جلال حیدری نژاد – اسراییل به عنوان کشور عضو سازمان ملل و پذیرفته شده از سوی دیگر سازمانهای جهانی حق دارد به هر شیوه که میتواند از منافع ملی خودش دفاع کند. و این البته حق تمام کشورهاست. و همه کشورها نیز بر همین روال و شیوه هستند. همانگونه که جمهوری اسلامی با نفوذ و هزینه کردن در لبنان و غزه و سوریه و عراق و یمن ، ونزوئلا، آفریقا و…مدعی بود که برای منافع ایران (در حقیقت منافع مافیا) تلاش میکند. پس نمیتوان از اصل تلاش برای منافع ملی انتقاد کرد و یا کشوری را سرزنش کرد. اما در نزاع میان اسراییل و حکومت مافیا، اسراییل توانسته بدون رجز و بدون ادعا در بنیاد و بنیان هستی حکومت مافیا رسوخ و نفوذ کند و مستقیم و غیرمستقیم آنان را به سمت و سویی ببرد که هرگونه اظهار نظر و یا واکنش حکومت مافیا به نفع منافع ملی اسراییل باشد. برای اینکه ببینیم حکومت مافیا و شبکه نفوذ که از نظر من از صدر حکومت آغاز و تا انتها ادامه دارد چگونه به اسراییل پاس داده و میدهد به این فهرست کوتاه توجه کنید.
اگر جمهوری اسلامی نبود:
یکم/ سخنی از پیمان ابراهیم به معنای نزدیک شدن کشورهای عربی به اسراییل متولد نمیشد.
دوم/ اسراییل نمیتوانست مدام به شهرکسازی بپردازد و نوار غزه مستمرا باریک و ویرانتر نمیشد.
سوم/ لبنان با پولهای ایران و به وسیله حزبالله تضعیف و منفعل نشده و مانند یک کارت بیاهمیت بازی در دستان جمهوری اسلامی قرار نمیگرفت.
چهارم/ هستهها و سازمانهای اصلی فلسطین مانند ساف و فتح وگردانهای رزمی بیشمار که ریشه در مردم فلسطین داشت و در آنها از پولهای جمهوری اسلامی خبری نبود، تضعیف نشده و کل مسئله فلسطین به حزبالله و حماس که فقط با پول جمهوری اسلامی سرپا هستند خلاصه نمیشد.
پنجم/ وقتی هستههای مقاومت مردمی فلسطینی با آمدن پول جمهوری اسلامی به محاق رفتند و حماس و حزبالله به گونهای مصنوعی تولید و حمایت شدند و با توجه به سطح نفوذ بسیار عمیق و شدید و دقیق اسراییل در نهادهای اطلاعاتی و تصمیمگیری و استراتژیک جمهوری اسلامی، در حقیقت به صورتی ساده و غیرمستقیم این نهادهای مقاومت دستساز در خدمت اهداف اسراییل حرکت کرده و میکنند به واسطهی جمهوری اسلامی. داستان پیجرهایی که از ایران خریداری و در اختیار حزبالله قرار گرفت یکی از هزاران است که برملا شده است.
ششم/ همگرایی و حمایت از اسراییل در سطح جهانی هیچوقت به چنین سطح بالایی نمیرسید.
هفتم/ و اخرین پرده و پاس گل جمهوری اسلامی و شبکه نفوذ اینست که بهانه به دست اسراییل بدهد برای جنگ و تخریب و ویرانی بیشتر. برای تضعیف کردن بیشتر ایران. برای هدر رفتن سرمایههای مادی و معنوی ایران.
شما میتوانید به این سیاهه دهها مورد دیگر اضافه کنید.
ولی حتی یک مورد نمیتوانید پیدا کنید که جمهوری اسلامی موجب عقب زدن اسراییل شده باشد. اما دهها مورد هست که حرف و عمل جمهوری اسلامی در برابر اسراییل بهانهای شده است برای غارت منابع ایران توسط حکومت و منافع ملت ایران بر باد رفته و ملت ایران ضرر کردهاند.
سیاست و کنش سیاسی با شعار و ادعا سنجیده نمیشود بلکه میوه و ثمره یک شعار و کنش نشان میدهد که شما وابسته به کجا هستید و چه در ذهن پنهان داریدو زبان شما برای منافع چه کسی باز میشود. و تعریف نفوذی دقیقا همین است. یعنی کسی و یا کسانی که به گونهای حرف میزنند و عمل میکنند که منافع دشمنان تامین میشود. به این ترتیب واضح و روشن است که در همه این سالها شبکه نفوذ چه کسانی بودهاند و هنوز نیز به اسرائیل پاسِ گل میدهند.
اسراییل و هر کشوری حق دارد با شیوههایی از منافع ملی خودش دفاع کند و نفوذ هم یک شیوه است. نفوذی دقیقا کسی ست که قدرت تصمیمگیری و تاثیرگذاری دارد و به گونهای حرف میزند و عمل میکند که منافع دیگران تامین میشود! نفوذی یعنی چهرهای آشنا با شعارهای توخالی و ادعاهای بیهوده واز بین بردن هزارمیلیارد دلار سرمایه ملت و ضعیف کردن یک کشور هشتاد میلیونی به گونهای که آسمانش را یک کشور ده میلیونی تسخیرکرده باشد!
*جلال حیدری نژاد دانشآموخته جامعهشناسی از دانشگاه تهران و ساکن کانادا

