وداع با «عمو لیندزی»، سناتور محبوب ایرانیان؛ شاهزاده رضا پهلوی: او در کنار مردم ایران ایستاد

-مراسم تشییع پیکر سناتور لیندزی گراهام روز سه‌شنبه ششم امرداد ۱۴۰۵ (۲۸ ژوئیه) با حضور شماری از رهبران جهان و چهره‌های سیاسی آمریکا در کلیسای جامع شهر واشنگتن برگزار شد.
-دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و اعضای دولت، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهوری اوکراین و همچنین شاهزاده رضا پهلوی به نمایندگی از طرف مردم ایران در این مراسم حضور داشتند.
-رئیس جمهوری آمریکا به عنوان سخنران اصلی این مراسم از جمله گفت: «کتاب مقدس به ما می‌گوید: خوشا به حال کسی که در برابر سخت‌ترین آزمون‌ها استوار می‌ماند، چرا که وقتی از این آزمون سربلند بیرون آید، تاج حیات را دریافت خواهد کرد. لیندزی گراهام ۷۱ سال تمام، استوار و قوی ایستاد. او در قامت یک برادر، یک سناتور، یک رزمنده و یک میهن‌پرست، در برابر تک‌تک آزمایش‌ها و سختی‌ها پایداری کرد… و اکنون در بهشت تاج حیات بر سر دارد».
-در همین ارتباط، شاهزاده رضا پهلوی طی یادداشتی که در روزنامه «واشنگتن پست» منتشر شده، نوشت: «ایرانیان، چه آنان که در کشورهای مختلف جهان زندگی می‌کنند و چه آنان که همچنان زیر سایه حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی بسر می‌برند، لیندزی گراهام را متحد و دوستی می‌دانند که هرگز آنها را فراموش نکرد. بسیاری با نامی صمیمانه و فارسی او را «عمو لیندزی» صدا می‌زنند؛ لقبی که از سوی مردمی به وی داده شد که بحق می‌توانستند امید خود را به اغلب سیاستمداران از دست داده باشند».

سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶


مراسم تشییع پیکر سناتور لیندزی گراهام روز سه‌شنبه ششم امرداد ۱۴۰۵ (۲۸ ژوئیه) با حضور شماری از رهبران جهان و چهره‌های سیاسی آمریکا در کلیسای جامع شهر واشنگتن برگزار شد.

دونالد ترامپ در مراسم تشییع پیکر سناتور گراهام

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و اعضای دولت، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهوری اوکراین و همچنین شاهزاده رضا پهلوی به نمایندگی از طرف مردم ایران در این مراسم حضور داشتند.

ترامپ سخنران اصلی مراسم بود. او گفت: «روابط من و لیندزی دقیقاً با بهترین شروع ممکن آغاز نشد. سال ۲۰۱۶ که در رقابت‌های انتخاباتی با هم می‌جنگیدیم، لیندزی حرف تند و نیش‌داری زد. خب، طبیعتاً من هم شماره تلفن همراه شخصی‌اش را برای میلیون‌ها بیننده‌ای که برنامه را می‌دیدند اعلام کردم! اما در نهایت این لیندزی بود که پیروز شد و خنده‌ی آخر را کرد، چون اگر من برای یک روز تلفنش را از زنگ و پیام [مردم] منفجر کردم، بعد از آن با هم دوست شدیم و او تا ۱۰ سال بعد مدام به من زنگ می‌زد.»

رئیس جمهوری آمریکا در ادامه گفت: «کتاب مقدس به ما می‌گوید: خوشا به حال کسی که در برابر سخت‌ترین آزمون‌ها استوار می‌ماند، چرا که وقتی از این آزمون سربلند بیرون آید، تاج حیات را دریافت خواهد کرد. لیندزی گراهام ۷۱ سال تمام، استوار و قوی ایستاد. او در قامت یک برادر، یک سناتور، یک رزمنده و یک میهن‌پرست، در برابر تک‌تک آزمایش‌ها و سختی‌ها پایداری کرد… و اکنون در بهشت تاج حیات بر سر دارد، در پیوند دوباره با پدر و مادرش، و در جوار پروردگارش. کلامم را با سخنی بسیار بسیار ویژه به پایان می‌برم: لیندزی، دوستت داریم، خدا پشت و پناهت باشد، یاد و خاطره‌ات همیشه با ماست، و تو انسان بسیار بسیار ویژه‌ای بودی.»

در همین ارتباط شاهزاده رضا پهلوی که در این مراسم حضور داشت،  طی یادداشتی که در روزنامه «واشنگتن پست» منتشر شد، نوشت: “در مراسم تشییع و خاکسپاری سناتور فقید لیندزی گراهام که روز سه‌شنبه در واشنگتن و روز چهارشنبه در کلمبیا مرکز ایالت کارولینای جنوبی برگزار می‌شود، بی‌تردید از او به‌ عنوان قانونگذاری جمهوریخواه یاد خواهد شد که بیش از سه دهه در شکل‌ دادن به سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده نقش داشت و همواره به نیازهای مردم ایالت خود رسیدگی می‌کرد.”

