند اما همه سرشت و اساس واحدی دارند. یک‌چیز این خیزش‌ها را به هم پیوند می‌دهد و آن، در یک کلام، خواست احیای دولت ملی در پرتو رویای مشروطه است.

ختم کلام؛ اکثریت ملت ما خودش را بی‌دولت می‌بیند. این حکومت را متعلق به ایران نمی‌داند. آن را مظهر بی‌وطنی و تخریب و ویرانی ایران به شمار می‌آورد. ما ملتی بی‌دولتیم. من و شما که امروز در خارج از ایران هستیم نمی‌توانیم به سفارت کشورمان برویم. نمی‌خواهیم برویم. مردم در سطوح مختلف خود را شهروند نمی‌بینند. همه خواست‌های ما در گرو تحقق و احیای دولت ملی است، با افقی مشخص: بهروزی مادی و سعادتمندی انسان ایرانی در میهنش. چنین خواستی به‌ظاهر ساده است، ولی چنین نیست. بهایی بسیار گزاف برای درک اهمیت این خواست تاریخ پرداخته‌ایم. بزرگ‌ترین قتل‌عام پس از جنگ جهانی دوم را تجربه کرده‌ایم. نه، کم بهایی نیست که برای این خواست تاریخی پرداخته‌ایم؛ این خواست به سپیده‌دمان مشروطه ایران بازمی‌گردد.

 

لینک مجله بارو https://baru.ir/

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=405489