Page 27 - (کیهان لندن - سال چهل و دوم ـ شماره ۵۷۴ (دوره جديد
P. 27

‫صفحه ‪ 27‬شماره ‪۲۰۴۰‬‬                                                   ‫گسترده مردم از آن را یکسره انکار کردهاند‪.‬‬      ‫از این رو‪ ،‬نفت‪ ،‬جغرافیا و امنیت در سیاست‬
‫جمعه ‪ ۷‬تا پنجشنبه ‪ ۱۳‬اوت ‪۲۰۲۶‬‬                             ‫یک داوری بالغ تاریخی‪ ،‬نیازی به هیچیک از این افراطها‬       ‫پهلوی نه تنها سه موضوع جداگانه نبودند؛ بلکه اجزای یک‬
                                                                                                                    ‫طرح واحد برای تبدیل ایران به قدرتی مستقل و باثبات‬
‫پادشاهان پهلوی دریافتند که استقلال‪ ،‬بدون دولت مرکزی‪،‬‬                                             ‫ندارد‪.‬‬
‫ارتش‪ ،‬بوروکراسی‪ ،‬زیرساخت‪ ،‬آموزش و اقتصاد مدرن‪ ،‬تنها‬       ‫میتوان پذیرفت که ملیشدن نفت‪ ،‬بیان یک خواست‬                                                       ‫بودند‪.‬‬
‫واژهای زیباست‪ .‬نفت در این پروژه جایگاه ویژهای داشت‪،‬‬       ‫مشروع ملی بود؛ خواستی که دولت رزمآرا برای تحقق آن‬         ‫ملیگرایی مصدقی و ملیگرایی پهلوی؛ دو تعریف از‬
‫زیرا میتوانست منابع مالی لازم برای تکمیل دولت ملی را‬      ‫با موانعی جدی روبرو بود؛ موانعی که از واقعیت ظرفیت‬
                                                                                                                                                          ‫سیاست‬
                                  ‫فراهم سازد‪.‬‬
‫اما دولت ملی تنها مصرفکننده نفت نبود؛ خود شرط‬
‫بهرهبرداری ملی از نفت بود‪ .‬بدون امنیت خوزستان‪ ،‬بنادر‪،‬‬
‫پالایشگاهها و خطوط انتقال قابل بهرهبرداری نبودند‪ .‬بدون‬
‫دانشگاه و آموزش فنی‪ ،‬شرکت ملی نفت نمیتوانست جای‬
‫مدیران خارجی را بگیرد‪ .‬بدون سیاست خارجی فعال‪ ،‬نفت‬
‫ایران مشتری پایدار نمییافت‪ .‬بدون ارتش‪ ،‬تأسیسات و‬
‫آبراههای حیاتی کشور در برابر تهدیدها بیدفاع میماندند‪.‬‬
‫به این ترتیب‪ ،‬نفت و دولت در دوران پهلوی یکدیگر‬
‫را تقویت کردند‪ :‬دولت‪ ،‬امکان اعمال حاکمیت بر نفت را‬
‫فراهم ساخت و نفت‪ ،‬منابع لازم برای گسترش دولت را‬

                                    ‫تأمین کرد‪.‬‬
‫این همان حلقهای بود که در سالهای بحران دولت‬
‫مصدق شکسته باقی ماند‪ .‬دولت میخواست حاکمیت خود‬
‫را بر نفت اعمال کند‪ ،‬اما ابزارهای کافی اقتصادی‪ ،‬فنی و‬
‫بینالمللی برای اجرای آن نداشت‪ .‬در دوران بعد‪ ،‬این ابزارها‬
‫به تدریج ساخته شدند و در سال ‪ ۱۳۵۲‬به مرحلهای رسیدند‬
‫که ایران توانست ساختار کنسرسیوم را به سود شرکت ملی‬

                               ‫نفت تغییر دهد‪.‬‬

        ‫بخش سیزدهم) از نفت ملی تا ملت قدرتمند‬             ‫حضور شاهنشاه آریامهر و جمشید آموزگار در نشست سالانه اوپک سال ‪۱۳۵۳‬‬
‫اهمیت سیاست نفتی آریامهر را نباید تنها با میزان افزایش‬
‫درآمدها سنجید‪ .‬دستاورد اصلی آن دوره‪ ،‬تغییر موقعیت‬         ‫ایران در استخراج‪ ،‬تولید‪ ،‬پالایش و رساندن نفت به بازارهای‬  ‫نزاع تاریخی بر سر نفت را میتوان نزاع میاِِن ناسیونالیسِِم‬
                                                          ‫جهانی ناشی میشد‪ .‬در مقابل‪ ،‬نیروهای مخالف دولت این‬         ‫ابزاری و میهن پرستی با رویکرد صیانت از منافع ملی‬
