بحران کمبود و گرانی دارو از مدتها پیش به بحرانی جدی در ساختار سلامت ایران تبدیل شده است. اکنون متخصصان و فعالان در انجمنهای حمایتی از بیماران خاص با انتقاد از عملکرد دولت در تأمین داروی بیماریهای خاص و همچنین بیماریهای روانپزشکی از عبور این بحران از مرز هشدار خبر میدهند.

روزنامه «جهان صنعت» در یک گزارش میدانی نوشته، هزینه درمان یک سرماخوردگی معمولی در ایران به چهار میلیون تومان رسیده است.
در این گزارش آمده، از یکمیلیون و ۳۶۱ هزار تومان هزینه داروهای یک نسخه فرضی سرماخوردگی، بیمار تحت پوشش تامین اجتماعی با نسخه پزشک عمومی باید ۱میلیون و ۲۹۵هزار تومان را شخصا بپردازد؛ معادل ۹۵ درصد قیمت آزاد داروها. در مقابل، سهم پرداختی بیمار تحت پوشش بیمه نیروهای مسلح برای همین نسخه حدود ۵۹۷ هزار تومان است!
این گزارش افزوده: «اما هزینه بیمار به همینجا ختم نمیشود. با احتساب هزینه ویزیت پزشک، سرمتراپی و ملزومات تزریق و در صورت تجویز داروها و اقلام اضافی، مجموع هزینههای درمان میتواند به حدود ۲ تا ۴ میلیون تومان نیز برسد؛ رقمی که فشار بیشتری بر جیب بیماران وارد میکند.»
بر اساس این گزارش، هزینه ویزیت پزشک عمومی حدود ۳۰۰ هزار تومان و ویزیت متخصص ۵۰۰ هزار تومان است. از سوی دیگر، در صورت تجویز سرمتراپی، بیمار باید حدود ۲۵۰ هزار تومان برای سرم نمکی نیملیتری، هزینه تجهیزات تزریق و ۲۸۰ هزار تومان نیز برای دستمزد تزریق بپردازد. به این ترتیب تنها با اضافه شدن هزینه ویزیت و سرمتراپی به قیمت داروهای نسخه، مجموع پرداختی بیمار به حدود ۲.۲ تا ۲.۴ میلیون تومان میرسد و با احتساب داروهای اضافی، مکملهایی مانند ویتامین C و زینک و سایر هزینههای احتمالی، این رقم میتواند به حدود ۴ میلیون تومان نیز افزایش یابد.
بررسی «جهانصنعت» نشان میدهد که اختلاف تعهدات بیمهای حتی برای داروهای یکسان نیز قابل توجه است. برای مثال، هزینه ۲۰ قرص ناپروکسن برای بیمهشده نیروهای مسلح ۲۲ هزار و ۵۰۰ تومان است اما بیمار تحت پوشش تامین اجتماعی یا بیمه سلامت با نسخه پزشک عمومی باید تمام ۱۷۰ هزار تومان قیمت آن را بپردازد.
محبوبه ولدخانی مدیر پیشین سازمان غذا و دارو در گفتگو با «جهانصنعت» با انتقاد از افزایش قیمت داروها بدون اصلاح متناسب تعهدات بیمهای به وضعیت داروهای پرمصرفی مانند ژلوفن و کلد استاپ اشاره کرد که فاقد پوشش بیمهای هستند.
در گزارش «جهان صنعت» آمده: «در شرایطی که قیمت دارو افزایش یافته، اختلاف تعهدات بیمهای به تفاوتی چندصدهزار تومانی در هزینه یک نسخه یکسان منجر شده است؛ اختلافی که مستقیما بر پرداخت از جیب بیماران اثر میگذارد.»
در آنسو خبرگزاری «ایلنا» در یک گزارش میدانی دیگر به مشکلات بیماران مبتلا به تالاسمی در شرایط کمبود و گرانی دارو پرداخته و نوشته: «آنچه بیماران تالاسمی از سر میگذرانند محرومیت از داروهای مورد نیاز، افزایش ذخایر آهن بدن، عوارض ناشی از مصرف داروهای جایگزین و نگرانی از آسیب به اندامهای حیاتی، تصویری از دشواریهایی ارائه میدهد که در کنار نیاز مستمر به تزریق خون، زندگی آنان را تحت تأثیر قرار داده است.»
کمبود داروی خارجی بیماران تالاسمی را دچار مشکل کرده و داروهای مشابه نیز با بدن بسیاری از آنها سازگار نیست. یک بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور ساکن شیراز با اشاره به کمبود داروهای آهنزدای وارداتی گفته است: «حدود ۹ ماه است که نتوانستهام داروی آهنزدای وارداتی تهیه کنم. داروهای آهنزدای تولید داخلی با بدن من سازگاری ندارند و با توجه به اینکه هر دو هفته یکبار تزریق خون دارم، میزان آهن بدنم افزایش یافته و خطرات جدی سلامت من را تهدید میکند.»
