Page 28 - (کیهان لندن - سال چهل و دوم ـ شماره ۵۷۴ (دوره جديد
P. 28
حسادت؛ آینهای که بخش شانزدهم) فرجام سخن؛ نفت به عنوان صورت صفحه 28شماره ۲۰۴۰
ناکامیهای پنهان مادی حاکمیت ملی جمعه ۱۶تا پنجشنبه ۲۲امرداد 14۰۵
گروههای ایدئولوژیک
را نشان میدهد نفت در دوران محمدرضا شاه پهلوی ،صرفا چاهی در نیابتی ،دستگاه سرکوب ،برنامههای پرهزینه نظامی،
خوزستان یا عددی در بودجه کشور نبود .صورت مادی فساد ساختاری و تأمین مالی شبکههای فرامرزی شد.
=جایگاه و اعتبار اجتماعی شاهزاده رضا پهلوی صرفا جمهوری اسلامی نه تنها نتوانست از جایگاه نفتی ایران
محصول ادعای شخصی او نیست؛ بلکه بر پایه اعتماد و حاکمیت ملی ایران بود. پاسداری کند ،بلکه با سیاست خارجی ستیزهجویانه ،تحریم
حمایتی شکل گرفته است که طی سالهای گذشته اکثریت هنگامی که دولت ایران توانست درباره تولید تصمیم
جامعه در داخل کشور و چه در میان جامعه ایرانی بگیرد ،قیمت را به چالش بکشد ،شرکتهای خارجی را از و انزوای کشور را به وضعیتی دائمی بدل ساخت.
دیاسپورا ،به او واگذار کردهاند .این سرمایه اجتماعی حاصل ادارهکننده به خریدار تبدیل کند ،در اوپک نقشآفرینی پهلوی نفت را به بازار جهانی میبرد تا ایران را قدرتمند
یک فرآیند تدریجی بوده است که در آن ثبات ،تداوم کند و درآمد نفت را در خدمت ساختن کشور قرار دهد، کند؛ جمهوری اسلامی نفت را پنهانی و با تخفیف میفروشد
حضور ،توانایی امیدبخشی ،ظرفیت ایجاد همگرایی نقش ناسیونالیسم از سطح احساس به عرصه قدرت منتقل شد.
آریامهر فقید اهمیت نفت را نه در ستایش و تسلیح ایران تا ساختار قدرت خود را زنده نگه دارد.
تعیین کنندهای ایفا کردهاند. به این منبع زیرزمینی برای باجگیری یا برانگیختن احساسات در دوران آریامهر ،اختلاف با غرب بر سر سهم بیشتر
= از آنجایی که شاهزاده رضا پهلوی به مهمترین رهبر عمومی میدید ،بلکه در ساختن آینده با به کارگیری عقلانی ملت ایران ،قیمت عادلانهتر و اختیار گستردهتر دولت ملی
دوران گذار تبدیل شده است ،بهطور طبیعی از طرف این سلاح مؤثر تصویر میکرد .او میدانست که ذخایر نفت بود .در جمهوری اسلامی ،اختلاف با جهان نتیجه پروژهای
مخالفان و رقیبان سیاسی مورد حسادت قرار میگیرد .از پایانپذیرند و ارزش واقعی آنها در این است که پیش از ایدئولوژیک است که منافع ملت ایران را در خدمت بقای
همین رو ،برخی جریانهای سیاسی یا ایدئولوژیک سعی بر پایانیافتن ،به صنعتی پایدار ،نیروی انسانی آموزشدیده،
آن دارند و میکوشند نقش تعیینکننده او در دوران گذار رژیم قربانی میکند.
را به چالش بکشند یا خدشهدار کنند .دشمنیورزیهایی امنیت ملی و اقتصادی متنوع تبدیل شوند. نفتی که میتوانست سرمایه نسلهای آینده باشد ،به
که نه سرچشمه عقلانی ،بلکه بازتاب عدم توانایی و کتاب پادشاهان نفت ،پیامهای «روز نفت» و اسناد گروگان حکومتی تبدیل شده است که نه برای اقتصاد
راهکارمحوری خود نیروهای تخریبگر است .حسادتی که مذاکرات ایران با کنسرسیوم ،تصویری از پادشاهی نشان جهانی برنامهای دارد و نه برای اقتصاد ملی .ایران ،با یکی از
ریشه در ناکامی یا ناتوانی خودحقپنداران ایدئولوژیک میدهند که در برابر شرکتهای نفتی و دولتهای غربی بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان ،با کمبود انرژی ،فرسودگی
تنها به اعتراض بسنده نکرد؛ قواعد مذاکره را آموخت، زیرساخت ،آلودگی ،خامفروشی و ناتوانی در جذب سرمایه
دارد. ظرفیت دولت را افزایش داد ،توازن بازار را تغییر داد و
=«خودشیفتگی ایدئولوژیک گروهی» و «نخبهگرایی روبرو ست.
