دیدگاه‌های رسانه‌ای جهان عرب درباره انتخابات اسرائیل

- بسیاری از اعراب معتقدند که کنار رفتن نتانیاهو از قدرت ممکن است زمینه را برای تغییر در شیوه مدیریت منازعه فراهم کند، اما لزوماً به معنای تغییر موضع اسرائیل درباره تشکیل یک دولت فلسطینی نیست.
- نکته‌ای که توجه تحلیلگران عرب را به خود جلب کرده، این است که آیزنکوت لزوماً نماینده چرخش در مسئله فلسطین نیست. بسیاری از تحلیلگران عرب تأکید کرده‌اند که موضع آیزنکوت نیز بر مخالفت با راه‌ حل دوکشوری استوار است و او ایده تشکیل دو کشور برای دو ملت را اشتباه می‌داند.
- احزاب عرب ممکن است به عاملی تعیین‌کننده در تشکیل دولت آینده تبدیل شوند؛ اما نیروهای مخالف نتانیاهو در اسرائیل، از جمله بنت و آیزنکوت، درباره تشکیل دولتی که بر حمایت این احزاب متکی باشد، ملاحظاتی دارند. احزاب اسرائیلی مخالف نتانیاهو ممکن است برای کنار زدن او به آرای عرب‌ها نیاز داشته باشند، اما در همان حال تمایلی به اعطای یک نقش واقعی در حکومت به احزاب عربی نداشته باشند.
- با همه این اختلاف نظرها برخی از نویسندگان عرب معتقدند که نتانیاهو از وزنه‌ای سنگین نسبت به مخالفان و رقبای خود برخوردار است. پیروزی‌های او در نبرد دو سال اخیر با دشمنان اسرائیل و از میان برداشتن رهبران و فرماندهان حزب‌الله لبنان، رهبر جمهوری اسلامی ایران و فرماندهان سپاه و رهبران و فرماندهان ارشد حماس که همه خواستار نابودی اسرائیل بودند، از مهمترین دستاوردهای اوست.

پنج شنبه ۷ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶


موسی شریفی – اگر آنچه را در رسانه‌های عربی و مقالات سیاسی درباره انتخابات اسرائیل منتشر می‌شود بررسی کنیم، درمی‌یابیم که دیدگاه‌های عربی تنها به ارزیابی شانس پیروزی و شکست نامزدها محدود نمی‌شود، بلکه از آن فراتر رفته و به یک پرسش اساسی می‌رسد: آیا تغییر دولت‌ها در اسرائیل می‌تواند به تغییر سیاست‌های این کشور در قبال فلسطینیان منجر شود، یا اختلاف میان نامزدها صرفاً به شیوه مدیریت منازعه محدود است و نه به ماهیت و اساس آن؟ درواقع «مسئله فلسطین» در مرکز توجه رسانه‌های عربی در  ارتباط با انتخابات و تغییر دولت در اسرائیل قرار دارد.

تبلیغ انتخاباتی با عکس نتانیاهو و آیزنکوت بر پلی در تل‌آویو/ ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶

در حال حاضر، با توجه به اینکه هیچکدام از نامزدها اکثریت لازم ۶۱ کرسی را به دست نیاورده و موضوع تشکیل دولت جدید در اسرائیل همچنان باز است، تفکیک دیدگاه‌های مختلف رسانه‌های عربی در سه سطح اهمیت دارد:
نخست، موضع رسمی کشورهای عربی در قبال انتخابات اسرائیل؛
دوم، مواضع رسانه‌ها، مقالات و تحلیل‌های سیاسی عربی؛
سوم، مواضع فلسطینیان و نیروهای سیاسی عرب در داخل اسرائیل در قبال نامزدها.