در ادامه‌ی این یادداشت آمده است: “اما او به‌ عنوان مدافع سرسخت آزادی و دشمن دیکتاتوری‌ها، در سراسر جهان نیز سوگواران بی‌شماری خواهد داشت؛ شاید در هیچ نقطه‌ای به اندازه ایران. خبر درگذشت او در ۱۱ ژوئیه، موجی از اندوه را در میان مردم برنیانگیخت. ایرانیان در مقابل سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های آمریکا در لندن، کپنهاگ، تورنتو و شهرهای دیگر مراسم یادبود  برگزار کرده و شمع برافروختند.

در این یادداشت به دلیل محبوبیت سناتور لیندزی گراهام در میان ایرانیان اشاره شده و آمده است: “ایرانیان، چه آنان که در کشورهای مختلف جهان زندگی می‌کنند و چه آنان که همچنان زیر سایه حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی بسر می‌برند، لیندزی گراهام را متحد و دوستی می‌دانند که هرگز آنها را فراموش نکرد. بسیاری با نامی صمیمانه و فارسی او را «عمو لیندزی» صدا می‌زنند؛ لقبی که از سوی مردمی به وی داده شد که بحق می‌توانستند امید خود را به اغلب سیاستمداران از دست داده باشند.”

شاهزاده رضا پهلوی در ادامه می‌افزاید: “من این افتخار را داشتم که چندین بار با وی دیدار کنم. امسال، همزمان با حملات ایالات متحده به ماشین سرکوب جمهوری اسلامی، بارها با یکدیگر گفتگو کردیم. گفتگوهای ما هرگز صرفاً درباره استراتژی‌های نظامی یا ژئوپلیتیک نبود؛ بلکه درباره انسان‌ها بود: جوانان ایرانی که برای دلشتن حق آزادی خطر زندان را به جان می‌خرند، مادرانی که فرزندانشان به دست حکومت کشته شده‌اند و ملتی که پس از نزدیک به نیم‌ قرن استبداد، همچنان مصمم است آزادی خود را پس بگیرد.”

در این یادداشت با نگاهی انتقادی به سیاست حاکم بر واشنگتن آمده است: “آنچه لیندزی گراهام را متمایز می‌کرد، صرفاً مخالفت او با حکومت ایران نبود؛ در واشنگتن چنین موضعی هزینه‌ای ندارد. تفاوت واقعی او در این بود که حاضر بود چیزی را بر زبان بیاورد که بسیاری دیگر از گفتن آن پرهیز می‌کنند: اینکه این حکومت باید سقوط کند و این مردم ایران باید باشند و نه زندانبانانشان، که درباره آینده کشور تصمیم می‌گیرند.”

مراسم تشییع پیکر “عمو لیندزی”

شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به تظاهرات عظیم ایرانیان در مونیخ و حضور سناتور گراهام در آن افزوده: “این باور در ماه فوریه و در مونیخ، تنها چند هفته پس از آنکه حکومت ایران هزاران معترض را قتل‌ عام کرد، به‌ روشنی نمایان شد. من و او هر دو برای سخنرانی در کنفرانس امنیتی مونیخ حضور داشتیم. از او دعوت کردم تا در تجمعی که پلیس بعدا شمار شرکت‌کنندگان در آن را حدود ۲۵۰ هزار نفر برآورد کرد، و در حمایت از آزادی ایران برگزار می‌شد، شرکت کند. او بی‌درنگ پذیرفت. سناتور گراهام به‌ عنوان مهمان سرزده روی صحنه رفت و جمعیت با شور و شوق از «عمو لیندزی» استقبال کرد و بطور خودجوش شعار «آمریکا! آمریکا!» سر داد. او به‌وضوح تحت تأثیر این استقبال قرار گرفت و پرچم تاریخی شیروخورشید ایران را در برابر جمعیتِِ تشویق‌کننده به اهتزاز درآورد. او گفت: «پیامی برای همه آزادیخواهان جهان دارم: اگر آزادی را دوست دارید، امروز در کنار معترضان ایرانی بایستید. اکنون زمان انتخاب است. من مردم ایران را به آیت‌الله‌های آدمکش ترجیح می‌دهم.»”

در پایان یادداشت شاهزاده رضا پهلوی در واشنگتن پست با اشاره به سال‌ها خطای محاسباتی واشنگتن و مواضع درست سناتور گراهام آمده است: “ماه‌های بعد، او با این دوگانه‌ی نادرست که سال‌هاست بر بخش بزرگی از تفکر واشنگتن سایه انداخته، مخالفت کرد؛ این تصور که تنها دو گزینه وجود دارد: یا مماشات بی‌پایان با حکومت ایران یا جنگی بی‌پایان علیه آن. در عوض، او راه سومی را به رسمیت شناخت: ایستادن در کنار مردم ایران، در حالی که خود آنها هستند که برای رهایی و آزادی‌ خویش مبارزه می‌کنند.”

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=405774