سارا پورصبری – در دورانی بسر میبریم که جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر با انواع بحران و چالشهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و بیش از همه اینها با بیعدالتی و سرکوبهای ادامهدار روبروست. در این بین، جامعه ایرانیان خارج کشور بعد از جنایات جمهوری اسلامی در زمستان ۴۰۴ بیشتر از سالهای گذشته، تحت تأثیر انواع بحرانهایی قرار گرفته که ایرانیان داخل کشور با آنها درگیر هستند و همچون یک روح در دو بدن خود را نسبت به شرایط نیمه دیگر مسئول و موظف میداند.

یکی از مهمترین وظایفی که دیاسپورای سعی در انجام آن دارد، زنده نگه داشتن امید و ترسیم چشماندازی روشن در آینده سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران است. در این مسیر، جامعه ایرانیان مهاجر برای بالابردن انگیزه مقاومت، ایستادگی و پایمردی در برابر شرایط تحمیلی از طرف سیستم سیاسی حاکم، نقش تعیینکنندهای دارد.
با این توصیف، جلسات گفتگو و مشاوره با حضور روانشناسان باتجربه ایرانی و بازتاب مباحث بازگوشده در این جلسات، برای شرایط حال حاضر ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در همین رابطه دانشگاه «سواس» در لندن در روز نهم امرداد ۱۴۰۵ (۳۱ ژوئیه۲۰۲۶) میزبان یکی از این نشستها بود. نشستی با همکاری و هماهنگی «انجمن روانپژوهان ایرانی مقیم بریتانیا»، دکتر نازی اکبری، دکتر شهرزاد پورعبدالله و دکتر شهره بسکی، که با حضور افتخاری دکتر نهضت فرنودی به عنوان سخنران اصلی برگزار شد.
دکتر شهرزاد پورعبدالله در ابتدای جلسه تاریخچه مختصری از فعالیتهای دکتر نهضت فرنودی را برای حاضران ارائه داد. دکتر فرنودی روانشناس بالینی و از چهرههای ایرانی پیشگام در این رشته است. او در سال ۱۹۷۵ در آمریکا دکترای روانشناسی بالینی دریافت کرده و بیش از چهار دهه در زمینه روانشناسی و به عنوان روانشناس بینفرهنگی فعالیت دارد. بخش مهمی از تلاشهای علمی و حرفهای او به مسائل روانشناسی ایرانیان مهاجر، نقش فرهنگ در سلامت روان، و روابط و خانواده اختصاص داشته است. وی تا کنون بیش از ۲۰۰ سخنرانی ارائه کرده، مهمان دانشگاههای مهم بوده و در تلویزیونهای فارسیزبان به عنوان پزشک و مشاور روانشناسی حضور داشته است.
در این نشست دکتر فرنودی برای تابآوری در شرایط بحرانی و عبور سالم از دورههای طاقتفرسا، مواردی را در چند محور مطرح کرد.
جمله بیقراریت از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
دکتر فرنودی در آغاز سخنان خود، با تکیه بر آموزههای مولانا درباره دلایل بیتاب شدن انسانها صحبت کرد. سپس از حضار پرسید که معنای زندگی برای شما چیست؟ که هریک با توجه به شرایط زندگی و سلیقه خود پاسخ دادند. او در ادامه مباحث مختلفی را در رابطه با تابآوری با حاضران مطرح کرد.
خنده و طنز، راهی برای گذار از وضعیت سوگ
شوخطبعی و طنز یکی از راههای کنار آمدن با شرایط سخت است. این به معنی این نیست که با دلقکبازی سختیهای زندگی را نبینیم. ما لازم نیست برای اینکه دلسوز، کارآمد، مفید، متعلق، درگیر و موثر بمانیم، افسرده و خموده باشیم بلکه بجای تمامی اینها باید امیدوار بود. خوشبختانه همه چیز در دنیا در حال تغییر است. یکی از چیزهایی که تابآوری ما را بالا میبرد امیدواری است. بزرگترین معنای زندگی ما این است که جریان امیدواری را در جهان زنده نگه داریم.
مسیر امیدواری
امید یک دشمن دارد، آنهم ترس است. ترس توان ما را میگیرد. انرژی ما را هدر میدهد ما را حقیر میکند و به همین دلیل، شجاعت از فضیلتهای جهان است. یکی از مواردی که تابآوری ما را بالا میبرد امید است.
ما انسانها در زمانه تنگنا با در کنار هم ماندن و دلداری دادن به هم میتوانیم سیستم ایمنی روحی و روانی خود را از طریق ارتباطات مفید با افراد شبیه به خودمان تقویت کنیم. ارتباط با گروهایی که دغدغههای شبیه به ما دارند در این مسیر بسیار کمککننده است. ما باید به یاد داشته باشیم که زندگی همواره در حال تغییر و گذران است و این یعنی دورههای تحملناپذیر زندگی پایدار نیست و ما با اتکا به روابط انسانی و دوستانه امن، امید به رسیدن روزگار بهتر را در خود زنده نگه میداریم.
جادوی سخاوت و بخشش و راز طول عمر با کیفیت و کارآمد
کمتر کسی میداند که سخاوت تا چه اندازه در طول عمر تأثیر دارد. تنها شدن یکی از عناصر پیری است. کسانی که سخاوتمند نیستند، مدام در حال تنها کردن خود هستند. بخشندگی، شما را به دیگران متصل میکند. سلولی که به سلولهای دیگر متصل است طول عمرش از سلولهای منفرد بیشتر است.
