جنگ هیبریدی (ترکیبی) جمهوری اسلامی، از حملات دقیق به زیرساختهای غیرنظامی کشورهای حاشیهی خلیج فارس تا عملیات خرابکاری و ترور در خاک اروپا و بریتانیا، هشدار میدهد که تهدید جمهوری اسلامی دیگر محدود به منطقهی خاورمیانه نیست و به طور فزایندهای به غرب نزدیک شده است.
جنگ هیبریدی (ترکیبی) جمهوری اسلامی، از حملات دقیق به زیرساختهای غیرنظامی کشورهای حاشیهی خلیج فارس تا عملیات خرابکاری و ترور در خاک اروپا و بریتانیا، هشدار میدهد که تهدید جمهوری اسلامی دیگر محدود به منطقهی خاورمیانه نیست و به طور فزایندهای به غرب نزدیک شده است.

بر اساس گزارش روزنامه «تلگراف»، تحقیقات تازه نشان میدهد رژیم ایران و نیابتیهایش از آغاز جنگ اخیر در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، حداقل ۸۴ هدف زیرساختی در کشورهای خلیج فارس را ۱۳۵ بار مورد حملهی دقیق قرار دادهاند.
تهاجمهای صورت گرفته با موشک و پهپادهای جمهوری اسلامی، تجهیزات حیاتی در عربستان سعودی، امارات، عراق، قطر، کویت، عمان و بحرین را بطور سیستماتیک از کار انداختهاند. این حملات از جمله شامل حمله به سیستمهای انتقال نفت در فجیره امارات (حداقل ۱۹ بار)، تأسیسات گاز مایع طبیعی رأس لفان در قطر، فرودگاههای غیرنظامی (از جمله چهار حمله به فرودگاهی در ریاض در یک هفته)، ایستگاههای پمپاژ خط لولهی شرق- غرب عربستان است.
هدف این حملات، ایجاد اختلال در جریان انرژی به غرب، فشار مالی بر کشورهای خلیج فارس و تضعیف متحدان آمریکا بوده است. این حملات تجهیزات کلیدی را هدف قرار داده و اختلالهای زنجیرهای ایجاد کرده است.
در اروپا و بریتانیا، تهدیدهای جمهوری اسلامی اکنون «بسیار نزدیک» شده است. مدیرکل سازمان اطلاعات و امنیت داخلی بریتانیا (امآی ۵) سر کن مککالوم، در سخنرانی سالانهی خود در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ هشدار داد و گفت که در ۱۲ ماه گذشته عملیاتهای مرتبط با رژیم ایران منجر به بیش از«۵۰ بازداشت» در بریتانیا شده است.
مککالوم تأکید کرد، تغییر عمدهی امسال، جاهطلبیهای رژیم ایران برای هدف قرار دادن اهداف جدیتر مانند سایتهای نظامی» بوده و بسیاری از این تجاوزها متوجه جوامع یهودی بریتانیا شده است، از جمله موج آتشسوزی و خرابکاری در بهار امسال که به گروهی به نام «جنبش اسلامی اصحاب الیمین» نسبت داده شد که پشت آن اعضای نیروی قدس سپاه قرار دارند.
سازمان اطلاعات و امنیت داخلی بریتانیا: بیش از ۵۰ بازداشت در تحقیقات مرتبط با جمهوری اسلامی
هستهی اصلی این تهدیدها، تغییر تاکتیکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی قدس آن است که بجای اتکای صرف به عوامل مستقیم یا شبکههای کلاسیک نیابتی، از شبکههای جنایتکار سازمانیافته برای سازماندهی تیمهای ترور و عملیات خرابکاری در خاک کشورهای غربی استفاده میکند. این تهدیدات شامل تعداد فزایندهای از توطئههای خنثیشده علیه سایتهای نظامی و یهودی در بریتانیا است.
یکی دیگر از نمونههای شاخص، پروندهی «یوهانس ناتلند» نوجوان ۱۹ ساله نروژی است که در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ به ۲۰ سال حبس محکوم شد. او برای شبکهی فوکستروت (Foxtrot Network)، گروه جنایتکار سوئدی مورد حمایت رژیم ایران، به بریتانیا سفر کرده بود تا در ازای حدود ۲۱ هزار پوند، یک قتل مرتکب شود.
ناتلند در مارس ۲۰۲۵ در هتلی در هادرسفیلد با دو اسلحه و مهمات دستگیر شد. این شبکه که توسط راوا مجید معروف به «روباه کُرد» رهبری میشود و از جمهوری اسلامی دستور میگیرد و توسط بریتانیا و آمریکا تحریم شده، به استخدام نوجوانان از طریق رسانههای اجتماعی برای «خشونت به عنوان خدمت» شهرت دارد.
پلیس ضدترور بریتانیا تأکید کرد که این شبکه خشونت علیه اهداف یهودی و اسرائیلی در اروپا را به نمایندگی از رژیم ایران سازماندهی میکند، هرچند هدف دقیق این توطئه تا کنون شناسایی و یا اعلام نشده است.
همزمان دولت بریتانیا در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ سفیر رژیم ایران را احضار کرد و دو فرد را تحریم نمود: روحالله بازقندی رئیس عملیات ضدجاسوسی سپاه پاسداران، و شهرام علیرضا تمرزاده جکی تسهیلکنندهی شبکه جنایی زیندشتی که در چندین توطئه علیه مخالفان ایرانی دخیل بوده است.
