یک فعال کارگری هشدار داده روند بیکاری و پس از آن ناتوانی واحدهای تولیدی و خدماتی در پرداخت حقوق، در این شرایط تعلیق میان جنگ و صلح و فشار اقتصادی، به سمتی خواهد رفت که بعید به نظر میرسد کارگران بیش از دوماه تابآوری اقتصادی داشته باشند.

گزارشها از تشدید فشارهای معیشتی خانوارهای حقوقبگیر در ایران حکایت دارد. موج بیکاری و اخراج نیروی کار که از اسفندماه گذشته و با آغاز جنگ ۴۰ روزه اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی آغاز شد همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر به گفته فعالان کارگری بسیاری از کارفرمایان به بهانه شرایط جنگی حقوق و مزایای شغلی و بیمهای کارکنان شاغل را نیز با تأخیر پرداخت میکنند.
برای نمونه در روزهای گذشته شماری از رانندگان اتومبیلهای استیجاری مراکز بهداشتی علوم پزشکی چابهار، کارگران شاغل در شهرداری شهرستان صحنه و کارگران شرکت پایانهها و مخازن ماهشهر، از عقبافتادن پرداخت حقوق، عدم پرداخت مزایا، کسر حقوق، بلاتکلیفی شغلی خبر دادهاند.
از سوی دیگر حدود ۳۰۰ کارگر مجتمع فولاد ازنا که سالهاست با تعطیلی کارخانه از کار بیکار شدهاند، بار دیگر خواستار راهاندازی این واحد تولیدی شدند. آنان میگویند بخش عمده تجهیزات کارخانه همچنان قابل استفاده است و تنها کمبود سرمایه در گردش مانع از آغاز دوباره تولید شده است.
کارگران کارخانه سرجینبافت زنجان میگویند از ابتدای سال جاری چهار ماه حقوق و حق بیمه دریافت نکردهاند. به گفته آنان، مدیریت کارخانه اعلام کرده در حال حاضر منابع مالی برای پرداخت مطالبات وجود ندارد و کارگرانی که مایل به ادامه همکاری نیستند، میتوانند محل کار را ترک کنند.
دولت حتی برای حمایت از کارگران و کارمندان در شهرهای درگیر با حملات نظامی آمریکا از جمله در بندرعباس و ماهشهر نیز اقدامی انجام نداده است. فعالان کارگری میگویند نه تنها کارگران ناچار هستند در شرایط کاری کار کنند که یا حقوق و مزایای شغلی آنها عقب میافتد یا کارفرمایان با سوءاستفاده از شرایط جنگی کارگران را اخراج میکنند.
در همین حال اکبر شوکت دبیر اجرایی خانه کارگر استان قم و عضو پیشین هیئت امنای سازمان تامین اجتماعی هشدار داده «روند بیکاری و پس از آن ناتوانی واحدهای تولیدی و خدماتی در پرداخت مزد، در این شرایط تعلیق میان جنگ و صلح و فشار اقتصادی، به سمتی خواهد رفت که بعید به نظر میرسد که کارگران با این اوضاع بیش از دوماه تاب آوری اقتصادی داشته باشند. پس از این دو ماه در پایان همین تابستان، در صورت عدم تغییر اوضاع (یا از طریق تدابیر ویژه اقتصادی و یا تدابیر غیر اقتصادی)، قطعاً با التهابات فراوانی در این بخش مواجه میشویم.»
خبرگزاری «ایلنا» نیز در گزارشی نوشته این روزها، بحث در رابطه با «تابآوری معیشتی مردم» به یکی از موضوعات داغ در رسانههای اصلی تبدیل شده است؛ سوالاتی عموماً بدون جواب روشن مطرح میشوند: مردم تا کجا گرانیها و فشارهای اقتصادی را تاب میآورند و ساختارهای حاکمیتی تا چه اندازه عاملِ «تابآوری اقتصادی و معیشتی» را به عنوان یک اولویت اصلی در تصمیمسازیهای کلان، در نظر میگیرند.
در این گزارش تأکید شده بر اساس دادهها و برآوردها، مزدبگیران بخشهای مختلف بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند؛ اما در چند دههی اخیر، این جمعیت گسترده دچار دگردیسی ساختاری و بنیادین شده است. در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسی، بخش قابل توجهی از مزد و حقوقبگیران به طبقهی متوسط تعلق داشتند، طبقهای که طبق تعریفهای پایهای اقتصاد، دغدغهی نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زیربنای زندگی آنان را تشکیل نمیدهد.
