پایههای شعار سیاسی رئیس جمهوری ایالات متحده «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»، بر سر توافقی که از سوی منتقدان به «سیاست دلجویی و مماشات با نازیها» تشبیه شده است، دچار شکاف و چنددستگی شده است.

حامیان و متحدان سیاسی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، بر سر احتمال دستیابی به توافقی با جمهوری اسلامی ایران دچار اختلاف نظر و چند دستگی شدهاند. اختلافی که نشانههایی از شکاف در پایگاه سیاسی جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا باز گردانیم» را آشکار کرده است.
برخی از منتقدان این توافق، آن را با سیاست «مماشات با نازیها» در آستانه جنگ جهانی دوم مقایسه کرده و هشدار دادهاند که هرگونه مصالحه با جمهوری اسلامی میتواند پیامدهای خطرناکی برای امنیت و منافع غرب به همراه داشته باشد. در مقابل گروهی دیگر معتقدند که دستیابی به یک توافق میتواند راهی برای مهار تنشها و جلوگیری از درگیریهای گستردهتر در خاورمیانه باشد.
این اختلافنظرها باعث شده که بخشی از پایگاه سیاسی ترامپ که تاکنون در بسیاری از مسائل سیاست خارجی از مواضع او حمایت کرده بود، در برابر احتمال توافق با تهران، مواضع متفاوتی اتخاذ کند. بعضی از چهرههای برجسته جریان «عظمت را دوباره به آمریکا باز گردانیم» هرگونه توافق با جمهوری اسلامی را نشانه ضعف دانستهاند. در حالیکه عدهای دیگر آن را اقدامی عملگرایانه برای پیشبرد منافع آمریکا ارزیابی میکنند.
متحدان دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، یکی پس از دیگری به انتقاد از توافق صلح او با رژیم ایران پرداختهاند.
چهرههایی از حزب جمهوریخواه و ائتلاف سیاسی «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» نسبت به یادداشت تفاهمی که روز چهارشنبه به امضای رئیس جمهوری رسید، اعتراض کردهاند.
از سناتورهای جمهوریخواه گرفته تا مفسران شبکه «فاکس نیوز»، این توافق را محکوم کردهاند. توافقی که ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری (۲۲۰ میلیارد پوندی) را برای «بازسازی» ایران در برمیگیرد و همچنین با آزادسازی داراییهای مسدود شده و لغو تحریمهای نفتی، میلیاردها دلار دیگر را در اختیار جمهوری اسلامی قرار خواهد داد.
برخی از محافظهکاران از این موضوع اظهار خرسندی میکنند که جنگی که با مسدود شدن تنگه هرمز از سوی رژیم ایران موجب آشفتگی اقتصادی گسترده شده بود، پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر رو به پایان است.
اما گروهی دیگر این توافق را با سیاست مماشات قدرتهای غربی در برابر آلمان نازی در دهه ۱۹۳۰ میلادی مقایسه کردهاند. سیاستی که منتقدان آن را یکی از عوامل جسورتر شدن آدولف هیتلر و در نهایت آغاز جنگ جهانی دوم میدانند. آنها هشدار میدهند که امتیازدهی به جمهوری اسلامی ممکن است پیامدهای مشابهی در پی داشته باشد.
مارک لوین، مفسر محافظهکار آمریکایی که بارها مورد ستایش دونالد ترامپ قرار گرفته و به مراسم «حنوکا» در دسامبر در کاخ سفید دعوت شده بود، از سوی ترامپ با عنوان «مارک لوین بزرگ» معرفی شد.
او از زمان آغاز بمبارانها در تهران در ۲۸ فوریه، به یکی از پر سر و صداترین حامیان ترامپ تبدیل شد و تلاش کرد از سیاستهای ریاست جمهوری آمریکا در برابر بخش فزایندهای از هواداران جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا برگردانیم» که نسبت به ادامه درگیریها و سیاستهای دولت بدبین شده بودند، دفاع کند.
او با حضور در برنامههای تلویزیونی، شبکههای اجتماعی و رسانههای محافظهکار، استدلال میکرد که اقدامات ترامپ در قبال رژیم ایران در راستای منافع امنیتی آمریکا و متحدانش قرار دارد و از پایگاه سیاسی رئیس جمهوری میخواست از این سیاستها حمایت کند.
