اندیشه حضور پر رنگی در سیاست ایران ندارد. در داخل و خارج از کشورر، اندیشه سیاسی تولید نمی‌شود و سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی با فقر فرهنگی مواجه هستند. در بین نیروهای سیاسی ایرانی، حتی بر سر مفاهیم رایج در فرهنگ سیاسی نیز اتفاق نظر وجود ندارد. شاید فقدان فرهنگ سیاسی یکی از دلایل استمرار جمهوری اسلامی ایران و نظام‌های غیردمکراتیک در کشور باشد.

اینها تأملات و پرسش‌هایی هستند که یافتن توضیح و پاسخی برای آنها می‌تواند به رشد فرهنگ سیاسی در ایران و غنی ساختن گروه‌های سیاسی در جامعه ایرانی کمک کند. در تلاش برای یافتن پاسخ‌، احمد رأفت به سراغ ماشالله آجودانی، پژوهشگر سیاسی و مورخ ساکن لندن رفته است.

لینک مستقیم به ویدئو

یک دیدگاه

  1. مهم نیست

    جناب ماشالله اجودانی گرامی درود و ارزوی سلامتی برای شما
    ذکر یک نکته از گفتگوی انجام شده وطرح یک سوال از ایشان:

    – به دلیل تجاوز اشکار نظام سیاسی به دانشگاه‌ها این مراکز تولید فکر و اندیشه انجام نمی‌دهند تا بتوانند جامعه را درست کنند. حرف درست اما:
    اکنون دفاتر خامنه‌ای در دانشگاه‌ها و حضور اساتید اکثرا حزب‌الهی و بسیجی بی سواد و جمع شدن بیش از ۷۰ درصد دانشجویان سهمیه‌ای و کم سواد و متعصب و استقرار همیشگی و لحظه‌ای نیرو های امنیتی حراست و فشار بی امان به اساتید مستقل و ستاره‌دار شدن دانشجویان غیر سهمیه‌ای و برپایی نماز جمعه در دانشگاه مادر کشور و دفن شهدای گمنام در مرکز دانشگاه و… موجود است. برای این بیمار سرطانی و لاعلاج نسخه پیچیدن چندان راحت نیست!
    جنابعالی حتما اطلاع داریدکه وزیر علوم فعلی گزینه ۲۱ ریس جمهور بوده که علی گدا قبول نموده زیرا او یک فرد بسیجی امتحان پس داده در سرکوب دانشجویان بوده است. باور بفرمایید مریض سرطانی با اسپرین و شربت سینه معالجه نمی‌شود.
    کار فعلی اخوندها با دانشگاه شبیه به ان است که در رژیم قبل می‌امدند و برای ریاست حوزه علمیه قم یک فرد مکلای کراواتی دو تیغه را می‌گماشتند و اساتید و دانشجویان از فیلتر گزینش می‌گذشتند و نیرو های گارد حضور مستمر داشته و دفتر بنیاد پهلوی هم در انجا شعبه باز می‌نمود و کنسرت موسیقی هم هر هفته بر پا می‌کرد و برای اموزش فاتحه‌خوانی و نماز میت و… چند جنازه هم انجا دفن می‌کرد و… واقعا مسخره نیست؟!
    امروز این بلایا سر دانشگاه‌های ما امده و ما نباید این ظلم‌ها و اقدامات را ندیده بگیریم.
    و اما سوال:

    -در داخل کشور غیر از حکومتی‌ها، عمده مردم مرده‌ای هستند که فقط نفس می‌کشند! با عرض معذرت.
    اخوندها نخست وزیر و رییس مجلس و رییس جمهور سابق را هم حصر و زندانی کرده‌اند. به عنوان نمونه، نفرات کشته شده در قتل‌های موسوم زنجیره‌ای را جنابعالی قطعا می‌دانید که عمدتا سیاستمدار و نویسنده و… مخالف حکومت و ملاها بوده‌اند!
    تغییر بنیادی فکری و فرهنگی برای این مردم… بیشترین بیکار و بیشترین معتاد و بالاترین دزدی و اختلاس و بزرگترین جنایت و کشتار و بالاترین تورم و…؟
    چرا چند میلیون هموطن اکثر مخالف رژیم در خارج از کشور با داشتن ازادی کامل بعد از حدود چهل سال نتوانسته‌اند بیانات شما را پیاده کنند؟ انها که دیگر مشلات داخلی‌ها را نداشته و ندارند؟ مشکل از کجاست؟
    در قدم اول ایا سلطنت‌طلب‌ها و مجاهدین و ملیون و دیگر گروه‌ها که در دیار فرنگ حضور دارند چرا یک حزب منسجم و کارامد انگونه که جنابعالی به عنوان یک جامعه‌شناس شناخته شده می‌فرمایید، ندارند؟ لطفا در یک برنامه دلایل و علل این وضعیت را توضیح داده تا انشاالله بعد از ان نوبت مردم گرفتار ظلم و ستم اخوندها در داخل کشور برسد. جسارت بنده را می‌بخشید.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):