امیر طاهری – توفیق ممتاز، از چهرههای برجسته و شناخته شده حیات فکری و رسانهای ایرانیان در تبعید، در سن ۸۴ سالگی در لندن چشم از جهان فروبست.

توفیق، چنانکه دوستان و دوستداران بسیارش او را میخواندند، میهندوستی راستین بود که سالیان دراز دل در گرو ایران داشت و در راه ترسیم آیندهای بهتر برای میهن خود میکوشید.
او فراتر از مرزبندیهای ایدئولوژیک و صفبندیهای سیاسی میاندیشید و همواره آماده بود از هر فرد، جریان یا گروهی که برای آزادی، کرامت انسانی و میهندوستی مبارزه میکرد، حمایت کند. ارزشهایی که از نگاه او میبایست از اصول بنیادین ایرانِ پس از جمهوری اسلامی و در فردای گذار از نظام برآمده از انقلاب ۱۳۵۷ باشد.
موضع فراجناحی و فارغ از وابستگیهای حزبی توفیق ممتاز به او امکان میداد بسیاری از ایرانیان تبعیدی را که همچنان در بند اختلافات، کدورتها و رنجشهای برجای مانده از گذشته بودند، گرد هم آورد و زمینه گفتگو و همکاری میان آنان را فراهم سازد.
هنگامی که زندهیاد دکتر مصطفی مصباح زاده با یاری شماری از «کیهانی»های دوران پیش از انقلاب، انتشار «کیهان لندن» را آغاز کرد، توفیق ممتاز از نخستین کسانی بود که با آنکه پیشینهای در مؤسسه کیهان نداشت، بیدرنگ برای همکاری و یاری رساندن به این کوشش تازه پیشگام شد
در آن روزگار، «کیهان لندن» مؤسسهای کوچک، نوپا و با امکاناتی بسیار محدود بود و توان پرداخت حقوق و دستمزدهای رایج را نداشت. توفیق از همان آغاز تأکید کرده بود که به خوبی از این محدودیتها آگاه است و آماده همکاری و یاری رساندن است، بیآنکه چشمداشت مالی داشته باشد، جز آنکه هزینه رفت و آمدش از حومهای دوردست در لندن تا «گریز این رود» در مرکز شهر تأمین شود.
دفتر تازه «کیهان» در آن زمان در همان خیابان، در خانهای کوچک و ساده دوطبقه، از خانههای معمولی موسوم به «دو اتاق بالا و دو اتاق پایین» اجاره شده بود. مکانی محقر که در سالهای نخست، تحریریه و فعالیتهای «کیهان لندن» را در خود جای میداد.
دستمزدی که به او پرداخت میشد، به زحمت هزینه رفت و آمدش را تأمین میکرد و چیزی هم برای یک ساندویچ ساده پنیر “چدار” و خیارشور و یک لیوان یکبار مصرف قهوه در وقت ناهار باقی میگذاشت.
با اینهمه دیری نپایید که توفیق ممتاز به یکی از اعضای جداییناپذیر جمع سه نفرهای بدل شد که ستون فنی هفتهنامه نوپای «کیهان لندن» را بر دوش داشت. زندهیاد کاظم گیلانپور، روزنامهنگار برجسته، مدیریت تحریریه را بر عهده داشت و شمسی رحیمی، که در حروفچینی به راستی دستی جادویی داشت، مسئول آماده ساختن و حروفچینی مطالب بود.
توفیق نیز صفحهآرایی، انتخاب و ویرایش عکسها و آمادهسازی نهایی صفحات روزنامه را برای ارسال به چاپخانه در ناتینگهام بر عهده داشت.
اگر کسی توفیق ممتاز را «مدیر فنی» میخواند، از فرط فروتنی سرخ میشد و از چنین عنوانی پرهیز داشت. اما واقعیت این بود که نقشی که در «کیهان لندن» ایفا میکرد، چیزی جز همین نبود.
پیش از تبعید، توفیق ممتاز از پیشگامان صنعت نوین تبلیغات در تهران بود و در این عرصه، بسیاری از شیوهها و مفاهیم تازه را در چارچوب دنیای چندرسانهای نوظهور آن روزگار به ایران معرفی کرده بود.
در تبعید نیز توفیق فعالیت حرفهای خود را، هرچند در ابعادی محدودتر، ادامه داد و همزمان، در کنار کسب و کار خویش، همکاری و یاری صمیمانهاش با «کیهان لندن» را نیز پی گرفت.
در آن سالها که هنوز بخشهایی از جامعه روشنفکری در تبعید زیر تأثیر شور و گرایشهای انقلابی چپ قرار داشتند، شماری از روشنفکران چپگرا آگاهانه از «کیهان لندن» فاصله میگرفتند. مواضع سنتی و میهندوستانه این نشریه از نگاه آنان، چیزی جز حسرت و دلبستگی به نظامی نبود که با انقلاب ۵۷ سقوط کرده بود.
در چنین فضایی، توفیق ممتاز نقشی بسیار مهم، هرچند بی سرو صدا و دور از هیاهو، ایفا کرد. او کوشید آنان را متقاعد سازد که «کیهان لندن» نه در پی بازسازی مرزبندیها و دشمنیهای گذشته، بلکه خواهان آن استــ و این ظرفیت را نیز داردــ که به تریبونی برای همه ایرانیان تبدیل شود. فضایی گشوده برای کسانی که فارغ از پیشینه و گرایش سیاسی خود، میخواهند در یک گفتگوی بزرگ ملی درباره سرنوشت و آینده ایران مشارکت داشته باشند.
