خشم رسانه‌ها و بازماندگان قربانیان اتوبوس «خبرنگاران» علیه عیسی کلانتری؛ تشکل‌های رسانه‌ای خواستار بایکوت خبری او شدند

-طرز نشستن عیسی کلانتری رئيس سازمان حفاظت محیط‌ زیست در حضور خبرنگارانی که از  حادثه اتوبوس جان به‌در برده‌اند و واکنش‌ او نسبت به این حادثه مرگبار که به کشته شدن دو خبرنگار جوان انجامیده، خشم رسانه‌ها را علیه او به دنبال داشته است.
-کلانتری در واکنش به انتقادها: «این‌ حرف‌های مزخرف را بعضی همکاران شما در می‌آورند. نحوه نشستن من مثلا چطور بود؟ نحوه نشستن همیشگی من، همینطور است. چه عذرخواهی؟ برای چه؟ چه اتفاقی افتاده که عذرخواهی کنیم؟» این در حالیست که عکس‌هایی از کلانتری در حضور علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده که با پاهای جمع‌کرده و دست به سینه نشسته است!
-خبرنگار سابق ایسنا که قرار بود با یکی از خبرنگاران جانباخته ازدواج کند: «یک مشکل بزرگ که داریم این است که متاسفانه بی‌شرمی و بی‌حیایی فرهنگ غالب شده، از وزارت بهداشت تا استانداری و فرمانداری نقده. وقتی برای تحویل جسد رفتم، از همان شب اول ما را تحت فشار گذاشتند که جسد را تحویل نمی‌دهیم تا بگویی شکایت نمی‌کنیم!»

سه شنبه ۸ تیر ۱۴۰۰ برابر با ۲۹ ژوئن ۲۰۲۱


این اظهار نظر عیسی کلانتری در ارتباط با واژگون شدن اتوبوس خبرنگاران محیط‌ زیست که «اتفاقی است که افتاده و چه مسئولیتی باید داشته باشیم؟» موج گسترده‌ای از انتقادها را همراه با اعلام بایکوت‌ خبری او به دنبال داشته است.

طرز نشستن کلانتری در حضور خبرنگاران و عادی نشان دادن این حادثه مرگبار توسط او خشم رسانه‌ها را برانگیخته است

طرز نشستن عیسی کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست در حضور خبرنگارانی که از  حادثه اتوبوس جان به‌در برده‌اند و واکنش‌ او نسبت به این حادثه مرگبار که به کشته شدن دو خبرنگار جوان انجامیده، خشم رسانه‌ها را علیه او به دنبال داشته است.

کلانتری که روزهای پایانی دوران ریاست‌ خود بر سازمان محیط‌ زیست را در دولت حسن روحانی می‌گذراند، شنبه‌شب در گفتگو با «امتداد» به انتقادات به طرز نشستن‌اش در حضور خبرنگاران پاسخ داد: «من به هتل رفتم که سری به اینها بزنم. دیدم نه ناهار خوردند، نه شام. گفتم که غذا بخورید، بعدا صحبت می‌کنیم. این‌ حرف‌های مزخرف را بعضی همکاران شما در می‌آورند. نحوه نشستن من مثلا چطور بود؟ نحوه نشستن همیشگی من، همینطور است! چه عذرخواهی؟ برای چه؟ چه اتفاقی افتاده که عذرخواهی کنیم؟» این در حالیست که عکس‌هایی از کلانتری در حضور علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده که با پاهای جمع‌کرده و دست به سینه نشسته است!

رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست که یکی از مسئولان فحاش رژیم و به نظر می‌رسد فاقد هرگونه تربیت و آگاهی از اصول و آدابِ معاشرت است، با سلب هرگونه مسئولیت از خود و سازمان تحت مدیریت‌اش گفت: ««راننده در سرازیری آمده و ترمزش خالی کرده، تصادف اتفاقی است که افتاده و چه مسئولیتی باید داشته باشیم»؟!

در پی این حادثه، نه تنها هیچیک از مسئولان سازمان حفاظت محیط‌ زیست استعفا ندادند بلکه نقص فنی اتوبوس حامل خبرنگاران را نیز رد کردند.