موضع عرب‌ها درباره بنیامین نتانیاهو

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که رسانه‌های عربی مانند روزنامه فرامنطقه‌ای «الشرق الاوسط» یا «ایندیپندنت عربی» بر آن تأکید می‌کنند، اینست که نتانیاهو طرح سیاسی روشنی برای پایان دادن به منازعه فلسطین و اسرائیل ارائه نمی‌دهد و ادامه حکومت او موجب تقویت نفوذ جریان‌های راستگرا و مذهبی تندرو می‌شود.

مسئله این است که انتخابات تنها به شخص نتانیاهو مربوط نمی‌شود، بلکه آینده ائتلاف راستگرا و سیاست‌های آن در قبال فلسطینیان را نیز در بر می‌گیرد.

بسیاری از اعراب معتقدند که کنار رفتن نتانیاهو از قدرت ممکن است زمینه را برای تغییر در شیوه مدیریت منازعه فراهم کند، اما لزوماً به معنای تغییر موضع اسرائیل درباره تشکیل یک دولت فلسطینی نیست.

گزارش‌های شبکه «العربیه» در گفتگو با تحلیلگران عرب از کشورهای مختلف عربی نیز نشان می‌دهد که نتانیاهو درگیر نبردی سیاسی برای حفظ قدرت است؛ آنهم در شرایطی که پس از حوادث ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، محبوبیت او کاهش یافته و شاید همین را بتوان دلیلی بر این دانست که ائتلاف وی در انتخابات ۲۷ اکتبر به اکثریت لازم دست نیافت.

از این رو، شخصیت‌هایی مانند نفتالی بنت و یائیر لاپید در عمل جایگزین‌هایی واقعی و بنیادین برای او به شمار نمی‌روند. بنت به جریان راست اسرائیل تعلق دارد و مواضع سختگیرانه‌ای درباره تشکیل دولت فلسطینی اتخاذ کرده است. او همچنین از نظر سیاسی با حمایت از شهرک‌سازی شناخته می‌شود.

لاپید نیز نماینده جریان میانه‌رو اسرائیل است، اما لزوماً طرحی روشن برای خروج از مناطق اشغالی یا تشکیل یک دولت فلسطینی ارائه نمی‌کند.

بیشتر تحلیل‌های عربی درباره ائتلاف بنت و لاپید نشان می‌دهند که صرفا برکناری نتانیاهو ممکن است هدف اصلی سیاسی آنان باشد، اما این امر به معنای آن نیست که این ائتلاف در قبال فلسطینیان، برنامه‌ای کاملاً متفاوت و بنیادین دارد. به این ترتیب، در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت که میان تغییر نخست‌وزیر اسرائیل و تغییر سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطینیان تفاوت اساسی وجود دارد.

گادی آیزنکوت؛ جایگزین امنیتی نتانیاهو

نکته‌ای که توجه تحلیلگران عرب را به خود جلب کرده، این است که آیزنکوت لزوماً نماینده چرخش در مسئله فلسطین نیست.

بسیاری از تحلیلگران عرب تأکید کرده‌اند که موضع آیزنکوت نیز بر مخالفت با راه‌ حل دوکشوری استوار است و او ایده تشکیل دو کشور برای دو ملت را اشتباه می‌داند.

در اینجا یک تناقض مهم آشکار می‌شود: آیزنکوت ممکن است رقیب نتانیاهو در زمینه اداره کشور و مسائل امنیتی باشد، اما لزوماً در مخالفت با تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی، رقیبی متفاوت از او نیست.

به همین دلیل، برخی تحلیل‌های عربی انتخابات اسرائیل را رقابتی درون اردوگاه سیاسی اسرائیل بر سر رهبری کشور می‌دانند، نه رقابتی میان دو طرح متضاد درباره آینده فلسطینیان.

احزاب عرب در اسرائیل؛ نیرویی که ممکن است نتیجه انتخابات را تعیین کند

احزاب عرب در اسرائیل یکی از مهم‌ترین محورهای تحلیل‌های عربی را تشکیل می‌دهند؛ زیرا آرای شهروندان فلسطینی داخل اسرائیل ممکن است بر شکل‌گیری دولت آینده تأثیر بگذارد.

