روشنک آسترکی – یک شهروند در گفتگو با «کیهان لندن» درباره رویاروییاش با دو ماه قطع اینترنت جهانی در ایران میگوید «قطع اینترنت به شدت احساس تحقیرشدگی به من داد. چون نمیفهمیدم چرا باید منِ شهروند مجازات شوم و از یک حق کاملا طبیعی یا به قول خودشان «مسلم» محروم باشم؟» و شهروند دیگری میگوید «انگار ته یک چاه افتادهام که صدایم به کسی نمیرسد و دنیایم خاموش و بیصدا شده است.»

دو ماه از قطع اینترنت جهانی بر روی شهروندان ایران میگذرد. جمهوری اسلامی نهم اسفندماه و ساعتی پس از آغاز جنگ با اسرائیل و آمریکا اینترنت جهانی را قطع کرد. در بیش از ۱۴۰۰ ساعتی که صدای مردم ایران با قطع جهانی اینترنت خاموش شده است همچنان «خودی»های حکومت با سازوکاری معروف به «سیم کارت سفید» به اینترنت جهانی دسترسی داشتهاند.
در آنسو با پایان تعطیلات نوروز اینترنت دیگری با عنوان «اینترنت پِرو» در اختیار اعضای برخی اصناف قرار گرفته است که بیانگر اجرای رسمی و علنی اینترنت طبقاتی در کشور است. طرحی که اینترنت را از یک «حق عمومی برای دسترسی به اینترنت» به یک کالای ویژه تبدیل میکند که در یک روند گزینشی از سوی حکومت و تحت نظارت نهادهای امنیتی در اختیار برخی شهروندان قرار میگیرد و هر چه شهروندان کمبرخوردارتر و و از اقشار محرومتر باشند در روند گزینشی حکومت نادیدهتر گرفته میشوند.
اگر چه در روزهای گذشته برخی اصناف از جمله کانون وکلای دادگستری استان سمنان، سازمان نظام پرستاری و انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران دریافت «اینترنت پرو» را بهعلت تبعیضآمیز بودن نپذیرفتهاند اما شمار زیادی از اصناف و مشاغل نیز از دریافت «اینترنت پرو» استقبال کرده و به طبقاتی کردن جامعه در برخورداری از حق طبیعی دسترسی به اینترنت دامن زدهاند.
اکنون در شصتمین روز قطع اینترنت جهانی در ایران گزارشهای زیادی درباره خسارتهای اقتصادی ناشی از این اقدام سرکوبگرانه جمهوری اسلامی منتشر شده است. وزیر ارتباطات در سیامین روز قطع اینترنت هشدار داده بود درآمد ۱۰ میلیون نفر در ایران بهطور مستقیم و غیرمستقیم وابسته به اینترنت است و آستانه تحمل اقتصاد ایران برای قطع سراسری اینترنت ۲۰ روز بود؛ با اینهمه قطع اینترنت جهانی ادامه دارد.
برآوردها نشان میدهد قطع اینترنت طی هشت هفته خسارتی بیش از ۲/۵ میلیارد دلار به اقتصاد ایران وارد کرده است. مقامات دولتی بیکاری دو میلیون نفر را در پی قطع اینترنت تأیید کردهاند اما تحلیلگران اقتصادی این رقم را ۴ میلیون نفر برآورد کرده و معتقدند شمار بیکارشدگان در هفتههای آینده افزایش نیز خواهد یافت.
در این میان اما آنچه کمتر در گزارشها در رابطه با پیامدهای قطع اینترنت مورد توجه قرار گرفته اثرات روانی و روحی آن بر شهروندان است. قطع ناگهانی ارتباطات و دسترسی به شبکههای اجتماعی و ایجاد مشکلاتی در روند زندگی روزمرهای که وابستگی قابل توجهی به اینترنت دارد به فشاری مضاعف بر شهروندانی تبدیل شده که در شرایط جنگی با فقر و عدم امنیت شغلی دستوپنجه نرم میکنند و با انواع ناکارآمدی و سرکوبهای حکومت روبرو هستند.
«کیهان لندن» در گفتگو با تعدادی از شهروندان آثار و مشکلاتی که قطع اینترنت بر روند زندگی و احساسات آنها گذاشته را بهعنوان یکی از پیامدهای قطع جهانی اینترنت در ایران مورد بررسی قرار داده است.