این تحریمها شامل مسدود ساختن دارایی، ممنوعیت سفر و محرومیت از مدیریت شرکتها است. اندی برنهام نخست وزیر بریتانیا اعلام کرد که حادثه پایگاه سلطنتی «فیرفورد» (پایگاه هوایی که توسط آمریکا در جنگ علیه جمهوری اسلامی استفاده شد) «بسیار محتمل» در ایران هماهنگ شده و «تقریباً قطعاً» توسط سپاه هدایت شده است. در این حادثه اواخر سپتامبر، ونهایی نزدیک پایگاه متوقف شدند و سرنشینان آن بازداشت شدند.
این تهدیدها، ادامهی استراتژی دیرینهی جمهوری اسلامی در استفاده از شبکههای نیابتی و ترور است که از زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت. نیروی قدس سپاه، که مسئول عملیاتهای خارجی است، در اوایل دههی ۱۹۸۰ با ایجاد و سازماندهی حزبالله لبنان در سال ۱۹۸۲ آغاز به کار کرد.
حملات و بمبگذاری علیه سفارت آمریکا و پایگاههای نیروهای دریایی و فرانسوی در بیروت (۱۹۸۳) که صدها کشته برجای گذاشت، توسط جمهوری اسلامی و نیابتیهایش با هدف، صدور انقلاب و در جهت ستیز با آمریکا و اسرائیل انجام گرفت.
در دهه ۱۹۹۰، فعالیتهای تروریستی جمهوری اسلامی گسترش یافت. نیروی قدس سپاه پاسداران، از ائتلاف شمال در افغانستان از طالبان حمایت کرد و حملاتی مانند بمبگذاری در مرکز یهودیان آمیا در بوئنوس آیرس آرژانتین (۱۹۹۴) را با بیش از ۸۵ کشته انجام داد.
قاسم سلیمانی، فرماندهی بعدی نیروی قدس، حزبالله را به قدرتمندترین بازیگر غیردولتی منطقه با دهها هزار موشک و نفوذ سیاسی عمیق در لبنان تبدیل کرد. در دههی ۱۹۹۰، این شبکهها به ترور مخالفان، از داخل ایران تا اروپا، گسترش یافت؛ مانند قتلهای زنجیرهای و حملاتی چون ترور در رستوران میکونوس برلین (۱۹۹۲) که عوامل رژیم ایران و حزبالله در آن دست داشتند. وزارت اطلاعات و سپاه از پوشش دیپلماتیک برای این عملیات استفاده میکردند.
در دههی ۲۰۰۰، پس از حملهی آمریکا به عراق، نیروی قدس با حمایت از شبهنظامیان شیعه و تأمین بمبهای انفجاری صدها سرباز آمریکایی را کشت. در سوریه پس از سال ۲۰۱۱، سلیمانی با هماهنگی دهها هزار نیروی نیابتی از عراق، لبنان و افغانستان، رژیم اسد را نجات داد و «محور مقاومت» را تقویت کرد. در یمن نیز حمایت از تروریستهای حوثی به کنترل و ناامنی مسیرهای دریایی و حملات به کشتیها منجر شد.
پس از کشتهشدن قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰، اسماعیل قاآنی جانشین او شد و جنایات این شبکه با تاکتیکهای پراکندهتر و استفادهی بیشتر از سلولهای مخفی و جنایتکار ادامه یافت.
در سالهای اخیر، به ویژه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی در فوریه ۲۰۲۶، این شبکهها به سمت غرب گسترش یافتهاند. واحد ۷۰۰ نیروی قدس در قاچاق و تدارکات برای ورود عوامل و مواد مخدر به اروپا و بریتانیا نقش دارد.
جمهوری اسلامی از شبکهی زیندشتی برای سرکوب فراملی مخالفان و از باند جنایتکار «فوکستروت» برای حملات در اسکاندیناوی و بریتانیا استفاده میکند.
گزارشهای پارلمانی بریتانیا، رژیم ایران را تهدیدی در سطح روسیه و چین ارزیابی کردهاند که با دهها توطئهی کشتن یا ربودن در خاک این کشور از سال ۲۰۲۲ به بعد همراه بوده است. حملات سایبری، تأمین مالی از طریق نهادهای خیریه و تجاری، و استخدام مجرمان محلی، لایههای جدیدی به این ساختار تروریستی اضافه کردهاند.
رویدادهای همزمان نشان میدهد که جمهوری اسلامی یک تهدید بدون مرز است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میکوشد با فعال ساختن سلولهای خفته و بهرهبرداری از شبکههای جنایتکار، هزینههای بازدارندگی را بر متحدان آمریکا تحمیل کند.
بیش از ۵۰ بازداشت، تحریمها، احضار سفیر و هشدارهای مدیرکل سازمان اطلاعات و امنیت داخلی بریتانیا گواه این تحول است. تاریخچهی جنایات سپاه پاسداران از لبنان ۱۹۸۲ تا اروپا ۲۰۲۶ نشان میدهد که این شبکه نه صرفاً ابزار ایدئولوژیک، بلکه مکانیسم بقاء و انتقام رژیم ایران است که با تغییر روش، همچنان فعال، خطرناک و یک تهدید جدی است.
با این حال، موضع غربیها تا کنون شامل تحریمها، تعیین سپاه به عنوان تهدید تروریستی و همکاری بین یکدیگر در چارچوبهای امنیتی- اطلاعاتی بوده، اما کارشناسان هشدار میدهند که بدون اقدام عملی و هماهنگی بیشتر، خطر حملات موفق این تروریسم بدون مرز همچنان افزایش خواهد یافت.

