انتخابات اسرائیل؛ تداوم یا توقف پروژه‌ی سرنگونی؟

چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶


کوروش زمانی – انتخابات پارلمانی اسرائیل در تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵ (۲۷ اکتبر ۲۰۲۶) در یکی از حساس‌ترین شرایط تاریخی این کشور در حال برگزاری است. این نخستین انتخابات پس از حملات تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توسط اسلام‌گرایان مورد حمایت رژیم جمهوری اسلامی ایران است. شهروندان اسرائیلی در شرایطی به پای صندوق‌های رأی می‌روند که ارتش کماکان درگیر جنگ‌های چندجبهه‌ای در غزه، لبنان و تنش‌های نظامی مستقیم با رژیم جمهوری اسلامی ایران است. از سوی دیگر در عرصه‌ی داخلی، جامعه‌ی اسرائیل پیش از شروع جنگ بر سر طرح‌های اصلاحات قضایی به‌شدت دوقطبی شده بود. در حال حاضر، پاسخگویی درباره‌ی شکست‌های امنیتی ۷ اکتبر، محاکمه‌ی بنیامین نتانیاهو به اتهام فساد و نحوه‌ی مدیریت جنگ، به عوامل کلیدی در تصمیم‌گیری رأی‌دهندگان تبدیل شده‌اند و کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که فضای کلی جامعه و ترکیب آینده‌ی پارلمان (کِنِسِت) تمایل بیشتری به جناح راست نشان دهد.

رقابت اصلی در این انتخابات میان بلوک راست‌گرا به رهبری بنیامین نتانیاهو شامل «حزب لیکود و متحدان مذهبی و راست‌گرای» او و بلوک مخالفان میانه‌رو با حضور چهره‌هایی مانند «گادی آیزنکوت» است. با توجه به پیچیدگی ائتلاف‌های حزبی، هیچ‌کدام از کارشناسان نمی‌توانند نخست‌وزیر آینده را بصورت قطعی پیش‌بینی کنند؛ چرا که بیشتر نظرسنجی‌های روزهای منتهی به انتخابات نشان می‌دهند که احتمالا هیچ‌کدام از دو بلوک نمی‌توانند به‌تنهایی اکثریت قاطع ۶۱ کرسی از ۱۲۰ کرسی را به دست آورند؛ در حالی که برخی نظرسنجی‌ها از جمله شبکه‌ی ۱۴، ائتلاف فعلی نتانیاهو را قادر به تشکیل کابینه می‌دانند، نظرسنجی‌های دیگر مانند معاریو و شبکه‌ی ۱۳ نیز پیش‌بینی می‌کنند که ائتلاف او حد نصاب لازم را کسب نخواهد کرد.

در ساختار سیاسی اسرائیل، رهبرِ آن حزبی نخست‌وزیر می‌شود که بتواند یک ائتلاف ۶۱ نفره تشکیل دهد. بنابراین بر اساس این شرایط، سه سناریوی اصلی برای آینده‌ی سیاسی اسرائیل مطرح است: سناریوی اول «ابقای نتانیاهو» است که در صورت کسب کرسی‌های لازم توسط متحدان فعلی‌اش یا با ایجاد شکاف در احزاب میانه و تشکیل ائتلافی جدید محقق می‌شود. سناریوی دوم «نخست‌وزیری بلوک مخالفان» است؛ اگر احزاب اپوزیسیون بتوانند با کنار گذاشتن اختلافات ایدئولوژیک، ائتلافی یکپارچه تشکیل دهند، چهره‌هایی از میانه‌روها، سکان هدایت دولت را برای تغییر مسیر سیاسی کشور به دست می‌گیرند. سناریوی سوم و «محتمل‌ترین سناریو، بن‌بست سیاسی» است؛ به دلیل توازن قوا و شکاف‌های عمیق، پیش‌بینی می‌شود که انتخابات با عدم توافق برای تشکیل کابینه همراه شود که این حالت، اسرائیل را به سمت برگزاری مجدد انتخابات سوق خواهد داد. اما این کشمکش سیاسی و تلاش برای قدرت‌گیری جناح‌های اسرائیلی از چپ و راست و میانه‌رو، چه تأثیری در مواضع و راهبرد امنیتی و نظامی این کشور در برابر مشکل بزرگی چون رژیم ایران خواهد داشت؟

