همزمان با هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک که از ۲۲ تا ۲۸ سپتامبر برگزار میشود، محاصره دریایی و هوایی جمهوری اسلامی تشدید شد. حلقه محاصره علیه حکومت ایران چنان تنگ شده که مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل عنوان کرد: «ایران حتی در آبهای خودش اجازه کشتیرانی آزاد ندارد.»

پس از آنکه وزارت خزانهداری آمریکا با کارزار «طرد اقتصادی» موسوم به «D-Day اقتصادی» فهرستی از تحریمهای جدید علیه جمهوری اسلامی را اعلام کرد، پرواز هواپیماهای تجاری و مسافربری ایران به ترکیه، عراق، عمان، قطر و ارمنستان متوقف شد. به تمام فرودگاهها و شرکتهای هواپیمایی منطقه ابلاغ شده که در صورت ارائه سوخت و خدمات فرودگاهی و فنی به هواپیماهای ایرانی، توسط آمریکا مجازات شده و تحت تحریمهای ثانویه قرار خواهند گرفت.
بعضی شرکتهای هواپیمایی از جمله «ترکیش ایرلاینز» دفاتر خود را در ایران تعطیل کردند و پرواز هواپیماهای اماراتی نیز به ایران متوقف شد.
تحریم صنعت هوانوردی ایران تا جایی گسترده شده که برخی کشورها حتی اجازه عبور هواپیماهای ایرانی به حریم هوایی خود را نمیدهند.
روز پنجشنبه دوم مهرماه ۱۴۰۵ پرواز شرکت هواپیمایی «وارش» که از تهران به مقصد دوشنبه پایتخت تاجیکستان حرکت کرده بود در آسمان لغو شد و به تهران بازگشت. علت لغو این پرواز صادرنشدن مجوز از آسمان ترکمنستان اعلام شد. حتی جمهوری آذربایجان هم اجازه نداد آسمان این کشور به عنوان مسیر جایگزین استفاده شود و خلبان هواپیما مجبور شد به ایران بازگردد.
تعطیلی بانکهای ایرانی
طی کمتر از ۱۰ روز شعبه «بانک تجارت» در استانبول، شعبه «بانک ملی» در دوبی و شعب پنج بانک دیگر جمهوری اسلامی در بریتانیا تعطیل شدند؛ هرچند عبدالناصر همتی رئیس بانک مرکزی مدعی شد: «خودمان میخواستیم فعالیت بانکها را برای کاهش هزینهها محدود کنیم!»
اینهمه در حالیست که بدون اعلام قبلی، استیو ویتکاف نماینده ترامپ و عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی در نیویورک دیدار کردند. جزئیات زیادی از این ملاقات منتشر نشده اما منابع عربی گزارش دادند که «مقامات آمریکایی شروط جمهوری اسلامی را برای توافق نپذیرفتند». با اینهمه دونالد ترامپ مدعی شد که این گفتگو «سازنده» بود.
وزیر خزانهداری آمریکا با آغاز عملیات اقتصادی علیه جمهوری اسلامی گفته بود، آنقدر فشار تحریمها زیاد خواهد بود که به فروپاشی رژیم منجر میشود. ولی همزمان دونالد ترامپ و وزیر خارجه دولت او مارکو روبیو مدام گزینه توافق را نیز مطرح میکنند. توافقی که شروط آن از دید مقامات جمهوری اسلامی چیزی جز «تسلیم» نیست.
همگرایی بینالمللی علیه رژیم ایران
رولند مککی کارشناس امور ایران شاغل در سفارت آمریکا در بریتانیا به کیهان لندن میگوید: «آمریکا حتی با دشمنان خود مذاکره میکند اما هدف اصلی تحریمهای آمریکا قطع تمام شریانهای مالی است که رژیم ایران را سرپا نگه میدارد. واشنگتن اجازه نخواهد داد که جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست پیدا کند.»
او میگوید: «هیچ تردیدی وجود ندارد که با رهبری آمریکا یک همگرایی بینالمللی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته وپرزیدنت ترامپ در حال اتخاذ یک تصمیم بزرگ در مورد ایران است.»
در این میان، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز در مورد «تصمیم بزرگ» درباره ایران صحبت کرده است.
همزمان بر اثر فشارهای اقتصادی و سیاسی، یک روز پس از سخنرانی مسعود پزشکیان در سازمان ملل، قیمت دلار به ۲۳۷ هزار تومان رسید. روندی که پیامدهای وخیم آن بطور مستقیم و روزانه روی زندگی مردم اثمیگذارد و جیب و سفره آنها را خالیتر میکند.