اما آقای لوین در عین حال به همفکران محافظهکار خود هشدار داد. او در یکی از پیامهای متعدد خود در شبکههای اجتماعی که در انتقاد از این توافق منتشر کرد نوشت: «وقتی گرد و غبار فرو بنشیند، مردم آمریکا خشمگین خواهند شد.»
وی افزود: «در حالی که ما بندها و مفاد یاداشت تفاهم را برای یافتن تضمینها موشکافی میکنیم، دشمن هیچ اهمیتی نخواهد داد. آنها فقط کار خود را انجام میدهند.»
بسیاری از جمهوریخواهان اساسا به جمهوری اسلامی ایران برای پایبندی به تعهداتش در برایر ایالات متحده اعتماد ندارند. کشوری که رهبران رژیم سالها از آن با عنوان «شیطان بزرگ» یاد کردهاند. در حالی که حکومت ایران همواره مدعی بوده در پی ساخت سلاح هستهای نیست، به غنیسازی اورانیوم در سطوحی بسیار فراتر از نیازهای غیر نظامی، در تأسیسات زیرزمینی ادامه داده است.
چارلی گرو، استراتژیست جمهوریخواه، در گفتگو با روزنامه «تلگراف» گفته: «من به ایرانیها اعتماد ندارم. تا آنجا که به یاد میآورم، آنها به هیچ توافقی پایبند نماندهاند. دستکم این برداشت من است.»
او افزود: «فقط مسئله زمان است تا این توافق از هم بپاشد و با شکست روبرو شود.»
جان کندی، سناتور جمهوریخواه از ایالت لوئیزیانا، نیز ارزیابی مشابهی ارائه کرده است. او روز چهارشنبه گفته: «هیچکس اطمینان ندارد که ایران به تعهداتش عمل خواهد کرد. مگر اینکه توسط یک فرد دائمالخمر در خانه آموزش دیده باشید.»
دونالد ترامپ با وعده پایان دادن به «جنگهای بیپایان» و مداخلات پرهزینه و بینتیجهی آمریکا در خارج از کشور به شهرت سیاسی رسید. معاون او، جیدیونس، نیز یکی از صداهای برجسته گرایش انزواگرایانه در دولت به شمار میرود و از سوی برخی منتقدان متهم شده است که برای پایان دادن به جنگ، حاضر به پذیرش توافق به هر قیمتی بوده است.
با این حال، نتایج اولیه نظرسنجیها نشان میدهد که بخش قابل توجهی از هواداران جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا باز گردانیم» که ونس طی سالهای گذشته برای جلب حمایت آنان تلاش فراوانی کرده است، نسبت به یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی دیدگاهی تردیدآمیز دارند.
بر اساس نظرسنجی تابستانی «مؤسسه ریگان» جمهوریخواهان هوادار جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا باز گردانیم» تغییر حکومت در ایران را بر دستیابی به توافق صلح ترجیح میدهند. در این نظرسنجی ۵۱ درصد از پاسخدهندگان از تغییر رژیم در ایران حمایت کردهاند، در حالیکه تنها ۲۵ درصد طرفدار توافق صلح بودهاند.
این ارقام در میان کل رأیدهندگان جمهوریخواه نیز تقریبا مشابه است و نشان میدهد که تردید نسبت به توافق با جمهوری اسلامی تنها به بخشی از جریان «عظمت را دوباره به آمریکا باز گردانیم» محدود نمیشود، بلکه در میان طیف گستردهتری از محافظهکاران آمریکایی نیز وجود دارد.
راد درهر، نویسنده محافظهکار آمریکایی که از نزدیکان جیدیونس به شمار میرود، در انتخابات سال ۲۰۲۴ به دونالد ترامپ رأی داد. تصمیمی که به گفته او تا حد زیادی به دلیل یکی از اصلیترین وعدههای ترامپ یعنی «پرهیز از جنگهای جدید» بود.
وی روز سه شنبه در خبرنامهای نوشت: «ایالات متحده بدون اینکه به اهداف سیاسی و بنیادین خود دست پیدا کرده باشد، میلیاردها دلار صرف جنگ کرده است. جمهوری اسلامی همچنان ذخایر اورانیوم غنی شده خود را حفظ کرده و آموخته که هر زمان که اراده کند میتواند تنگه هرمز را مسدود سازد و اقتصاد جهانی را به گروگان بگیرد.»
او اضافه کرده: «این یک تحقیر و خفتی با پیامدهای عظیم و سرنوشتساز در ابعاد راهبردی و تاریخی است.»