به گفته این شهروند مبتلا به تالاسمی، «بسیاری از بیماران تالاسمی ماژور نیز با مشکل عدم سازگاری بدن با داروهای آهنزدای ایرانی مواجه هستند. همانطور که هنگام تجویز آنتیبیوتیک، پزشک درباره حساسیت دارویی بیمار سؤال میکند، در مورد داروهای آهنزدا نیز باید به سازگاری دارو با بدن بیمار توجه شود.»
او افزوده است: «به دلیل تفاوت ترکیبات داروهای آهنزدا، ممکن است یک دارو با بدن یک بیمار سازگار باشد، اما برای بیمار دیگری مناسب نباشد. بر اساس استانداردهای جهانی، بهترین دارو برای هر بیمار، دارویی است که بدن او آن را بپذیرد و بتواند با مصرف آن، درمان مؤثری داشته باشد.»
یونس عرب مدیرعامل انجمن تالاسمی نیز در گفتگو با روزنامه «شرق» گفته: «داروی تزریقی دسفرال با قیمت ارزی ۱/۵ برابر از سوی شرکت واردکننده نرخگذاری شده، در حالی که سازمان نباید هر قیمتی را از واردکننده قبول کند و بار آن را بر دوش بیمار بیندازد. همچنین سازمان باید بیمهها، ازجمله بیمه سلامت را متقاعد کند تا دارو با نرخ آزاد به دست بیمار نرسد. اگرچه وقتی ارز ترجیحی دارو حذف میشود، شرکتهای بیمه هم تمایلی برای مشارکت ندارند و حتی اگر بیمه هم کنند باز بار مالی دارو برای بیمار سنگین است و عملا برای بسیاری غیرقابل تهیه میشود.»
یونس عرب با اشاره به قرص «جیدنیو» گفته: «جیدنیو یک قرص آهنزداست و هر قرص آن به نرخ ارز آزاد برای بیمار چیزی در حدود ۸۰۰ هزار تومان برآورد میشود. بیماری که در ماه دستکم ۶۰ قرص مصرف میکند، باید در ماه نزدیک ۵۰ میلیون فقط برای این یک قلم دارو هزینه کند و بسیار طبیعی است اگر بیمار مصرف دارو و روند درمان را متوقف کند. سازمان از مدتها پیش با این دلیل که جیدنیو مشابه داخلی دارد، از اختصاص ارز ترجیحی به آن خودداری کرده، اما مشابه داخلی آن برای بسیاری از بیماران عوارض داشته است.»
وحید شریعت رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران نیز که طی ماههای گذشته چندبار نسبت به افزایش و کمبود داروهای تخصصی روانپزشکی انتقاد کرده بود، بار دیگر اعلام کرده: «دارو گران است، بیماران صرفهجویی میکنند و توان مردم برای مراجعه به پزشک کم شده است.» او ادامه این روند را ایجاد موج بستری بیماران روانپزشکی به علت اختلال در دریافت دارو ارزیابی کرده و گفته که حتی تخت بیمارستانی کافی در بیمارستانهای روانپزشکی موجود نیست.
او در توضیح وضعیت بیماران روانپزشکی گفته: «یک عامل تداوم و افزایش فشار استرس و بدتر شدن شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که سبب افزایش افراد نیازمند به خدمات سلامت روان میشود. نکته دوم توان مردم برای مراجعه به پزشک است که به نظر میرسد به شدت کم شده است؛ یعنی افراد اگر قبلاً ماهی یکبار میتوانستند مراجعه کنند، الان دو ماه یکبار یا سه ماه یکبار مراجعه میکنند تا پول کمتری بپردازند؛ نه اینکه نخواهند، بلکه به خاطر اینکه شرایطاش را ندارند.»
وحید شریعت افزوده: «از طرفی گروهی از بیماران به دلیل گرانی، داروهایشان را کمتر مصرف میکنند، در چنین شرایطی اوضاع بدتر خواهد شد؛ یعنی فردی که قبلاً ماهانه زیر نظر بوده، الان سه ماه یکبار زیر نظر است، قبلاً روزی دو تا قرص میخورده، الان روزی یک عدد میخورد، بنابراین حدسمان این است که متأسفانه شرایط بیماران بدتر هم میشود.»
اینهمه در حالیست که مقامات وزارت بهداشت ادعا میکنند، اگرچه در برخی اقلام دارویی کمبودهایی وجود دارد اما «با وجود چالشها و تحریمها» کشور با «بحران دارویی» مواجه نیست!