در چنین شرایطی کار برای بقایای مقامات جمهوری اسلامی نیز بسیار دشوارتر شده چرا که عملاً هیچ راهی برای خروج از این بحران پیش روی آنها نیست. یحیی رحیمصفوی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، میگوید: «به دلیل اینکه اطلاعات راهبردی نداریم، نمیتوانیم متوجه شویم که در مغز ترامپ و نتانیاهو چه میگذرد!» با وجود این، به نظر میرسد یک توهم مزمن ذهن بالاترین ردههای فرماندهی نظام را اشغال کرده است. توهمی که بیش از هر چیز ناشی از خوشبینی و اعتماد به نفس کاذب آنان به «بقای حکومت» پس از جنگ است.
در همین ارتباط، حبیبالله سیاری معاون هماهنگ کننده ارتش مدعی شده: «آمریکا نتوانست به هیچیک از اهداف خود در جنگ با ایران برسد» و «دشمن مجبور است با ناکامی و آبروریزی منطقه را ترک کند!»
این بلوفها و رجزخوانیها در حالیست که ایران از زمین، دریا و آسمان محاصره شده است. آنچه برای جمهوی اسلامی باقی مانده، فقط ماشین سرکوب است که اولویت آن جلوگیری از سقوط نظام به دست مردم معترض است. سیاهیلشکری از حامیان حکومت موسوم به «جانفدا» نیز در کنار نیروهای امنیتی شبانهروز در خیاباناند تا اگر مردم اعتراض کردند مثل همیشه به مقابله و کشتار بپردازند.
حکومت نظامیِ لایههای امنیتی
درواقع آنچه امروز حکومت به عنوان الگوی امنیتی برای «بقا» در شهرهای ایران پیاده میکند، شیوهای حکومت نظامی است که در آن لایههای امنیتی برای مقابله با تظاهرات مردمِ معترض و به شدت ناراضی سازماندهی شدهاند.
اولین لایه، پیادهنظام و همان سیاهیلشکری است که شبها در خیابان در ازای غذا، شیرینی و شربت، کمکهزینه معیشتی و سفرهای زیارتی و صیغه موقت و ازدواج آسان به خیابان میآیند و همزمان با تبلیغات و نمایش ایدئولوژیک، به ارعاب شهروندان نیز میپردازند.
لایه دیگر، برخی از همین افراد هستند که نظام آنها را مسلح نیز کرده و در نواحی حساس کشور از جمله مناطق جنوبی و مرکزی آمادهاند تا اگر حمله نظامی شد از «انقلاب» و «نظام» دفاع کنند. این گروه برای مقابله با اعتراضات مردم نیز آماده شدهاند.
شمار زیادی از هر دو گروه در شبکههای اجتماعی اقدام به تولید محتوا میکنند و اغلب یک نسخه مشترک دارند: ایجاد تفرقه و حمله به شاهزاده رضا پهلوی و طرفداران سامانه پادشاهی!
اینهمه در حالیست که همزمان با برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، شاهزاده رضا پهلوی در همایش سالانه «کنکوردیا» که در همین شهر برگزار شد شرکت کرد. او در این نشست بار دیگر بر ضرورت حمایت جامعه جهانی از مبارزات مردم ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی تأکید کرد و گفت: «به باور من، دموکراسیهای غربی وظیفهی اخلاقی دارند بجای آنکه تصور کنند نمایندگان این رژیم از راه مذاکره راه حلی ارائه خواهند کرد، در کنار ملت ایران بایستند.»
از مهمترین بخشهای سخنرانی رهبر انقلاب شیروخورشید اشاره به رهبران دولتهای منطقه بود که بسیاری از آنها در چهار دهه گذشته اصلیترین حامیان جمهوری اسلامی بودند اما در طول جنگ بیشترین صدمات را از موشکها و پهپادهای سپاه پاسداران دریافت کردهاند. وی خطاب به آنها گفت، با سرنگونی جمهوری اسلامی «در مقایسه با رژیمی که از همان آغاز با همسایگانمان دشمنی داشته، روابط میتواند به کلی دگرگون شود. میتوانیم برای منطقه و منافع مشترکمان همکاری کنیم و ترتیبات امنیتی و نظامی مشترکی شکل دهیم تا بجای ساخت موشک و سلاح هستهای، بودجه بیشتری به بیمارستانها، بهداشت و درمان و مسائل محیط زیست اختصاص دهیم. این مسیری است که باید در پیش بگیریم.»
درواقع ادامه این مسیر بخشی از الگویی است که بارها از سوی مخالفان دموکراسیخواه نظام که با جریانات موسوم به اصلاحطلب و تحولخواه مرزبندی اساسی داشتهاند بیان شده است: «ائتلاف فراگیر برای عبور از جمهوری اسلامی در تمام اشکال». شاید برای همین است که وقتی با شهروندان عادی ایران صحبت میشود حتی زیر سختترین فشارها میگویند: از همیشه امیدوارتریم چون احساس میکنیم که ملاها رفتنیاند! و چنین شرایط و فضای امیدواری حاصل مقاومت خود مردم در برابر جمهوری اسلامی است.

