س. امامی – سکولاریسم چیست؟ مفهومی که از دل عصر روشنگری اروپا توسط جان لاک زاده شد و طی ۲-۳ قرن توسط اندیشمندان دیگری مانند ژان ژاک روسو و تامس جفرسون تکامل یافت و اکنون به یکی از ارکان اصلی حکومتهای دموکراتیک مدرن بدل شده است. هرچند اصطلاح سکولاریسم به معنای امروزی آن در سال ۱۸۵۱ توسط متفکر انگلیسی جورج هالی اوک معرفی و به کار گرفته شد.
اما سکولاریسم در عمل به چه معناست؟ «جدایی دین از حکومت» چه ابعادی دارد! در یک برداشت کلی سکولاریسم تضمین میکند که حکومت توسط نهاد دین کنترل نمیشود و دین نیز ابزاری در دست حکومت برای اعمال قدرت سیاسی یا مشروعیتبخشی به حکومت نخواهد بود. در عین حال حکومت نسبت به همهی ادیان بیطرف است و از حق آزادی دینداری شهروندان حفاظت میکند بهگونهای که هیچ فردی صرفا بخاطر باور دینی تحت تبعیض یا پیگرد قرار نمیگیرد.
اما لائیسیته نوع سختگیرانهتر سکولاریسم است که در فرانسه تکامل تاریخی یافت. بعد از انقلاب فرانسه و در پی تعامل خاص کلیسای کاتولیک و حکومت در قرون وسطا بحث جدایی دین از نهاد سیاسی بین متفکران فرانسوی به شکل جدیتری دنبال شد. در این سیر تاریخی ابتدا در دهه ۱۸۸۰ قوانین مربوط به آموزش عمومی سکولار جایگزین آموزشهای دینی در مدارس شد و نقش نهادهای دینی در آموزش عمومی را بشدت کاهش داد. سپس تصویب قانون جامع جدایی کلیسا و حکومت در ۱۹۰۵ چارچوب نهایی لائیسیته فرانسه را تثبیت کرد. بعدها در سال ۲۰۰۴ با اضافه شدن ممنوعیت استفاده از مظاهر و نشانههای مذهبی مانند حجاب، کلاه کیپا یا حتی صلیب توسط دانشآموزان و معلمین کاملتر گردید.
بنابراین لائیسیته فرانسوی نه تنها دست دین را از حکومت جدا کرد بلکه از عرصه آموزش عمومی نیز کنار گذاشت و بر بیطرفی دینی مدارس تأکید ورزید.
اکنون پرسش اصلی این است که کدام الگو میتواند برای ایران آینده مناسبتر باشد؟
مردم ایران در ۴۷ سال گذشته تجربهی هولناکی از حکومت دینی را پشت سر گذاشتهاند و اسلام سیاسی را تا مغز استخوان با هزینهی هنگفت درک کردهاند. از این منظر میتوان استدلال کرد که تجربه زیستی و تاریخی ایرانیان ممکن است حتی مدلی فراتر از لائیسیته را مطالبه کند. الگویی ایرانی که حتی روزنهای برای ورود دوباره ایدئولوژی دینی به قدرت سیاسی باقی نگذارد.
ضرورت یک مدل تکمیلیافته از لائیسیته در ایران ریشه در مبانی اصلی اسلام و تفاوت ذاتی آن با دیگر ادیان ابراهیمی دارد. اسلام در متن، دینی سیاسی است و متمرکز بر تشکیل حکومت اسلامی است، زیرا بسیاری از احکام شریعت تنها در ساختار یک حکومت اسلامی قابل اجرا هستند همانطور که پیغمبر اسلام خود اولین حکومت دینی را تشکیل داد.
تجربهی حکومت پهلوی خود یک مثال عینی از تقابل دین و حکومت در ایران معاصر است که ضرورت اجرای لائیسیته جامعتر را در ایران آینده برجسته میکند. در دوران محمدرضا شاه فقید حکومت تا حد بسیاری از شاخصههای سکولاریسم برخوردار بود، اما بدلیل باز بودن دست مذهب و نفوذ اسلام در نهادهای اجتماعی و آموزشی مانند حسینیهها، حوزههای علمیه و حتی مدارس (علوی، رفاه)، یک نیروی عظیم مذهبی در زیر پوست جامعه شکل گرفت که در نهایت در بزنگاه تاریخ، فاجعه ۵۷ را رقم زد و قدرت سیاسی را تصرف کرد. این تجربه نشان میدهد که صرفا سکولار بودن حکومت در ایران آینده کافی نخواهد بود و باید رابطه دین با دیگر حوزههای عمومی نیز باز تعریف شود.
لائیسیته جامعتر در نسخه ایرانی میتواند قابل قیاس با سرنوشت ایدئولوژی نازیسم در آلمان پس از جنگ جهانی دوم باشد. جامعه آلمان بعد از جنگ جهانی تصمیم گرفت که ایدئولوژی نازیسم را نه تنها از عرصه سیاسی و اجتماعی اخراج کند بلکه از حق آزادی بیان نیز محروم کند؛ بصورتیکه تبلیغ و پروپاگاندای نازی ممنوع و استفاده از سمبلهای آن جرمانگاری شد. با این استدلال که آزادی بیان برای ایدئولوژیای با چنین ظرفیت درونی کشتار و جنایت خطری برای بشریت محسوب میشود و امکان بازتولید فاجعه را دارد. این استدلال در مورد تمامی تفکرات و ایدئولوژیهایی که زمانی فاجعه انسانی آفریدهاند، صادق است.