در این زمینه، سه گرایش اصلی مطرح می‌شود و یک مسئله اختلاف‌برانگیز در جامعه عرب فلسطینی داخل اسرائیل شکل می‌گیرد و این پرسش را مطرح می کند که آیا در صورت فراهم شدن امکان مشارکت در ائتلاف دولتی تل‌آویو باید به آن وارد شد؟ یا چنین مشارکتی ممکن است به سیاست‌هایی مشروعیت ببخشد که در قبال فلسطینیان تغییری نکرده‌اند؟

گزارش‌های شبکه‌های شناخته‌شده  رسانه‌های عرب مانند «العربیه» سعودی و «الجزیره» قطر و «اسکای‌نیوز عربی» در امارات نشان می‌دهند که احزاب عرب ممکن است به عاملی تعیین‌کننده در تشکیل دولت آینده تبدیل شوند؛ اما نیروهای مخالف نتانیاهو در اسرائیل، از جمله بنت و آیزنکوت، درباره تشکیل دولتی که بر حمایت این احزاب متکی باشد، ملاحظاتی دارند.

تناقض سیاسی نامزدها نسبت به مشارکت عرب‌ها در ساختار دولت

احزاب اسرائیلی مخالف نتانیاهو ممکن است برای کنار زدن او به آرای عرب‌ها نیاز داشته باشند، اما در همان حال تمایلی به اعطای یک نقش واقعی در حکومت به احزاب عربی نداشته باشند.

همین مسئله باعث شده است که برخی گزارش‌های رسانه‌های عربی وضعیت موجود را تناقضی میان نیاز به آرای عرب‌ها و مخالفت با مشارکت سیاسی واقعی آنان توصیف کنند.

از نگاه کلی رسانه‌های عربی به انتخابات اسرائیل که از طریق مقالات و تحلیل‌های آنها منتشر می‌شود، می‌توان سه جهت‌گیری استخراج کرد:
نخست اینکه، انتخابات لزوماً به معنای تغییر ماهیت منازعه با عرب‌ها چه فلسطینی چه بقیه نیست. در برخی تحلیل‌ها تردیدهایی وجود دارد که پیروزی مخالفان نتانیاهو بتواند تغییر اساسی در موضع اسرائیل درباره مناطق اشغالی، شهرک‌سازی یا تشکیل دولت فلسطینی ایجاد کند.
دوم، مسئله امنیت اسرائیل همواره دغدغه سیاسیون این کشور بوده و همیشه بر راهکار سیاسی اولویت دارد. پیشینه نظامی برخی نامزدها و گفتمان امنیتی آنان باعث شده است که برخی تحلیلگران عرب معتقد باشند رقابت انتخاباتی بیشتر بر چگونگی حفاظت از اسرائیل و مدیریت منازعه متمرکز است تا پایان دادن به آن.
مسئله سوم اینکه، آرای عرب‌های اسرائیلی از نظر انتخاباتی مهم است، اما نفوذ سیاسی آنان محدود می‌ماند. احزاب عرب ممکن است بر توازن قدرت در کنست تأثیر بگذارند، اما مخالفت برخی نیروهای یهودی با ائتلاف با این احزاب، توانایی آنان را برای تبدیل شدن از یک قدرت انتخاباتی به نفوذ در دولت محدود می‌کند.

به همین دلیل اختلاف‌نظر درباره نتانیاهو، دستگاه قضایی، سربازگیری و نحوه اداره کشور به این معنا نیست که اختلاف مشابهی درباره فلسطینیان یا تشکیل دولت فلسطینی نیز وجود دارد و بیشتر گزارش‌های رسانه‌های عربی درباره این انتخابات نیز از این دیدگاه حمایت می‌کنند؛ زیرا همه داده‌های سیاسی داخل اسرائیل نشان می‌دهند که نامزدهای اصلی، با وجود اختلاف‌ نظر درباره مسائل داخلی اسرائیل، تغییر روشنی در سیاست‌های مربوط به غزه یا تشکیل دولت فلسطینی پیشنهاد نمی‌کنند.

