سام از ایران – در دل بیابانهای سوزان شبهجزیره عربی، قطر، این امیرنشین کوچک اما پرطمع، به آشیانهای برای تروریستهای کوچک و بزرگ بدل شده؛ از آخوندهای تندرو جمهوری اسلامی گرفته تا گروههایی مثل حماس و اخوانالمسلمین که در سایه سیاستهای زیرکانه و کثیف آن پرورش یافتهاند.
این کشور، با نقشهای شوم، نهتنها به پناهگاهی برای جاهطلبیهای تاریک تبدیل شده، بلکه با افتخار اجازه داده پایگاه نظامی العدید آمریکا در قلب خاکش برپا شود؛ گامی که به نظر میرسد بیشتر برای نوازش تکبر آخوندها و حفظ تعادل شکننده با آنها طراحی شده تا خشمشان را فرو نشاند. راز این بازی دوگانه در گنج پنهان پارس جنوبی نهفته است، میدانی گازی که ایران و قطر آن را شریکاند، اما قطر با چنگ و دندان از آن بهرهبرداری میکند و ثروتی هنگفت به جیب میزند؛ ثروتی که صرف خرید سلاح برای تروریستها، تزریق پول به رسانه پروپاگاندای الجزیره، و تأمین جاهطلبیهایش میشود. قطر انگار دریافته که گاو شیرده جمهوری اسلامی را باید زنده نگه دارد تا خود زنده بماند، و این سیاست پلیدش، با هر بشکه گازی که از خاک ایران میدزدد، عمیقتر میشود.
این امیرنشین، با چشمانی تیزبین که نگاه به منابع ایران دوخته، سالهاست که از گاز پارس جنوبی بیشتر از سهم را برداشت میکند، و این غارتگری را با لبخندی دیپلماتیک پنهان کرده است. درآمدهای نجومیاش صرف حمایت از گروههای افراطی میشود؛ از ارسال کمکهای نقدی به حزبالله لبنان گرفته تا تأمین مالی مخفی عملیات حماس در غزه، و حتی تقویت لابی آخوندها در منطقه. در عین حال، با میزبانی از پایگاه آمریکایی، که جنگندههایش آسمانش را میپیمایند، تلاش میکند غرب را راضی نگه دارد و از فشارهای بینالمللی بگریزد. این بازی دوگانه، اما، ریشه در بقای قطر دارد؛ آنها میدانند تا زمانی که به گاز ایران وابستهاند، باید جمهوری اسلامی را با امتیازات کوچک، مانند سکوت در برابر سرکوب مردم ایران یا همکاریهای پشتپرده، راضی نگه دارند. اما این وابستگی، روزی پایان خواهد یافت؛ یا زمانی که قطر دیگر نیازی به منابع ایران نداشته باشد، یا زمانی که سرمایهگذاریهای عظیم آن در جاهای دیگر به بار نشسته باشد و خود را از این گاو شیرده بینیاز کند.
یکی از این سرمایهگذاریها، نفوذ رسانهای از طریق شبکه الجزیره است، که به ابزاری قدرتمند برای پروپاگاندای قطر تبدیل شده است. این شبکه، با پخش اخبار تحریفشده و حمایت از گروههای مورد نظر قطر، از جمله آخوندها، ذهنیت جهانی را شکل میدهد و چهرهای مثبت از سیاستهای این کشور ترسیم میکند. الجزیره، با بودجهای کلان و حضور در سراسر جهان، از بحرانهای خاورمیانه تا اعتراضات خیابانی، روایتهایی میسازد که به نفع قطر تمام میشود، در حالی که سایه سنگین غارت منابع ایران بر پشت این روایتها پنهان مانده است. اما قطر به همینجا بسنده نکرده و چشم به پروژههای بزرگتر دوخته است. در الجزایر، این کشور با تزریق میلیاردها دلار در پروژههای انرژی و زیرساخت، به دنبال ایجاد منبعی مستقل از گاز است تا روزی بتواند شیر پارس جنوبی را ببندد و به ایران پشت کند. این سرمایهگذاریها، که با قراردادهای مخفیانه و لابیگری همراه است، نشان از برنامهریزی بلندمدت قطر برای رهایی از وابستگی به ایران دارد.
علاوه بر الجزایر، قطر در حوزه فناوری و هوش مصنوعی نیز دست به کار شده است. با اختصاص بودجهای ۹ میلیارد ریالی، این کشور میزبان رویدادهایی مانند “قمه الویب” شده و شرکتهای نوپای تکنولوژی را جذب میکند تا خود را به عنوان چتری نوین در منطقه معرفی کند. این گام، که با همکاری غولهای فناوری جهانی همراه است، بخشی از استراتژی قطر برای تنوع بخشیدن به اقتصادش و کاهش وابستگی به منابع فسیلی است. اما این پیشرفتها، که با تبلیغات گسترده همراه شده، نمیتواند زشتی سیاستهایش را بپوشاند. قطر، با هر گام که در مسیر خودکفایی برمیدارد، همچنان به غارت گاز ایران ادامه میدهد و با هر دلاری که از این منابع به دست میآورد، جیب تروریستها و رسانههای پروپاگاندایش را پر میکند. این کشور حتی به پروژههای کشاورزی در سودان و املاک لوکس در اروپا روی آورده تا داراییهایش را متنوع کند و روزی که دیگر نیازی به ایران نداشته باشد، با خیالی آسوده از این رابطه سمّی خارج شود.
سیاست کثیف قطر، اما، تنها به استثمار اقتصادی محدود نمیشود؛ این کشور با حمایت از آخوندها، به ویژه در زمان بحرانهایی مثل خیزش ۱۴۰۱، نشان داده که حاضر است هر اقدامی برای حفظ منافعش انجام دهد. ارسال کمکهای مالی مخفی به تهران، میزبانی از دیپلماتهای رژیم در دوحه، و پخش برنامههای الجزیره که سرکوب مردم ایران را کمرنگ نشان میدهد، بخشی از این بازی است. این رفتار، که با چربزبانی و لبخند دیپلماتیک همراه است، چهرهای پلید از قطر ترسیم میکند؛ کشوری که با خون و ثروت ایران، جاهطلبیهایش را سیراب میکند و با هر بشکه گاز دزدیدهشده، آینده مردم این سرزمین را به گروگان میگیرد. روزی خواهد رسید که یا ایران از این چپاول رها شود، یا قطر با پشتوانه سرمایهگذاریهایش، دیگر نیازی به این گاو شیرده نداشته باشد و با پشت کردن به ایران، به راه خود ادامه دهد. اما تا آن زمان، این سیاست پلید، سایهای سنگین بر سرزمین ایران و مردمش خواهد افکند، و الجزیره، با هر خبر جعلی، این زخم را عمیقتر خواهد کرد.