طبق تحقیقات عصبشناسان، متعادلترین انسانها که معمولا طول عمر بیشتری نسبت به دیگران دارند، میان سه مرکز عصبی خود ارتباط خوبی برقرار کردهاند.
یک: مرکز تفکر و تعقل که ما را در راهبرد زندگی هدایت میکند.
دو: سلسله اعصابی که از طریق قلب فرمان میگیرند، این در ما همذاتپنداری و ارتباط با دیگران به وجود میآورد.
سه: اعصابی که در بخش شکمی هستند و قسمتی از احساس غریزی ما به شمار میروند. این بخش حس شهودی به ما میدهد.
افرادی که این سه قسمت در آنها با هماهنگی خوبی عمل میکنند، شخصیتی متعادلتر و شادابتر دارند و در برابر بحرانها مقاومتر هستند.
تأثیر انواع بحرانها بر جامعه ایران؛ بحران روانی، جسمی، مالی، محیطی و بحران پیری
در مورد بحرانها میزان دوری و نزدیکی آنها به ما از عوامل تأثیرگذاری مهم است. مثلا بحران ایران برای ما ایرانیها نسبت به بحران یک کشور دیگر تأثیرگذارتر است.
عامل دیگر، طول زمان و ادامهدار شدن آنهاست. یکی از دلایلی که ما تصور میکردیم جنگ راه حلی است که بعد از آن شرایط سیاسی و اجتماعی ایران تغییر خواهد کرد، اینست که خستهایم. این دوران طاقتفرسا ۴۷ سال به درازا کشیده و ما ایرانیان صبر خود را ازدست دادهایم.
هرچه در زندگی سختی بیشتری کشیده باشیم، مقاومت و مهارت ما در عبور از تگنا بیشتر میشود. درست مانند ارتباط سیستم ایمنی با واکسنها، که با استفاده از ویروسهای ضعیف شده، ساختار ایمنی و سیستم دفاعی بدن را تقویت میکنیم. یعنی چون بدن قبلا شرایط بیماری خفیف را تجربه کرده است، نسبت به آنها مقاومتر میشود.
کیمیا داری که تبدیلش کنی
گرچه جوی خون بود، نیلش کنی
دکتر فرنودی در ادامه میگوید: به نظر من مولانا یکی از کاملترین مکتبهای فکری انسانی را نگاشته است. سالها پیش من مجموعه مقالاتی نوشتم به نام «پلی بر روانکاوی غرب و روانشناسی شرق». در آن مقالات به صورت جامع به گفتهها و فلسفه تفکر مولانا پرداختم. اما درباره بحث امروز که تابآوری است مولانا می گوید: شناوری در لحظه و کنار آمدن با هرآنچه هست یک فضیلت اخلاقی است. یعنی اینکه بپذیریم مهمان جهان و روزگار هستیم. مولانا معتقد است صلح درون ما به یک عامل بستگی دارد، نخواستن چیزی بجز آنچه در بشقاب فعلی ما است. آنچه مس وجود ما را طلا میکند و به ما امکان انجام ناممکنها را میدهد، عشق است.
در پایان این سخنرانی، دکتر فرنودی فرصتی را به پرسش و پاسخ با مهمانان این جلسه اختصاص داد. در میان صحبتها او به یکی از نکات مهم در الگوی رفتاری سیستمهای سیاسی خودکامه و تاثیر این الگو بر جامعه اشاره کرد: یکی از دلایلی که حاکمان مستبد سعی میکنند طبقه متوسط را در جامعه از بین ببرند این است که طبقات بالاتر و پایینتر جامعه یعنی فقیر و غنی، رفتاری مشابه دارند. هر دو خودخواه، دیگرگریز، ترسیده و مشوش هستند، هرکدام به دلایل متفاوت. در این میان، طبقه متوسط، ناقل اخلاق در جامعه و تقویتکننده اصول مدنی و بنیادهای دموکراتیک است. طبقه متوسط درواقع مدنیت را در جامعه به وجود میآورد.
در ادامه پاسخ به پرسشها، دکتر فرنودی درباره تمرین برای مهار آشفتگیهای ذهنی و ذخیره انرژی روانی صحبت کرد: ما چنان با لایه های بیرونی زندگی درگیر هستیم که معمولا خودمان را فراموش میکنیم و چنین انسانی معمولا سردرگم است. تمرینهای مراقبه به ما کمک میکند تا برای ارزیابی رفتار خود در مسیر زندگی فرصت بیشتری داشته باشیم.
او با مثالی از «منطق الطیر» عطار توضیح داد: عطار در قصه داستان مرغان میگوید که هزاران مرغ با هدایت هدهد به سمت قله قاف راه میافتند و در راه، بسیاری از پرندگان به دلایل مختلف جا میمانند یا از ادامه راه منصرف میشوند. اما هنگامی که پرده اسرار کنار رفت، آنها تصویر خودشان را که سی مرغ بودند، بجای سیمرغ در آینه میبینند. این هیچ شدن عرفانی در ادبیات ما آمده است. بدنها جدا هستند اما جان یکی است.
دکتر فرنودی سخنرانی خود را با این جمله از ویکتور فرانکل به نقل از فریدریش نیچه به پایان رساند: آنهایی که چرایی زندگی را بیابند با هر چگونهای کنار خواهند آمد.