                       ‫ایران در زنجیره قدرت بود‪.‬‬          ‫مطالبه را به محور رقابت برای به دست گرفتن قدرت اجرایی‬
‫در آغاز بحران نفت‪ ،‬دولت بریتانیا میتوانست با تحریم‬        ‫بدل کردند و پس از ترور رزمآرا‪ ،‬با روی کار آمدن دولت‬                                            ‫دانست‪.‬‬
‫و شبکه شرکتهای نفتی‪ ،‬صادرات ایران را تقریبا متوقف‬         ‫مصدق و اجرای سیاست ملیشدن صنعت نفت‪ ،‬کشور‬                  ‫در فقرهی نخست‪ ،‬ناسیونالیسم در لحظه اعتراض شکل‬
‫کند‪ .‬دو دهه بعد‪ ،‬دولتهای غربی و شرکتهای بزرگ‬              ‫درگیر بحرانی شد که مدیریت آن هزینههای سنگینی بر‬           ‫میگیرد‪ .‬دشمن خارجی مشخص میشود‪ ،‬احساسات عمومی‬
‫ناچار بودند درباره قیمت‪ ،‬تولید و دسترسی به نفت با ایران‬                                                             ‫بسیج میگردد‪ ،‬یک رهبر به نماد مقاومت تبدیل میشود و‬
‫مذاکره کنند‪ .‬در آغاز دهه ‪ ،۱۳۳۰‬کارشناسان خارجی درباره‬                    ‫اقتصاد و منافع ملی ایران تحمیل کرد‪.‬‬        ‫مشروعیت سیاسی از رویارویی با بیگانه به دست میآید‪.‬‬
‫توانایی ایرانیان برای اداره صنعت نفت تردید میکردند؛ در‬    ‫میتوان قرارداد کنسرسیوم را محدود و نامطلوب دانست‬          ‫نقطه قوت این نوع ناسیونالیسم‪ ،‬قدرت بسیجکنندگی آن‬
‫دهه ‪ ،۱۳۵۰‬شرکت ملی نفت ایران عملیات اصلی صنعت‬             ‫و همزمان دید که همین قرارداد‪ ،‬مرحلهای گذرا برای‬           ‫است؛ اما نقطه ضعفش آن است که اغلب برای روز پس از‬
‫را مدیریت میکرد و در پروژههای بینالمللی حضور داشت‪.‬‬
‫این تغییر را نمیتوان صرفا نتیجه افزایش طبیعی تقاضای‬                               ‫بازسازی صنعت نفت بود‪.‬‬                                   ‫پیروزی برنامهای روشن ندارد‪.‬‬
‫جهانی دانست‪ .‬حاصل ایجاد ظرفیت ملی‪ ،‬پیگیری سیاسی‬           ‫در این میان‪ ،‬میتوان گفت که برای مصدق‪ ،‬ملیشدن‬              ‫در فقرهی دوم‪ ،‬میهنپرستی برپایه صیانت از منافع ملی‬
‫و ارادهای بود که نفت را به موضوعی حاکمیتی تبدیل کرد‪.‬‬      ‫نفت به مهمترین پروژه سیاسی دولت او بدل شد؛ اما برای‬       ‫نه در لحظه اعتراض‪ ،‬بلکه در استمرار دولت معنا مییابد‪.‬‬
‫محمدرضا شاه نه از موضع انزوا‪ ،‬بلکه از درون نظام‬           ‫محمدرضا شاه‪ ،‬نفت هرگز هدف نبود‪ ،‬بلکه وسیلهای برای‬         ‫دولت باید قرارداد را تغییر دهد‪ ،‬متخصص تربیت کند‪ ،‬بازار‬
‫جهانی برای تغییر آن به سود ایران عمل کرد‪ .‬او میدانست‬      ‫تحقق هدفی بزرگتر به نام قدرت ملی ایران بود‪ .‬از همین‬       ‫بسازد‪ ،‬درآمد را مدیریت کند‪ ،‬ارتش ایجاد کند و در توازن‬
‫ایران برای توسعه به فناوری‪ ،‬سرمایه‪ ،‬بازار و رابطه با‬      ‫رو‪ ،‬او واقعیتهای اقتصاد و سیاست بینالملل را آنگونه که‬     ‫جهانی قدرت جایگاهی برای کشور به دست آورد‪ .‬این‬
‫کشورهای صنعتی نیاز دارد؛ اما این نیاز را به معنای تسلیم‬   ‫بودند پذیرفت‪ ،‬در همان عرصه وارد رقابت شد‪ ،‬قواعد بازی‬      ‫رویکرد ممکن است کمتر شاعرانه و کمتر هیجانانگیز باشد‪،‬‬
‫در برابر خواستههای آنان نمیدانست‪ .‬سیاست او‪ ،‬همکاری‬        ‫را به سود ایران تغییر داد و درآمدهای نفتی را به پشتوانه‬
‫همراه با چانهزنی بود؛ نه دشمنی دائمی و نه اطاعت دائمی‪.‬‬    ‫توسعه‪ ،‬نوسازی و افزایش نفوذ بینالمللی کشور تبدیل کرد‪.‬‬                           ‫اما با نتیجه سنجیده میشود‪.‬‬