به این ترتیب، از دیدگاه عربی، نباید به انتخابات اسرائیل صرفاً به‌ عنوان رقابتی میان نتانیاهو و آیزنکوت یا میان نتانیاهو، بنت و لاپید نگاه کرد بلکه پرسش مهم‌تر این است که  آیا هیچ نامزد اسرائیلی می‌تواند طرحی سیاسی ارائه دهد که حقوق ملی فلسطینیان را به رسمیت بشناسد، یا اینکه این انتخابات صرفاً منازعه را با ابزارهای سیاسی متفاوت بازتولید خواهد کرد؟

تا اینجا، تصویری که مقالات عربی ترسیم می‌کنند، حاکی از آن است که نتانیاهو نماینده ادامه حاکمیت راستگرای تندرو است و بنت و لاپید جایگزینی سیاسی محسوب می‌شوند، اما لزوماً تغییر بنیادینی در مسئله فلسطین ارائه نمی‌کنند. همچنین آیزنکوت جایگزینی امنیتی و نظامی است، نه لزوماً نماینده طرحی سیاسی با رویکردی بازتر در قبال فلسطینیان.

از سوی دیگر، احزاب عربی در از وزن انتخاباتی مهمی برخوردارند، اما با مخالفت گسترده برخی نیروهای اسرائیلی برای مشارکت در حکومت روبرو هستند.بنابراین، تغییر رهبری اسرائیل ممکن است شیوه مدیریت منازعه با عرب‌ها و فلسطینیان را تغییر دهد، اما تضمینی برای تغییر ماهیت منازعه و حل نهایی آن نیست.

برتری نتانیاهو بر رقبای خود

با همه این اختلاف نظرها برخی از نویسندگان عرب معتقدند که نتانیاهو از وزنه‌ای سنگین نسبت به مخالفان و رقبای خود برخوردار است. پیروزی‌های او در نبرد دو سال اخیر با دشمنان اسرائیل و از میان برداشتن رهبران و فرماندهان حزب‌الله لبنان، رهبر جمهوری اسلامی ایران و فرماندهان سپاه و رهبران و فرماندهان ارشد حماس که همه خواستار نابودی اسرائیل بودند، از مهمترین دستاوردهای اوست.

غسان شربل سردبیر «الشرق الاوسط» درباره انتخابات اسرانیل نوشت: «برایم دشوار است باور کنم که رأی‌دهندگان اسرائیلی گادی آیزنکوت را ترجیح دهند. این مرد نه اسحاق رابین است که در هفتم ژوئن ۱۹۶۷ وارد بیت‌المقدس شرقی شد، و نه آریل شارون، طراح عملیات دشوار، که ارتش اسرائیل را به قلب منطقه‌ای پر از خطر، یعنی بیروت، برد».

 او به نتانیاهو اشاره می‌کند و می‌گوید: «نتانیاهو از رای‌دهندگان خواست تا حافظه‌ خود را بیدار کنند؛ به ویژه وقتی که صبح ناگهان بر رویدادهای هولناک هفتم اکتبر ۲۰۲۳ چشم باز کردند و توفان یحی السنوار را دیدند. وی گفت: از رأی‌دهنده می‌پرسم: یحیی سنوار و برادرش محمد السنوار کجا هستند؟ محمد ضیف و مروان عیسی کجا هستند؟ اسماعیل هنیه رئیس حماس هیچ تصور نمی‌کرد اقامتش در دژ سپاه پاسداران در قلب تهران نمی‌تواند در برابر اسرائیل از او محافظت ‌کند… مسیر توفانی را که آنها به راه انداختند من به خود آنها برگرداندم و همه آنها را بین بردم… متعهد شدم هر کسی را که با توفان الاقصی ارتباط داشته باشد، به قتل برسانم و به وعده‌ام عمل کردم. سران توفان را کشتم و فرزندان و نوه‌هایشان را نیز از میان بردم. از رأی‌دهنده می‌پرسم: حسن نصرالله، هاشم صفی‌الدین، فؤاد شکر، ابراهیم عقیل و علی کرکی کجا هستند؟»