کلانتری درباره اتوبوس خبرنگاران به ایسنا گفته است: «اتوبوس هیچ مشکلی نداشت و همه ضوابط فنی را داشت و چکار می‌کردیم؟ آقایان می‌گویند چرا از جاده فرعی رفتید؟ خب، سد و تونل در جاده فرعی بود. در جاده اصلی نبود. همیشه هم می‌رفتیم و یکی از دلایل انتخاب این اتوبوس این بود که همیشه از این مسیر تردد می‌کرد و راننده به منطقه آشنایی داشت. این اتوبوس اگر امکاناتش کامل نبود، نباید به آن معاینه فنی می‌دادند.»

این درحالیست که گفته می‌شود اتوبوس خبرنگاران در سال ۱۳۸۵ ساخته شد و برای جا‌بجایی کارگران کارخانه سیمان به کار گرفته می‌شد.

video

حادثه و واژگونی آنهم به این دلیل به صورت گسترده مورد توجه رسانه‌ای قرار گرفت که حامل «خبرنگاران» بود وگرنه اگر کارگران سرنشین آن می‌بودند اینطور مورد توجه قرار نمی‌گرفت. چنانکه به سانحه‌ی اتوبوس سربازآموزگاران نیز که یک روز پس از تصادف خبرنگاران روی داد و طی آن ۷ جوان کشته شدند، در رسانه‌ها کمتر پرداخته شد!

بی‌اعتنایی به جان باختن هفت سربازآموزگار در تصادف اتوبوس؛ خانواده‌ی سربازان: کسی به خاکسپاری‌شان هم نیامد!

در چنین شرایطی، اظهارات غیرمسئولانه و بی‌ادبانه‌ی کلانتری بیش از پیش فضای رسانه‌ای را ملتهب و بازماندگان را خشمگین کرد تا حدی که برخی رسانه‌ها اعلام کردند دیگر حاضر به انتشار هیچگونه مطلب یا مصاحبه‌ای از کلانتری نیستند. خانواده‌ی قربانیان این حادثه حتا به رسانه‌ها گفته‌اند که نه تنها کسی با آنها همدردی نکرده بلکه تهدید نیز شده‌اند.

پدر مهشاد کریمی خبرنگار جانباخته در حضور علی ربیعی سخنگوی دولت گفته است: «امروز قرار نبود اینجا باشیم، باید در مراسم عقد دخترمان می‌بودیم. غم از دست دادن عزیزمان از یکسو و حرف‌هایی که می شنویم از سوی دیگر آتش به جانمان می‌زند. حرف‌هایی که این آقای مسئول پس از حادثه می‌زند و تاکید می‌کند که چرا باید عذرخواهی کنم، جگرمان را خون می‌کند. تنها کسی که نه عذرخواهی کرد و نه تسلیت گفت، این آقا بود.»

علی سلطان‌محمدی خبرنگار سابق ایسنا که قرار بود با مهشاد کریمی ازدواج کند نیز خطاب به علی ربیعی گفت: «ما به یک تسلیت و دلجویی شما صرفا راضی نیستیم و نخواهیم بخشید و نخواهیم گذشت. ما پیگیری می‌خواهیم. ما عذرخواهی آقای کلانتری را نمی‌خواهیم. به درد ما نمی‌خورد. ایشان چند روز دیگر می‌رود. شما هم می‌روید. ما عذرخواهی علنی را می‌خواهیم همانطور که آقای کلانتری علنی توهین کرد.»

او اظهار داشت: «یک مشکل بزرگ که داریم این است که متاسفانه بی‌شرمی و بی‌حیایی فرهنگ غالب شده، از وزارت بهداشت تا استانداری و فرمانداری نقده. وقتی برای تحویل جسد رفتم، از همان شب اول ما را تحت فشار گذاشتند که جسد را تحویل نمی‌دهیم تا بگویی شکایت نمی‌کنیم!»

در این میان، انجمن صنفی مدیران پایگاه‌های خبری استان تهران دیروز خواستار معرفی مقصران این حادثه شد.

در پی این اعتراض‌ها، امروز تشکل‌های رسانه‌ای با صدور بیانیه‌ای مشترک، خواستار بایکوت خبری سازمان حفاظت محیط زیست برای «رسیدگی سریع و اعلام دلایل بروز این این واقعه غمبار و برخورد جدی با مقصران و عذرخواهی سازمان حفاظت محیط زیست» شدند.