ایدئولوژیک» ،در کنار عوامل متعدد اجتماعی ،ساختار سرانجام اختیار عملی نفت را به ایران بازگرداند. این وضع نشان میدهد که مالکیت اسمی بر نفت ،بدون
مذهبی و سیاست جهانی ،موجب بوجود آمدن طوفان از این منظر ،ناسیونالیسم ایرانی در دوران پهلوی نه دولت ملی ،نه استقلال میآورد و نه رفاه .جمهوری اسلامی
۱۳۵۷گردید .انقلابی که وعده آب و برق مجانی داد و فریادی علیه جهان ،بلکه کوششی برای یافتن جایگاه شایسته از همه شرکتهای خارجی مستقل نیست؛ از منافع ملت
در عمل به استقرار یکی از سرکوبگرترین نظامهای سیاسی
ایران در جهان بود. ایران مستقل شده است.
معاصر انجامید و مردم را بیآب و برق و ب یخانمان کرد. تفاوت این دو رویکرد را میتوان در یک جمله خلاصه
=چنانچه این حسادت را از زوایای متفاوت مورد بررسی بخش پانزدهم) بازگرداندن «روز نفت» به حافظه ملی
قرار دهیم ،آشکار میشود که این خشم پنهان ریشه در کرد: «روز نفت» میتواند فرصتی برای بازپسگیری تاریخ
ناکامی درونی و ترس از دست دادن کنترل بر شرایط دارد؛ پوپولیسم نفت را به پرچم تصرف قدرت تبدیل کرد؛ از انحصار روایتهای سیاسی باشد .این روز نباید حذف
کنترلی که در طی سالها و دهههای گذشته کوشیدهاند ملیشدن نفت از حافظه ایرانیان باشد و نه تکرار بیپایان
از طریق استفاده از شبکههای اجتماعی و پروپاگاندای پهلوی نفت را به ابزار ساختن قدرت ملی بدل ساخت.
ملیشدن مالکیت ،بدون ملیشدن مدیریت ،بازار ،دانش، افسانهای که تمام تاریخ را در یک نام خلاصه میکند.
نادرست ،با انتشار تصویری کاذب ،آن را محافظت کنند. درآمد و تصمیمگیری ،نیمهتمام میماند .آنچه آریامهر در روز نفت باید روز پرسش از کارنامه باشد:
=افزایش روزافزون محبوبیت شاهزاده رضا پهلوی، دهههای ۱۳۴۰و ۱۳۵۰دنبال کرد ،تکمیل همین مسیر بود: چه کسی سهم ایران را افزایش داد؟
همراه با راهکارهای شفاف ،امیدبخش و سازندهای که او گذار از اعلام حق ایران بر نفت ،به اعمال قدرت ایران از
برای ساختن آیندهای روشن و فراهم آوردن کیفیت زندگی چه کسی شرکت ملی نفت را به نهادی عملیاتی تبدیل
بهتر ارائه میدهد ،موجب افزایش اعتبار و اعتماد اجتماعی راه نفت. کرد؟
از این رو« ،روز نفت» تنها یادآور آن نیست که منابع
نسبت به او شده است. زیرزمینی ایران به ملت ایران تعلق دارد .یادآور حقیقتی چه کسی قرارداد کنسرسیوم را کنار گذاشت؟
چه کسی ایران را در بنیانگذاری و تقویت اوپک به
بازیگری اثرگذار تبدیل کرد؟
چه کسی قیمت نفت را به مسئله عدالت میان کشورهای
چرا محبوبیت شاهزاده رضا پهلوی خشمی پنهان ایجاد
کرده است؟
دکترمحمد طباطبایی و دکتر عباس جباریان * -اکنون که دشوارتر و مهمتر است: تولیدکننده و صنعتی بدل ساخت؟
جامعه ایران در یکی از حساسترین و بحرانیترین مقاطع ثروت ملی زمانی واقعا ملی میشود که در دست دولتی چه کسی نفت را به سرمایهگذاری صنعتی ،زیرساخت،
تاریخی و سیاسی خود قرار دارد ،نقش مسئولانه ،دلسوزانه ملی ،کارآمد و آیندهنگر ،به امنیت ،رفاه ،دانش و اقتدار
و عملگرایانه شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان معتبرترین رهبر ارتش ،آموزش و جایگاه بینالمللی ایران پیوند زد؟
دوران گذار بیش از گذشته پراهمیتتر و پررنگتر است .در ملت تبدیل شود. و چه حکومتی ،پس از سال ،۱۳۵۷این میراث را به ابزار
چنین شرایطی وجود شخصیتی که بتواند اعتماد عمومی را و این ،جوهر سیاست نفتی محمدرضا شاه پهلوی و معنای
تقویت کند ،و زمینه همگرایی نیروهای گوناگون را فراهم تاریخی پیوند میان آریامهر ،نفت و ناسیونالیسم ایرانی بقا ،فساد ،جنگ و انزوا تبدیل کرد؟
پاسخ به این پرسشها ،ما را از ناسیونالیسم اسطورهای به
آورد ،بیش از هر زمان دیگری اهمیتی دوچندان یافته است. ناسیونالیسم تاریخی میرساند؛ از شیفتگی به یک شعار ،به
نویسنده :دکتر بهزاد پرنیان
سنجش یک کارنامه.