سردبیر «الشرق الاوسط» در ادامه از قول نتانیاهوو می‌نویسد: «تجربه غزه را به منطقه امنیتی در جنوب لبنان منتقل کردم؛ جایی که نیروهای ما در آن مستقر هستند و تا زمانی که سلاح حزب‌الله خلع نشود، آنجا را ترک نخواهند کرد.
امنیت اسرائیل بر هر ملاحظه دیگری اولویت دارد. در برابر اسد کوتاه نیامدیم و در برابر الشرع نیز کوتاه نخواهیم آمد.
آیا رأی‌دهنده فراموش می‌کند که آرشیو هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران چگونه و در زمان چه کسی به اسرائیل منتقل شد و چگونه ترامپ پس از توافق اوباما از آن خارج شد؟ و چگونه رئیس کاخ سفید به ابعاد خطر رژیم ایران پی برد و دستور ترور قاسم سلیمانی، کسی که حامی بازوهای منطقه‌ای تهران  بود و رؤیای وارد کردن ضربه بزرگ به اسرائیل را در سر می‌پروراندند، صادر کرد؟
آیا رأی‌دهنده فراموش می‌کند که من دستور از میان برداشتن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و فرماندهان ارشد و دانشمندان هسته‌ای او را صادر کردم و هواپیماهای اسرائیلی آسمان تهران را به تسخیر خود درآوردند؟
آیا مردی با ویژگی‌های آیزنکوت می‌توانست ترامپ را برای ورود به جنگ علیه حکومت ایران متقاعد کند؟ آیا او قادر بود جنگ را در چندین جبهه پیش ببرد و تجربه «مناطق امنیتی» را به سرزمین‌های دیگران گسترش دهد؟
آیا رأی‌دهنده حق دارد مرا از دفترم بیرون کند، در حالی که گردباد جنگ جدیدی در حال نزدیک شدن است؟ من از او می‌خواهم فرصتی دیگر به من بدهد تا مأموریتم را در ایران و همچنین جنگ وجودی‌ام در کرانه باختری را به پایان برسانم. خنجرهای دشمنانم برق می‌زنند. آنان می‌خواهند مرا پشت میله‌های زندان ببینند و فراموش می‌کنند که من ایهود اولمرت نیستم. به چند هدیه و تخلف متوسل می‌شوند و آنها را بهانه قرار می‌دهند. حکم صندوق‌های رأی، رد پای خود را بر روند رسیدگی‌های دادگاه تاریخ باقی نمی‌گذارد.»

این خلاصه‌ای از جهت‌گیری‌های تا حدودی متفاوت بود که در گزارش‌ها و مقالات منتشرشده در رسانه‌های عربی مطرح شده است. البته نمی‌توان آن را نوعی نظرسنجی جامع از افکار عمومی جهان عرب یا موضعی یکپارچه از سوی همه مردم در کشورهای عربی دانست چون برخی از کشورهای عربی مانند مراکش و امارات با اسرائیل روابط عادی دارند و از نظر جغرافیایی نیز با اسرائیل مشکلی ندارند جز اینکه در راستای پیمان‌های دفاع مشترک از قضیه فلسطین در اردوی عرب‌ها قرار داشتند اما آن شرایط نیز الان تغییر کرده و مصر و اردن نیز با اسرائیل روابط عادی دارند و سوریه جدید هم در حال گفتگو با اورشلیم است.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=411177