نخستین چهره محبوب و نامدار در میان روشنفکران چپ که به تلاشهای توفیق ممتاز برای معرفی «کیهان لندن» به عنوان فضایی باز و فراگیر پاسخ مثبت داد، اسماعیل خویی، یکی از محبوبترین شاعران معاصر ایران بود. او تازهترین سرودههای خود را برای انتشار در هفته نامه نوپای «کیهان لندن» در اختیار آن گذاشت.
با شکسته شدن این یخ، راه برای دیگران نیز گشوده شد و به تدریج چهرههایی از طیفها و افقهای سیاسی گوناگون برای همکاری پیشقدم شدند. برخی با پیوستن به جمع همکاران «کیهان لندن» و برخی دیگر با ارسال نوشتهها و آثار خود برای انتشار در آن.
شماری نیز، از جمله منوچهر محجوبی، طنزپرداز نامآشنا که پیش از انقلاب در «کیهان» ایران فعالیت کرده بود، پذیرفتند با «کیهان» در تبعید همکاری کنند، اما تنها به این شرط که نوشتههایشان بدون ذکر نام منتشر شود.
در فاصله کمتر از یک سال، «کیهان لندن» توانست دسته گلی رنگارنگ از نویسندگان، شاعران و اهل قلم را در کنار یکدیگر گرد آورد. از جمله لُعبت والا، ویکتوریا بهرامی، پیروز مجتهد زاده، محمود عبدالله زاده، احمد شکرنیا، عباس شمس، احمد احرار، هوشنگ وزیری، علیرضا نوریزاده و محمد پورداد.
و البته، شماری از «کیهانی»های قدیمی تهران نیز بار دیگر به این خانواده مطبوعاتی پیوستند. از جمله نصیر امینی، منصوره پیرنیا، محمدرضا حمیدی، صدرالدین الهی، جمشید بهادری و حمید حمیدی.
نقش و سهم توفیق ممتاز در «کیهان لندن» تنها به معرفی نشریه و گسترش ارتباطات آن با جامعه ایرانیان در تبعید محدود نمیشد. او طراح جدول کلمات متقاطع و مسابقات اطلاعات عمومی «کیهان» نیز بود و با جلب همکاری کاریکاتوریستها، بر تنوع و غنای مجموعه مطالبی میافزود که این هفتهنامه به خوانندگان خود عرضه میکرد.
شیوه نوآورانه توفیق در صفحهآرایی نیز از ویژگیهای برجسته کار او بود. شیوهای مبتنی بر این باور ساده اما راهگشا که «صفحه باید نفس بکشد». او با پرهیز از انباشتگی متن و تصویر و با بهرهگیری سنجیده از فضای سفید، به صفحات روزنامه نظم، وضوح و جلوهای تازه میبخشید. این سبک صفحهآرایی بعدها دست کم از سوی دو روزنامه بریتانیایی، «ناتینگهام پست» و «گاردین» نیز مورد استفاده قرار گرفت.
انتخاب سنجیده نوع حروف، شیوه ویرایش و گزینش عکسها از سوی توفیق ممتاز نیز، که بر اصل مورد علاقهاش یعنی «برجسته کردن آنچه اساسی است» استوار بود، سهمی مهم در شکلگیری هویت بصری و زیباییشناختی «کیهان لندن» داشت.
توفیق مردی نیکخواه، خوشمشرب و سرشار از شور زندگی بود. ویژگیهایی که به او امکان میداد هر جا حضور پیدا میکرد، گرمی و شادی را نیز با خود به همراه ببرد و به دیگران منتقل کند. این خصلت در جامعهای تبعیدی که اندوه دوری از میهن، خاطره گذشته و حسرت وطن بر آن سنگینی میکرد، امتیازی کمیاب و ارزشمند بود.
او در میان ایرانیان مهاجر تنها یک همکار حرفهای و اهل رسانه نبود، حضورش میتوانست از سنگینی فضای تبعید بکاهد و با خوشرویی، نیک خواهی و روحیه امیدوار خود، پیرامونش را روشنتر و تحمل غربت را برای دیگران اندکی آسانتر کند.
حتی هنگامی که سرطان، با یورشی برق آسا، بر جان توفیق ممتاز افتاد و در مدتی کوتاه او را از میان ما ربود، آرامش، متانت و وقار همیشگیاش را از دست نداد.
تنها چند روز پیش از آنکه دروگر او را با خود ببرد، در گفتگویی تلفنی باز هم از دیداری دوستانه با چای و همدلی سخن گفت. دیداری که اگر مجال برگزاری مییافت، بیتردید یاد و خاطره «کیهان لندن» نیز در آن زنده میشد. نشریهای که طی چندین دهه، استوار و استوارتر شد و جایگاه خود را در میان رسانههای ایرانی خارج کشور تثبیت کرد.
پس چه طبیعی است که امروز «کیهان لندن» نیز به یاد توفیق ممتاز باشد. مردی که در سالهای دشوار آغازین، بیادعا و بیهیاهو بخشی از توان، تجربه و خلاقیت خود را در خدمت آن گذاشت و سهمی ماندگار در شکلگیری و استواری آن داشت.
اکنون «کیهان لندن» با احترام و اندوه، یاد یکی از یاران صمیمی و وفادار سالهای نخست خود را گرامی میدارد. یادی که همچون نام و نقش او در تاریخ این نشریه، ماندگار خواهد ماند.

