Page 14 - (کیهان لندن - سال چهل و دوم ـ شماره ۵۴۹ (دوره جديد
P. 14
تجمع ایرانیان مقابل سفارت ایالات متحده صفحه 14شماره ۲۰۱۵
در لندن جمعه ۱۷تا پنجشنبه ۲۳بهمن 14۰۴خورشیدی
ویدئو كلمه« :این استنباط شما از كجا سرچشمه گرفته؟»
معلوم شد دستگاه دولتی ایران اصلا متوجه وخامت
با توجه به اینکه روند تصمیمگیریهای سیاسی در بریتانیا شمارزیادیازایرانیانساکنبریتانیاروزشنبه۳۱ژانویه۲۰۲۶ اوضاع نیست .در جواب گفتم استنباط من از مذاكرات با
به کندی انجام میگیرد ،نخست وزیر ،استارمر ،چند روز برابر با ۱۱بهمن ۱۴۰۴و در سی و پنجمین روز از آغاز اعتراضات تعدادی از سفرا و آشنایان روسی است بخصوص با «سر
پیش برای اولینبار به طور شفاف و علنی اعلام کرد که از دی ۴۰۴مقابل سفارت ایالات متحده در لندن تجمع کردند. استافوردكریس» سفیر انگلیس در شوروی كه با او دوستی
متحد خود آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی حمایت سفارت آیالات متحده آمریکا در لندن ،پس از سفارت دارم و بدون اینكه نا مبرده صحتبی از ایران بكند در باره
جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری بریتانیا از مهمترین راههای كمك به شوروی با من مذاكره میكرد .دیگر جوابی
کامل میکنیم. پایگاههایی است که در هفتههای گذشته ایرانیان مقابل از تهران نرسید .با خودم فكر میكردم اگر انگلیس در صدد
اظهارنظر نخست وزیر بریتانیا ،در کنار تصمیم چند روز پیدا كردن یك راه مطمئن برای رساندن كمك به شوروی باشد
پیش اتحادیه اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران آنها ،دست به تحصن و اعتراض و اعتصاب غذا زدند. از همه آسانتر از راه ایران است .راه شمال به شوروی چند
انقلاب اسلامی ،باعث انگیزه بیشتر ایرانیان شده است تا ایرانیان درتجمع مقابل سفارت بریتانیا در لندن ،به ویژه ماه از سال یخبندان است و علاوه بر این جولانگه هواپیماها
دولت بریتانیا را تحت فشار بگذارند که هرچه زودتر اقدام از پرزیدنت ترامپ درخواست دارند تا به تعهدنامه R۲P و زیردریائیهای آلمانی است .در شرق ژاپن هم پیمان آلمان
مشابهی را علیه جمهوری اسلامی در دستور کار قرار دهند. برای کمک نظامی به مردم ایران ،به صورت فوری ،عمل کند. نشسته و در جنوب غربی داردانل مدیترانه و جبلالطارق
من بطور تفصیل از روابط ایران و شوروی صحبت كرد م و از در من اثر گذاشت كه اولین ناراحتی قلبی را پیدا كردم. هست پس مطمئنترین راه همان راه از ایران است.
اینكه دولت شوروی پس از انقلاب بنگاههای روسیه و خط ساعد اضافه كرد من كه در تمام مدت انقلاب كمونیستی طی تلگرافی مجددًاً به تهران نوشتم برای اینكه انگلیسها
تلگرافی مشهد ــ سیستان ــ استراباد ــ انزلی ــ تهران،كارخانه و جنگهای خیابانی در قفقاز بودم و زانوی راستم با گلوله و روسها بهانهای نداشته باشند بهتر است از آلمانیهای مقیم
برق .خط آهن جلفا را در اختیار ایران گذاشته تشكر نمودم سوراخ شد و در نزاعهای خونی در كوچههای باكو زیر ایران بخواهیم كه ایران را دوستانه ترك كنند ،حقوق سه ماه
و گفتم با این روابط حسنه بین دو كشور حمله به ایران رگبار گلوله بیرق ایران را بدوش گرفته و به سراغ اتباع آنها را بدهیم و از آنها از خدماتی كه كردهاند تشكركنیم
عمل دوستانه نیست و اگر از آلمانها صحبت میكنید آنها ایران میرفتم و جان آنها را نجات میدادم و برادر جوانم و هنگام ترك ایران به همسرانشان دسته گل بدهیم و
قشونی ندارند كه سرحدات جنوب شما در خطر باشد .از ابراهیم درگیریهای خیابانی كشته شد آنقدر ناراحت نشدم بدینوسیله از این بهانه جلوگیری كنم و با انگلیسها و روسها
شما خواهش می كنم دستور فرمائید قشون شوروی متوقف كه به چشم خودم خطر بزرگی كه كشورم را تهدید میكرد وارد مذاكره دوستانه شویم .در غیر این صورت من مطمئن
میدیدم و ناراحت از اینكه شاه را در كمال بیاطلاعی هستم آن دو كشور به ایران حمله خواهند كرد و معلوم
و به خاك ما تجاوز نكند.