نگار، حسابدار ۳۲ ساله ساکن شیراز، در گفتگو با «کیهان لندن» تجربه دو ماه قطع جهانی اینترنت را همچون تجربه «برزخ» عنوان میکند و میگوید «قطع اینترنت را در اعتراضات ۹۸ و ۴۰۱ و دی۴۰۴ و جنگ ۱۲ روزه تجربه کرده بودم اما از یکطرف مدت زمان قطع اینترنت کوتاه بود از طرف دیگر در جریان اعتراضات هیجان ناشی از تحولات اجتماعی آنچنان ابعاد قطع اینترنت را برایم جدی نکرده بود. اینبار اما وحشت از جنگ برای من شرایط را دشوار کرد و به شکلی که وصل مجدد اینترنت به روشن تکلیف روابط جمهوری اسلامی و آمریکا گره خورد، با در نظر گرفتن اینکه من و بقیه مردم بیست سال تنشهای هستهای و روشن نشدن تکلیف این روابط را زندگی کردهایم وضعیت را ترسناک کرده است. از وقتی هم خبر توزیع اینترنت پرو را شنیدم احساس ناامیدی و بیچارگی بیشتری را تجربه میکنم چون فکر میکنم اینترنت حالا حالاها وصل نخواهد شد.»
نگار یادآوری میکند که وصل اینترنتی که میگوید منظورش همان اینترنت فیلتر شده و بیکیفیتی است که درگذشته هم برای دسترسی به آن باید هزینه زیادی میکرد. او مهمترین بُعد آزار روحی ناشی از قطع اینترنت را قطع شدن روابطش با دوستانش میداند: «ارتباطات مجازی از طریق اینستاگرام و واتساپ با دوستانم و گروههای فامیلی خیلی برایم مهم بود. مشغلههای زندگی امروزی و البته هزینهبر بودن ارتباطات حضوری باعث شده بخشی از روابط دوستانه و فامیلی در ایران طی سالهای گذشته و بهخصوص بعد از کرونا به فضای مجازی کشیده شود. حالا قطع یکباره همه آن روابط فشار سنگینی بود. از طرف دیگر هزینههای من که کارمندی هستم که همه تلاشم اینست از نظر مالی به والدینم وابسته نباشم هم به شدت دراین مدت افزایش پیدا کرد. برای چند بار اتصال حدود نیم ساعته به اینترنت بیش از ۷ میلیون تومان هزینه کردهام. از طرف دیگه بعد از سبک شدن حملات برای دیدار با دوستانم چند بار کافیشاپ رفتیم که خُب همین هم چند میلیون تومان به هزینههای من اضافه کرد.»
قطع ارتباطات برای بسیاری از شهروندان بهعنوان یکی از پررنگترین آثار قطع اینترنت به تجربه تلخی تبدیل شده است. فرشته ۷۲ ساله که تنها زندگی میکند هم در توصیف روزهایی که در دو ماه گذشته با قطع اینترنت گذارنده به «کیهان لندن» میگوید «انگار ته یک چاه افتادهام که صدایم به کسی نمیرسد و دنیایم خاموش و بیصدا شده است.»
او میگوید مانند بخش زیادی از مردم برنامههای صداوسیما را نمیبیند. شبکههای ماهوارهای هم به علت شیوه پوشش اخبار اضطرابزا بوده و مدت کمی در طول روز را کانالهای ماهوارهای تماشا میکرده است. «همه دلخوشی من ارتباط با فرزندانم و نوههایم در خارج از ایران بود که نه تنها دلخوشیام از من گرفته شد بلکه قطع ارتباط با بچهها به شدت مضطربم کرد و دچار حملات پنیک میشدم.»
او بهعنوان سالمندی که تنها زندگی میکند با گروه دیگری از سالمندان در پارک محل جمع میشدند و یک دوره مهمانی داشتند و میگوید شرایط جنگی همین سرگرمیهای کوچک را هم از او و دوستانش گرفته و حتی به علت شرایط در روزهای قطع اینترنت که همزمان با بمباران بوده ناچار بوده در خانه بماند و حتی برای خرید مایحتاج روزانه هم از خانه خارج نمیشد و از طریق پیک سوپرمارکت و میوهفروشی خریدهایش را دریافت میکرده است و در ۴۰ روز جنگ فقط دو بار برای خرید دارو از خانه خارج شده است.
برای سیامک ۴۰ ساله و متأهل اما آنطور که توضیح میدهد تحقیر ناشی از قطع اینترنت به خشمی انباشته در وجودش تبدیل شده است. او مهندس عمران است و در یک پروژه انبوهسازی مشغول فعالیت بوده که از ابتدای جنگ تا کنون پروژه تعطیل و او در حالت تعلیق کاری به سر میبرد. سیامک به «کیهان لندن» میگوید: «قطع اینترنت به شدت احساس تحقیرشدگی به من داد. چون نمیفهمیدم چرا باید منِ شهروند مجازات شوم و از یک حق کاملا طبیعی یا به قول خودشان «مسلم» محروم باشم؟ چون جنگ است؟ چرا هزینه جنگ را من باید همه جوره پرداخت کنم؟ چون بخش امنیتی حکومت سوراخ بوده و حالا میترسد اینترنت را وصل کند؟ به من چه؟ مگر اینترنت اسرائیل و دبی و حتی لبنان در همین جنگ قطع شده بود؟»
سیامک و نگار هر دو میگویند از اینترنت ملی و پیامرسانهای داخلی استفاده نمیکرده و نخواهند کرد. آنها بیاعتمادی به جمهوری اسلامی و عدم کارآیی درست و با کیفیت این شبکهها را از دلائل عدم استفاده از این شبکهها بیان میکنند. سیامک میگوید «همین برنامههای جمهوری اسلامی هم تمسخر ما شهروندان است و جمهوری اسلامی ما را در جغرافیای ایران اسیر کرده است. نه فقط برای نداشتن اینترنت. کار و شغل و درآمد و زندگی و روابطمان و همه چیزمان را مثل اسرای جنگیِ در اردوگاه تحت نظر و اراده خودش قرار میدهد.»
