«محور توهم»‌: همکاری روسیه و جمهوری اسلامی برای فریب ترامپ

- در مقاله‌ای تحلیلی منتشرشده در وبسایت The Hill، نویسنده با بهره‌گیری از داده‌ها، روندهای تاریخی و تحلیل ژئوپلیتیک، به بررسی استراتژی هماهنگ و پیچیده‌ای میان روسیه و جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد که هدف آن بهره‌برداری از تمایل رئیس‌ جمهور دونالد ترامپ به کسب پیروزی‌های دیپلماتیک سریع در سال ۲۰۲۵ است.
- روسیه با سیگنال‌هایی مبنی بر آمادگی برای مذاکره درباره اوکراین، درواقع به دنبال خرید زمان برای بازسازی توان نظامی، تحکیم کنترل بر مناطق اشغالی و تضعیف عزم غرب است. در همین حال، رژیم حاکم بر ایران با اعلام آمادگی ظاهری برای گفتگوهای هسته‌ای، برنامه هسته‌ای خود را شتاب داده و نفوذ منطقه‌ای‌اش را از طریق نیروهای نیابتی مانند حزب‌الله و حوثی‌ها گسترش می‌دهد.
- در جمع‌بندی تحلیلی که The Hill منتشر کرده، این هشدار استراتژیک ارائه می‌شود: در جهانی پیچیده و پرآشوب، دیپلماسی نمایشی و راهبردهای ساده‌انگارانه نه‌تنها به صلح منجر نمی‌شوند، بلکه آمریکا را به ابزاری در دست رقبای ژئوپلیتیک آن تبدیل می‌کنند. برای گریز از این دام، ایالات متحده نیازمند رویکردی واقع‌گرایانه است که بر دیپلماسی حرفه‌ای، حفظ فشار اقتصادی و نظامی، تقویت اتحادها و هوشیاری در برابر فریب‌های دیپلماتیک استوار باشد.

دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۱۲ مه ۲۰۲۵


در مقاله‌ای تحلیلی منتشرشده در وبسایت The Hill، نویسنده با بهره‌گیری از داده‌ها، روندهای تاریخی و تحلیل ژئوپلیتیک، به بررسی استراتژی هماهنگ و پیچیده‌ای میان روسیه و جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد که هدف آن بهره‌برداری از تمایل رئیس‌ جمهور دونالد ترامپ به کسب پیروزی‌های دیپلماتیک سریع در سال ۲۰۲۵ است. این مقاله استدلال می‌کند که مسکو و تهران، نه با هدف حل واقعی بحران‌ها، بلکه با طراحی نمایشی دیپلماتیک، به دنبال پیشبرد منافع ژئوپلیتیک خود و تضعیف جایگاه جهانی ایالات متحده هستند.

دونالد ترامپ با آغاز دومین دوره ریاست‌ جمهوری‌اش، وعده‌های جسورانه‌ای مطرح کرد: پایان دادن به جنگ اوکراین «ظرف ۲۴ ساعت» و دستیابی به توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی بجای برجام. این وعده‌ها، اگرچه برای هوادارانش جذاب بود، اما همانطور که مقاله تأکید می‌کند، نشان‌دهنده رویکردی معامله‌محور و ساده‌انگارانه به سیاست خارجی است. در این فضا، کرملین و تهران با درک دقیق از سبک شخصی ترامپ و اشتیاق او به موفقیت‌های رسانه‌ای، تله‌هایی دیپلماتیک طراحی کرده‌اند که ظاهری از پیشرفت دارند اما در باطن، منافع آمریکا را به خطر می‌اندازند.