خبرگزاری «ایلنا» با اشاره به کاهش ارزش واقعی دستمزدها به علت تعیین ارقام دستوری و رسمی دستمزد که طی سالهای گذشته همواره کمتر از نرخ تورم بوده، از این پدیده به عنوان «حقوقزدایی» یاد کرده و نوشته این روند در موازات شوکهای پیاپی اقتصادی، طبقه متوسط را از مدار زندگی شهری ایران خارج کرده است.
بر اساس این گزارش آب رفتن طبقه متوسط ایران به طور مشخص از میانهی دهه ۹۰ شمسی آغاز شد. اوج ریزش این طبقه زمانی اتفاق افتاد که زندگی در محدودهی شهرهای بزرگ و در محلههای برخوردار شهری از دسترس مزدبگیران طبقه متوسط خارج شد؛ کارمندان، پرستاران، معلمان و کارگران متخصص و یقه سفید هم مجبور شدند مانند کارگران ساده و روزمزد به حاشیهها کوچ کنند و در مناطقی که در واقعیت «گتوهای فرودستان ایرانی» است، سکونت گزینند.
گزارش خبرگزاری «ایلنا» افزوده در گام بعدی، برای مزدبگیرانی که از زندگی آبرومندانه قبلی و رفاه نسبیِ روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغهی نان نیز به دغدغهی سرپناه شایسته اضافه شد. «گوشت کیلویی چند است، آیا میتوانیم یک کیسه گونی برنج بخریم، آیا توان مالی داریم دوستان و آشنایان را دعوت بگیریم و…» دغدغهها و چالشهای اینچنینی به مرور خود را به زندگی مردمانی تحمیل کرد که پیش از این، دغدغه فرهنگ، مشارکت سیاسی، آموزش شایسته و در بُعد مادی، سفر به خارج از کشور و خرید خودروهای باکیفیت داشتند. این گروه عظیم شهری در چشم بر هم زدنی، به طبقات فرودست جمعیتی افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتی، برنج قسطی و وام اجاره مسکن ایستادند.
مازیار گیلانی نژاد، فعال کارگری، نیز به خبرگزاری «ایلنا» گفته «در مناطق کارگرنشین، وضعیت واقعاً اسفبار است؛ شما هرگز یک جایی مثل آق تپه مهرشهر را دیدهاید؟ همه فقیرند؛ برای نمونه میگویم، این روزها فروش یخچال تو این مناطق زیاد شده؛ با طرف صحبت میکنی، میگوید الان دیگر نیازی به یخچال نداریم، گوشت و مرغ که نمیتوانیم بخریم؛ نهایت ۱۰ تا تخم مرغ میخریم، ۵ تا را امروز میخوریم ۵ تا را فردا؛ یخچالمان را بفروشیم و پولش را به یک دردی بزنیم…»
این فعال کارگری افزوده «الان اگر یک خانوادهای، حتی یک خانواده متوسط رو به پایین، یک وسیله خانهاش بسوزد، نمیتواند جایگزین کند؛ ماشین لباسشویی ۲۰۰ میلیون تومان است. کارگری که پول ندارد، کارگری که نزدیک ۲ ماه است بیکار شده، حتی پول خرید یک موتور کولر هم ندارد. در همین شرایط، دولت برای گرانی بیشتر مجوز صادر میکند؛ حتی قیمت نان در محلات کارگرنشین ۲ برابر شده؛ قبلاً کرج نان سنگک ۵۶۰۰ تومان بوده، حالا شده حدود ۱۲ هزار تومان. یعنی باید ۶۰ هزار تومان بدهی فقط ۵ تا نان سنگک بخری. وقتی طرف نان خالی نداشته باشد، باید چه کند؟ آیا ناخواسته به سمت فساد و فحشا نمیرود؟ اصلاً یک خانواده ۷.۸ نفره که پول ندارد روزی چند نان سنگک بخرد، چطور تاب آوری داشته باشد؟»
برخی تحلیلگران معتقدند اگر چه شرایط جنگی احتمال بروز اعتراضات خیابانی در ایران را کم کرده اما با شرایطی که اکبر شوکت و دیگر فعالان کارگری توضیح میدهند، فلاکت و فقر عمیق شده در میان خانوارهای حداقلبگیر ممکن است به زودی زمینهساز اعتراضات ضدحکومتی شود.