گرچه طرح محدودیت آزادی بیان برای تبلیغات و پروپاگاندای مذهبی در جامعه چالشبرانگیز بنظر میرسد اما باید آگاه بود که تجربهی کشورهای اروپایی سکولار مانند فرانسه و آلمان نشان میدهد که با وجود قوانین لائیسیته سفت و سخت، مسلمانان همچنان توانستهاند با بهرهگیری از اصل آزادی بیان به تبلیغ و پروپاگاندای مذهبی در شبکه مساجد بپردازند و با نفوذ مذهبی و تشکلسازی در جوامع مسلمان کشورهای میزبان بسیاری از هستههای افراطگرایی را در این کشورها پرورش دهند.
ایران آینده با یک انتخاب اساسی روبروست. سکولاریسم در معنای عام ظاهرا مورد توافق همه گروهها و جریانهای سیاسی است، اما حدود و دامنه جدایی دین از حکومت و نهادهای اجتماعی همچنان محل بحث و گفتگو است. با توجه به مطالب فوق در مورد ماهیت اسلام سیاسی و تجربه ایرانیان در نیم قرن گذشته، الگوی مورد نظر برای ایران آینده میتواند چیزی فراتر یا کاملتر از لائیسیته فرانسوی باشد، مدلی که میتوان آن را «لائیسیته ایرانی» نامید.
قوانین در ایران آینده نه تنها باید دست دین را از حکومت کوتاه کند بلکه دین را از عرصههای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی نیز کنار بگذارد و در گامی فراتر بمانند نحوهی برخورد با نازیسم در آلمان بعد از جنگ، تبلیغات و پروپاگاندای ایدئولوژی اسلامی را از حیطه آزادی بیان خارج کند. البته این رویکرد به معنای دینستیزی یا سلب آزادی عقیده نیست و قانون حق آزادی دینداری و باور مذهبی را برای همه افراد به رسمیت میشناسد و محافظت میکند، تنها دینداری به حوزه شخصی و خصوصی شهروندان منتقل میشود.
از آنجا که جدایی دین از حکومت، اصلی مورد توافق تلقی میشود در این بخش بیشتر به ابعاد اجتماعی و آموزشی لائیسیته ایرانی در ارتباط با اسلام سیاسی میپردازیم.
با توجه به حضور چند صد ساله نهاد روحانیت شیعه در ایران و عمق و نفوذ این نهاد فاسد و آسیبزا در سایر عرصههای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی، اولین و ضروریترین قدم، حذف و برچیدن کامل نهاد روحانیت در ایران آینده است. لازم به تأکید است که این به معنای حذف فیزیکی یا توجیه خشونت نسبت به روحانیون نیست بلکه قطع یک رابطه انگلی طولانی بین جامعه به مثابه کالبد میزبان و نهاد روحانیت شیعه است.
روحانیون نیز در ایران آینده میتوانند مانند دیگر اقشار جامعه از مشاغل شرافتمندانه کسب درآمد کنند، مالیات بپردازند و از حق آزادی دینداری و عقیده بهرهمند باشند. البته باید ساز و کارهای قانونی فراهم شود که این افراد بتوانند در صورت علاقه و بصورت داوطلبانه بعد از اخذ مجوزهای رسمی در اجرای برخی مناسک مذهبی مانند ازدواج یا خاکسپاری اسلامی شرکت کنند.
در این پروسه مساجد تنها مکانی برای عبادت فردی خواهند بود و نه محلی برای تجمع، موعظه یا تبلیغات مذهبی و سایر مراکز و نهادهای مذهبی و تبلیغات دینی نیز از عرصه جامعه کنار گذاشته میشوند. چنین رویکردی در راستای اجرای الگوی لائیسیته ایرانی در حوزه فرهنگ محسوب میشود که با محدودیت آزادی بیان برای تبلیغات و پروپاگاندای اسلامی همراه خواهد بود.
اما مهمترین و حساسترین بخش لائیسیته ایرانی تضمین جدایی دین از سیستم آموزشی و پرورشی کشور است، بدین منظور میبایست تمام سیستمهای آموزشی موازی مانند حوزههای علمیه و مدارس مذهبی حذف شده و یک نظام آموزشی یکپارچه سکولار بر کل سیستم آموزش و پرورش کشور اعم از خصوصی و دولتی حاکم شود. در این نظام آموزشی اطمینان حاصل میشود که هیچ دانشآموزی در معرض آموزشهای دینی و مذهبی قرار نمیگیرد.
در این گفتار سعی شد به بحث نظری اشکال سکولاریسم پرداخته شود و اهمیت و ضرورت الگوی لائیسیته ایرانی را برای ایران آینده از زوایای مختلف واکاوی کند. لازم بذکر است که ابعاد قانونی این الگو نیازمند بحث گسترده حقوقی و اجتماعی است و نیازمند بررسی و تدوین دقیق قوانین خواهد بود. به باور نویسنده شرط پایداری و پیشرفت ایران آینده در گرو اجرای موفقیتآمیز الگوی ایرانی لائیسیته با خصوصیات اشاره شده است، که میتواند بطرز مؤثری از بازتولید اسلام سیاسی جلوگیری کند و در پرتو آموزش وپرورش سکولار، آینده ایران را برای همیشه از این خطر محفوظ بدارد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