در این بیانیه تأکید شده است: «تا زمانی که سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به رسیدگی و برخورد با مسببان این حادثه اقدام نکند و گزارش آن را همراه با عذرخواهی از خانواده‌های داغدیدگان و جامعه رسانه‌ای منتشر نکند، انعکاس اخبار مثبته آن سازمان را در رسانه‌ها متوقف و سکوت خبری در قبال این سازمان در پیش می‌گیرند.»

همچنین تشکل‌های رسانه‌ای از دستگاه‌های نظارتی خواستند تا «به منظور جلوگیری از تکرار این قبیل سهل‌انگاری‌ها و حوادث تلخ، با جدیت و فوریت نسبت به بررسی و اعلام دلایل بروز این حادثه جانگداز و برخورد قاطع با مسببان آن، اقدام کرده و نتایج آن را به اطلاع عموم مردم برسانند.»

تشکل‌های رسانه‌ای شامل انجمن مدیران روزنامه‌های غیردولتی، انجمن مدیران رسانه‌های کشور، انجمن مدیران نشریات ایران، انجمن مدیران نشریات تخصصی کشاورزی و انجمن مدیران رسانه‌های ورزشی می‌شوند.

این تشکل‌ها همچنین خواستار پیگیری جدی مطالبات اهالی رسانه در خصوص این حادثه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اتخاذ تدابیر لازم جهت جلوگیری از تکرار این قبیل حوادث تلخ برای جامعه خبری شدند.

واژگون شدن اتوبوس خبرنگاران محیط‌ زیست؛ ۲کشته و ۲۱ مصدوم که حال ۶ تن وخیم است

به دنبال واژگون شدن اتوبوس خبرنگاران در روز دوم تیرماه ۱۴۰۰، مهشاد کریمی خبرنگار ایسنا و ریحانه یاسینی خبرنگار ایرنا جان خود را از دست دادند و ۲۱ نفر دیگر مصدوم شدند.

پس از وقوع این حادثه، کارزاری برای استعفای مسببان و برکناری‌ آنها در شبکه‌های اجتماعی با هشتگ «اتوبوس خبرنگاران محیط‌ زیست» به راه افتاد که فعالان محیط‌ زیست و دیگر کاربران در آن شرکت کردند.

در متن این کارزار خطاب به عیسی کلانتری و مهران نظری مدیرکل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان‌غربى آمده است: «در این حادثه که به دلیل سهل‌انگاری شما و مدیران سازمان شما در انتخاب وسیله نقلیه فرسوده و مسیر نامناسب صورت گرفته، متاسفانه جان عزیز دو تن از خبرنگاران محیط زیست گرفته شده و تعداد زیاد مصدومان داغ تازه‌ای بر دل داغدیده این کشور و هموطنانمان گذاشته است.»

در ادامه آمده است: «در این مطالبه مردمی از شما مسئولان مورد خطاب درخواست می‌شود به دلیل عدم توانایی در مدیریت مسائل سازمان مربوطه، حفظ محیط زیست و حتی حفظ جان فعالان و کارکنان این حوزه از سمت خود استعفا داده و این مسئولیت مهم را به افراد کاردان و لایق‌تری بسپارید.»

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=246378

3 دیدگاه‌

  1. سعید

    تا کلانتری
    از تمام خبرنگاران با شرف و وجدان و به احترام به دو عزیز همکارشان تقاضا می‌کنم از هر نوع مصاحبه و به هر شکل خود داری کنند
    همبستگی ما رمز سقوط و سقط شدن این ارازل بیسواد هست
    نافرمانی مدنی را از کارگران صنعت نفت و گاز الگو برداری کنیم
    براندازم

  2. آریا

    این اهریمن زاده از مسببان اصلی خشکسالی در ایران است ، چرا که دوازده سال وزیر کشاورزی بوده است. حالا شده رییس سازمان محیط زیست !!! از اوباش حزب اللهی نباید بیش از این انتظار داشت حتی اگر از دانشگاه آمریکایی فارغ التحصیل شده باشند. ایدیولوژی اینها اهمیت دادن به زندگی نیست بلکه مرگ و نابودی است . بالاترین آرزوی یک حزب اللهی آخوندزده ،ظهور کسی است که ۹۹ در صد انسانها را گردن بزند و بعد دنیا را تمام و کمال به اینها و تخم و ترکه شان تحویل دهد . از چنین اشراری چه توقعی دارید؟

  3. مزاحم

    برادر عباد در مقام والای آرام بخشِ دلِ صاحب عزا؟

Comments are closed.