دو دیدگاه متضاد «مذاکره و سازش با آمریکا» و «مقاومت حداکثری و جنگ» سالهاست سبب بروز اختلاف میان جریانات حکومتی شده اما اکنون تنش میان جریانات موافق و مخالف هر دیدگاه به اوج رسیده و سبب شکست پروژه «انسجام» شده است که رئوس حکومت تلاش کرده بودند با نمایشی از «وحدت» در ماههای گذشته پیش ببرند.

در حالی که جمهوری اسلامی زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار دارد و در شکنندهترین موقعیت تاریخی خود گرفتار شده، اختلافات و شکافهای درون بقایای حکومت نیز بیش از پیش عیان شده است. در روزهای گذشته صدور و اجرای احکام زندان علیه چند چهره حکومتی از جمله عباس عبدی، صادق زیباکلام، حشمتالله فلاحتپیشه- سه فعال اصلاحطلب- و حمید رسایی- نماینده «بالِ» تندرو و اصولگرای نظام در مجلس شورای اسلامی- و توقیف روزنامه «بالِ» اصلاحطلبِ «اعتماد» نشان از تشدید تنشها در ساختار بحرانزدهی جمهوری اسلامی دارد.
انگشت اتهام جناحین حکومتی نیز به سوی یکدیگر دراز است. برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی معتقدند دولت طی کودتایی پس از جنگ، با تعطیل کردن جلسات صحن علنی، در عمل مجلس را از معادلات ساختار قدرت و حکومتداری حذف کرده است. همزمان شماری از نمایندگان مجلس وزرای کابینه پزشکیان را زیر تیغ استیضاح قرار دادهاند و در مقابل طرفداران دولت نیز نمایندگان منتقد را «گندههای توخالی» میخوانند.
شکافهای درون حکومت بر تجمعات شبانه حکومتیها در میادین شهرهای مختلف نیز اثرگذاشته و دستهدسته شدن حامیان جناحین و حتی شعاردادن علیه یکدیگر بجای شعار علیه «دشمن»ی که با حکومت در جنگ نظامی است، در کنار تشدید مشکلات اقتصادی و معیشتی سبب شده پروژه نمایش تجمعات خیابانی با ریزش شدید جمعیت همراه شود.
کشور در جنگ نظامی و اقتصادی توأمان قرار دارد، متحدان یکی پس از دیگری پشت رژیم تهران را خالی میکنند، منابع خزانه ته کشیده و شریانهای درآمدزایی مسدود شده، و مهمترین چالش حکومت یعنی نارضایتی مردمی بطور فزاینده در حال گسترش است؛ در چنین شرایطی اتاق فکرهای جنگ روانیِ نظام ماهها کوشیده بودند دستکم بدنه معیوب حکومت را همگرا و متحد نشان دهند.
در حالی که هر گزندی به جمهوری اسلامی منافع همه جریانات حکومتی را به خطر میاندازد و سرنوشت ریز تا درشت آنان به حیات جمهوری اسلامی گره خورده اما تشدید دعواهای عیان جناحین نشان میدهد که تاکتیک «انسجام در برابر تهدید خارجی»، به شدت در برابر رقابت برای سهمخواهی و بقا رنگ باخته است.
بخشی از حکومت برای حفظ بقا- تحت هر سناریویی- دست و پا میزند و سر دیگری را زیر آب میکند تا شاید خود را نجات دهد. در آنسو اما محدودیتِ سرازیر شدنِ پولهای بادآورده به جیب گشاد حکومتیها و وابستگانشان به علت مسدود شدن شریانهای مالی رژیم، جنگ میان جریاناتی را که سردستههای ابَرمافیاهای اقتصادی هستند نیز تشدید کرده است؛ ریشه برخی اختلافات و تنشها به سهمخواهی از منابع ناچیز باقیماندهی کشور میرسد.
شواهد نشان میدهد که محاصره اقتصادی اگرچه یک گزینه کمهزینه برای ترامپ، اما گزینهای به شدت پرهزینه برای جمهوری اسلامی است و سبب شده اختلاف و رقابت در بدنه قدرت به جنگ تمامعیارِ رسانهای- قضایی تبدیل شود.
امروز در حالی «نفوذ» و «ستون پنجم دشمن» نُقل دهان چهرههای حکومتی علیه یکدیگر شده و هر یک به دنبال اثبات «نفوذیتر» بودن دیگریست، که اینهمه چیز جز نشانههای طبیعی از وضعیت حکومتی نیست که در لبه پرتگاه فروپاشی قرار دارد و همانطور که «خودی»هایشان همواره گفتهاند، با غرق شدن کشتی نظام همه جریانات و وابستگانش نیز با هم غرق خواهند شد.
روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|