روسیه با سیگنال‌هایی مبنی بر آمادگی برای مذاکره درباره اوکراین، درواقع به دنبال خرید زمان برای بازسازی توان نظامی، تحکیم کنترل بر مناطق اشغالی و تضعیف عزم غرب است. در همین حال، رژیم حاکم بر ایران با اعلام آمادگی ظاهری برای گفتگوهای هسته‌ای، برنامه هسته‌ای خود را شتاب داده و نفوذ منطقه‌ای‌اش را از طریق نیروهای نیابتی مانند حزب‌الله و حوثی‌ها گسترش می‌دهد. مقاله با استناد به شواهد تاریخی یادآور می‌شود که این تاکتیک‌ها تازگی ندارند؛ از توافقات مینسک که به ابزاری برای فشار بر اوکراین تبدیل شد تا مذاکرات برجام که رژیم ایران از آن برای کسب امتیازات اقتصادی بدون توقف کامل فعالیت‌های هسته‌ای بهره برد، از این دست هستند.

یکی از نقاط ضعف کلیدی که مقاله به آن اشاره دارد، انتصاب استیو ویتکاف، یک تاجر املاک و مستغلات بدون تجربه دیپلماتیک، به‌ عنوان فرستاده ویژه ترامپ برای این مذاکرات است. این انتخاب، که ریشه در روابط شخصی ویتکاف با رئیس‌ جمهور دارد، به مسکو و تهران فرصتی طلایی داده تا با ارسال پیام‌های گمراه‌کننده و بهره‌گیری از بی‌تجربگی او، مذاکرات را به نفع خود هدایت کنند. ایگور دسیاتنیکوف نویسنده‌ی این مقاله‌ی تحلیلی هشدار می‌دهد که این تصمیم، دیپلماسی آمریکا را به ابزاری در دست رقبا تبدیل کرده است.

دسیاتنیکوف استراتژیست سیاست کلان بین‌المللی و مسائل ژئوپلیتیک ساکن آمریکاست و در حال تکمیل تحصیلات عالی و تکمیلی خود در رشته علوم سیاسی و امنیت بین‌الملل با تمرکز بر جهان پس از اتحاد شوروی در دانشگاه هاروارد است و با «ژئو پلیتیکال مانیتور» نیز در زمینه سیاست خارجی و مسائل امنیتی همکاری می‌کند. او در پایان تحلیل خود استدلال می‌کند که افتادن در دام «توهم توافق» تبعاتی فراتر از اوکراین و برنامه هسته‌ای ایران خواهد داشت. مشروعیت‌ بخشیدن به الحاق اراضی اوکراین به روسیه، تشدید رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه، تضعیف اتحادهای غربی مانند ناتو، و ارسال سیگنال ضعف به قدرت‌های تجدیدنظرطلب مانند چین، تنها بخشی از پیامدهای این مسیر خطرناک هستند. چنین نتایجی نه‌تنها اعتبار آمریکا را خدشه‌دار می‌کنند، بلکه نظم بین‌المللی مبتنی بر نظام حقوقی موجود را نیز به مخاطره می‌اندازند.

در جمع‌بندی تحلیلی که The Hill منتشر کرده، این هشدار استراتژیک ارائه می‌شود: در جهانی پیچیده و پرآشوب، دیپلماسی نمایشی و راهبردهای ساده‌انگارانه نه‌تنها به صلح منجر نمی‌شوند، بلکه آمریکا را به ابزاری در دست رقبای ژئوپلیتیک آن تبدیل می‌کنند. برای گریز از این دام، ایالات متحده نیازمند رویکردی واقع‌گرایانه است که بر دیپلماسی حرفه‌ای، حفظ فشار اقتصادی و نظامی، تقویت اتحادها و هوشیاری در برابر فریب‌های دیپلماتیک استوار باشد. تنها با چنین استراتژی‌ای می‌توان جایگاه جهانی آمریکا را حفظ کرد و از تبدیل پیروزی‌های ظاهری به شکست‌های استراتژیک جلوگیری نمود.

*منبع:‌ The Hill
*ترجمه و تنظیم: دیوید اعتباری

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۱ / معدل امتیاز: ۴٫۲

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=376542