وی در پایان نوشته: «به نوعی احساس میکنم تحقیر شدهام. زیرا میخواستم ترامپ با تمام کاستیهایش، دوباره رئیس جمهور شود. زیرا بیش از هر سیاستمدار بلند پایه آمریکایی دیگری به او اعتماد داشتم تا کشور را از این جنگهای بیحاصل و ویرانگر دور نگه دارد. حال ببینید چه شد.»
بسیاری از منتقدان بر این باورند که تصمیم دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ، تصمیمی که خود رئیس جمهوری اذعان داشت با هدف جلوگیری از یک فاجعه اقتصادی اتخاذ شده است، شباهتی آشکار به سیاست مماشات با نازیها دارد.
به گفته مارک تیسن، ستون نویس و از مشاوران مورد اعتماد آقای ترامپ، اختصاص صندوقی به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی تهران که دولت آمریکا تأکید دارد منابع آن از سوی متحدان خاورمیانهای تأمین خواهد شد نه از بودجه ایالات متحده، یک فاجعه است.»
او ادامه داده: «این طرح مانند پیشنهاد طرح مارشال برای بازسازی آلمان در زمانی که نازیها هنوز در قدرت بودند، است.»
لیندسی گراهام، یکی از نزدیکترین متحدان دونالد ترامپ در کنگره آمریکا، نیز همین مقایسه را مطرح کرده است. هر چند پس از گفتگو با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده در امور خاورمیانه، از این یادداشت تفاهم حمایت کرد.
بن دومنیک، از چهرههای شناخته شده شبکه «فاکس نیوز»، اظهار داشته «همه چیز در این توافقنامه نامطلوب به نظر میرسد و این توافق نتوانسته هیچ یک از اهدافی را که آقای ترامپ در آغاز این مناقشه ترسیم کرده بود، برآورد سازد.»
اریک اریکسون، از منتقدان اولیه دونالد ترامپ که بعدها از او حمایت کرد نیز اعلام کرده که «رئیس جمهوری آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران تسلیم شده است.»
به گفتهی چارلی کوپر که در دولت جورج دبلیو بوش خدمت کرده است، شماری از جمهوریخواهان بر این باورند که آقای ترامپ میتوانست «برای دستیابی به شرایطی بهتر مقاومت کند» و بهجای آنچه آنان «تسلیم شدن» تلقی میکنند، امتیازات بیشتری بگیرد.
به نظر میرسد برخی از جمهوریخواهان نیز نمیتوانند توافقی را که یادآور توافق باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ با جمهوری اسلامی ایران است را هضم کنند و با آن کنار بیایند. این توافق که با عنوان «برنامه جامع اقدام مشترک» شناخته میشود در ازای کاهش و محدودیت فعالیتهای غنیسازی اورانیوم بخشی از تحریمهای اعمال شده علیه رژیم ایران را لغو میکرد.
مشکل پیچیدهای که رئیس جمهوری آمریکا با آن روبروست این است که برخی از جمهوریخواهان در آستانه بازنشستگی قرار دارند یا اخیرا در انتخابات مقدماتی از رقبای خود شکست خوردهاند. از این رو اهرم فشاری که او پیشتر با تهدید به پایان دادن آیندهی سیاسی آنان در اختیار داشت، تا حد زیادی تضعیف شده است.
سناتور بیل کسیدی از ایالت لوئیزیانا هم اعلام کرده «رونالد ریگان در گور خود آرام نیست و به خود میپیچد.» او این توافق را «برجام+»[برجام پلاس] توصیف کرد.
سناتور تام تیلیس از ایالت کارولینای شمالی نیز گفته «این یادداشت تقاهم، پس از جنگی که حدود ۱۰۰ میلیارد دلار (۷۴ میلیارد پوند) هزینه در برداشت و به کشتهشدن ۱۳ نظامی آمریکایی انجامید، به هیچ وجه کافی و رضایت بخش نیست.
سناتور جان کورتین از ایالت تگزاس که در ماه ژوئن و پیش از شکست خود در انتخابات مقدماتی پیشنهاد داده بود یکی از بزرگراههای اصلی به نام دونالد ترامپ نامگذاری شود، گفته «هر آنچه تاکنون شنیدهام، موجب نگرانی من شده است.»
منبع: تلگراف
ترجمه و تنظیم : کیهان لندن


