مهلت ۶۰ روزه ایالات متحده به جمهوری اسلامی برای رسیدن به یک «توافق نهایی» به پایان رسیده و دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا رسماً اعلام کرد مرحله جدیدی از «عملیات اقتصادی» شدید و بیسابقه را علیه رژیم ایران به اجرا گذاشته است.
مقامات تهران میگویند عملیات اقتصادی درواقع اعتراف به شکست آمریکا در رویارویی نظامی است، اما دونالد ترامپ و مقامهای آمریکایی براین باورند که با اجرای طرح جدید، جمهوری اسلامی با تسلیم میشود یا فرو میپاشد.
ترامپ ادعا کرده که کنترل کامل تنگه هرمز در دست آمریکاست. ارتش این کشور در یک عملیات مخفی یک راهرو دریایی برای تردد از تنگه هرمز ایجاد کرده تا روزانه میلیونها بشکه نفت را جابجا کند؛ اقدامی که یک موفقیت قابل توجه محسوب میشود. کشتیها هنگام عبور از این راهرو با توجه به فاصلهای که از خط ساحلی و آبهای ایران دارند، با تهدید کمتری روبرو هستند و همزمان پدافند و ناوهای آمریکایی آنها را اسکورت میکنند.
این عملیات که طی چند هفته گذشته در جریان بوده، یک موفقیت برای آمریکا محسوب میشود، زیرا بر اساس گزارش منابع بینالمللی در هر شبانهروز ۱۵ تا ۲۰ نفتکش از طریق مسیر جنوبی در امتداد سواحل عمان وارد تنگه و از آن خارج میشوند.
این وضعیت، در ثبات بهای نفت کمک بیشتری به آمریکا میکند، با این حال روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکند، که معادل حدود نیمی از حجم صادرات پیش از بسته شدن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی است.
تراشیدن صخرهها
منابع غیررسمی گزارش دادند که تیمهای مهندسی آمریکا با تجهیزات ویژه در حال «تراشیدن صخرهها» در مسیری هستند که در قلمرو عمان قرار دارد تا راهرو جدید برای ترانزیت نفتها وسیعتر شود. برخی تحلیلگران معتقدند این پروژه میتواند در عمل «کارت هرمز» را از دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رژیم ایران خارج کند.
یک منبع نظامی به کیهان لندن میگوید: «قبلاً سپاه و ارتش آسانتر کشتیها را در مسیر جنوبی تنگه در عمان هدف قرار میدانند، اما با انهدام رادارها و سایتهای موشکی و پهپادی در نوار ساحلی، توان عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای هدفگیری کشتیها به شدت کاهش پیدا کرده است، ضمن اینکه با حضور نظامی گشتیهای آمریکایی در آن نواحی و رصد ۲۴ ساعته، مینپاشی هم برای جمهوری اسلامی دشوار شده است.»
مقامات آمریکایی میگویند چون نیروهای جمهوری اسلامی تا حد زیادی «نابینا» شدهاند، پهپادها و موشکهای کروز را به صورت کلی به سمت مناطقی که احتمال میدهند کشتیها در آنجا در حال عبور باشند، شلیک میکنند.
اینهمه در حالیست که به نظر میرسد تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی آخرین اهرم چانهزنی به شمار میرفت.
اوضاع وخیم تنگه هرمز کشتیهای مرتبط با چین را نیز سرگردان کرده است. محاصره دریایی بنادر ایران به زیان چینیها شده زیرا دریافت نفت ارزان زیر قیمت بازار از ایران تقریبا مختل شده است.
عملیات مخفی دریایی تحت رهبری آمریکا یکی از دردناکترین پیامدهای جنگ را کاهش داده است: اختلال در عرضه نفت که باعث جهش قیمت نفت خام میشد. ناظران میگویند اگرچه میزان نفتی که از تنگه هرمز خارج میشود هنوز کمتر از سطح پیش از بسته شدن آن است، اما این روند جایگزین تأثیر محسوسی بر عرضه جهانی نفت داشته است.