این بود خلاصهای از جریانات كه متاسفانه بالاخره به نگهداشتهاند. نیست كشور ما تاكی در اشغال آنها بماند.
اشغال ایران تمام شد البته دنباله وقایع بر همه روشن است برای چند روز استراحت به اتفاق آقای اعتصامی به خانه ضمنا خواستم كه جناب آقای منصور نخست وزیر این امر
در اینجا شاید بجا باشد كه از وطن پرستی ،درستی و وفاداری ییلاقی سفارت كه در 40كیلومتری مسكو واقع شده رفتیم را بخصوص مورد توجه قرار دهند .تلگرافی در پاسخ آمد بدین
ساعد گفته شود كه در روزهای آخر شهریور مولوتف در كاخ و از آنجا كارهای سفارت را انجام میدادم و هیچ تلگرافی مضمون :مگر نمیدانید ایران امروز ایران 20سال قبل نیست.
كرملین به ساعد گفت ما تصمیم گرفتهایم رژیم ایران را از از تهران نمیرسید .یك شب در ساعت یك بعد از نصف مگر نمیدانید ارتش قوی ایران تا آخرین قطره خون از خاك
مشروطه سلطنتی به جمهوری تبدیل كنیم .دولت انگلیس شب رئیس اداره خاورمیانه وزارت خارجه شوروی به آنجا ایران دفاع خواهد كرد .مگر نمیدانید كه ما رسًامً بیطرفی
هم موافق است و مایل است فروغی رئیس جمهور شود تلفن كرد و به من گفت فردا مولوتف را در كاخ كرملین خود را اعلام كردهایم و مورد قبول تمام كشورها واقع شد.
ولی فروغی تمایلی به این سمت ندارد لذا به این ترتیب شما ملاقات نمایم .طی این ملاقات طولانی و بسیار ناراحت مرحوم ساعد اضافه كرد كه این تلگراف مرا تكان داد و
كاندیدای منحصر بفرد برای ریاست جمهوری هستید .ساعد كننده مولوتف گفت اقامت اتباع آلمانی در ایران كه همه بینهایت ناراحت كرد .فوری پاسخ دادم اجازه بفرمائید برای
گفت من به محض شنیدن این پیشنهاد برآشفتم و گفتم آنها جاسوس هستند خطراتی برای سرحدات جنوبی شوروی عرض گزارش فوری چندروز به تهران بیایم پاسخ از جناب
ایران یك كشور پادشاهی است .پادشاه ایران سمبل اتحاد و ایجاد كرده و بدین جهت نیروهای ما در همین ساعت نخستوزیر رسید كه در این موقع حساس وجود شما در
همبستگی ملت ایران است و نظریه شما برای ایران بسیار در حال گذشتن از مرزهای ایران هستند و متن یادداشت محل بسیار ضروری است كه خلاصه یعنی لازم نیست بیائید.
مضر است و با اقامه دلائل متعدد مولوتف را راضی كردم از حمله ارتش شوروی به ایران را در دست من گذاشت (كتاب ساعد گفت نمیدانید چقدر از این پاسخ ناراحت شدم.
خاطرات محمد ساعد مراغهای بكوشش دكتر باقر عاقلی) فكر كردم آیا همه در خواب هستند ،آیا نمیدانند در دنیا
نظریه خودش عدول نماید. چه میگذرد؟ چه ضرری داشت اگر من بجای اینكه ساعتها
تلگراف دراز و بلند بالا را با آن كتاب مشكل قدیمی رمز
تهیه كنم دو روز به تهران میرفتم و مراتب را مستقیما
به عرض شاه م ی ساندم .كم كم این فكر در سر من
خطور كرد كه سیاستی در كار است كه نمیخواهند شاه از
جریانات باخبر باشد و تلگرافات به من را هم طوری پاسخ
میدهندكه فكركنم اوامر شاه است.
اتفاقا فكرم هم چندان نادرست نبود چون وقتی پس از
خاتمه ماموریت مسكو به تهران رفتم و وزیرخارجه و سپس
نخستوزیر شدم پروندههای مربوط به آن زمان را خواستم
(در این موقع آقای ساعد به من گفت البته این موضوع را
فقط به شما میگویم) و با كمال تعجب دیدم تلگرافات
من بخصوص تلگرافی كه با دلسوزی گوشزد كرده بودم كه
ممكن است به ایران حمله كنند در پرونده نبود .این تلگراف
نمیتوانسته به مقصد نرسیده باشد چون این فكر را هم
من قبلا كرده بودم كه شاید تلگرافخانه مسكو تلگرافات
رمز مرا یا دیر یا اصلا به مقصد نفرستد .از این رو از سفیر
تركیه درمسكو كه خیلی با او دوست بودم خواهش كردم
تلگرافات رمز مرا به آنكارا ارسال نماید و وزارت خارجه تركیه
عین تلگراف را به تهران به سفارت تركیه مخابره كند و آنها
تلگراف را به وزارت خارجه ایران بفرستند.
بی اعتنایی دستگاه به این پیشنهادها و عرایض من بقدری