بررسی تأثیر این انتخابات بر راهبرد اسرائیل در قبال رژیم جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که این رویداد، بیش از آنکه باعث تغییر در استراتژی کلان اسرائیل شود، بر تاکتیک‌ها، زمان‌بندی و نحوه‌ی مدیریت تنش‌ها تأثیرگذار خواهد بود. در سطح کلان امنیتی، یک اجماع استراتژیک و ثبات در سیاست ضد رژیم ایران در سراسر بدنه‌ی نظامی و سیاسی اسرائیل وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که مقابله با رژیم جمهوری اسلامی ایران، جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هسته‌ای و قطع بازوهای نیابتی‌اش، در مرکز دکترین امنیتی این کشور تثبیت شده است. بنابراین، چه نتانیاهو در قدرت بماند و چه ائتلاف مخالفانش پیروز شوند، سیاست جنگی پایدار خواهد ماند و عملیات‌های تخریبی و حملات پیش‌دستانه علیه مواضع رژیم ایران بدون توقف ادامه خواهد یافت.

با وجود این اجماع، موضوع جنگ با هدف «سرنگونی مستقیم رژیم» (Regime Change)، به‌رغم لفاظی‌های تند و تمایل شخصی چهره‌هایی مانند نتانیاهو، از منظر استراتژیک و نظامی بسیار پیچیده ارزیابی می‌شود. کارشناسان نظامی بر این باورند که وادار کردن رژیم ایران به تغییرات بنیادین یا سرنگونی رژیم، نیازمند یک تهاجم همه‌جانبه‌ی نظامی است که صرفا با حملات هوایی نقطه‌ای یا فشارهای مقطعی از راه دور محقق نمی‌شود. از همین رو، هدف اصلی و عملیاتی اسرائیل با حکمرانی میانه‌روها، در کوتاه‌مدت، نه لزوما تغییر رژیم فوری از طریق جنگ مستقیم و گسترده‌ی زمینی، بلکه فلج کردن ماشین نظامی، نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی، و قطع شریان‌های ارتباطی شبکه‌های نیابتی رژیم در منطقه است؛ راهبردی که همواره اسرائیل آن را دنبال کرده است.

در این میان، تفاوت‌های معناداری در شیوه‌ی اجرای این راهبرد بین دو جناح اصلی وجود دارد. از نظر کارشناسان، رویکرد بلوک نتانیاهو نشان می‌دهد که او تمایل دارد از مسئله‌ی ایران بعنوان یک ابزار سیاسی برای تداوم حکمرانی استفاده کند. گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که نتانیاهو به ارتش و فرماندهانی نظیر «هرتزی هالوی و ژنرال ایال زامیر» فشار آورده تا دستورالعمل‌هایی برای حملات تهاجمی‌تر صادر کنند؛ اقدامی که منتقدان هشدار می‌دهند می‌تواند به یک اشتباه محاسباتی و درگیری فوری در شب انتخابات منجر شود. هرچند، یسرائیل کاتز در بیانیه‌ای که روز دوشنبه، چهارم آبان، منتشر کرد گفت: «به هیچ وجه قصدی از سوی اسرائیل برای آغاز حمله به رژیم ایران پیش از انتخابات وجود ندارد». وزیر دفاع اسرائیل در بیانیه‌اش، گزارش‌های منتشرشده و واکنش‌ها به آن را تلاشی «شرم‌آور و غیرمسئولانه» از سوی مخالفان سیاسی بنیامین نتانیاهو برای تخریب دولت در آستانه‌ی انتخابات خواند.