‫این همان رویکردی است که میتوان آن را ناسیونالیسم‬                                                                    ‫ملیگرایی مصدقی‪ ،‬نفت را به نماد تظاهر به استقلال‬
‫واقعگرا نامید‪ :‬شناخت محدودیتها‪ ،‬استفاده از فرصتها‬                   ‫بخش دوازدهم) نفت و مفهوم دولت ملی‬               ‫تبدیل کرد ( حال آنکه تاریخ گواه وابستگی همه جانبه‬
                                                          ‫تاریخ نه دادگاه تقدیس است و نه مراسم نفرت‪ .‬تاریخ‬          ‫دولت مصدق‪ ،‬جبهه ملی و حزب توده به اتحاد جماهیری‬
                     ‫و افزایش تدریجی قدرت ملی‪.‬‬
‫بخش چهاردهم) جمهوری اسلامی؛ از سلاح نفت تا‬                                 ‫محل سنجش تصمیم و نتیجه است‪.‬‬                                              ‫شوروی است)‪.‬‬
                                                          ‫بر همین پایه‪ ،‬مسئله اصلی این مقاله‪ ،‬در نهایت‪ ،‬نه‬          ‫ملیگرایی پهلوی کوشید نفت را به ابزار اقتدار تبدیل کند‪.‬‬
                              ‫گروگانگیری نفت‬              ‫موضوع ملی شدن صنعت نفت است و نه حتی خوِ ِد نفت‬
‫مقایسه کارنامه پهلوی با جمهوری اسلامی‪ ،‬معنای سیاست‬        ‫به مثابه سلاحی کارآمد که میتواند حتی صاحب خود را‬                         ‫اولی پرسید‪ :‬نفت متعلق به کیست؟‬
‫نفتی آریامهر را روشنتر میکند‪ .‬حکومتی که در سال ‪۱۳۵۷‬‬                                                                 ‫دومی ناگزیر بود پاسخ دهد‪ :‬نفت چگونه باید اداره شود‪،‬‬
‫با ادعای استقلال و مبارزه با سلطه خارجی قدرت را تصرف‬                                     ‫خلع سلاح بکند‪.‬‬             ‫با چه قیمتی فروخته شود و به چه قدرتی برای ایران تبدیل‬
‫کرد‪ ،‬در عمل نفت را از ابزار توسعه ملی به منبع تأمین بقای‬                             ‫مسئله‪ ،‬دولت است‪.‬‬
                                                          ‫کشوری ممکن است دارای ثروت طبیعی باشد‪ ،‬اما دولت‬                                                   ‫گردد؟‬
                    ‫ایدئولوژیک خود تبدیل ساخت‪.‬‬            ‫نداشته باشد‪ .‬ممکن است قانونی ملیگرایانه تصویب کند‪،‬‬        ‫این دو مرحله میتوانستند مکمل یکدیگر باشند؛ اما‬
‫درآمد نفت به جای آنکه پشتوانه صنعتیشدن‪ ،‬رفاه‪ ،‬امنیت‬       ‫اما ابزار اجرای آن را در اختیار نداشته باشد‪ .‬ممکن است‬     ‫روایت سیاسی بعدی آنها را به دشمنان آشتیناپذیر تبدیل‬
                                                          ‫علیه نفوذ خارجی بشورد‪ ،‬اما در اثر بیثباتی داخلی‪ ،‬بیش از‬   ‫کرد‪ .‬هواداران مصدق کوشیدند تمام مفهوم استقلال نفتی را‬
     ‫و افزایش منزلت ایرانیان باشد‪ ،‬صرف جنگهای‬                          ‫پیش در معرض دخالت خارجی قرار گیرد‪.‬‬           ‫در شخص او خلاصه کنند و هر دستاورد بعدی را یا نادیده‬
                                                                                                                    ‫بگیرند یا محصول ناگزیر همان رویداد معرفی کنند‪ .‬در‬
                                                                                                                    ‫مقابل‪ ،‬برخی منتقدان مصدق نیز اصل مل ‌یشدن و حمایت‬
   22   23   24   25   26   27   28   29   30   31   32