ابعاد دشواری و فشار وارد شده به شهروندان با قطع اینترنت گسترده است. رضا ۳۷ ساله و مجرد میگوید خواهرش ۳۹ ساله و دچار سرطان است و ماههاست «رختخوابنشین» شده است. رضا میگوید تنها دلخوشی خواهرم اینترنت بود و همه روزهایی که با حال نزار روی تخت خوابیده و توان بلند شدن ندارد را به خواندن کتاب و دیدن یوتیوب و سرگرم شدن با اینستاگرام میگذراند.
رضا میگوید: «وضعیت روحی ریحانه در این دو ماه که اینترنت قطع بود بدتر شده و به طور مشخص ناامیدی وجودش را فرا گرفته طوریکه حتی روزهای اولی که از ابتلایش به سرطان خون مطلع شده بود اینقدر ناامید نبود که حالا هست و در آخرین ویزیتی که با پدر و مادرم دکترش را دیده بود دکترش از کند شدن روند بهبود ریحانه خبر داده بود.»
بهار و امیر زوج جوانی هستند که در گفتگو با «کیهان لندن» میگویند قطع اینترنت در روزهای خانهنشین شدن اجباری در شرایط جنگ برای بهار که گرافیست و امیر که مدیر داخلی یک کافیشاپ بوده آنها را به مرز فروپاشی روانی کشانده است.
این زوج ساکن تهران میگویند توان مالی برای رفتن به محلی امن را نداشتند و ناچار در آپارتمان ۵۰ متریشان در شرق تهران مانده بودند؛ منطقهای که به گفته آنها حملات زیادی را در جریان جنگ تجربه کرد و شیشههای پنجره خانه کوچک آنها هم از موج حملات در امان نمانده است و در هفته دوم جنگ پس از یک انفجار در کوچه پشت خانهشان شکسته است.
بهار میگوید ما معمولا رابطه سازنده و آرامی با هم داشتیم و امیر برای من آدم امنی بود اما در خانه ماندن و قطع اینترنت من را به شدت عصبی کرده بود و چندین بار با هم مشاجره داشتیم.
امیر معتقد است موضوع اختلاف میان آنها بیش از خانهنشین شدن به قطع اینترنت ارتباط دارد: «در کرونا ما مدت خیلی طولانیتری را در خانه بودیم اما خیلی با خانه ماندن حال کردیم. کلی فیلم دیدیم. اتاق کارمان را رنگ کردیم و روزهای خوبی را گذراندیم اما قطع اینترنت در یک سازوکار عجیبی ما را خشمگین و بیطاقت کرده بود.»
بهار میگوید از هفته سوم جنگ متوجه شد افسرده شده است و بعد از تماس با یکی از دوستانش که روانپزشک است و توضیح حالات و وضعیتش، برای او سرترالین تجویز شده و همچنان در حال مصرف این داروی ضد افسردگی است.
بهار و امیر میگویند همسایه آنها هم دچار آسیب شده و روزهای پیدرپی آنها از خانه همسایهای که در طول سه سال صدایی از مشاجره آنها نشنیده بودند، صدای جر و بحث میشنیدند.
روایت این چند شهروند به روشنی نشان میدهد سرکوب عمومی جامعه به محرومیت آنها از حق دسترسی به اینترنت چطور روح و روان و امید را میان اعضای مختلف جامعه به بازی میگیرد. موضوعی که از سوی کارشناسان نیز تأیید میشود و توضیح میدهند که عدم دسترسی به اینترنت، سرخوردگی و تحقیر ناشی از قطع اینترنت بهعنوان اقدامی سرکوبگرانه از سوی حکومت، بیخبری و احساس ناکامل بودن و انزوا، از جمله مواردی هستند که سبب افزایش شدید اضطراب در فرد، اختلال در خواب، و افزایش تحریکپذیری عصبی میشوند. برخی کارشناسان این عوارض را مشابه عوارض روانی ناشی از تحمل زندان برای زندانیان میدانند.