«کارگروه ویژه» عملیات
پایگاه خبری آکسیوس گزارش داد، یک «کارگروه ویژه» عملیات مربوط به تنگه هرمز از مقرّ ارتش آمریکا در «فورت براگ» واقع در کارولینای شمالی هدایت میشود.
این کارگروه با شرکای منطقهای در کشورهای حوزه خلیج فارس هماهنگ است و هر روز فهرستی از کشتیهایی تهیه میکند که از خلیج فارس، از طریق تنگه هرمز، وارد دریای عرب میشوند. همچنین فهرستی از نفتکشهای خالی اجارهشده تهیه میشود که از دریای عرب، از طریق تنگه، وارد بنادر کشورهای خلیج فارس میشوند تا نفت بیشتری بارگیری کنند.
هر شب، کشتیها در یک بازه زمانی مشخص و در قالب یک صف بزرگ در مسیر خروج و در یک بازه زمانی جداگانه در قالب یک صف بزرگ در مسیر ورود حرکت میکنند.
کشتیها سپس بر اساس دستورالعملهای ارتش آمریکا از مسیر جنوبی تنگه عبور میکنند.
نیروی هوایی آمریکا نیز جنگندههایی را برای مقابله با موشکهای کروز و پهپادهای ایرانی در منطقه مستقر کرده است.
عملیات اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی
دونالد ترامپ ۲۸ امرداد ۱۴۰۵ در پیامی دوباره مقامات جمهوری اسلامی را «دیوانه» خواند و گفت که «به آخر خط رسیدهاند.» او عملیات اقتصادی علیه حکومت ایران را با عملیات «نرماندی» معروف به «D-Day» مقایسه کرد که طی آن در روز ششم ژوئن ۱۹۴۴ (۱۶ خرداد ۱۳۲۳) نیروهای متفقین در جنگ جهانی در سواحل شمال فرانسه پیاده شدند و ارتش آلمان را شکست دادند و حدود یک سال بعد رژیم هیتلری سقوط کرد.
با ادامه محاصره دریایی بنادر ایران، کمبود بنزین و گازوئیل و کمبود کالاهای اساسی در کشور به یک وضعیت در حال انفجار تبدیل شده است. قیمتها به شدت بالا رفته و درآمدها کاهش قابل توجهی یافته است. حکومت میگوید هدف از این فشارها به زانو در آوردن نظام است و دشمن قصد دارد مردم را به خیابان بکشاند.
از مواضع و اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی پیداست دو نگرانی عمده آنها را درگیر کرده است: ۱) عملیات زمینی آمریکا همزمان با محاصره اقتصادی و ۲)خیزش مجدد مردم؛ از این رو با تمام قوا برای مقابله با این دو تهدید در دست به کار شدند.
گزارشهای میدانی حاکی از آن است حکومت برای جبران کمبود نیرو ناشی از تلفات جنگ و ریزشهای اقدام به مسلح کردن نیروهای داوطلب موسوم به «مردم پایه» کرده است. داوطلبانی که آموزش کافی ندارند اما سلاحهایی نظیر کلاشنیکف و دوشپرتاب و تیربار به دست آنها دادهاند در بیابانها سنگرگیری کنند.
در داخل شهرها نیز برای تقویت ماشین سرکوب تا جایی کمبود نیرو زیاد شده که منابع مطلع میگویند ماموران و سربازان پلیس راهور (راهنمایی رانندگی) را هم مسلح کردند تا ایستهای بازرسی شبانه کنار بسیج و نیروی انتظامی مستقر باشد.
اینکه خشم مردم ناشی از نارضایتی عمومی و حس انتقام چه زمانی لبریز شود مشخص نیست، اما کارشناسان معتقدند پاییز و زمستان سختی در انتظار حکومت خواهد بود. دوران دشواری که همزمان امید را نیز در دل مردم شعلهور نگه میدارد.