این در حالی است که نتانیاهو بعنوان یک چهره‌ی ملی‌گرا، همواره اعلام کرده و نشان داده است که موجودیت اسرائیل و قوم یهود برای او و تیمش خط قرمزی است که رژیم ایران بارها تلاش کرده تا از آن عبور کند. از طرفی به نظر می‌رسد که نتانیاهو نمی‌تواند با این موضوع کنار بیاید که شخص دیگری هدایت کشور را در دست بگیرد زیرا به میزان وطن‌پرستی و توانایی آنها در تأمین امنیت کشور در مقابل بزرگترین تهدید موجودیتی با نام «تروریسم حکومتی جمهوری اسلامی ایران» اطمینان ندارد. در نقطه‌ی مقابل، بلوک اپوزیسیون و چهره‌هایی مانند گادی آیزنکوت (فرمانده‌ی پیشین ستاد کل ارتش)، ضمن تأکید بر اینکه رژیم ایران همچنان اولویت اول امنیتی است، صراحتا اعلام کرده‌اند که اجازه نمی‌دهند ارتش به مهره‌ای در کمپین بقای سیاسی نتانیاهو تبدیل شود. از این جهت، پیش‌بینی می‌شود که در صورت پیروزی این بلوک، رویکرد اسرائیل در قبال رژیم ایران احتمالا از نظر نظامی محتاطانه‌تر و با هماهنگی بسیار نزدیک‌تر با واشنگتن دنبال خواهد شد.

از آنجایی که طراحی و اجرای هرگونه جنگ بزرگ منطقه‌ای توسط اسرائیل، بشدت به چراغ سبز و حمایت نظامی و لجستیکی ایالات متحده وابسته است و از طرفی، هم‌زمان با انتخابات اسرائیل، ایالات متحده‌ی آمریکا نیز درگیر رقابت‌های انتخاباتی میان‌دوره‌ای کنگره است؛ شواهد نشان می‌دهد که واشنگتن با وجود حمایت قاطع از تداوم فشار بر رژیم ایران، انجام عملیات‌های بسیار بزرگ و پیش‌بینی‌نشده را به تعویق انداخته است تا از تبعات اقتصاد جهانی نظیر شوک قیمت نفت و پیامدهای سیاسی آن در داخل آمریکا تا مشخص شدن نتایج انتخابات کنگره در ماه نوامبر جلوگیری کند.

در یک نگاه جامع، انتخابات اسرائیل تعیین نخواهد کرد که آیا تقابل نظامی با رژیم ایران ادامه می‌یابد یا خیر، بلکه مشخص‌کننده‌ی این است که رویارویی، با چه «شدت، لحن و ابزاری» پیش خواهد رفت. تداوم قدرت نتانیاهو می‌تواند به معنای اتخاذ تصمیمات یک‌جانبه‌تر، تهاجمی‌تر، پیچیده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر باشد، در حالی که پیروزی مخالفان، ماشین جنگی و فشار نظامی اسرائیل را در چارچوب یک اتحاد استراتژیک کنترل‌شده‌تر با آمریکا بشکل محتاطانه‌تری پیش خواهد برد. از این رو، شاید این اولین باری باشد که ایرانیان، اخبار و اطلاعات انتخابات پیش روی کشور اسرائیل را همانند دوره‌های قبلی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده‌ی آمریکا دنبال می‌کنند، شاید به این خاطر است که به اهمیت نقش سیاسی «بنیامین نتانیاهو» در قدرت، در راستای «مبارزه تا سرنگونی» دشمنی مشترک پی برده‌اند.

با پایان یافتن روز انتخابات و بسته شدن صندوق‌های رأی، شمارش آرا در یکی از سرنوشت‌سازترین رقابت‌های سیاسی تاریخ اسرائیل در حالی آغاز می‌شود که اعلام این نتایج، این بار نه‌تنها برای ملتی که در انتخابات شرکت کرده‌اند، بلکه به شکلی عمیق‌تر برای ملتی که از دور با التهاب نظاره‌گر این رویداد است، اهمیتی حیاتی دارد. مردمی که صدها کیلومتر دورتر، زیر فشار سنگین استبداد، در انتظار رسیدن خبری هستند که مشخص خواهد کرد، پروژه‌ی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران ادامه خواهد یافت یا نیمه‌کاره رها خواهد شد! نتایجی که نشان خواهد داد آیا طوفان معادلات پیچیده‌ی امنیتی با تصمیماتی تهاجمی‌ و خردکننده به سوی هدف روانه می‌شود و یا در چارچوبی کنترل‌شده‌تر، مسیر آینده و بقای ساختارهای منطقه را رقم خواهد زد!

 

 

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=411120